ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۷۰۱ تا ۱۶٬۷۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۶۷۰۱.

شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر، شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین بود. روش پژوهش از نوع کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 16 نفر از متخصصان (9 نفر متخصص تربیت بدنی، 3 نفر متخصص فناوری،3 نفر از اساتید دانشگاه و 1 نفر سردبیر تربیت بدنی) بودند. انتخاب نمونه ها تا زمان دستیابی به اشباع داده ها ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند بود. برای ارزیابی روایی پژوهش از روش های بررسی اعضا، بازبینی مجدد مسیر کسب اطلاعات، درگیری طولانی مدت و مقایسه مستمر و همچنین برای ارزیابی پایایی از پایایی بازمون استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از روش کدگذاری باز، مضامین فرعی و مضامین اصلی، راهکارهای توسعه درس تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین شناسایی و استخراج شدند. درنهایت 10 راهکار مؤثر ازجمله تأمین زیرساخت های فناوری ورزشی در مدارس، انتخاب فناوری ورزشی مناسب، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی و... شناخته شدند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود مسئولان و دست اندرکاران توجه ویژه ای به تأمین زیرساخت های مالی و امکاناتی داشته و با ایجاد حمایت ها و مشوق های مالی برای کاربران به افزایش دسترسی و انگیزه آن ها به استفاده از فناوری در فرایند یاددهی و یادگیری درس تربیت بدنی کمک کنند. همچنین توصیه می شود مدیران عالی جهت همگام سازی موفقیت آمیز برنامه درسی تربیت بدنی مدارس ایران با فناوری های روز دنیا به یافته های پژوهش حاضر توجه نمایند.
۱۶۷۰۲.

The Mediating Role of Sexual Sensation Seeking in the Marital Relationships in Individuals with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۲
Objective: Extramarital relationships pose challenges to family life and can affect the mental health and well-being of family members. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of sexual sensation seeking on marital infidelity, sexual performance, and sexual satisfaction in individuals with attention deficit hyperactivity disorder. Methods: The present research was conducted based on a correlation and structural equation design. Among all married individuals referring to counseling and psychological service centers in Qazvin in 2022, 216 were selected through purposive sampling and participated as subjects. Data were collected using the self-report scale of Attention Deficit Hyperactivity Disorder, the Infidelity Scale, the Sexual Satisfaction Questionnaire, the Sexual Function Questionnaire, and the Kalichman and Rompa Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS version 25, Smart PLS version 3.3, and structural equation modeling. Results: The results showed that the relationship between sexual performance and the mediating variable of sexual excitement (β=0.25, t=4.20), sexual satisfaction and the mediating variable of sexual excitement (β= 0.18, t=3.87), the relationship between sexual performance and extramarital relationships (β=0.12, t=3.17), the relationship between sexual satisfaction and extramarital relationships (β=0.20, t=3.53), and the relationship between sexual excitement and extramarital relationships (β=0.25, t=5.28) were significant. Conclusion: The results of the study showed that sexual satisfaction, sexual function, and sexual sensation seeking can predict attitudes toward marital infidelity. Therefore, it is necessary to provide this information to couples in premarital counseling so that they can discuss sexual problems with a marriage counselor and a sex therapist in couples and receive specialized counseling for treatment if needed, to prevent the tendency toward marital infidelity.
۱۶۷۰۳.

شناسایی الگوهای ذهنی نخبگان سیاسی درزمینه تأثیر مدیریت سیاسی –سرزمینی فدرالیسم بر ارتقای امنیت و توسعه پایدار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
فدرالیسم به عنوان یکی از نظام های حکمرانی سیاسی که قدرت را به صورت سرزمینی میان دو سطح مستقل حکومتی تقسیم می کند، در جوامع متنوع فرهنگی و قومی اهمیت ویژه ای دارد. در ایران با توجه به گستردگی جغرافیایی، تنوع قومی-مذهبی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، بررسی تأثیر شیوه حکمرانی فدرالیسم بر توان ژئوپلیتیکی کشور از ضرورت های اساسی سیاست گذاری ملی به ویژه در راستای حصول توسعه پایدار محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل رابطه میان اجرای فدرالیسم و ارتقای توان ژئوپلیتیکی ایران در سطح ملی است تا بتواند راهکارهای مؤثری برای بهبود مدیریت سرزمینی و افزایش قدرت ملی ارائه دهد. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش ترکیبی کتابخانه ای و پیمایش دیدگاه نخبگانی در چارچوب روش شناسی کیو صورت پذیرفته است. نمونه پژوهش شامل گروهی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه حکمرانی و ژئوپلیتیک است که با تحلیل داده های کیو، الگوهای ذهنی مختلف درباره تأثیر فدرالیسم بر توان ملی استخراج شده است. نتایج نشان می دهد سه الگوی ذهنی اصلی در میان شرکت کنندگان وجود دارد. الگوی نخست (به عنوان برجسته ترین دیدگاه) بر افزایش قدرت ملی، کاهش نگرش منفی نسبت به ایران بزرگ و تسهیل تحقق اهداف و چشم اندازهای کلان کشور در قالب حکمرانی فدرال مرکزی تأکید دارد؛ دو الگوی دیگر دیدگاه های متفاوتی درباره چالش ها و محدودیت های فدرالیسم مطرح کرده است. به طورکلی، یافته ها بیانگر این است که شیوه حکمرانی فدرالیسم می تواند با تمرکززدایی و تقویت خودمختاری منطقه ای، ظرفیت های ژئوپلیتیکی ایران را بهبود بخشد و نقش مؤثری در ارتقای امنیت و توسعه پایدار کشور ایفا کند.
۱۶۷۰۴.

چالشهای حقوق بشری و امنیتی در مواجهه با جرایم ریزومیک با تاکید بر نسل Z و آلفا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۴
تحولات فناوری در عصر دیجیتال، ظهور جرایم ریزومیک را به همراه داشته است که از نظریه ریزوم دلوز و گاتاری الهام گرفته اند. این جرایم با ویژگی هایی مانند عدم تمرکز، انعطاف پذیری، مقاومت در برابر کنترل، و اتصال چندگانه، چالش های بی سابقه ای برای نظام های حقوقی و امنیتی ایجاد کرده اند. نسل های Z و آلفا، به دلیل سواد فناوری بالا و استفاده از ابزارهای غیرمتمرکز، نقش کلیدی در شکل گیری یا قربانی شدن این جرایم ایفا می کنند. مصادیق این جرایم شامل کلاهبرداری های رمزارزی، آزار و اذیت سایبری، و جرایم مالی در متاورس است؛ لیکن مهمترین جرمی که در حال حاضر نظم حاکمیت و بعضاً نظم جهانی را از این ناحیه تهدید میکند، جرایم علیه امنیت داخلی و حقوق بشر میباشد. این پژوهش با روش کیفی و با استفاده از چارچوب نظریه ریزوم، به بررسی سازوکار جرایم ریزومیک و نقش نسل های جدید می پردازد. یافته ها نشان می دهد که نظام های حقوقی موجود، به دلیل طراحی برای جرایم سنتی، در مقابله با جرایم غیرمتمرکز ناکارآمد هستند. راهکارهای پیشنهادی شامل توسعه قوانین بین المللی، آموزش سواد حقوقی دیجیتال، استفاده از هوش مصنوعی برای ردیابی الگوهای مجرمانه، و تقویت همکاری بین بخشی است. همچنین، بازنگری در سیاست های کیفری و پیشگیرانه برای انطباق با ویژگی های جرایم ریزومیک ضروری است. این پژوهش با ارائه راهکارهای عملی، به غنای ادبیات جرم شناسی سایبری و نظریه ریزوم می افزاید و زمینه را برای سیاست گذاری های مؤثر در کنترل جرایم غیرمتمرکز فراهم می کند. درک تعامل بین نسل های جدید، ساختارهای ریزومیک، و نظام های حقوقی، برای تضمین امنیت و عدالت در فضای دیجیتال حیاتی است.
۱۶۷۰۵.

بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت: مطالعه موردی شرکت های تولیدی استان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۵۸
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت است. روش های سنتی پیش بینی مالی و بودجه ریزی غالباً با محدودیت هایی چون خطاهای انسانی، ناکارآمدی در مدیریت منابع، و ناتوانی در تحلیل داده های پیچیده مواجه هستند. در این پژوهش، نقش هوش مصنوعی از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و شبکه های عصبی به کمک نرم افزار متلب مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل شرکت های تولیدی استان تهران بوده و داده ها از طریق پرسشنامه های بسته، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، و تحلیل گزارش های مالی جمع آوری شدند. نتایج آماری نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی باعث کاهش خطاهای پیش بینی مالی شده و فرآیند بودجه ریزی را بهینه می کند. همچنین، فناوری های هوش مصنوعی توانسته اند شناسایی الگوهای مالی پیچیده، مدیریت بهتر ریسک ها، افزایش سرعت پردازش داده ها، و تحلیل دقیق تری از روندهای مالی شرکت ها فراهم کنند. یافته ها نشان دادند که دقت پیش بینی در شرکت های استفاده کننده از هوش مصنوعی تا 88 درصد افزایش یافته و عملکرد بودجه ریزی نیز با میانگین امتیاز 4.5 از 5 بهتر از شرکت های دیگر ارزیابی شده است. این پژوهش نتیجه گیری می کند که سرمایه گذاری در فناوری های هوش مصنوعی می تواند تحولی اساسی در مدیریت مالی و عملیاتی سازمان ها ایجاد کند. به ویژه در صنایع تولیدی، این فناوری علاوه بر افزایش دقت و بهره وری، به مدیران مالی امکان ارائه پیش بینی های مبتنی بر اطلاعات دقیق تر و تصمیم گیری با ریسک کمتر را می دهد. پیشنهاد می شود تحقیقات آینده به بررسی چالش ها و موانع اجرایی این فناوری در صنایع مختلف بپردازد.
۱۶۷۰۶.

خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان در نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
مادها مردمانی ایران زبان بودند که نامشان برای نخستین بار در سده نهم پیش ازمیلاد در لبه غربی فلات ایران آشکار می شود. اگرچه یافته های باستان شناختی خاستگاه و مسیر مهاجرت این مردمان نوآمده به فلات ایران را هنوز با دقت و اطمینان نشان نمی دهد، به واسطه داده های زبان شناختی و انسان شناختی موجود می توان خاستگاه این مردمان و ویژگی های فرهنگی اولیه آنان را با احتمالی بیشتر بازشناخت. آن بخش از فلات ایران که مادهای آغازین در هزاره نخست پیش ازمیلاد بدان گام نهادند، سکونتگاه گروه های قومی و زبانی پرشمار و گوناگونی بود. اگرچه از این مردمان بومی اغلب به جز چند نام و واژه، داده های زبان شناختی دیگری در دست نیست، به نظر می رسد که کاسی زبانان در شرق این گستره و اورارتو حوری زبانان در غرب آن دست بالا را داشته اند که هرکدام خانواده زبانی مستقلی را تشکیل می دادند. توانایی بالای مادها در همزیستی و همکاری با این مردمان بومی و درنهایت دست یابی به قدرت و برتری سیاسی منجر به آن شد که سراسر این منطقه به تدریج فرمان بردار سرکردگان ایرانی زبان ماد شود. این موقعیت جدید طی سده های بعد به فرایند ایرانی سازی این بخش از فلات ایران چنان شتاب و شدتی بخشید که دست کم آن گاه که هخامنشیان پارسی در سده ششم پیش ازمیلاد بر سراسر ایران فرمانروا شدند، از مرکز ایران زمین تا شمال غرب آن (برابر عراق عجم و آذربایجان در ایران سده های میانه) نامی جز «ماد» نداشت و در آنجا به جز زبان ایرانی، اثری از زبان های ناایرانی و پیشاایرانی برجا نمانده بود. آشکار است که مادها در ایرانی سازی بخش بزرگی از فلات ایران و شکل دادن به هویت ایرانی، نقشی ویژه، قاطع و مؤثر داشته اند.
۱۶۷۰۷.

بررسی میزان بهره گیری تفکر انتقادی در تدوین عناصرهدف و فعالیت های یاددهی و یادگیری برنامه درسی در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه: تفکر انتقادی یکی از موضوعات اصلی است که در هر برنامه درسی فارغ از محتوای موضوعی بایستی در نظر گرفته شود. با بررسی ادبیات این حوزه به ویژه در دوره اول متوسطه پژوهشی که به بررسی میزان بهره گیری از این سازه پراهمیت در برنامه های درسی بپردازد یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان بهره گیری تفکر انتقادی در تدوین عناصرهدف و فعالیت های یاددهی و یادگیری برنامه درسی در دوره متوسطه اول انجام شد. روش: در پژوهش حاضر، از طرح ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی، از روش توصیفی – پیمایشی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 11 نفر از اساتید دانشگاه ها، دبیران و کارشناسان که در حوزه اهداف و برنامه درسی اهل نظر هستند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه مستخرج از بخش کیفی بوده است. جامعه آماری بخش کمی دبیران و کارشناسان در آموزش و پرورش بودند که به روش خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 300 نفر انتخاب شدند. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده-های پژوهش در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی استیودنت) در نرم افزار spss نسخه 26 بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های کیفی پژوهش حاکی از آن بود که 30 شاخص از منظر مصاحبه شوندگان مهم ترین شاخص های اهداف و 33 شاخص مهمترین شاخص های فرایند یاددهی یادگیری بودند و می توان از شاخص های شناسایی شده برای ارزشیابی و بازنگری اهداف و فرایند دروس دوره متوسطه اول استفاده نمود. یافته های کمی نشان داد میانگین عمل به شاخص های اهداف و فرایند برای دروس دوره متوسطه اول نامطلوب بوده و نیاز به توجه بیشتری دارد. نتیجه گیری: تفکر انتقادی بسان یک بعد پایه ای و مهم در زنجیر نظام آموزشی کشور به ویژه در دوره متوسطه اول
۱۶۷۰۸.

بررسی انتقادی رویکرد علّامه طباطبائی درباره تعلّق ذاتی نفس به بدن در دیدگاه ملّاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۱
«ذاتی بودن تعلّق نفس به بدن» از جمله دیدگاه های بدیع ملّاصدرا است. وی با ناتمام دانستن دیدگاه فیلسوفانی همانند افلاطون، ارسطو و ابن سینا در این موضوع، نظریّه ابتکاری خود یعنی جسمانیّه الحدوث بودن نفس انسانی را بیان نموده است. از جمله لوازم و پیامدهای این نظریّه، «ذاتی بودن تعلّق نفس به بدن» است که ملّاصدرا بر آن تأکید کرده است. در واقع، وی براساس این مطلب، کوشیده است که ضمن نشان دادن کاستی موجود در دیدگاه مشائیان، تعریف مشهور نفس را تعریف حقیقی آن بداند. دو انتقاد ملّاصدرا بر دیدگاه فیلسوفان مشاء عبارت اند از: (1) نادرست بودن ترکیب یک شیء از حقیقتی مجرّد و مادّی؛ و (2) عدم تغییر ذاتیّات نفس. علّامه طباطبائی با نگاه انتقادی سعی کرده است که به این دو انتقاد پاسخ دهد. نگارنده در این نوشتار برآن است که با بهره گیری از روش تحلیلی تطبیقی، ضمن تقریر و تبیین دقیق دیدگاه ملّاصدرا و انتقادات علّامه طباطبائی، کاستی های موجود در آراء علّامه طباطبائی را نشان دهد.
۱۶۷۰۹.

Constructing and Validating a Q-matrix for Cognitive Diagnostic Analysis of the Listening Comprehension Section of the IELTS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
A critical component of cognitive diagnostic models (CDMs) is a Q-matrix that stipulates associations between items of a test and their required attributes. The present study aims to develop and empirically validate a Q-matrix for the listening comprehension section of the International English Language Testing System (IELTS). To this end, a listening comprehension test of the IELTS was administered to 820 Iranian test takers. According to theories, taxonomies, and models of second/foreign language (L2) listening comprehension, previous studies on the utility of CDMs to L2 listening comprehension, detailed content analysis of the test items, and consultation with several content experts, an initial Q-matrix was first developed. Through the technique suggested by de la Torre and Chiu (2016), along with checking heatmap plots and mesa plots using the GDINA package in R, the Q-matrix was then empirically validated. Generally, six attributes were extracted for the listening section, namely, (1) Linguistic knowledge (LKA), (2) understanding prosodic patterns (UPP), (3) ability to understand and make paraphrases (PAR), (4) ability to understand specific factual information such as names, numbers, and so forth (UFI), (5) ability to understand explicit information (UEI), and (6) ability to make inference (INF). Finally, the results of the fit of the GDINA model to the data, at both item and test levels, indicated the adequate model-data fit and the plausibility of the Q-matrix. The implications of the study were also discussed.
۱۶۷۱۰.

واکاوی مقومات علم شناختی دانش آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
گسترش رویکرد آینده پژوهی اسلامی و ظهور دیدگاه ها و نظریات متعدد در این زمینه، این دغدغه را ایجاد می کند که آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش اجتماعی روشمند، متکفل تصویرپردازی از آینده مبتنی بر فرهنگ اسلامی و بومی باشد، باید بر اساس ضوابط و معیارهای علم شناسی سامان یابد. این پژوهش مبتنی بر روش مطالعه اسنادی، مرور سیستماتیک و توصیف و تحلیل دیدگاه ها و آثار صاحب نظران حوزه آینده پژوهی اسلامی، بر اساس دو مبنای «علم شناسی منطقی» و «رئوس ثمانیه» و با الهام از چارچوب شناختی هنجاری سورل، به تطبیق و نسبت سنجی دیدگاه ها و آثار مذکور با معیارهای معرفی شده در این دو سنت علم شناسی مسلمین پرداخته است. بر این اساس آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش معرفی شود باید دربردارنده هیئتی جامع و منسجم از بنیان های فلسفی، مبادی تصدیقی و اصول موضوعه، تعریف و ماهیت، موضوع، مسائل اصلی، غرض، روش شناسی و روش باشد. یافته های حاصل از مرور آثار حوزه آینده پژوهی اسلامی نشان می دهد که علی رغم وجود دیدگاه های مختلف، هر یک از این آثار به نحوی بر برخی از معیارهای علم شناسی منطبق بوده و بنیان ، موضوع، غایت، نظام دانایی، نظام گرایشی و روش شناسی واحدی بر این آثار حاکم است. وجود چنین ویژگی هایی در مطالعات آینده پژوهی اسلامی، تصویری نسبتاً منسجم از یک حوزه دانشی را در مرحله پیشادانش نشان می دهد.
۱۶۷۱۱.

بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن گروه های کم درآمد، نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش های برنامه ریزی دولت ها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تأمین مسکن برای این گروه نقش کلیدی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشوردارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تأمین مسکن کم درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد آنها متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه های تهی دست نقش اصلی را شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از مقاله حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهش های کاربردی بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحقیق کمی و از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به دست آمده است که برای اطمینان بیشتر 420 پرسش نامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مؤلفه ها و ضرایب مسیر تفسیر شده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تأمینی مسکن گروه های کم درآمد در شهر مهاباد محسوب می شوند. معناداری تأثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تأمینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از 1.96 و مقادیر p-value کمتر از 0.05، مورد تأیید قرار گرفت.
۱۶۷۱۲.

تبیین الگوی عدالت فضایی در توزیع خدمات با رویکرد کاهش فقر منطقه 8 شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
مقدمه عدالت همواره به عنوان یکی از اصول اساسی جوامع انسانی مطرح بوده و در حوزه های مختلف علمی، اجتماعی، و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. در شهرهای امروزی، عدالت فضایی به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در برنامه ریزی شهری شناخته می شود که نقش مهمی در کاهش نابرابری های اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی شهری دارد. توزیع ناعادلانه خدمات و منابع شهری یکی از چالش های اساسی بسیاری از شهرهای در حال توسعه است که به نابرابری های اجتماعی و فضایی منجر می شود. رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت های گسترده، و تمرکز خدمات در مناطق خاص شهری باعث تشدید نابرابری در توزیع خدمات شده و گروه های کم برخوردار را در شرایط ناعادلانه ای قرار داده است. عدم دسترسی کافی به خدمات شهری، بیکاری، فقر، و نبود فرصت های برابر اقتصادی، ازجمله عواملی هستند که احساس نابرابری را در بین شهروندان افزایش می دهند. در این راستا، عدالت فضایی با تأکید بر توزیع متوازن منابع و امکانات، نقش مهمی در ایجاد شهرهای پایدار و عادلانه ایفا می کند. شیراز به عنوان یکی از کلان شهرهای ایران، تنوع فرهنگی و تاریخی قابل توجهی دارد. با این حال، برخی مناطق این شهر، از جمله منطقه 8، از توزیع نامتعادل خدمات شهری رنج می برند که به بروز نابرابری های گسترده در دسترسی به امکانات شهری منجر شده است. این منطقه، با داشتن ویژگی های خاص جغرافیایی و اجتماعی، یکی از مناطقی است که چالش های متعددی را در زمینه توزیع خدمات شهری تجربه کرده است و نیاز به بررسی دقیق و برنامه ریزی جامع دارد. هدف این پژوهش، تحلیل عدالت فضایی در توزیع خدمات شهری در منطقه 8 شیراز است. این مطالعه به بررسی میزان دسترسی شهروندان به خدمات شهری و شناسایی نابرابری های موجود می پردازد و عواملی را که در کاهش فقر و افزایش فرصت های برابر نقش دارند، مورد ارزیابی قرار می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران شهری در تدوین برنامه های متناسب برای بهبود عدالت فضایی و کاهش نابرابری های اجتماعی کمک کند. مواد و روش ها این پژوهش از روش کمی و منطق استدلال قیاسی (از کل به جزء) برای بررسی روابط علت و معلولی در توزیع خدمات شهری و تأثیر آن بر کاهش فقر استفاده کرده است. جامعه آماری این پژوهش شامل شهروندان ساکن در منطقه 8 شیراز بوده و نمونه گیری با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و آزمون کوکران انجام شده است که بر اساس آن، 375 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای برای تدوین مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. همچنین، داده های میدانی با بهره گیری از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده که شامل 79 سؤال بسته در طیف پنج عاملی لیکرت بود. اعتبار این پرسشنامه پس از بررسی توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش های آماری مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، به منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart-PLS انجام شد. این مدل سازی امکان ارزیابی دقیق روابط بین عدالت فضایی، کیفیت زندگی، احساس فقر و سایر متغیرهای مرتبط را فراهم کرد.  یافته ها نتایج پژوهش نشان داد سه مسیر معنادار بین متغیرهای مختلف وجود دارد که تأثیر آن ها بر عدالت فضایی و احساس فقر مشخص شد: در مسیر تأثیر اشتغال و اقتصاد بر عدالت فضایی و احساس فقر، وضعیت اشتغال و شرایط اقتصادی شهروندان تأثیر مستقیمی بر عدالت فضایی دارد. بهبود اشتغال و وضعیت اقتصادی موجب افزایش رضایتمندی شهروندان از توزیع خدمات شهری می شود که به کاهش احساس فقر منجر می شود. در مسیر ارتباط میان اشتغال، بهداشت و عدالت فضایی، وضعیت اشتغال بر میزان دسترسی و کیفیت خدمات بهداشتی تأثیرگذار است. خدمات بهداشتی بهتر، موجب بهبود عدالت فضایی می شود و درنهایت کیفیت زندگی را افزایش داده و احساس فقر را کاهش می دهد. در مسیر تأثیر مسکن بر عدالت فضایی و فقر شهری، وضعیت مسکن یکی از شاخص های مهم عدالت فضایی محسوب می شود. دسترسی به مسکن مناسب، موجب افزایش کیفیت زندگی و رضایتمندی شهروندان شده و درنتیجه، احساس فقر را در بین افراد کاهش می دهد. تمامی این مسیرها از طریق تحلیل های آماری و بررسی مقدار آماره t، در سطح معناداری کمتر از 0/01 تأیید شدند. این یافته ها نشان دهنده ارتباط قوی میان عوامل اقتصادی، اجتماعی و احساس فقر در میان ساکنان منطقه 8 شیراز است. نتیجه گیری نتایج پژوهش بیانگر آن است که عدالت فضایی به طور مستقیم بر کاهش نابرابری های شهری تأثیر دارد. بررسی داده های جمع آوری شده نشان داد نبود عدالت فضایی در مناطق کم برخوردار شهری موجب احساس تبعیض و افزایش شکاف اجتماعی شده است. توزیع نامتعادل خدمات شهری نه تنها دسترسی شهروندان به امکانات را محدود کرده، بلکه بر فرصت های اقتصادی و اجتماعی آن ها نیز تأثیر گذاشته است. همچنین، یافته ها نشان داد سرمایه گذاری در حوزه اشتغال، مسکن و بهداشت تأثیر مثبتی بر کاهش فقر دارد. ارائه خدمات مسکن پایدار و حمایت از خانوارهای کم درآمد در دسترسی به مسکن مناسب، می تواند نقش مؤثری در کاهش احساس فقر داشته باشد. علاوه بر این، تأمین فرصت های شغلی پایدار و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی، دو عامل کلیدی در افزایش عدالت فضایی هستند. در این راستا، توسعه زیرساخت های شهری و برنامه ریزی صحیح در راستای توزیع عادلانه خدمات، می تواند به بهبود عدالت فضایی و افزایش کیفیت زندگی شهروندان منجر شود. نتایج این پژوهش نشان داد بهبود شاخص های اشتغال، بهداشت و مسکن، به طور مستقیم با کاهش احساس فقر و ارتقای عدالت فضایی در ارتباط است. اشتغال پایدار و تقویت وضعیت اقتصادی خانوارها نه تنها کیفیت زندگی افراد را بهبود می بخشد، بلکه دسترسی آن ها به خدمات شهری و امکانات عمومی را نیز افزایش می دهد. بهبود شاخص های بهداشتی و مسکن نیز موجب کاهش نابرابری های فضایی و افزایش تعادل در توزیع خدمات شهری خواهد شد. بر این اساس، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران شهری اقداماتی در راستای توسعه فرصت های شغلی، ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و تأمین مسکن مناسب برای اقشار کم درآمد اتخاذ کنند. اجرای سیاست های حمایتی در این حوزه ها می تواند نقش مهمی در کاهش فقر و ارتقای عدالت فضایی داشته باشد. علاوه بر این، برنامه ریزی جامع و منسجم برای توسعه پایدار شهری، با تمرکز بر عدالت فضایی، ضروری به نظر می رسد. بهبود الگوهای توزیع خدمات شهری، گسترش زیرساخت های عمومی و تقویت سیاست های حمایتی، ازجمله اقداماتی هستند که می توانند به کاهش نابرابری های اجتماعی و افزایش رضایت شهروندان منجر شوند. درنهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد تحقق عدالت فضایی، نه تنها بر کاهش فقر و افزایش کیفیت زندگی تأثیرگذار است، بلکه می تواند نقش بسزایی در دستیابی به توسعه پایدار شهری ایفا کند. از این رو، ضروری است که عدالت فضایی به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاست گذاری شهری مد نظر قرار گیرد تا شهرها به محیطی عادلانه تر، کارآمدتر و پایدارتر تبدیل شوند.
۱۶۷۱۳.

شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
چابهار به عنوان دورازه توسعه شرق کشور دارای فرصت های اقتصادی متعددی است، ولی متاسفانه پایین ترین رتبه را در شاخص توسعه انسانی را داراست. بر این پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار انجام شده است. از این رو، نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی-کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل (F-ARAS)، استفاده شده است. نتایج نشان داد، مقولات (حاشیه شدن چابهار از توسعه، محدودیت در زیرساخت ها و عدم بهره گیری از پتانسیل ها و کشف استعدادها) به عنوان عوامل علی شناسایی شدند، که از بین آنها، حاشیه شدن چابهار از توسعه با مقدار وزن 421/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. سپس مقولات (عدم بهره گیری مطلوب از سرمایه اجتماعی، عدم تنوع بخشی اقتصادی و توزیع نامناسب امکانات پزشکی و بهداشتی) به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند، که از بین آنها عدم تنوع بخشی اقتصادی با مقدار وزن 419/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. در ادامه نیز مقولات مقوله (نبود حکمروایی خوب و رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه) به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند، که از بین آنها، رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه با وزن 425/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شده است. در نهایت، (پیوند صنعت با دانشگاه، توسعه آموزش و توسعه برنامه راهبردی و سرمایه گذاری)، به عنوان راهبردهای موثر در توسعه شاخص های انسانی در نواحی پیراشهری چابهار شناسایی شدند، که از بین آنها توسعه برنامه راهبردی با مقدار وزن 409/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد.
۱۶۷۱۴.

مجمع النفایس، بیاض-تذکره یا تذکره ای تحقیقی- انتقادی؟ بررسی نوع شناسانه و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۲
تذکره مجمع‌‌النفایس از مهم‌ترین تألیفات سراج‌الدین علی‌خان آرزو است. دقت و طبع انتقادی نویسنده و احاطه‌ای که به ادب فارسی و شیوه‌های سخنوری دارد و نیز دسترسی‌ای که به منابع اصلی احوالی و آثاری ادبی داشته است، اعم از مصاحبت با صاحب ترجمان و یا مصاحبان آن‌ها، نیز استفاده مستقیمش از دیوان‌ها و آثار ایشان و اتکای هوشمندانه به متون متقن دست‌اول و نقدهای طرزشناسانه و محققانه‌اش به داوری‌های دیگران، این اثر را در صدر تذکره‌های تحقیقی و انتقادی ادبی قرار داده است. با‌این‌حال، نظر به صورت ابتدایی آن که بیاض بوده و برخی منتخبات مفصّلش از دیوان‌های نادر، نیز اقرار نویسنده به قصد آغازینش، برخی آن را تذکره ندانسته و تا حد بیاض و جنگ فروکاسته ‌اند. اثری که اگر نیاز روز حوزه نقد ادبی و سبک‌شناسی نباشد، دست‌کم منبعی سرشار از آگاهی‌هایی برای بررسی‌های تاریخی در مباحث نقد ادبی و سبک‌شناسی است. شوربختانه تا به امروز از این کتاب، که نسخه‌های متعددی از آن در کتابخانه‌های شبه‌قارّه و دیگر جای‌هاست، تصحیح بایسته‌ای به عمل نیامده و همان چاپ ناهمگون و غیرمعتبر قدیمی هم که به کوشش چند استاد ادبیات پاکستانی فراهم آمده، هیچ‌گاه به‌خوبی در معرض دید و داوری قاطبه محققان این حوزه قرار نگرفته است. براین‌اساس، در مقاله حاضر، به بررسی نوع‌شناسانه اثر و اثبات ماهیت تذکره‌ای آن پرداخته‌ایم و به‌ضرورت نسخه‌های آن را نیز شناسانده‌ایم تا ضمناً بایستگی تصحیح آن بر مخاطبان اثبات شود.
۱۶۷۱۵.

Necropoetics and the Art of Death in Sinan Antoon’s The Corpse Washer(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۴
The Corpse Washer (2013) by Sinan Antoon explores the intersections of resistance, memory, and mortality in post-invasion Iraq from the perspective of Jawad, an artist who has become a corpse washer. In contrast to prior research that has examined the novel through trauma theory, existentialism, and postcolonial critique, this paper introduces necropoetics, a theoretical framework that connects Achille Mbembe's necropolitics (the power to orchestrate death) with literary aesthetics, to investigate how Antoon stylizes death as both a political act and a narrative story. The novel transforms Jawad’s grim vocation into a site of artistic defiance against the erasure of Iraqi lives by emphasizing the ritualized labor of washing corpses. This study contends that necropoetics, as a lens, demonstrates how Antoon’s prose resists the commodification of war trauma, instead portraying death as a subversive, intimate practice that challenges state-sanctioned violence and historical amnesia. The Corpse Washer is not merely a chronicle of loss; it is also a literary act of preservation and dissent, as a result of this approach.
۱۶۷۱۶.

بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۶
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
۱۶۷۱۷.

اولویت های ارزشی دانش آموزان و تعیین کننده های اجتماعی-فرهنگی آن در مدارس متوسطه دوم شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف ارزش ها به عنوان یکی از بنیادی ترین ابعاد شخصیت اجتماعی نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به نگرش ها، کنش ها و انتخاب های فردی و اجتماعی آنان ایفا می کنند. دوره نوجوانی، به ویژه در مقطع متوسطه دوم، مرحله ای حساس در فرایند جامعه پذیری ارزشی به شمار می آید؛ مرحله ای که در آن نوجوانان در تعامل با نهادهای مختلف اجتماعی همچون خانواده، مدرسه و رسانه ها، نظام ارزشی خود را بازتعریف می کنند. در جوامع در حال گذار، از جمله جامعه ایران، هم زمانی عناصر سنتی با الگوهای نوین فرهنگی و سبک های زندگی جهانی، موجب تنوع و گاه تعارض در اولویت های ارزشی نسل جوان شده است. از این رو، شناخت الگوهای ارزشی دانش آموزان و عوامل اجتماعی–فرهنگی مؤثر بر آن ها، می تواند تصویری روشن از جهت گیری های فرهنگی جامعه و پیامدهای آن برای سیاست گذاری آموزشی و توسعه اجتماعی ارائه دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اولویت های ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز و تبیین تعیین کننده های اجتماعی–فرهنگی آن بود. این پژوهش به طور خاص به بررسی نقش جنسیت، نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها در شکل گیری اولویت های ارزشی دانش آموزان پرداخت. تمرکز بر شهر شیراز، به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و آموزشی کشور، امکان تحلیل دقیق تر پیوند میان ساختارهای اجتماعی، نهاد آموزش و تحولات ارزشی نوجوانان را فراهم می سازد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی و غیردولتی شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بوده است. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا مدارس به عنوان خوشه های اصلی انتخاب و سپس دانش آموزان به طور تصادفی از میان آن ها گزینش شدند. با مراجعه به جدول مورگان، حجم نمونه ۴۰۰ نفر تعیین شد که از نظر آماری برای تعمیم نتایج به جامعه آماری کفایت دارد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته بود که شامل دو بخش اصلی می شد: بخش نخست به اطلاعات زمینه ای و متغیرهای اجتماعی–فرهنگی شامل جنسیت، نوع نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها اختصاص داشت؛ بخش دوم به سنجش اولویت های ارزشی دانش آموزان بر اساس الگوی شش بعدی ارزش های آلپورت (نظری، اقتصادی، اجتماعی، زیبایی شناختی، سیاسی و دینی) می پرداخت. گویه ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم شدند. روایی محتوایی ابزار با نظر خبرگان حوزه جامعه شناسی و آموزش تأیید شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های پژوهش بالاتر از 7/0است که بیانگر پایایی قابل قبول ابزار پژوهش است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند و از آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین واقعی تمامی ابعاد ارزش ها بالاتر از میانگین نظری طیف قرار دارد که بیانگر برخورداری دانش آموزان از سطح نسبتاً بالایی از گرایش های ارزشی است. در میان ابعاد مختلف ارزش ها، ارزش های زیبایی شناختی و اقتصادی بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که ارزش های دینی و سیاسی پایین ترین میانگین را داشتند. این الگو نشان دهنده گرایش بیشتر دانش آموزان به ارزش های مرتبط با سبک زندگی، لذت های فردی و موفقیت مادی و در مقابل، کاهش اهمیت ارزش های نهادی و رسمی است. نتایج آزمون های همبستگی نشان داد که میان جنسیت و اولویت های ارزشی کلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، تفاوت های جنسیتی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دینی ارزش ها رابطه معنی دار نشان داد. نظام آموزشی نیز با اولویت های ارزشی کلی و اغلب ابعاد ارزشی رابطه مثبت و معنی داری داشت که بیانگر نقش مهم مدرسه در فرایند جامعه پذیری ارزشی دانش آموزان است. میزان استفاده از رسانه ها با اولویت های ارزشی کلی رابطه معنی داری نداشت، اما با ارزش های دینی رابطه مثبت و معنی دار نشان داد. پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده تنها با ارزش های اجتماعی و سیاسی رابطه معنی دار داشت و با سایر ابعاد ارزش ها رابطه معنی داری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که با کنترل سایر متغیرها، جنسیت و نظام آموزشی بیشترین سهم را در تبیین تغییرات اولویت های ارزشی دانش آموزان دارند، در حالی که نقش پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و استفاده از رسانه ها محدودتر و گزینشی تر است. نتیجه نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
۱۶۷۱۸.

اثربخشی شن بازی درمانی بر بهبود روحیه علمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی شن بازی درمانی بر بهبود روحیه علمی دانش آموزان پایه دوّم ابتداییِ شهرِ کرمان بود.روش : این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر پایه دوّم کرمان در سال تحصیلی 1403_1402 بود. برای انتخاب نمونه آماری، از نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. به این منظور، 50 نفر از دانش آموزان دختر پایه دوّم ابتدایی، به طور تصادفی انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند(25 دانش آموز گروه آزمایش و 25 دانش آموز گروه کنترل). ابزار اندازه گیری برنامه گام به گام بازی درمانی و پرسشنامه روحیه علمی دانش آموزان محقّق ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل کواریانس) استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بر اساس سطح معنی داری بین شن بازی درمانی و روحیه علمی دانش آموزان، رابطه خطی برقرار است. از سوی دیگر، مقدار اثر برای هر یک از این متغیّرها نیز، در ستون اندازه اثر در مدل تحلیل کوواریانس دیده شد. هر چه مقدار این ستون برای هر یک از سطرها بیشتر باشد، تأثیر آن روی متغیّر وابسته بیشتر است. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده، عرض از مبدأ برای مدل رگرسیونی با افزایش هر واحد شن بازی درمانی مقدار 167/11 واحد روحیه علمی دانش آموزان افزایش و مثبت و معنادار شد. نتیجه گیری: با توجّه به این نتایج، می توان گفت که بهبود روحیه علمی از طریق شن بازی به صورت دیداری و کلامی، به کودکان در درک این مفاهیم کمک می کند. حمایت دیداری، آن ها را قادر می سازد تا تصویری ذهنی از اشیا، اطّلاعات و نگرش های اطراف خود ایجاد کند و درک دیداری و کلامی را برای آن ها آسان سازد و به تقویّت مهارت های ارتباطی بین آن ها، دوستان و معلّمانشان کمک کند. همچنین تفکّر عینی و تجارب بیرونی در زمینه احساسات به دلیل محدودیّت در تجسّم و خیال پردازی و تمرکز بر امور ساده بیرونی رخ می دهد که از طریق شن بازی تخیّلات کودک تقویّت شده و تفکّر عینی کاهش می یابد؛ بنابراین شن بازی نقش پررنگ و با اهمّیّتی در روحیه علمی (خلّاقیّت، تلاش مستمر، اعتماد به نفس، توانایی کار گروهی و تفکّر انتقادی) دانش آموزان دارد.
۱۶۷۱۹.

The Role of Digital Literacy in Mediating ChatGPT’s Impact on Writing Abilities and Perceptions of Iranian EAP Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
Academic writing has emerged as a central area of inquiry among researchers specializing in English as a Foreign Language (EFL) writing. Utilizing a mixed-methods research design, the current study aimed to explore the mediatory role of digital literacy in the writing improvement of EAP learners in a ChatGPT-supported writing course. Following the administration of the Oxford Placement Test (OPT) and digital literacy questionnaire, a cohort of 100 upper-intermediate learners from a non-profit university in Mazandaran, Iran was randomly selected. The participants were then split into two experimental groups (high vs. low digital literacy) and two control groups (high vs. low digital literacy), with each group consisting of 25 participants. The experimental groups received writing instruction that incorporated ChatGPT, while the control groups were taught implementing traditional pedagogical methods devoid of ChatGPT. Data were gathered through pre- and post-writing assessments along with semi-structured interviews. Results from the pre- and post-tests indicated that the experimental groups with either high or low digital literacy exhibited significantly superior academic writing outcomes compared to the control groups. However, no notable disparity was evidenced between the two experimental groups. Analysis of the interviews revealed that ChatGPT contributed greatly to their writing accuracy and fluency, while creating several challenges namely the generation of inappropriate responses and limited access. On implication side, suggestions are offered for prospective EAP students, teachers, teacher educators, and syllabus designers along with a sketch of possible avenues for further exploration.
۱۶۷۲۰.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقدمه: درمان های روان شناختی، با تأکید بر منابع درونی فرد در مقابله با بیماری های روانی، تدابیر درمانی مناسبی برای کمک بیماران، به خصوص زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی فراهم نموده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی شهر ساری بودند. ۳۶ نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش، آزمایش و گواه تقسیم شدند و گروه های آزمایش، ۸ جلسه درمان دریافت کردند. ابزارها شامل پرسش نامه های تنظیم هیجان گارنفسکی، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، درد محمدیان و غربالگری سمپتوم پیش از قاعدگی بود. داده ها با روش کوواریانس چند متغیره، آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین نمرات میانگین درد، کیفیت زندگی و تنظیم هیجان در اثر درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری تفاوت معناداری وجود ندارد. هر دو درمان با توجه به ماهیت روان شناختی اختلال ملال پیش از قاعدگی باعث بهبود کیفیت زندگی، تنظیم هیجان و درد شدند. نتیجه گیری: درمان پذیرش و تعهد و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی مؤثر است. پیشنهاد می شود برای درد، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی از آن استفاده شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان