ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۴۶۱ تا ۱۴٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
۱۴۴۶۱.

بررسی کارکرد سورَک و دریچه در تهویه طبیعی مسکن روستایی استان سیستان و بلوچستان؛ مطالعه موردی: روستای قلعه نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: این پژوهش به بررسی تأثیر اندام های اقلیمی سورَک و دریچه در مسکن روستایی استان سیستان و بلوچستان می پردازد. تأکید این پژوهش بر روی تهویه طبیعی و بهره گیری از آن در کوران طبیعی است. اندام اقلیمی در این پژوهش، عناصر اقلیمی بومی است که معماران این نواحی به عنوان راهکارهای اقلیمی در بنا به کار می برده اند. روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به بررسی تعاریف، تشریح مفهوم اندام اقلیمی، مهندسی محاسبات باد، معرفی اندام ها و فضاهای مرتبط با آن، شناخت روستای موردبررسی و نمونه برداشت شده پرداخته شده است. در گام بعد، تحلیل های کمّی با نرم افزار Ansys Fluent به منظور بررسی کارکرد این اندام ها انجام شده است. متغیر وابسته، کوران طبیعی و متغیر مستقل سرعت باد است. در ادامه با استفاده از نرم افزار های تحلیل دینامیک سیالاتی محاسباتی (CFD) به بررسی رابطه بین متغیرها پرداخته شده است که درنهایت به بررسی کارکرد این اندام ها و مقایسه آن با داده های میدانی منجر گردید. یافته ها: بر اساس شناخت عناصر معماری پهنه روستایی استان سیستان و بلوچستان و با توجه به کارکرد برخی از آن ها که نقش تهویه طبیعی دارند؛ با بررسی نتایج می توان اثبات نمود که اندام های اقلیمی در ایجاد کوران طبیعی نقش دارند؛ همچنین تعامل سایر فضاهای معماری با این اندام ها مشخص می گردد و درواقع آن ها در یک زنجیره ایجاد کوران طبیعی کارکرد دارند. در این پژوهش تمرکز بر روی کارکرد سورَک و دریچه به لحاظ کمی بود تا کارکرد آن ها با شاخص سرعت جریان باد بررسی شود. نتیجه گیری: تحلیل ها نشان داد که سایر عناصر در ایجاد کوران طبیعی مؤثرند که با حذف هرکدام، فرایند مذکور ناقص می ماند و از این حیث اندام اقلیمی به این عناصر اطلاق می شود. با بررسی جهت جریان باد و جانمایی اندام های اقلیمی متوجه می شویم که نیاز حرارتی ساکنین، سیمای روستا، کاربرد عناصر معماری و اقلیمی و مواردی از این قبیل، متأثر از شرایط اقلیمی منطقه هستند؛ به گونه ای که جهت عمده خانه ها در جهت وزش باد قرار دارد و این نشان دهنده تطبیق مسکن روستایی این پهنه با نیازهای اقلیمی است. در تحلیل ها، باد با سرعت m/s8 از وجه شمالی وارد اتاق دارای سورَک شده و سرعت آن پس از ورود به اتاق به m/s10 و این مقدار در مرکز اتاق به 4 و در خروجی به m/s2 می رسد. در اتاق دارای دریچه نیز سرعت باد در ورود به اتاق m/s10 و این مقدار برای مرکز این اتاق 6 و هنگام خروج از اتاق به m/s2 می رسد.
۱۴۴۶۲.

رابطۀ شاخص های کلان اقتصادی و جرائم مواد مخدر: تحلیل ثانویۀ آمارهای استان های ایران در دهۀ 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
جرائم مواد مخدر به مصرف، توزیع و خریدوفروش داروهای غیرقانونی و غیرمجاز اطلاق می شود که ازنظر دولت و طبق قوانین رسمی، دارای مجازات است. مطابق داده های رسمی کشور، نرخ جرائم مرتبط با مواد مخدر در طی دههٔ اخیر روندی افزایشی داشته و همراه با تغییرات اقتصادی، این پدیده نیز افزایش یافته است. این مسئله در استان های کشور، طی بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸، روندی افزایشی را تجربه نموده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شاخص های کلان اقتصادی (۱۳۹۰–۱۳۹۸) بر افزایش جرائم مرتبط با مواد مخدر است. روش اجرای پژوهش، از نوع اسنادی با تکیه بر تحلیل ثانویهٔ داده های مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال کشور بود. واحد تحلیل، استان های کشور و ابزار تحلیل داده، نرم افزار SPSS بوده است. جامعهٔ آماری پژوهش شامل ۳۱ استان کشور بود که به صورت تمام شماری در بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۸ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مدل رگرسیونی حاکی از آن است که متغیرهای اقتصادی شامل نرخ تورم و نرخ بیکاری، تأثیر مستقیم و همچنین نرخ مشارکت اقتصادی، تأثیر معکوس بر روند نرخ جرائم مرتبط با مواد مخدر در استان های ایران داشته است. به طورکلی، شاخص های کلان اقتصادی در بازهٔ زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۸ توانسته اند ۴۶٪ از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. متناسب با نتایج تحقیق، با افزایش بی سازمانی و بحران اقتصادی و ورود فشارهای روانی-اجتماعی در اثر رکود مالی، کاهش منابع توسعه ای-شغلی، از بین رفتن امید و چشم اندازهای مثبت تأمین نیازهای اقتصادی (کاهش مشارکت اقتصادی در بازار، حجیم شدن نرخ بیکاری و پایداری آن و شدید شدن نرخ تورم بر اقتصاد خانوار)، جرائم مرتبط با مواد مخدر دچار نوسانات و تغییرات شدیدی شده و افزایش می یابد.
۱۴۴۶۳.

رابطه محیط حمایت گر خودپیروی با رفتار مدنی تحصیلی دانشجویان دختر از طریق میانجی گری خودکارآمدی و شایستگی مقابله ای در مواجهه با چالش های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین محیط حمایتگر خودپیروی با رفتار مدنی تحصیلی دانشجویان دختر از طریق میانجی گری خودکارآمدی و شایستگی مقابله ای در مواجهه با چالش های فرهنگی بود.. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1404–1403 بود. نمونه پژوهش 300 نفر بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رفتار مدنی تحصیلی (گل پرور، ۱۳۸۹)، مقیاس محیط حامی خودپیروی (آسور و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه خودکارآمدی (موریس، ۲۰۰۱) و پرسشنامه شایستگی مقابله ای (شرودر و الیس، ۲۰۱۲) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-27 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است و ۲۱٪ واریانس خودکارآمدی و ۶۸٪ واریانس رفتار مدنی تحصیلی را تبیین می کند. محیط حامی خودپیروی، هم به طور مستقیم (46/0=β، 001/0=P) و هم از طریق میانجی گری خودکارآمدی (22/0=β، 001/0=P)، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار مدنی تحصیلی دارد؛ با این حال شایستگی مقابله ای نقش میانجی معناداری ایفا نکرد (05/0<P). نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که تنها خودکارآمدی در رابطه بین محیط حامی خودپیروی و رفتار مدنی تحصیلی نقش واسطه دارد (05/0P<). در مجموع، می توان نتیجه گرفت که محیط های آموزشی حامی خودپیروی با ارتقای توانمندی فردی، نقش مهمی در ارتقاء رفتارهای مدنی تحصیلی دانشجویان دختر و توانمندسازی آن ها در مواجهه با چالش های فرهنگی ایفا می کنند. سیاست گذاری های آموزشی باید بر ایجاد محیط های حامی خودپیروی تمرکز کنند تا با توانمندسازی روانی و فرهنگی و با مشارکت بالا، تعاملات مثبت شکل گیرد.
۱۴۴۶۴.

گونه شناسی مواجهه های شایسته رفتاری در برابر آیات الهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
قرآن کریم از انواع برخوردها و مواجهه ها با آیات خدا سخن می گوید؛ خواه آیات قرآن و خواه آیات آفرینش. مواجهه در برابر آیات الهی از اعتقاد آدمی نشأت می گیرد و در اعمال و رفتار او بروز داده می شود و بدین گونه برخوردها به دو گونه ی اعتقادی و رفتاری تقسیم بندی می گردند. برخی به صورت شایسته و مناسب در برابر آیات الهی رفتار می کنند و برخی برای رسیدن به مقاصد دنیوی خویش، حقّ آیات را زیر پا می گذارند و رفتارهای ناشایست و نامناسبی را در برابر آیات، از خود بروز می دهند. قرآن نیز بنا به تربیتی بودن مطالبش بر روی مواجهه های غیرشایسته و شایسته تأکید می کند و به ذکر جزئیات بیشتری در مورد برخوردهای غیرشایسته و شایسته می پردازد. رفتارهای مناسب و شایسته و بایسته همچون: دیدن و شنیدن آیات، تدبر، تفکر، تفقه و تعقل در آیات و تذکر از آنها، شکر، گریه، سجده و ازدیاد ایمان در برابر آیات، یقین به آنها و ...، و رفتارهای نامناسب و ناشایست و ناپسند، مانند: کوری و کری در قبال آیات، بی توجهی و غفلت و اعراض از آنها، مجادله و خوض باطل در آنها، نسیان آیات، کوچک شمردن و استهزاء آنها، مرور از کنار آیات و بی توجهی به آنها، دریافت آیات و منسلخ شدن از آنها، فروختن آیات به بهای ناچیز، ظلم و مکر در حق آیات و بستن راه مردم به سوی آنها، کفر، جحد، الحاد، عناد و تکذیب آیات و ... . در این مقاله مواجهه های شایسته رفتاری در برابر آیات الهی استخراج شده و بحث و بررسی در رابطه با ماهیت اصلی و حقیقی آنها صورت گرفته است.
۱۴۴۶۵.

طراحی و اعتبارسنجی مدل بهبود خدمات توسعه کسب وکار در خوشه های صنعتی با رویکرد آمیخته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر خدمات توسعه کسب وکار در خوشه های صنعتی و طراحی مدلی برای بهبود آن انجام شد. رویکرد پژوهش آمیخته و توسعه ای بود. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از روش داده بنیاد به صورت نظام مند و با نرم افزار مکس کیو دا پردازش و تحلیل شدند. در بخش کمّی، تحلیل ها با بهره گیری از غربال گری فازی و مدل سازی معادلات ساختاری با اسمارت پی ال اس و تحلیل های آماری مقدماتی با اس پی اس اس انجام گرفت. جامعه آماری بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان و مشاوران خوشه های صنعتی سراسر کشور بود که به دلیل تجربه و آگاهی عمیق از موضوع انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی شامل واحدهای کسب وکار مستقر در خوشه های صنعتی شهرستان اصفهان، مشاوران مراکز خدمات کسب وکار و نهادهای پشتیبان مرتبط بود. نمونه گیری در هر دو بخش به صورت هدفمند انجام و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق، منابع مکتوب و پایگاه های آنلاین جمع آوری شد. روایی و پایایی داده ها با بازخورد مشارکت کنندگان و باز آزمون تضمین شد. یافته ها نشان داد یک مقوله اصلی، شش مقوله محوری و 71 زیر مقوله در ابعاد عوامل علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی شدند. تحلیل کمّی حاکی از تأثیر مثبت و معنادار عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر بر بهبود خدمات توسعه کسب وکار بود. مدل طراحی شده نشان می دهد که تقویت این عوامل می تواند عملکرد خوشه های صنعتی، رضایت، سودآوری و اثربخشی ساختارهای نهادی و سیاسی-اقتصادی را ارتقا دهد. این نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر در ارتقای کیفیت خدمات توسعه کسب وکار تأکید دارد.
۱۴۴۶۶.

تحلیل تطبیقی کارآموزی دانشجویان معمای و کارورزی دانشجومعلمان (گامی به سوی بازطراحی الگوی شایستگی محور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۰
گذار از دانشگاه به حرفه ، مرحله ای اساسی در تربیت دانشجویان معماری است که کارآموزی در این مسیر نقش واسطه ای مهمی دارد. علی رغم وجود سرفصل های متنوع، برنامه های کارآموزی معماری در ایران در پرورش شایستگی های حرفه ای دانشجویان کارآمد نیستند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تطبیقی مبتنی بر الگوی چهارمرحله ای بردی، به مقایسه ساختار و مؤلفه های برنامه درسی براساس الگوی تایلر شامل اهداف، محتوا، شیوه اجرا و ارزشیابی-در سرفصل های کارآموزی معماری و کارورزی تربیت معلم می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برنامه کارورزی معلمان با ساختار مرحله ای، اهداف شایستگی محور، محتوای چندلایه و تأملی، اجرای موقعیت محور و ارزشیابی تکوینی چندمنبعی، بستری نظام مند و منسجم برای رشد تدریجی توانمندی های حرفه ای فراهم می سازد. در مقابل، کارآموزی معماری اغلب از انسجام ساختاری، اهداف رفتاری و صریح، محتوای هدفمند و نظام ارزشیابی مبتنی بر عملکرد بی بهره اند. این نتایج، بر لزوم بازطراحی کارآموزی معماری با الگوگیری از رویکرد شایستگی محور کارورزی معلمان تأکید دارد.
۱۴۴۶۷.

بررسی میزان اثربخشی کاربست هنر محیطی درآموزش و تعامل با محیط زیست در راستای تربیت کودکانی دوستدار طبیعت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
به دنبال بحران محیط زیست در جهان معاصر، آموزش های زیست محیطی بر پایه هنر محیطی، در بسیاری از کشورهای پیشرو، نقش برجسته ای در آموزش مفاهیم و موضوعات زیست محیطی و توسعه پایدار پیدا کرده است. پژوهش حاضر به منظور گسترش و توسعه مباحث بینارشته ای هنر محیطی و محیط زیست، درصدد است تا مبانی نظری برای تعامل میان دانشمندان محیط زیست و هنرمندان هنر محیطی در عرصه بین المللی را مورد مطالعه قرار دهد و بر این اساس با مروری بر تجارب زیست محیطی بر پایه هنر های محیطی در کشورهای پیش رو به بررسی این مسئله بپردازد که: چگونه از طریق تجربه های هنر محیطی می توان ارتباط با طبیعت را در کودکان توسعه داد و تفکر اکولوژیکی را در آنان تسهیل نمود؟ و به نوعی همکاری جهانی در این راستا رسید؟ با بررسی انجام شده طی این پژوهش مشخص گردید هنر محیطی پتانسیل تبدیل شدن به ابزاری مناسب در جهت اهداف آموزشی مفاهیم و بایسته های محیط زیست برای کودکان را داراست. لذا آموزش های زیست محیطی بر پایه هنر محیطی الگویی بسیار مناسب و متناسب برای کودکان در جهت تعامل پایدار با طبیعت و ارتقا سواد و اخلاق زیست محیطی و در نهایت تربیت کودکانی دوستدار طبیعت معرفی می شود. همچنین بسیاری از شیوه های آموزشی زیست محیطی بر پایه هنر محیطی که در سطح بین المللی به کار می رود در ایران قابل اجرا است، مشروط بر این که با شرایط اجرایی و سازمانی، اجتماعی، زیستی و ارزش های ملی و قوانین موجود در کشور سازگار باشند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف پژوهشی، کاربردی و از نوع توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از رویکرد پژوهش های میان رشته ای و در پرتو منابع دست اول پژوهشی و از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی و بررسی و ترجمه متون انجام گرفته است. در این پژوهش، سعی بر آن است مهمترین و تاثیرگذارترین توانمندی های هنر محیطی در جهت تربیت کودکان دوستدار طبیعت و کنشگر بررسی و معرفی شود.
۱۴۴۶۸.

نقش گرافیک محیطی در اطلاع رسانی حوزه مدیریت پسماند در فضاهای شهری (نمونه مورد مطالعه: شهر رشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
با توجه به تحولات شتابان جوامع بشری در دهه های اخیر، فضاهای شهری به کانون اصلی زندگی روزمره شهروندان تبدیل شده اند. شهرنشینان بخش قابل توجهی از زمان خود را در این فضاها سپری می کنند و همین امر موجب شده است عناصر بصری و گرافیک محیطی بیش از گذشته بر تجربه زیستی و ذهنیت افراد اثرگذار باشند. گرافیک محیطی علاوه بر کارکرد زیبایی شناختی، نقشی اساسی در اطلاع رسانی و آموزش عمومی دارد و می تواند به طور مستقیم بر رفتار شهروندان اثر بگذارد. یکی از عرصه هایی که این قابلیت برجسته می شود، مدیریت پسماند شهری است. افزایش نیازهای انسانی و گسترش مصرف کالاها و بسته بندی های متنوع، حجم زیادی از پسماند ایجاد می کند که مدیریت آن از منظر زیست محیطی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. این پژوهش در پی آن است که به پرسش «چرا و چگونه گرافیک محیطی در اطلاع رسانی مدیریت پسماند نقش آفرین است؟» پاسخ دهد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و بررسی نمونه های موفق در این حوزه گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها، از مدل راهبردی SWOT با هدف شناسایی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها بهره گرفته شده و شهر رشت به عنوان مطالعه موردی انتخاب گردیده است. یافته ها بیانگر آن است که گرافیک محیطی، با اتکا به زبان بصری و استفاده از ابزارهای نوین دیجیتال در فضاهای عمومی، می تواند آگاهی شهروندان را نسبت به اهمیت مدیریت پسماند افزایش دهد. همچنین این ابزار بصری قادر است نگرش و رفتار شهروندان را در جهت مشارکت فعال تغییر دهد. در نهایت می توان گفت گرافیک محیطی نه تنها به ارتقای کیفیت محیط شهری کمک می کند، بلکه به عنوان ابزاری مؤثر در خدمت توسعه پایدار، ارتقای مسئولیت اجتماعی و بهبود حس تعلق شهروندان به مکان نیز عمل می نماید.
۱۴۴۶۹.

اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود در دختران با تجربه شکست عاطفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
شکست های عاطفی به ویژه در میان دختران جوان، اغلب با فشار روانی شدید، کاهش سلامت روان شناختی و توانایی مقابله موثر همراه است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود در دختران با تجربه شکست های عاطفی بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران با تجربه شکست های عاطفی مکرر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه ۵ تهران در سال ۱۴۰۱ بود. نمونه ای به حجم ۴۵ نفر (۲۲ نفر گروه آزمایش، ۲۳ نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های مقابله ای لازاروس (1985)، مقیاس تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی (۲۰۰۱)، و پرسشنامه شفقت به خود نف (۲۰۰۳) استفاده شد. مداخله بر اساس پروتکل راه حل محور ترپر (2012) در ۸ جلسه ۲ ساعته اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس مختلط تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان کوتاه مدت راه حل محور در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، سبک مقابله ای مساله محور، تنظیم عاطفی سازگار و شفقت به خود را به طور معنی داری بهبود داد و منجر به کاهش معنادار سبک مقابله ای متمرکز بر هیجان و تنظیم عاطفی ناسازگار گردید. مقایسه های زوجی بین مراحل پیش آزمون و پیگیری ماندگاری اثر مداخله را بر تمامی متغیرها به جز شفقت به خود تایید کرد. نتایج حاکی از آن است که درمان راه حل محور می تواند به بهبود سبک های مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان، و شفقت به خود و در نتیجه ارتقای سلامت روان شناختی دختران با تجربه شکست عاطفی کمک کند.
۱۴۴۷۰.

بررسی تطبیقی دیدگاه های امامیه، معتزله و اشاعره درباره ماهیت و منابع علم امام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۵
مسأله اصلی پژوهش، اختلاف نظر درباره ماهیت، کیفیت و منابع علم امام است. از دیدگاه امامیه، امام به عنوان جانشین معصوم پیامبر(ص)، باید دارای علم الهیِ خطاناپذیر و متصل به منبع وحیانی باشد تا بتواند تمام نیازهای دینی و رهبری جامعه را پاسخ دهد. در مقابل، معتزله و اشاعره علم اجتهادیِ مشروط به خطا را کافی دانسته و اتصال مستقیم به علم الهی را ضروری نمی دانند.هدف این پژوهش، تبیین مبانی نظری هر مکتب و تحلیل ادله آنها درباره علم امام است که بر اساس روش توصیفی-تحلیلی،سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که امامیه با استناد به نصب الهی امامت و روایات معصومین(ع)، علم امام را فراتر از علم بشری و مبتنی بر الهام و اتصال به غیب میداند. در مقابل، معتزله و اشاعره با تأکید بر اجتهاد و امکان خطا، علم امام را در حد یک مجتهد جامع الشرایط تعریف میکنند. همچنین، اشاعره برخلاف معتزله، امکان بهره مندی غیرپیامبران از علم الهی را میپذیرند، اما آن را مختص امام نمیدانند. نتیجه گیری حاکی از آن است که اختلاف این مکاتب ریشه در مبانی کلامی مانند عصمت، نصّ الهی و نقش عقل در شناخت دارد. این پژوهش زمینه را برای مطالعات مقایسه ای عمیق تر پیرامون مسأله امامت را فراهم میکند.
۱۴۴۷۱.

ارائه چارچوبی برای رشد استارت آپ ها با پشتیبانی بازاریابی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۰
بازار معاصر، بازاریابی رسانه های اجتماعی را به عنوان یک میانجی قدرتمند بین تعامل دیجیتال کارآمد، فرصت های تفسیر داده ها و رشد استارت آپ ها قرار می دهد، این پژوهش با هدف ارائه الگویی پویا برای رشد استارت آپ ها با پشتیبانی بازاریابی رسانه های اجتماعی به شیوه ی توصیفی-کاربردی انجام شده است. از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش داده بنیاد پرداخته است. جامعه ی آماری شامل صاحب نظران و مدیران استارتاپ ها و متخصصان فناوری دیجیتال و بازاریابان رسانه های اجتماعی هستند که از بین آنها ۱3نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در این مطالعه مشارکت کردند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. ﺑﺮای ﺗﺠﺰﯾﻪوﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ، از روش ﮐﺪﮔﺬاری ﺑﺎز، ﻣﺤﻮری و ﮔﺰﯾﻨﺸﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ یافته های پژوهش نشان می دهد مفاهیم در قالب یک مقوله محوری و 13 مقوله اصلی و 32 مقوله فرعی و 137 ﻣﻔﻬﻮم ﯾﺎ ﮐﺪ ﺑﺎز ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺷﺪ. شرایط علی شامل(محرک های هویت بخشی بازاریابی رسانه های اجتماعی، محرک های بقا و پایداری و محرک های تعامل آنلاین)، شرایط زمینه ای شامل (شناسایی جامع از تاثیرات یازاریابی رسانه ها بر استارتاپ ها، پیاده سازی بازاریابی رسانه های اجتماعی) شرایط مداخله گر (عدم قطعیت فناوری، کمپین های تامین مالی کم و فقدان استراتژی قدرتمند بازاریابی رسانه ها)، راهبردها ( ارتقا جایگاه یابی، بافت همبند)، پیامدها شامل (هم آفرینی شبکه ای، ارتقا زنجیره ارزش و توسعه استارتاپ) دسته بندی شدند. استارت آپ ها از رسانه های اجتماعی در محیط کسب وکار مدرن برای دسترسی به مشتریان و ذینفعان برای نوآوری و رقابت در محیط کسب وکار پویا استفاده می کنند.
۱۴۴۷۲.

تحلیل مضامین پیشرفت سیاسی الهی در سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت می تواند بهترین الگوی پیشرفت همه جانبه برای جامعه انسانی باشد. این پیشرفت نوعی از حرکت رو به جلو می باشد. در پژوهش سوره مائده با روش تحلیل به مضمون که یکی از شیوه های تحلیل محتوی کیفی است و اعتبار داده ها صرفا به استناد قواعد تفسیری متن بر اساس روش تفسیر موضوعی انجام شده و هدف از این اقدام دستیابی به الگوی پیشرفته سیاسی الهی می باشد که در نهایت به 60 مضمون پایه از آیات مورد نظر و 16مورد مضامین سازمان دهنده و 4 مورد به مضامین فراگیر رسیدیم که شامل محوریت کتاب و احکام الهی، محوریت امام و رهبر الهی، نقش و عملکرد انسان ها، تصدیق پیشرفت سیاسی الهی در کتب آسمانی، هدایت و عنایت الهی، برتری الگوی پیشرفت سیاسی اسلام بر دیگر الگوها، لزوم پایبندی به تقوی می باشد و در گام بعدی مضامین مذکور به مضامین فراگیر تبدیل می شوند. نتیجه اینکه در این تحقیق به الگوی پیشرفت سیاسی الهی در جامعه اسلامی در سوره مائده رسیدیم. تحلیل مضمون با رعایت قواعد تفسیری منافاتی باروش اجتهادی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ندارد. فقط در اینجا دلالتهای مستقیم و غیرمستقیم متن استخراج می شود.
۱۴۴۷۳.

الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی (مطالعه موردی: مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه و اهداف: در جوامع معاصر، مدیریت بحران دیگر صرفاً وابسته به منابع مادی و فناوری های پیشرفته نیست، بلکه مستلزم بهره گیری از سرمایه های اجتماعی، الگوهای بومی و شبکه های اعتماد محلی است. ایران با پیشینه ای طولانی از بحران های طبیعی و اجتماعی، ظرفیت های فرهنگی فراوانی در مدیریت مردمی بحران ها دارد؛ اما بخش مهمی از این ظرفیت ها، به ویژه در میان زنان، تاکنون به صورت نظام مند مستندسازی نشده است. زنان در جامعه ایرانی، افزون بر نقش خانوادگی، در عرصه های اجتماعی و دینی نیز نقش پیونددهنده و سازمان دهنده دارند و می توانند با اتکا بر اعتماد اجتماعی، همبستگی جمعی و حس مسئولیت پذیری، در کاهش آسیب های ناشی از بحران ها نقشی کلیدی ایفا کنند. با وجود این، ادبیات موجود در زمینه مدیریت بحران عمدتاً بر جنبه های فنی، سازمانی و دولتی متمرکز بوده و از ظرفیت های غیررسمی، خودجوش و زنانه غفلت کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان، که طی نیم قرن اخیر نمونه ای برجسته از سازمان دهی خودجوش زنان جهادگر بوده است، در پی کشف و تحلیل الگوی مدیریت بحران بومی مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی است. اهداف اختصاصی پژوهش شامل شناسایی سازوکارهای شکل گیری و تداوم شبکه های اعتماد زنانه، تحلیل ساختارهای ارتباطی و رهبری غیررسمی، واکاوی راهبردهای بسیج منابع مادی و عاطفی، و تبیین مزایا و محدودیت های این الگو نسبت به مدل های رسمی است. در نهایت، این مطالعه می کوشد مدلی بومی و قابل تعمیم برای مدیریت بحران ارائه دهد که ریشه در تجربه زیسته زنان و نظام معنایی فرهنگ ایرانی دارد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه نگاری فرهنگی انجام شده تا ابعاد پنهان الگوی مدیریت جهادی زنان در بستر فرهنگی و دینی رفسنجان شناسایی شود. تجربه نگاری به عنوان روشی پدیدارشناختی و تفسیرگرایانه، بر فهم عمیق از تجربه زیسته افراد در متن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان است که دست کم پنج سال سابقه مشارکت در فعالیت های داوطلبانه و مواجهه مستقیم با بحران ها (نظیر جنگ تحمیلی، زلزله بم و کرونا) داشته اند. داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شده که با استفاده از راهنمای مصاحبه استاندارد و پس از تأیید روایی محتوایی توسط پنج متخصص حوزه جامعه شناسی و مدیریت بحران انجام شده است. هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه طول کشید و نمونه گیری به شیوه هدفمند نظری و سپس با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر مصاحبه ها، مشاهدات میدانی از فعالیت های جاری مجموعه و بررسی اسناد آرشیوی برای اعتبارسنجی داده ها استفاده شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون بازتابی براون و کلارک (۲۰۲1) طی 6 مرحله از کدگذاری اولیه تا تولید مضامین نهایی تحلیل شدند. برای تضمین دقت و پایایی یافته ها، از روش های مثلث سازی داده ها، بازبینی همتایان، بازبندی مشارکتی و تطبیق با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸5) استفاده شد. در نهایت، نتایج تحلیل در قالب هفت سازوکار محوری تبیین شد که مبنای الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان را تشکیل می دهند. نتایج: یافته های پژوهش حاصل از تحلیل مضمون بازتابی داده های کیفی، الگوی جامع مدیریت جهادی زنان رفسنجان را در قالب هفت سازوکار بنیادین آشکار کرد که بیانگر تلفیق ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و خودسازمان دهی زنانه در مواجهه با بحران هاست. نخست، وقف پویا به عنوان موتور محرک نظام، ایمان دینی را از سطح معنوی به سطح عملیاتی ارتقا داده و نذورات، مناسک مذهبی و سرمایه های معنوی را به منابع مالی و انگیزشی پایدار تبدیل می کند. دوم، مسئله شناسی جنسیتی با تمرکز بر نیازهای پنهان زنان در بحران ها، از جمله مراقبت از خانواده، حمایت روانی و حفظ حریم خصوصی، الگویی از مداخله حساس به جنسیت را ارائه می دهد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به تخصص از طریق بازتعریف مهارت های خانگی مانند خیاطی، شیرینی پزی و پته دوزی، ظرفیت های زنانه را به ابزارهای تولیدی و حمایتی مؤثر بدل کرده است. چهارم، خانواده محوری عملیاتی نشان داد که هماهنگ سازی مأموریت های جهادی با مسئولیت های خانوادگی نه تنها موجب مشارکت پایدارتر زنان می شود، بلکه پایداری نهادی شبکه را نیز تضمین می کند. پنجم، اقتصاد مقاومتی جهادی با حذف واسطه ها، ایجاد بازارچه های خوداتکا و گزارش دهی شفاف به خیرین، الگوی اقتصاد اخلاقی و اعتمادبنیاد را پدید آورده است. ششم، انطباق اقتضایی توان شبکه را در تغییر مأموریت ها، چرخش مدیران و بهره گیری از ظرفیت های محلی افزایش داده و ساختاری چابک و بدون بوروکراسی ایجاد کرده است. سرانجام، نیروی انسانی تاب آور با ترکیب تخصص، تعهد و ایمان، انسجام سازمانی را در بحران ها حفظ کرده است. این الگو در مجموع، ایمان را به مثابه کاتالیزور نوآوری عملیاتی و زنان را به عنوان کنشگران محوری تاب آوری اجتماعی معرفی می کند که توانسته اند محدودیت های فرهنگی را به ظرفیت های توسعه بومی تبدیل کنند. بحث و نتیجه گیری: تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان نمونه ای برجسته از ترکیب ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و سازمان دهی شبکه ای است که می تواند به عنوان مدلی بومی برای مدیریت بحران در جوامع اسلامی استفاده شود. هسته نظری این مدل بر سه محور اساسی استوار است: نخست، ایمان دینی به عنوان موتور محرک نوآوری های عملیاتی که از طریق تبدیل ارزش های معنوی به ظرفیت های عینی، کارکردی راهبردی در تولید منابع، انگیزش جمعی و تداوم فعالیت ها ایفا می کند. دوم، چابکی سازمانی و انطباق اقتضایی که امکان واکنش سریع، تصمیم گیری محلی و اصلاح ساختار در شرایط بحرانی را فراهم آورده و الگوی بروکراسی صلب را به ساختار خودسازمان ده و منعطف بدل می سازد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به مزیت رقابتی که با بازتعریف نقش های زنانه در حوزه هایی نظیر آموزش مهارت، مراقبت اجتماعی و مدیریت اقتصادی، زمینه ارتقای مشارکت و تاب آوری اجتماعی را فراهم کرده است. در سطح کاربردی، این الگو نشان می دهد که نهادهای مردمی زنانه با اتکا بر شبکه های اعتماد محلی و ایمان دینی، می توانند در غیاب ساختارهای رسمی، نقش مؤثری در امدادرسانی، بازسازی اجتماعی و بازتولید امید ایفا کنند. خانواده محوری عملیاتی، اقتصاد مقاومتی جهادی و تربیت نیروی انسانی تاب آور، سه مؤلفه کلیدی پایداری این مدل هستند که امکان انتقال تجربه آن به سایر مناطق کشور را فراهم می کنند.از منظر سیاست گذاری، نتایج تحقیق بر لزوم حمایت نهادی از شبکه های داوطلب زنانه، تسهیل آموزش های اقتضایی، و ادغام الگوهای دینی در نظام مدیریت بحران ملی تأکید دارد. در سطح نظری، این پژوهش پارادایمی نو را پیشنهاد می دهد که در آن، ایمان به مثابه منبع تولید معنا، خلاقیت به عنوان سازوکار بقا و زن به عنوان عامل پیونددهنده سرمایه اجتماعی عمل می کند. سرانجام، مدل مدیریت جهادی زنان رفسنجان اثبات می کند که تاب آوری واقعی نه محصول منابع بیرونی، بلکه حاصل هم افزایی معنویت، عقلانیت و کنش جمعی در بستر فرهنگ بومی است؛ الگویی که می تواند مبنای بازاندیشی در مدیریت بحران های آینده ایران قرار گیرد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی «الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی» است که با حمایت مالی و علمی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) انجام شده است. نویسندگان از پشتیبانی پژوهشکده و همکاری صمیمانه بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان در اجرای این پژوهش قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این پژوهش وجود ندارد و تمامی مراحل تحقیق به طورمستقل و براساس اصول اخلاق پژوهش انجام شده است.
۱۴۴۷۴.

بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
با توجه به آمار اخیر، حداقل 20 درصد مردان در طول ازدواجشان حداقل یک بار خیانت کرده اند. ضمن اینکه تعیین نرخ شیوع خیانت در ایران به دلیل تابو بودن این مسئله ممکن نیست. علی رغم اینکه خیانت دردناک ترین خطا در پیمان زناشویی هست، با این حال در دهه های اخیر افزایش یافته است. هدف ما در این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده بود. این پژوهش از منظر هدف، تحقیقی کاربردی و از منظر روش، تحقیق یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون بدون گروه کنترل است. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه تحمل آشفتگی Simmons and Gaher (2005)، پرسشنامه استاندارد خیانت زناشویی Yenisari and Kokdemir (2006) بود. با توجه به طرح پژوهش، نمونه ی مورد مطالعه شامل ۸ زن خیانت دیده هست که به صورت هدفمند و با توجه به معیارهای پژوهش انتخاب شده اند و بر این اساس در گروه درمانی قرار گرفتند و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به سؤالات مربوط به پرسشنامه های این پژوهش پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان هیجان مدار می تواند آشفتگی هیجانی زنان آسیب دیده از خیانت را به طور معناداری کاهش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت، درمان هیجان مدار در افزایش تحمل آشفتگی هیجانی مؤثر است.
۱۴۴۷۵.

تحلیل گفتمان خیانت زن به شوهر در سینمای ایران (پس از انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
موضوع خیانت زن به شوهر در سال های اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبه رو شده که ضرورت بررسی آن را می نمایاند. با توجه به محدودیت های شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلم ها، سازندگان غالباً تلاش کرده اند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنی تر شود. چارچوب ارزشی ای که خیانت زن به شوهر در آن ها تعریف می شود، از سال ها قبل برساخته شده و حالا این مضمون را نیز در خود جای می دهد. این چارچوب های ارزشی و ایدئولوژیک، گفتمان را می سازند؛ بنابراین، این پژوهش گفتمانی را که فیلم به آن تعلق دارد و مفاهیمی که در لایه های پنهان فیلم تبلیغ می شود مطالعه و تحلیل می کند. پژوهش براساس شیوه تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به تحلیل گفتمان فیلم های مغز استخوان، پل چوبی، بنفشه آفریقایی، شب یلدا، تیغ و ترمه، برف روی کاج ها و علفزار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خیانت زن به شوهر در فیلم های بررسی شده تقبیح نمی شود، بلکه هم راستا با ارزش های پیش ساخته دیگری تعریف و توجیه می شود. در چنین گفتمانی، رویکردهای غیردینی و ضددینی، فمینیستی، لیبرالیستی و مدرنیستی در کنار هم و در برابر رویکردهای دین مدارانه، خانواده محور، اخلاق مدار، سنت گرا و دارای هویت و اصالت بومی تعریف می شوند.
۱۴۴۷۶.

بررسی تاریخی- تطبیقی لباس اقوام مغول در دوره ایلخانان و یوان (مطالعه موردی: لباس جیسون و ترلیگ مردان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه: مغولان، به عنوان مجموعه ای از قبایل آسیای مرکزی، در اوایل قرن 13م/7ه حملات گسترده ای را به شرق و غرب آسیا آغاز کردند و سپس در سرزمین های مفتوحه، ازجمله ایران و چین، استقرار یافتند. آنان دارای ویژگی های هویتی و فرهنگی خاص خود بودند. اهداف و سؤال ها: پوشاک به عنوان یک شاخص فرهنگی و هویتی مغولان شناخته می شود و هدف این پژوهش بررسی تغییرات لباس اقوام مغول در سرزمین های ایران و چین است. این پژوهش بر آن است به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. لباس اقوام مغول پیش از فتوحات چنگیزخان چگونه بود و در دوره ایلخانان در ایران و دوره یوان در چین چه تغییراتی کرد؟ 2. چه شباهت ها و تفاوت هایی میان لباس اقوام مغول در ایران و چین وجود دارد؟ 3. چه عواملی بر شباهت ها و تفاوت ها اثرگذار است؟ روش ها: برای پاسخ گویی به پرسش های پژوهش، از روش مطالعه تاریخی-تطبیقی استفاده شده است و جمع آوری داده ها بر اساس تصاویر متعلق به دوره ایلخانان و یوان و فیش برداری از منابع موجود انجام شده است. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در شکل ظاهری لباس مغولان تغییراتی پدید آمده و نوعی مبادله فرهنگی میان آنان و سرزمین های مقصد صورت گرفته است. ازنظر رنگ لباس ها، به ویژه در پوشاک پادشاهان، رنگ های آبی و قرمز در ایران و چین مشترک اند؛ اما در طرح لباس ها به ویژه اندازه آستین ها، تفاوت هایی مشاهده می شود و متأثر از فرهنگ چینی، آستین ها بلندتر هستند. در هر دو سرزمین ایران و چین، طرح هایی با نقش حیوانات، ازجمله آهو برای پادشاهان و همچنین نقوش اسلیمی، مارپیچ، گل لوتوس و ابر (متأثر از هنر چین) به چشم می خورد. در چین علاوه بر این موارد، نقش حیواناتی چون شیر، آهو و نیز موجودات اسطوره ای همچون اژدها و ابر رایج بوده است. از عوامل مؤثر در تغییرات لباس مغولی می توان به جابه جایی جمعیت مغول، شرایط جغرافیایی سرزمین های مقصد، حاکمیت مغولان بر مناطق مفتوحه و تأثیرپذیری از فرهنگ های محلی و نیز شباهت های موجود میان لباس مغولان در یوان و ایلخانی به سبب تجارت پارچه و پوشاک و حضور صنعتگران چینی و ایرانی در هر دو سرزمین اشاره کرد.
۱۴۴۷۷.

تبیین پیشران های کلیدی توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یکی از شاخه های پرطرفدار صنعت گردشگری، امروزه نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف ایفا می کند. استان خوزستان با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان، پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری دارد. با این حال، تحقق این پتانسیل نیازمند شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی است که می توانند به توسعه گردشگری ورزشی در این استان کمک کنند. در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان پرداخته است.روش: پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها، از منابع و اسناد کتابخانه ای و همچنین پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه را 50 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری و ورزش در استان خوزستان تشکیل می دهند..یافته های پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش های دلفی و ماتریس میک مک، ۲۵ عامل کلیدی و مؤثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان را از میان ۴۰ پارامتر اولیه شناسایی کرده است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین عوامل دارای تأثیر مستقیم بر این حوزه شامل احداث هتل برای درآمدزایی، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و وجود امکانات تفریحی و ورزشی هستند. همچنین، عوامل با تأثیر غیرمستقیم، به ترتیب اهمیت، شامل احداث هتل، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و کیفیت محیط زیست می باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان در وضعیت بحرانی قرار دارد، اما این تحقیق می تواند به عنوان راهنما عمل کند.
۱۴۴۷۸.

واکاوی نقش تحریم ها بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر باهدف واکاوی نقش تحریم های بین المللی بر سیاست گذاری مبارزه با مواد مخدر در ایران انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از مدیران، سیاست گذاران و کارشناسان ارشد حوزه مبارزه با مواد مخدر، کاهش آسیب و درمان اعتیاد به بررسی عمیق این پدیده پرداخت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: محدودیت های مالی و تخصیص منابع، چالش های دسترسی به فناوری، دارو و تجهیزات پیشرفته، انزوای بین المللی و مختل شدن همکاری های منطقه ای و بین المللی، تغییرات راهبردی و اولویت بندی های سیاستی و تأثیرات اجتماعی-سلامتی و تشدید آسیب پذیری گروه های در معرض خطر. درنهایت، مضمون مرکزی تحقیق تحت عنوان «تحریم ها به مثابه تهدید وجودی برای گذار از سیاست گذاری فعال به مدیریت انفعالی و بحران محور در مبارزه با مواد مخدر» استخراج شد. یافته ها نشان می دهد که تحریم ها با ایجاد اختلال در تأمین منابع مالی، محدود کردن دسترسی به فناوری های روزآمد و ایجاد انزوای دیپلماتیک، توانایی نظام حکمرانی ایران را برای مدیریت مؤثر و پیشگیرانه پدیده مواد مخدر به شدت تضعیف کرده است. درنتیجه این فشارها، سیستم سیاست گذاری کشور از حالت برنامه ریزی بلندمدت و فعال، به سمت مدیریت واکنشی، کوتاه مدت و بحران محور سوق یافته است. برای خروج از این چرخه معیوب و بازیابی توان راهبردی، پژوهش حاضر «مدل تاب آوری راهبردی» را در سه محور اصلی پیشنهاد می دهد: «تاب آوری داخلی و خوداتکایی هوشمند» از طریق تقویت پایه های تولید داخلی، «دیپلماسی فعال و حکمرانی هوشمند فراملی» برای ایجاد کانال های همکاری معاف از تحریم و «بازطراحی راهبردی و تخصیص منابع مبتنی بر شواهد» جهت تضمین تأمین مالی هوشمند حوزه های کلیدی. این مدل چارچوبی برای تبدیل تهدید به فرصت و تقویت توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی ارائه می کند. 
۱۴۴۷۹.

پُخت وپز هویت: تغییرات ذائقه غذایی و بازسازی هویت نزد مهاجران افغانستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
خوراک به عنوان یکی از عناصر بنیادین زندگی، نقش برجسته ای در شکل گیری هویت فردی و جمعی دارد و در فرایند مهاجرت، این نقش به دلیل تعامل با فرهنگ جدید تحکیم می پذیرد. مهاجران افغانستانی در ایران، به دلیل شباهت ها و تفاوت های فرهنگی، اقتصادی و زبانی، الگوهای غذایی خود را با شرایط کشور میزبان ادغام می دهند. این تطابق شامل استفاده از مواد غذایی محلی، تغییر روش های پخت وپز و حتی پذیرش الگوهای غذایی ایرانی می شود. در این مقاله، نشان داده شده است که تغییرات ذائقه غذایی برای مهاجران هم به عنوان ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی اصلی و هم به عنوان راهبردی برای ادغام در جامعه میزبان عمل می کند. این نشان دهنده انعطاف پذیری مهاجران در برابر شرایط محیطی جدید و تلاش برای یافتن تعادل بین حفظ فرهنگ اصلی و پذیرش فرهنگ جدید است. این پژوهش با روش کیفی از نوع مردم نگارانه و با بهره گیری از مشاهده مستقیم، مشاهده حین مشارکت و مصاحبه های ژرف نیمه ساختاریافته با 18 نفر از مهاجران افغانستانی (7 مرد و 11 زن) در سنین و وضعیت های اجتماعی مختلف انجام شده است. تحلیل مضمون به ما کمک کرده است تا داده های گردآوری شده از مهاجران در شهرک قائم قم تحلیل و تفسیر شوند. یافته ها نشان می دهند که مهاجران راهبردهای مختلفی در رابطه با هویت غذایی خود دارند: ادغام، همانندی، جدایی و حاشیه گزینی. این فرایند به تقویت روابط اجتماعی با جامعه میزبان و نزدیکی هویتی کمک کرده است. درنهایت، تغییرات ذائقه غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بازسازی هویت فرهنگی مهاجران شناخته شده است.
۱۴۴۸۰.

تحلیل طرح واره های گامبریچ در ادراک نقاشی های سالوادور دالی با تأکید بر توهم بصری و دید فریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۹
بیان مسئله: این پژوهش نحوه ادراک بیننده در آثار سالوادور دالی بر مبنای طرح واره ها و تصحیح آن ها با توجه به توهم های بصری و تکنیک های دیدفریبی مطالعه می کند. این مؤلفه ها از کتاب «هنر و وهم» ارنست گامبریچ انتخاب و تشریح شده اند. هدف پژوهش: در آثار دالی مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، از درک واقعیت فراتر رفته و با خلق عناصر نامتعارف، طرح واره ها را به چالش می کشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است: چگونه نقاشی های منتخب با به چالش کشیدن طرح واره ها براساس مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، ادراک مخاطب را رقم می زنند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، از تأکید گامبریچ بر نقش توهم و تکنیک های دیدفریبی در به چالش کشیدن طرح واره های ذهنی مخاطب استفاده شده است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پژوهش می کوشد با مطالعه پنج نقاشی از دهه 40 آثار این هنرمند، براساس هدف معین، نقش طرح واره در ادراک مخاطب را مشخص کند. نتیجه گیری: مطالعه آثار دهه 40 دالی در این مطالعه نشان داد مهم ترین ابزار او برای به چالش کشیدن طرح واره ها و ادراک مخاطب، مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی است. وی با استفاده از فریب دید، تصاویر دووجهی، انعکاس ها و تغییر شکل اشیا، دگردیسی ها، ادغام ها یا خلق ترکیب های خاص و نوآور، استفاده معمایی از سایه ها، زوایا و عمق های نامتعارف طرح واره های ذهنی بیننده را به چالش می کشد. او مخاطب را در مرز واقعیت و رؤیا گیر می اندازد. بر این اساس تلاش دالی، فراتر از بازی های ادراکی می رود. دالی از این تمهیدات برای تحریک قوه تخیل بیننده و چندگانگی معنایی، استفاده می کند؛ مخاطب را وامی دارد به طور فعال در فرایند درک اثر هنری و سپس معناکاوی آن شرکت کند. در نقاشی های دالی به کارگیری مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی با گذر زمان بیشتر می شود. هرچه زمان بیشتر می گذرد؛ این روش ها و تکنیک ها بیشتر در خدمت معنایابی قرار می گیرند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان