مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۶۱.
۲۶۲.
۲۶۳.
۲۶۴.
۲۶۵.
۲۶۶.
۲۶۷.
۲۶۸.
۲۶۹.
۲۷۰.
۲۷۱.
۲۷۲.
۲۷۳.
۲۷۴.
مدرسه
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
102 - 121
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر باهدف تحلیل تجارب زیسته راهبران آموزشی از جایگاه، نقش و چالش های ایشان در نظام آموزشی انجام شده است روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر به شیوه کیفی و از نوع پدیدارشناسی انجام شد. باتوجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد، که با مصاحبه عمیق از 16 راهبر آموزشی و تربیتی سال تحصیلی 1402-1403 ، داده های اخذشده به اشباع رسید. داده های حاصل از تجارب زیسته راهبران به روش کُلایزی (2002) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند و جهت اعتبار یابی از ملاک های چهارگانه گوبا و لینکن (1985) استفاده شد؛ همچنین از نرم افزار MAXQDA12 به عنوان ابزار تحلیل داده ها استفاده شد.. یافته ها : یافته های حاصل از تجارب زیسته راهبران، در قالب 7 مضمون اصلی " جایگاه و نقش مدیریتی راهبران آموزشی و تربیتی"، " جایگاه و نقش اجتماعی راهبران آموزشی و تربیتی"، " جایگاه و نقش آموزشی راهبران آموزشی و تربیتی"، " چالش های مربوط به مسائل مسافتی" چالش های مربوط به مسائل مالی"، " چالش های مربوط به مسائل مدرسه" و "سایر چالش ها" طبقه بندی گردید. بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از تحلیل تجارب زیسته راهبران در این پژوهش نشان می دهد که مجموعه ای از وظایف و چالش ها پیش روی راهبران آموزشی قرار دارد که با تغییر رویکرد کلی در سیستم آموزشی، قابل کنترل است. لذا باید در رویکردهای کلی سیستم آموزشی تجدیدنظر صورت گیرد.
اولویت بندی علاقمندی های دانش آموزان ابتدایی به یادگیری حوزه های دانشی مطالعات اجتماعی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی با تاکید بر تاریخ
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
15 - 27
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد کمی و استفاده از روش پیمایشی، به بررسی اولویت بندی علاقمندی های دانش آموزان ابتدایی به حوزه های دانشی مطالعات اجتماعی پرداخته است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شده و اطلاعات از دانش آموزان پسر پایه چهارم تا ششم مقطع ابتدایی ناحیه 4 کرج در استان البرز به روش نمونه گیری خوشه ای جمع آوری گردید. داده ها از طریق 60 مصاحبه و تکمیل پرسشنامه های مرتبط گردآوری و پس از رسیدن به اشباع نظری، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانش تاریخ بیشترین میزان علاقمندی را در میان دانش آموزان به خود اختصاص داده است، در حالی که دانش اقتصادی کم ترین میزان جذابیت را داشته است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که مدرسه نسبت به خانواده نقش مؤثرتری در شکل دهی به علاقمندی های دانش آموزان دارد. این پژوهش بر اهمیت تأثیر مدرسه و خانواده در ترغیب دانش آموزان به یادگیری مطالعات اجتماعی تأکید کرده و پیشنهاد می کند که برنامه های آموزشی به گونه ای طراحی شوند که با تقویت همکاری میان این دو محیط، انگیزه و مشارکت دانش آموزان در یادگیری حوزه های مطالعات اجتماعی افزایش یابد.
بررسی میزان احساس تعلق به مدرسه در بین دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی به منزلۀ نشاط ذهنی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: دانش آموزان افغان که بخش قابل توجهی از مهاجران در ایران را تشکیل می دهند در جایگاه یک شهروند مهاجر دارای حقوق و مسئولیت هایی هستند. یکی از حقوق آن ها، حق تحصیل در مدارس است. احساس تعلق به مدرسه، عنصری حیاتی در رشد و شکوفایی دانش آموزان محسوب می شود و فقدان آن می تواند پیامدهای منفی متعددی به دنبال داشته باشد. این موضوع برای دانش آموزان مهاجر، به ویژه دانش آموزان افغان که ممکن است با چالش های فرهنگی، زبانی و اجتماعی بیشتری روبرو باشند، اهمیتی دوچندان پیدا می کند. در این پژوهش ما به دنبال بررسی این احساس در میان دانش آموزان افغان هستیم. روش ها : برای انجام این پژوهش از روش پژوهش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی شهرستان پاکدشت بوده اند که 264 نفر از آنان به صورت تصادفی برای حجم نمونه انتخاب شده اند. برای بررسی میزان احساس تعلق دانش آموزان افغان از پرسشنامه حس تعلق بری و همکاران استفاده کرده ایم. پرسشنامه ها در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و بعد از جمع آوری، داده ها با استفاده از نرم افزار 21 spss و از طریق آمارهای توصیفی تک متغیره مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: داده های به دست آمده حاکی از آن است که به طور کلی احساس تعلق خوبی در بین دانش آموزان افغان به مدرسه وجود دارد. دامنه نمرات 57 نشان می دهد که تفاوت های قابل توجهی در احساس تعلق بین دانش آموزان وجود دارد. انحراف معیار 03/12 نشان دهنده پراکندگی مناسب این احساسات در میان دانش آموزان است. اما در مؤلّفه مشارکت علمی داده های به دست آمده حاکی از آن است که دانش آموزان ممکن است نسبت به تحصیل و مشارکت در فعالیت های علمی رغبت کمی داشته باشند. نتیجه گیری: احساس تعلق مثبت در بین دانش آموزان افغان دیده می شود. اما می توان اقدامات مختلفی را برای بهبود وضعیت احساس تعلق به مدرسه و مشارکت دانش آموزان طراحی کرد. این اقدامات باید شامل برنامه های آموزشی برای معلمان، فعالیت های تشویقی برای دانش آموزان، و ایجاد فضایی عادلانه و محترم در مدرسه باشد. فضای عادلانه محیطی است که در آن همه دانش آموزان، فارغ از تفاوت هایشان، به فرصت های برابر آموزشی و حمایتی دسترسی داشته باشند. این فضا، زمینه را برای شکوفایی و موفقیت همگانی فراهم می کند.
تدوین مدل مفهومی و ساخت ابزاری برای سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی: یک مطالعه آمیخته
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
34 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: تدوین مدل مفهومی، ساخت ابزار سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی، روایی و اعتبارسنجی ابزار روش پژوهش: روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی یافته ها: تبیین جدید و کاربرد طبقه بندی مارزانو و کندال از اهداف آموزشی برای ارزشیابی تکوینی، مؤلفه های مدل مفهومی ارزشیابی تکوینی عبارت اند از: ارائه دانش، سیستم شناختی (بازیابی، درک مطلب، تحلیل، بهره برداری از دانش)، فراشناخت، تفکر نظام شخصی، راهبردهای ارزشیابی تکوینی سنتی و نوین، تدوین پرسش نامه 74 سؤالی نتیجه گیری: استخراج شش مؤلفه و 28 سؤال از پرسش نامه در روش تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ کل سازه برابر 0.79 و قابل قبول است. ابزار در تحلیل عاملی تأییدی دارای برازش ضعیف است و با اصلاح مدل برازش آن بهبود یافت.
طراحی اقدامات اصلاحی رفتاری جهت ارتقاء سلامت جسمانی دانش آموزان؛ کاربستی از بینش های رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
77 - 110
حوزههای تخصصی:
بحث سلامت جسمانی یکی از مباحثی است که خط مشی گذاران هر کشور باید بدان توجه داشته و برای آن برنامه ریزی داشته باشند. این موضوع زمانی مهم تر می شود که طبق آمارهای مختلف، پس از همه گیری ویروس کرونا و تعطیلی مدارس، دانش آموزان با مشکلاتی از جمله اضافه وزن و عدم تحرک روبرو شده اند. یکی از ابزارهایی که خط مشی گذاران می توانند از آن برای تغییر رفتار دانش آموزان کمک بگیرند، استفاده از ابزارهای خط مشی رفتاری می باشد. در این پژوهش پس از مطالعه ی ادبیات حوزه ی رفتاری و مشورت با نخبگان این حوزه، دو اقدام اصلاح رفتاری را طراحی کرده و به روش شبه تجربی در مدارس منتخب اجرا کردیم. به این صورت که رفتار دانش آموزان در پیش آزمون و پس آزمون بررسی و ثبت گردید. اردوی حرکتی و بوفه ی مدرسه دو اقدامی بود که پس از طراحی، یکی از آن (اردوی حرکتی) در مدرسه ی پسرانه ی صالحین و دیگری (بوفه ی مدرسه) در مدرسه ی دخترانه ی استاد مطهری اجرا گردید. نتایج این دو اقدام نشان داد استفاده از ابزارهای خط مشی رفتاری در تغییر رفتار دانش آموزان اثربخش خواهد بود.
تحلیل انتقادی پیامدهای اجتماعی آموزش سواد مالی به کودکان: مطالعه موردی یک بازارچه دانش آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقبال مدارس از آموزش سواد مالی به شکل روزافزونی در حال گسترش است؛ یکسویه و خوش بینانه بودن تحلیل های موجود نسبت به این امر، نیاز به مطالعه انتقادی درباره پیامدهای اجتماعی اقدامات مذکور را ضرورت می بخشد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در پی مطالعه پیامدهای اجتماعی برگزاری بازارچه به ویژه بر کودکان است.چارچوب مفهومی پژوهش مبتنی بر نظریات اقتصاداخلاقی (پولانی و گرانووتر) مبنی بر پیوند کنش های اقتصادی و هنجارهای اجتماعی و نیز اهمیت برنامه درسی پنهان (به ویژه در نگرش اپل) مندرج در مجموعه آموزش ها ازجمله سواد مالی است.روش پژوهش از نوع «مطالعه موردی بوده و به صورت کیفی و میدانی انجام شده است؛ موضوع مورد مطالعه، یک بازارچه دانش آموزی در دبستانی غیردولتی در تهران بوده که داده های آن در یک مطالعه طولی به مدت 8 ماه ازطریق مشاهده مشارکتی گردآوری شده است.یافته های پژوهش حاکی از تغییر رفتارهای دانش آموزان است که مهمترین آن تبعیت از منطق بازار، تلاش برای فرار از پرداخت اجاره بها و شیوع اقدامات فریبکارانه در میان آنان بوده است.براساس نتایج پژوهش، آموزش سواد مالی ازطریق برگزاری بازارچه (بدون ملاحظات اجتماعی)، حاوی برنامه درسی پنهانی است که ارزش هایی مغایر با ارزش های حاکم بر نظام آموزش را تقویت می کند و تعاملات اقتصادی در فضای رقابتی بازارچه ها، به تضعیف هنجارهای اجتماعی دامن می زند.
تجربیات کارآفرینان در دوران مدرسه: تحلیل هم رخدادی انتشارات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
163 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله تحلیل هم رخدادی واژگان انتشارات علمی تجربیات مدرسه ای کارآفرینان با استفاده از فنون علم سنجی است تا نشان داده شود تجربیات دوران مدرسه کارآفرینان تا چه میزان مورد توجه و بررسی پژوهشگران بوده و کشورها و دانشگاه های مختلف در بررسی این موضوع چه نقشی ایفا کرده اند. همچنین، این بررسی آشکار می کند در این حوزه چه مفاهیمی مورد نظر قرار گرفته و ارتباط آن ها چگونه است.
روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است که با روش هم رخدادی واژگان و شاخص های علم سنجی انجام شده است. داده های 2132 مقاله علمی از 1970 تا 2023 از پایگاه اسکوپوس استخراج و با نرم افزار «شبکه های کتاب سنجی» تحلیل گردید.
یافته ها: روند رشد مقالات علمی منتشرشده در حوزه تجربیات مدرسه ای کارآفرینان از سال 2000 شروع شده و همچنان ادامه دارد. آمریکا، انگلستان و اندونزی، کشورهای پیشرو این حوزه علمی هستند. همچنین خوشه های موضوعی اصلی شامل: آموزش عملی کارآفرینی، استراتژی های آموزشی در کارآفرینی، جنبه های روان شناختی کارآفرینی و ادغام آموزش و کارآفرینی است.
اهمیت پژوهش: نتایج می تواند به درک بهتر از وضعیت حال و آینده این حوزه کمک کند. تحلیل علم سنجی از سویی موضوعات مورد بررسی و مغفول را نشان می دهد و از سوی دیگر زمینه های پژوهش و همکاری های پژوهشگران را آشکار می کند. این آشکارسازی خدمتی به شناسایی مسئله های مهم و مغفول می رساند و به پژوهشگران فرصت همکاری می دهد.
.
نتیجه گیری: پژوهش در حوزه کارآفرینی، عملی میان رشته ای و نیازمند همکاری گروه های علمی متعدد است و این فعالیت طی قرن بیست و یک افزایش قابل توجهی داشته و همچنان در فرایند رشد است. با وجود این، پژوهش های اندکی توسط پژوهشگران ایرانی انجام شده است. فعالیت های کارآفرینی به چندین روش، توسعه اجتماعی و اقتصادی را ترویج می کنند؛ زیرا درآمد افراد را افزایش می دهند و مشاغل بیشتری ایجاد می کنند و نیروی خلاقیت جامعه را به تحرک وامی دارند. تجربه مدرسه ای کارآفرینان نقش اساسی در شکل دهی به دانش و مهارت های نظری آن ها برای راه اندازی و مدیریت یک کسب وکار دارد.
توسعه اوقات فراغت دانش آموزان با رویکرد مبتنی بر فعالیت های ورزشی اسلامی در محیط های مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و بانکداری اسلامی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
523 - 544
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت زمانی است که دانش آموزان از ارائه تکالیف اجباری برای مدرسه و پیروی از برنامه روزمره سال تحصیلی فراغت می یابند و فرصتی است برای سرگرم شدن، تفریح کردن و لذت بردن که متعلق به آنان است و از این رو باید به کارهایی بپردازند که به آن ها علاقمندند و همچنین پوشش دهنده برای نیازهای جسمانی و روانشناختی آنهاست. هدف از این پژوهش توسعه اوقات فراغت دانش آموزان با رویکرد مبتنی بر فعالیت های ورزشی در محیط های مدرسه می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف تحقیق از نوع (کیفی)، از لحاظ نوع روش گراندد تئوری است. جامعه آماری ما شامل مدیران ارشد آموزش و پرورش که سابقه مدیریت عملی و علمی در حوزه ورزش دانش آموزی را دارند بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود و تعداد نمونه این پژوهش تا اشباع نظری از مدیران آموزش و پرورش در حوزه تربیت بدنی با سابقه مدیریت در سطوح مختلف تا زمانی که اشباع نظری حاصل شود و با آن ها مصاحبه به عمل آمد که در این پژوهش با اجرای 10 مصاحبه به این مرحله رسید، و طی سه مرحله کد گذاری انجام گرفت و 73 شاخص و 13 مولفه از بین مصاحبه های صورت گرفته، استخراج گردید که شامل عوامل علی (نیازهای فردی، نیازهای سازمانی)؛ عوامل مداخله گر (عوامل فردی، عوامل سازمانی)؛ عوامل زمینه ای (زیرساختها، ظرفیتهای اجتماعی و سازمانهای حمایتی)؛ ابعاد و نشانگرها (دسترس بودن فعالیتهای اوقات و فراغت، دستیابی مالی، دستیابی ذهنی(ادراکی) و دستیابی فیزیکی)؛ عوامل پیامدی (فردی و اجتماعی) و عوامل راهبردی بودند.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
255 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.
طراحی و تبیین نظام آموزش مدرسه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از پشتوانه های اساسی در بحثِ علوم انسانی، نظریات و دیدگاه های اندیشمندان و بزرگان فلاسفه است. در بین آرای فلسفی، حکمت متعالیه نقش پررنگی دارد چرا که ژرف گونه به شناخت خدا، انسان و هستی پرداخته است که می توان دلالت های تربیتی اصیل از مبانی فکری و فلسفی آن برای نظام تعلیم و تربیت به طور عام و ساختار آموزش مدرسه ای به طور خاص استخراج نمود. از این رو پژوهش حاضر کاربردی و هدف آن طراحی الگوی نظام آموزش مدرسه ای بر مبنای اندیشه ها و آرای فلسفی ملاصدرا است. برای رسیدن به هدف پژوهش از رویکرد کیفی-اسنادی و روش استنتاج و تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد. جامعه مورد نظر را کلیه اسناد و مدارک مرتبط با کلیدواژگان فلسفی ملاصدرا و علوم تربیتی در پایگاه های علمی و سایت های مرتبط علمی- پژوهشی و انتشاراتی و کتاب خانه های عمومی بخش مرجع تشکیل داد؛ که با بررسی های اکتشافی اولیه تعداد 51 سند به دست آمد که از طریق نمونه گیری هدفمند به 20 سند تقلیل یافت. در نهایت، 171 خرده مقوله در زیر 15 مقوله میانی جایابی شدند. سپس، مقولات میانی در هشت مقوله اصلی به نام های متعلم صدرایی، معلم صدرایی، هدف صدرایی، برنامه و موضوعات درسی صدرایی، روش تدریس صدرایی، یادگیری صدرایی، مدیریت آموزشی صدرایی و رهبر آموزشی صدرایی دسته بندی شدند. برای سنجش پایایی، از ضریب هولستی (89 درصد) بهره گرفته شد. در پایان به ارائه مدل مفهومی و بحث و نتیجه گیری پرداخته شد.
نقش مدرسه و عوامل آن در سلامت روان دانش آموزان
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مدرسه و عوامل آن یعنی معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت در سلامت روان دانش آموزان ابتدایی بود که کاربردی و از نظر نوع پژوهش به صورت مروری (کتابخانه ای) انجام شد. برای تهیه ی مبانی نظری، ادبیات و پیشینه ی پژوهش از مقالات موجود در پایگاه های داده علمی معتبر داخلی و خارجی استفاده شد. منابع گردآوری شده مربوط به سال های 2019 تا 2024 که نزدیک ترین ارتباط را با هدف و عنوان پژوهش داشتند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگر پس از انتخاب 34 مقاله، به تجزیه و تحلیل آن ها به روش تحلیلی پرداخت. نتایج نشان داد مدرسه، معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت بر سلامت روان دانش آموزان تأثیر فراوانی دارند. به نوعی که مدرسه و هر یک از عوامل آن با حمایت و ارتقا سلامت روان دانش آموزان علاوه بر بهبود و پیشرفت تحصیلی، بر رشد و تکامل روانی_اجتماعی، حس نشاط و پرورش خلاقیت آن ها نیز تأثیرگذار هستند. از طرفی آن ها می توانند موجبات خلل در سلامت روان دانش آموزان باشند.
تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی یر سلامت روان دانش آموزان
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
97 - 110
حوزههای تخصصی:
رشد پرشتاب فناوریهای دیجیتال در دهههای اخیر بهویژه شبکههای اجتماعی، الگوهای ارتباطی، آموزشی و تفریحی نوجوانان را بهشکل بنیادینی دگرگون ساخته است. این پژوهش با تمرکز بر دانشآموزان مقطع متوسطه، به بررسی تأثیر استفاده گسترده از پلتفرمهایی چون اینستاگرام، تیکتاک، تلگرام و واتساپ بر سلامت روان آنان میپردازد. یافتههای جهانی و بومی حاکی از آن است که استفاده مفرط از شبکههای اجتماعی با افزایش علائم اضطراب، افسردگی، احساس انزوا، افت تحصیلی، اختلالات خواب و کاهش عزتنفس در نوجوانان ارتباط معناداری دارد. با توجه به ویژگیهای حساس دوره نوجوانی در شکلگیری هویت و رشد مهارتهای بینفردی، رصد و مدیریت مصرف شبکههای اجتماعی اهمیت ویژهای مییابد. این مطالعه با بهرهگیری از ادبیات پژوهشی نوین و شواهد میدانی، ضمن تحلیل پیامدهای روانی–اجتماعی استفاده از شبکههای اجتماعی، پیشنهادهایی کاربردی برای مداخلات پیشگیرانه و حمایتی در سطح خانواده و مدرسه ارائه میدهد.
شناسایی موانع تعامل سازنده بین اولیاء و مربیان مدرسه و راهکارهای بهبود آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
124 - 149
حوزههای تخصصی:
در عصر تعلیم و تربیت مشارکتی، تعامل سازنده میان اولیاء و مربیان از عوامل کلیدی موفقیت آموزشی و تربیتی به شمار می رود. با این حال، ضعف ارتباط میان این دو نهاد موجب اختلال در فرآیند یادگیری و کاهش سرمایه اجتماعی مدرسه می شود. هدف این پژوهش شناسایی موانع تعامل والدین و مربیان و ارائه راهکارهای بهبود آن است. این پژوهش کیفی و با رویکرد فراترکیب است. داده ها با جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی، مقالات مرتبط تا سال ۱۴۰۴ جمع آوری و بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند. در نهایت، داده های کیفی مطالعات منتخب با استفاده از تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل و سنتز شدند. نتایج نشان داد موانع تعامل در شش دسته اصلی شامل عوامل شناختی و نگرشی، ارتباطی و تعاملی، ساختاری و سازمانی، خانوادگی و اجتماعی، مدرسه ای و حرفه ای و عوامل حقوقی و سیاست گذاری قرار می گیرند. پیامدهای این گسست نیز در ابعاد روان شناختی و تحصیلی دانش آموزان، کارکردهای مدرسه، روابط اجتماعی و فرهنگی و پیامدهای بلندمدت آشکار می شود. در پایان، راهکارهای تقویتی در سطح آموزشی، ارتباطی، مدیریتی، خانوادگی و سیاست گذاری ارائه گردید.