مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
۱۱۴.
المیزان
حوزههای تخصصی:
مرابطه ازجمله مباحث مهم اجتماعی قرآن است که نقشی مؤثر در شکل گیری ارتباط افراد درراه اهداف و آرمان های اسلامی در جامعه دینی دارد. پژوهش حاضر، این مسئله مهم را به روش تطبیقی و شیوه توصیفی_تحلیلی از منظر دو مفسر معاصر؛ طباطبایی در المیزان و ابن عاشور در التحریر والتنویر موردنقد قرار داده است. به نظر ابن عاشور مرابطه به معنای حفظ آمادگی نظامی در مرزهای کشور اسلامی است؛ درحالی که بر اساس خوانش اجتماعی طباطبایی، مرابطه به معنای ارتباط تمامی افراد در جمیع شئون زندگی اجتماعی است. سؤال اساسی آن است که با عنایت به روابط هم نشینی واژگان و هم چنین بررسی معانی باب مفاعله در آیه 200 سوره آل عمران، تبیین دقیق مفهوم مرابطه چیست؟ با بررسی تطبیقی، ذکر روایت تفسیری انتظار نماز پس از نماز، به عنوان نقطه اشتراک نظر هر دو مفسر به دست آمده است. از طرفی به عنوان نقطه افتراق، تحلیل اجتماعی طباطبایی درباره مرابطه اسلامی به معنای ارتباط تمامی افراد در کنش های اجتماعی، در برابر نظر ابن عاشور، یعنی حفظ مرزهای کشور اسلامی قرار دارد. نتیجه آن که با عنایت به اطلاق رابطوا در آیه و نظر به معانی باب مفاعله، هیچ یک از دیدگاه های مذکور از حد تعیین مصداق فراتر نبوده و رابطوا حکایت از مشارکت مداوم افراد جامعه همراه با ایستادگی محکم و قوی درراه رسیدن به حق دارد.
تأثیر گرایش عرفانی علامه طباطبایی بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
23 - 44
حوزههای تخصصی:
شخصیت عرفانی علامه طباطبایی با توجه به شاگردی ایشان نزد عارف شهیر سیدعلی قاضی طباطبایی و آثار عرفانی به جا مانده از وی، بر کسی پوشیده نیست و جایگاه رفیع المیزان در میان تألیفات متنوع ایشان، به همین مقدار مبرهن است. با این همه، تاکنون پژوهش مستقل و جامعی پیرامون میزان اثرگذاری گرایش عرفانی ایشان بر المیزان، مشاهده نشده است و این مقاله در پی بررسی این مهم با کنار هم گذاشتن مبانی عرفان و برداشت های تفسیری علامه است. این همان عرفانی است که از دایره ثقلین خارج نیست و به همین سبب و به جهت علو شخصیت علامه در جهان اسلام و بستر قرآنی المیزان، می تواند یکی از شواهد دقیق و قابل استناد در مباحث عرفان ناب اسلامی باشد و توجه محققان را به بعد عرفانی المیزان که در نگاه اول محسوس نیست جلب کند و شخصیت برجسته تفسیری علامه را در کنار عارفی متعالی قراردهد که می تواند مهم ترین اصول و مبانی عرفان را همچون فنا، عشق الهی، تجلی، توحید و ولایت، در بستر مباحث متین قرآنی که با روش تحسین برانگیز قرآن به قرآن مطرح می شوند، ارائه دهد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده است. بر اساس یافته های تحقیق، علامه به عرفان برگرفته از ثقلین پای بند بوده و بازتاب آن را می توان با بررسی برداشت های تفسیری وی در المیزان دید.
مقومات العداله الاجتماعیه وطرق تطبیقها وفقا لتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تُعتبر العداله الاجتماعیه موضوعًا حیویا ومثیرا للجدل فی السیاق الاجتماعی والدینی خاصه وأن القرآن الکریم یحتوی على توجیهات ومبادئ تتعلق بالعداله الاجتماعیه؛ وذلک بالاستناد إلى النصوص القرآنیه وتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. یعمل هذا البحث على توضیح المفاهیم والمقومات الأساسیه للعداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقا للنصوص الدینیه. حیث فهمها الصحیح أمر حیوی للمجتمع وللدیانه الإسلامیه. فالعداله الاجتماعیه هی قضیه حیویه فی مجتمعاتنا، والتی تلعب دوراً کبیراً فی تحقیق التوازن والعداله بین الأفراد. من خلال البحث حول مفهوم ومقومات العداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقًا للتفسیر القرآنی، یمکن تحقیق فهم أعمق وأشمل لهذا المفهوم وکیفیه تطبیقه. سیتبع هذا البحث منهجاً یجمع بین تحلیل النصوص القرآنیه واستنتاجات تفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. توصّل البحث إلی نتائج منها: اتضح أن دراسه العداله الاجتماعیه ومقوماتها من القرآن الکریم ذات أهمیه کبیره لفهم مبادئ الإسلام. تهدف العداله الاجتماعیه إلى تحقیق التوازن والمساواه فی توزیع الموارد والفرص. دراسه توجیهات القرآن حول العداله تساعد على العیش وفق مبادئ إسلامیه. تعزز دراسه العداله فهم مفاهیم الحق والعدل وکیفیه تطبیقها. توفر أدوات ومنهجیات لحلّ المشکلات الاجتماعیه وتحقیق التغییر وتدعم رؤیه مجتمع متساو وعادل وتعزز المشارکه لتحقیق ذلک.
امتداد دانش معانی در یکصد سال اخیر حوزه علمیه قم؛ مطالعه موردی تفسیر المیزان
حوزههای تخصصی:
علم معانی یکی از شاخه های سه گانه علوم بلاغی است. حوزه علمیه در طول عمر یکصد ساله خود هماره مشغول آموزش، ترویج و توسعه این علم بوده است. اینکه دانش معانی در بستر پویش یکصدساله حوزه علمیه قم، چه رشد و تغییری کرده مسأله ای است که در این مقاله بررسی شده است. این مقاله برای رسیدگی به این مسأله، تفسیر المیزان را انتخاب کرده و به صورت موردی، تطور علم معانی را در این تفسیر شریف بررسی کرده است. فرضیه تحقیق این است که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مباحث مقدماتی و سرفصل های داخلی علم معانی نقد، نوآوری و قاعده افزایی قابل توجهی داشته است.
بررسی تحلیلی نظریه پیوند معنایی آیات از نظر نوع، جهت و گستره، در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
88 - 106
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریاتی که در حوزه علوم قرآنی مطرح می شود؛ نظریه پیوند معنایی آیات است. در این نظریه به هماهنگی و انسجام آیات و وحدت موضوعی قرآن توجه می شود و برای تبیین مفهوم یک آیه به سایر آیات مراجعه شده و با برقراری پیوند صحیح بین آیات، مراد الهی کشف می شود. این پژوهش به بررسی پیوند معنایی آیات از نظر نوع، جهت و گستره، در تفسیرالمیزان می پردازد. روش جمع آوری مطالب در این پژوهش به صورت کتابخانه ای بوده و روش پردازش به آن ها به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد، یافته های به دست آمده نشان می دهد که توجه به مشترکات مفهومی یا ساختاری، جمع بین مفاهیم و بررسی تفکیکی اجزای پیوند از مؤلفه های تأثیرگذاری معنایی آیات بر یکدیگر است. همچنین در انتخاب جهت پیوند معنایی، مؤلفه هایی نظیر مبنا قرار دادن احادیث معصومین(ع)، استفاده ترکیبی از تضاد و تفصیل، اصل قرار دادن اشتراک معنایی، قابل طرح است. در خصوص بررسی پیوند معنایی از نظر گستره توجه به آیات کلیدی که گستره وسیعی از آیات به وسیله آنها تفسیر می شود، آیات غرر، آیاتی که از منتها درجه صراحت برخوردارند و آیاتی که مفاهیم عام و پایه ای دارند، راهگشاست.
بررسی نقش سیاسی زنان از منظر قرآن و روایات با تأکید بر تفاسیر مفسّران معاصر فریقین (المیزان- فی ظلال القرآن)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
231 - 254
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مسائل مهم در جوامع اسلامی، حضور زنان در عرصه های سیاسی- اجتماعی در زمان پیامبر خدا می باشد که آشنایی با آن، برای زنان متعهّد مسلمان در راستای مشارکت در تحققّ حکومت جهانی اسلام حائز اهمیّت است. این پژوهش، ضمن بررسی آیات قرآن و شواهد تاریخی و با توجّه به تفاسیر مفسّران معاصر فریقین (سیّد قطب در تفسیر فی ظلال القرآن از مفسّران اهل تسنّن و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در المیزان فی تفسیر القرآن از مفسّران شیعه) درصدد پاسخ به چگونگی نقش سیاسی زنان در صدر اسلام است. این نوشتار همچنین با روش توصیفی و تطبیقی، ضمن تبیین دیدگاه های این دو مفسر مسلمان، مشارکت زنان را در سه عرصه بیعت، هجرت و جهاد، به عنوان حوادث مهم و سرنوشت ساز آن زمان، بیان می کند. نتایج به دست آمده نشان می د هد هر دو مفسّر، بر این اعتقادند که در نظام اسلام، نقش و جایگاه زنان در عرصه های سیاسی- اجتماعی، کمتر از مردان نبوده و زنان، همپای مردان، در این عرصه ها برای پیشرفت اسلام حضوری فعّال داشته اند.
حقوق شوهر بر عهده زن در آیه 34 سوره نساء بر اساس مقایسه تفاسیر شیعه و اهل سنت با تفسیر المیزان
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
۲۱۰-۱۸۷
حوزههای تخصصی:
حقوق متقابل زن و شوهر از مسائلی است که در سوره نساء بیان شده و تفاسیر شیعه و اهل سنت اصول مشترکی را ذیل آیات مطرح کرده اند. بررسی نظرات مفسران متقدم تا عصر حاضر و مقایسه آنها با المیزان بیانگر آن است که نظرات علامه طباطبایی متمایز از دیگران، کاربردی و منطبق بر عصر حاضر است. بیشتر مفسران وجوب اطاعت زن را اطاعت الهی دانسته اند، ولی علامه آن را اطاعت زن از شوهر بیان کرده است. حفظ اسرار و اموال همسر از دیدگاه غالب مفسران و علامه به معنای حفظ حقوق شوهران دانسته شده و تمامی مفسران نافرمانی نکردن زن در مقابل شوهر را جزء وظایف زن دانسته اند. سه مرحله بازداری زن از نافرمانی در قرآن طبق نظر غالب مفسران بر اساس «پند و اندرز»، «هجر» و «زدن» بیان شده که در مورد «هجر» برخی مفسران آن را به معنای «دوری از بستر» گرفته اند؛ حال آنکه علامه طباطبایی و برخی آن را به معنای «قهر و دوری» دانسته اند. «زدن» تنبیهی آرام است که موجب تحت تأثیر قرار گرفتن عواطف زن و در نتیجه فرمان برداری وی می گردد و مرد در صورت تأثیرپذیری زن، حق هیچ گونه تعرضی به زن ندارد. این مقاله با سامان دادن دیدگاه های مفسران ذیل آیات سوره نساء با روش گردآوری کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی به جمع آوری داده ها پرداخته و نظرات آنان را با علامه طباطبایی مقایسه کرده است.
بررسی روایات تفسیری مجمع البیان از دیدگاه علامه طباطبایی
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸
25 - 46
حوزههای تخصصی:
از مهمترین راه های فهم صحیح قرآن به گواه عقل و نقل، مراجعه به روایات است سوگمندانه گنجینه ی روایات از عصر صدور آن، دستخوش دگرگونی قرار گرفت و این امر نیاز به واکاوی سره از ناسره را دو چندان کرده و از دیرباز نقد و بررسی روایات تفسیری مورد توجه برخی مفسران بوده است، علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که ضمن عنوان «بحث روایی» روایات تفسیری را نقادی نموده است، این نوشتار به روش توصیفی - تحلیلی نقدهای علامه به روایات مجمع البیان را گردآوری و مورد بررسی قرار د اده است، از نقدهای علامه می توان به ناشناخته بودن راوی، مرسله بودن، مرفوع بودن، تداخل، سوء برداشت راوی، ادراج، وهن به شخصیت پیامبر، عدم مطابقت با تاریخ و واقعیت، آمیختگی با روایات تطبیقی و مخالفت با قرآن اشاره کرد.
بررسی تطبیقی نظریه جامعیت قرآن از منظر تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن وروح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله جامعیت قرآن، یکی از مبانی مهم فهم و تفسیر قرآن است که مورد توجه و اهتمام مفسران قدیم وجدید بوده است. از جمله مفسرانی که به صورت جدی این موضوع را در تفاسیر خود طرح کرده اند، می توان به علامه طباطبایی و آلوسی بغدادی اشاره کرد. آنچه بررسی ها نشان می دهد این است که هرچند آلوسی فصل خاصی به این موضوع اختصاص می دهد، اما ذهن او از سوالات رهایی نمی بابد، به همین خاطر ما می بینیم او در قسمتی از تفسیرش به سمت دیدگاه حداقلی می رود؛ در بخشی دیگر از تفسیرش به سمت دیدگاه اعتدالی یا حداکثری کشش پیدا می کند. اما بررسی سخنان علامه نشان می دهد که علامه، تنها دیدگاه مورد قبول برای جامعیت قرآن را، جامعیت اعتدالی می داند و سایر دیدگاه ها را نقد و رد می کند. در این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه این دو مفسر بزرگ، در این زمینه می پردازیم .
بررسی تطبیقی تفسیر آیه اولی الأمر در المیزان و المنار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد مقایسه تفسیر المنار و المیزان در زمینه تفسیر آیه «اولی الامر»(نساء/ 59ا) است. تفسیر المیزان مصداق «اولی الامر» را در این آیه، امامان معصوم دانسته و امر به اطاعت از پیامبر و «اولی الامر» را در این آیه، دارای وزان واحد، مطلق و بی قید و شرط تلقی کرده و این آیه را اثبات کننده عصمت رسول (ص) و «اولی الامر» به شمار آورده است و علت تکرار «اطیعوا» را تفاوت قلمرو اطاعت محسوب کرده است و نه تأکید ومخاطبان را در «فان تنازعتم» مسلمانان دانسته و نه« اولی الأمر». تفسیر المنار نیز امر به اطاعت از پیامبر و «اولی الامر» را مطلق و لازمه آن را عصمت آنان دانسته است؛ با این تفاوت که از نظر عبده مصادیق «اولی الامر» اهل حل و عقد و اجماع نظر آنان به دور از خطا است؛ اگر چه رشید رضا این اجماع را معصومانه نمی داند. به نظر او، مخاطبان «فان تنازعتم» شامل «اولی الامر» هم می شود. در این مقاله علاوه بر مقایسه دو تفسیر، اشکالات برداشت های صاحب المنار مطرح و ایرادات ایشان به برداشت مفسران شیعه پاسخ داده شده است.
بررسی بازتاب رویارویی با تمدن نوین غربی در رویکرد عقلی –اجتماعی دو تفسیر المنار و المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهیافت عقلی-اجتماعی به تفسیر قرآن، در دوسده ی اخیردربستر چالش های برخاسته ازرویارویی جامعه های مسلمان درروزگار رکود، با تمدن نوین غربی پدید آمد. تفسیر اجتماعی، تفسیری با رویکرد کارکردگرا وبا آرمان پردازش چهره ی توانمند اسلام، برای پیشبرد جامعه در همه جا و هرگاه است. رویارویی با تمدن نوین باختری ازبسترهای برجسته پیدایش تفسیر اجتماعی، جایگاهی شایسته در نگرش مفسر اجتماعی برای نمودن چهره ای کارا وپویا از آگاهیهای اسلامی دارد. این رهیافت در تفسیر المناربا ویژگی تفسیر اجتماعی والمیزان به عنوان یکی از شاخص ترین این گرایش تفسیری، بازتاب های گوناگونی داشته است، مفسر المنار برای نشان دادن چهره ای خردورز وبالنده از اسلام در هماهنگ سازی معارف قرآنی با تمدن غربی، چندان می کوشد که در رویکرد خود به سوی عقل جزوی خود بنیاد و برداشت های مادی از حقایق فرا طبیعی گرویده و در سازگاری پاره ای احکام اسلامی با هنجارهای غربی گوی پیشرفت از همگنان را برباید. ولی المیزان با بهره مندی از خرد ناب، شناخت دینی را از قلمروی خرد خود بنیاد، فراتر دانسته است. وی در رویکرد اجتماعی نیز با بینشی ژرف، ریشه های پیدایش تمدن کنونی غربی را درناسازگاری با بنیاد توحیدی اسلام می داند؛ او همچنین درگشایش چالش های احکام اسلامی، در برابر پایگاه دفاعی و واکنش گرای المنار، به نقد بنیادین دستاوردهای اندیشگی تمدن غربی می پردازد. سرانجام می توان گفت: المیزان در پردازش چهره ی سترگ، کارا و پویای اسلام در برابر تمدن نوین غربی در سنجش با المنار کامیاب تر است.
بررسی تطبیقی استناد به حجیت استقلال معنایی فرازهای آیات قرآنی در تفاسیر المیزان و نمونه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استظهار قواعد نانوشته به کاررفته در کتب تفسیری به مثابه ابزار محکمی در دست قرآن پژوهان است تا آنان را در رسیدن به مراد اصلی آیات الهی یاری رساند. یکی از این قواعد، «حجیت فرازهای مستقل» است. این نوشتار پس از تبیین و تحلیل قاعده، به بررسی کارکردها و نمونه های قرآنی آن، در دو تفسیر «المیزان» و «نمونه» پرداخته است. صاحبان هر دو تفسیر باتوجه به اصول و قواعدی خاص، به معناداری مستقل فرازهایی از آیات بدون توجه به سیاق معتقدند. از مهم ترین نتایج نگاه مستقل به آیات، اثبات تعلق قرآن به تمام اعصار و دوران ها می باشد. میزان بهره گیری از این قاعده در «نمونه» بنابر رسالتش بسیار بیشتر از «المیزان» که تفسیری سیاقی است، می باشد. پایه ریزی مبانی اصیل اسلامی، همچنین اثبات قواعد پرکاربرد فقهی از نتایج بهره گیری از این قاعده در «نمونه» است. پژوهش حاضر، پژوهشی بنیادی-کاربردی می باشد که با نگرش تحلیل محتوای تطبیقی-توصیفی انجام شده است.
ارزیابی مبنای تفسیری اعجاز قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعجاز قرآن از مهم ترین مبانی تفسیری علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی است. علامه طباطبایی اعجاز قرآن را بر دو اصل می داند: قطعاً معجزه وجود دارد و قرآن از مصادیق آن معجزات است. در مقابل، جوادی آملی اعجاز قرآن را با استفاده از قیاسی منطقی نتیجه گیری کرده است. همچنین جوادی آملی معتقد است که هیچ زبانی توان ترجمه قرآن را ندارد و ترجمه قرآن را باعث سقوط و کاهش لطافت های آن دانسته؛ ازاین رو، برگزیده تفسیر را جایگزین ترجمه آیات کرده است. وجه افتراق دیگر دو مفسر این است که علامه طباطبایی فصاحت را تنها به لفظ نمی داند، بلکه به لفظ و معنا می داند. اما جوادی آملی به نوعی تنها بر معنا تأکید دارد و اذعان می کند که عرب ها الفاظ را داشته، ولی الفاظ دارای این معانی والا را نداشته اند. مقایسه مبانی دو مفسر نشان می دهد که این دو مفسر در اصلِ اعجاز قرآن با یکدیگر اشتراک نظر دارند، اما، در تبیین و جزئیات این مبنای تفسیری، میان استاد و شاگرد اختلاف نظرهایی وجود دارد. مهم ترین هدف این مقاله واکاوی و تحلیل این موضوع است که خاستگاه این اختلاف دیدگاه کجاست. در این مقاله، با روش تطبیقی، دیدگاه دو مفسر یادشده درباره مبنای اعجاز قرآن بررسی شده است.
تفسیر تطبیقی انتقام از دیدگاه علامه طباطبایی و سید قطب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«انتقام» به طور فطری در انسان ها و به طور غریزی در بعضی حیوانات وجود دارد. انتقام دارای اقسام گوناگون است، ازجمله انتقام الهی و غیرالهی. در این مقاله، بررسی تطبیقی این موضوع در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن و استخراج نکات اشتراک و افتراق آنها انجام شده است. این پژوهش به نتایجی رسیده که عبارت اند از: (۱) هر دو مفسر انتقام را جزء سنت های الهی دانسته و برای آن دو قسم فردی و اجتماعی قائل اند. (۲) انتقام های اجتماعی جزء حقوق جامعه شمرده شده است. (۳) عفو و گذشت در موارد انتقام شخصی نیکو، ولی در حقوق اجتماعی نکوهش شده است. (۴) خداوند هنگامی از انسان های مجرم و گناهکار انتقام می گیرد که آیات و نشانه های الهی به آنها یادآوری شده و حجت بر آنها تمام شده باشد. (۵) علامه طباطبایی قصاص را نوعی انتقام می داند، ولی سید قطب قصاص را انتقام نمی داند. (۶) هیچ کدام از دو مفسر متعرض این امر نشده اند که در آنجا که انتقام جنبه اجتماعی دارد و از حقوق جامعه است انتقام گیرنده چه کسی است. (۷) مباحث سید قطب درباره انتقام متداخل و گاهی ناسازگار است، درحالی که در مباحث علامه طباطبایی چنین نیست. «انتقام» به طور فطری در انسان ها و به طور غریزی در بعضی حیوانات وجود دارد. انتقام دارای اقسام گوناگون است، ازجمله انتقام الهی و غیرالهی. در این مقاله، بررسی تطبیقی این موضوع در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن و استخراج نکات اشتراک و افتراق آنها انجام شده است. این پژوهش به نتایجی رسیده که عبارت اند از: هر دو مفسر انتقام را جزء سنت های الهی دانسته و برای آن دو قسم فردی و اجتماعی قائل اند. انتقام های اجتماعی جزء حقوق جامعه شمرده شده است. عفو و گذشت در موارد انتقام شخصی نیکو، ولی در حقوق اجتماعی نکوهش شده است. خداوند هنگامی از انسان های مجرم و گناهکار انتقام می گیرد که آیات و نشانه های الهی به آنها یادآوری شده و حجت بر آنها تمام شده باشد. علامه طباطبایی قصاص را نوعی انتقام می داند، ولی سید قطب قصاص را انتقام نمی داند. هیچ کدام از دو مفسر متعرض این امر نشده اند که در آنجا که انتقام جنبه اجتماعی دارد و از حقوق جامعه است انتقام گیرنده چه کسی است. مباحث سید قطب درباره انتقام متداخل و گاهی ناسازگار است، درحالی که در مباحث علامه طباطبایی چنین نیست.