مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱۰٬۲۴۱ تا ۱۱۰٬۲۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
127 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بازنمایی انتظارات دانش آموزان دوزبانه از برنامه درسی رسمی صورت گرفته است. روش: روش این مطالعه کیفی با طرح پدیدارشناسی بود. میدان تحقیق کلیه ی دانش آموزان دوزبانه شهرستان سراوان بوده است. مشارکت کنندگان در پژوهش 18 نفر از دانش آموزان دوزبانه بوده که به صورت هدفمند موردبررسی قرارگرفته اند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل محتوی مضمونی انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که دانش آموزان دوزبانه از برنامه درسی رسمی انتظار آموزش زبان مادری در سال های اولیه ابتدایی و زبان رسمی در سال های بعدی؛ به کارگیری هم زمان آموزش با زبان مادری و رسمی در مدرسه؛ یاددهی سایر زبان ها (عربی و انگلیسی) در برنامه درسی؛ طرح مطالب قومی – زبانی در محتوا رسمی؛ گنجاندن آداب ورسوم و فرهنگ قومی- زبانی در محتوا رسمی؛ تدوین محتوای رسمی منطقه ای؛ بهره گیری معلم از روش های مختلف؛ به کارگیری هم زمان زبان رسمی و مادری؛ برخورد عادلانه و به دوراز تبعیض معلم نسبت به دانش آموزان دوزبانه؛ استفاده از ارزشیابی شفاهی؛ استفاده از کارپوشه در یادگیری و توجه به ارزشیابی روزانه و ماهانه را دارند. درنهایت مدل مفهومی پژوهش بر اساس داده های حاصل از پژوهش ارائه شده است.
بررسی رابطه توانایی های شناختی و ذهن آگاهی با خردمندی معلمان: نقش واسطه ای هیجانات مثبت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۲
88 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین توانایی های شناختی و ذهن آگاهی با خردمندی معلمان با نقش واسطه ای هیجان های مثبت بود. روش پژهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش همه معلمان مدارس ابتدایی شهرستان میبد به تعداد 600 نفر بود. به این منظور 375 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میبد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (1392)، پرسشنامه ذهن آگاهی براون و ریان (2003)، پرسشنامه هیجان های مثبت چن (2016) و مقیاس سه بعدی خرد آردلت (2003) را تکمیل کردند. پس از گرداوری داده ها، مدلیابی معادلات ساختاری برای آزمون مدل پیشنهادی و فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (91/0= NFI و 068/0= SRMR). نتایج تحلیل ها نشان داد توانایی های شناختی، ذهن آگاهی و هیجان های مثبت بر خرد تأثیر مثبت معنادار دارد. همچنین نقش واسطه ای هیجان های مثبت در رابطه بین توانایی های شناختی و ذهن آگاهی با خرد تأیید شد. یافته ها نشان می دهد با افزایش متغیرهای توانایی های شناختی، ذهن آگاهی و هیجان های مثبت می توان افزایش خرد در معلمان را انتظار داشت.
A Goal Programming Linear Model for Simultaneous Project Scheduling and Resource Leveling - a Huge Civil Project as a Case Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
We have a huge civic project, includes several sub-projects, which are divided into activities. This project is a project to rehabilitate 550,000 hectares of agricultural land in the provinces of Khuzestan and Ilam. The project has been divided according to the plots of land. The Jehad in Tehran is managing the projects. They need project scheduling as well as resource levelling and "lot-sizing". Levelling and lot sizing are the most important issues in utilizing the limited resources. For determining the scope and the size of those sub-projects as well as their parallel activities, so far, many models have been proposed. However, the models are weak either in higher resource utilization or in solving numerically the problems. In this paper, our effort has been concentrated on developing scheduling, resource levelling, and lot sizing model, based on balancing utilization of resources, so that the real size civil project could be solved within an acceptable duration time. This paper proposes a goal programming linear model for simultaneous project scheduling and resource levelling. This model determines the best schedule of sub-activities (optimal "lot size" of each sub-activity) to reach the minimum amount of diversion of resources consumed from the number of resources available for the entire periods of the planning horizon. In fact, if the best "lot sizes" have been taken, then minimum fluctuation of the active resources is reached. The proposed model has been used to schedule a project with 87 activities. This project has been scheduled and, accordingly, the optimal volume (the "lot size") of sub-activities have been determined for each activity at any period of time. In this way, only 4 resources out of a total of 32 resources are in shortage. In contrast, the scheduling of this project, using the CPM, results in a shortage of 13 resources.
اثرات و پیامدهای تحریم های اقتصادی دولت ایالات متحده آمریکا
حوزههای تخصصی:
اقتصاد کشور جمهوری اسلامی ایران به دلیل وضع تحریم های بی رحمانه و ظالمالنه دولت ایالات متحده آمریکا در سالیان اخیر دچار مشکلات و ضررهای جبران ناپذیری زیادی شده است، که این معضلات نه تنها در داخل کشور بوده بلکه در جوامع بین الملل هم ایران با آن روبروست. از جمله مهم ترین پیامدهای اقتصادی تحریم ایالات متحده آمریکا می توان به آن اشاره نمود: تورم، نرخ ارز، بیکاری و تحریم های بانکی بوده است، که در این مقاله به این موضوع پرداختیم و متوجه شدیم این تحریم ها تا چه اندازه اثر تخریبی بر اقتصاد ایران گذاشته است که سبب کوچکتر شدن اقتصاد ایران در جوامع بین الملل شده است. البته پژوهش حاضر سعی شده، به موضوع پیامدهای تحریم های اقتصادی دولت ایالات متحده آمریکاپرداخته شود. پژوهش انجام شده توصیفی اکتشافی بوده و از نظر نتیجه، پژوهش مزبور کاربردی می باشد. نتایج این پژوهش ، می تواند باعث غنی کردن ادبیات مربوط به اقتصاد ایران گردد.
شناسایی و اولویت بندی معیارهای تعیین کننده کیفیت محیطی در فضاهای گمشده پیراشهری مورد: محله بیسیم زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، یکی از معضلاتی که شهرهای معاصر با آن مواجه اند، وجود فضاهای گمشده و رها مانده در مناطق شهری است که اغلب موجب ناپایداری در ابعاد مختلف شده و محلات شهری را با چالش های جدی مواجه ساخته است. با عنایت به ضرورت احیای این نوع فضاها و تبدیل آن ها به فضایی متناسب با نیازهای امروز جامعه، تحقیق حاضر باهدف ارتقای کیفیت محیطی در محلات، در پی یافتن معیارهای کیفی مؤثر در احیای فضاهای گمشده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه آماری آن را ساکنین بالای 20 سال محله «بیسیم» زنجان تشکیل می دهد. در ابتدای تحقیق ضمن شناسایی عوامل مؤثر در کیفیت محیطی محله، پنج عامل «کالبدی»، «اجتماعی»، «عملکردی»، «ادراکی» و «مدیریتی» به عنوان عوامل اصلی تحقیق انتخاب و پس از ارزیابی وضعیت این عوامل در محله بیسیم و سنجش میزان رضایت ساکنین از کیفیت محیطی محله، درنهایت مؤلفه های تأثیرگذار در ارتقای کیفی فضاهای گمشده از دید ساکنین اولویت بندی شده است. استخراج عوامل اصلی این تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل عاملی و رگرسیون خطی و ارزیابی های عوامل از طریق آزمون T تک نمونه ای انجام پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد با عنایت به نارضایتی ساکنین از کیفیت محله و تعدد فضاهای گمشده در این محله مؤلفه های «سازمان فضایی و نفوذپذیری» و «کنترل و نظارت»، «مدیریت و نگهداری» و همچنین «تأمین آسایش بصری و محیطی» ازجمله مؤلفه هایی است که در رده های نخست ترجیحات ساکنین به منظور ارتقای کیفیت محله بیسیم قرار دارد. در میان عوامل اجتماعی و عملکردی نیز به ترتیب مؤلفه های «تعاملات اجتماعی»، «سازگاری و تجانس» و «قابلیت دسترسی» نسبت به سایر مؤلفه ها در اولویت قرارگرفته است.
بررسی نگرش عرضه کنندگان خدمات گردشگری به تاثیرات اقتصادی گردشگری ورزشی ساحلی در مقصد رامسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نگرش عرضه کنندگان خدمات گردشگری به تأثیرات اقتصادی گردشگری ورزشی ساحلی بر مقصد در شهر رامسر می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش را مدیران ارشد و میانی کلیه واحدهای ساحلی عرضه کننده خدمات گردشگری شهر رامسر تشکیل می دهد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران، 384 نفر محاسبه شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS25 صورت گرفت. یافته ها مشخص ساخت که بر مبنای نگرش عرضه کنندگان خدمات گردشگری، گردشگری ورزشی ساحلی بر توسعه اقتصادی مقصد گردشگری رامسر تاثیر معناداری دارد. همچنین این بررسی نشان داد که میان متغیرهای گردشگری ورزشی ساحلی و توسعه اقتصادی واحدهای ساحلی (به ترتیب بیشترین شدت به کمترین) پذیرایی و تشریفات، مراکز خرید، اقامتی-رفاهی، تفریحی-ورزشی و نیز حمل ونقل در شهر رامسر رابطه مستقیم وجود دارد. بیشترین تاثیر توسعه گردشگری ورزشی ساحلی بر عوامل توسعه اقتصادی به ترتیب تاثیر مربوط به ضریب تکاثر، درآمد و اشتغال بوده است. مبتنی بر یافته ها پیشنهادهای لازم ارایه گردید .
بررسی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جشنواره های بین المللی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برگزاری جشنواره های فیلم که هرساله با عنوان و موضوع خاصی در سراسر دنیا برگزار می شوند، در درون خود موقعیت های خاصی را برای شرکت کنندگان از کشورهای میزبان و میهمان فراهم می سازند. در این رویداد جهانی، دست اندرکاران تولیدات سینمایی و بخشی از مخاطبان حرفه ای و آماتور این امکان را می یابند تا ضمن تماشا، تحلیل و اهدای جوایز، به بحث و تبادل نظر بپردازند. در مقاله حاضر، فرصت ها و تهدیدها و نقاط قوت و ضعف پیش روی سینمای جمهوری اسلامی ایران در جشنواره های بین المللی فیلم که بخشی از دیپلماسی فرهنگی است، بررسی شده است. بدین منظور با استفاده از روش دلفی و مصاحبه با کارشناسان، پرسش نامه ای تنظیم و پس از دو مرحله پاسخ گویی و جمع آوری و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بالای7 از بین 123 نفر و تحلیل آن با روش SWOT به شناخت موارد یادشده انجامید که نشان داد جشنواره ها با هشت فرصت و هشت تهدید روبه رو هستند و همچنین سینمای ایران دارای 16 نقطه قوت و 15 نقطه ضعف است. در ادامه برای استفاده و بهره برداری از این موقعیت ها چندین پیشنهاد عملیاتی ارائه شده است که با توجه به دیپلماسی فرهنگی سینمای ایران و پیشینه فرهنگ اسلامی و آنچه امروزه در حال انجام است، تحلیل شده اند.
مدرنیسم چگونه عمل می کند: پاسخی به تی.جی.کلارک
منبع:
مطالعات هنر و زیباشناسی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
89-100
حوزههای تخصصی:
در اظهاراتی که در ادامه می آید، تفسیر مدرنیسم را که در مقاله بحث انگیز تی.جی.کلارک با عنوان ” تئوری هنر کلمنت گرینبرگ” طرح شده، به چالش می کشم. چنانچه در ادامه آشکار می شود، هدف من از انجام این کار، دفاع از گرینبرگ در برابر باریک بینی هایِ کلارک نیست، برعکس، اگر چه نوشته هایِ خود من پیرامون هنر انتزاعی اخیر، عمیقاً مرهون مثال نقد کاربردی گرینبرگ هستند (می پندارم که او بهترین منتقد نقاشی و مجسّمه سازی جدید دوران ماست)، باید پیشنهاد نمایم که خوانش کلارک از مدرنیسم فرضیات اشتباه معیّنی را با آنچه مربوط به گرینبرگ است، تسهیم می کند که در واقع به آن ها وابسته است. سپس باید به گفتن دریافتی متناوب از امر مدرنیست ادامه دهم که معتقدم حس بهتری از پدیده هایِ مورد پرسش نسبت به آنچه مال هرکدامشان انجام می دهد، ایجاد می نماید، و با نگاهی کوتاه به مرحله ای جالب توجّه در کار مجسّمه ساز معاصر انگلیسی آنتونی کارو۴، که من دستاوردش تا ۱۹۶۰ را به طور کلی برای مدرنیسم معیار در نظر می گیرم، در تلاش برای اثبات موردم نتیجه گیری خواهم کرد.
پیمان انسان و شیطان در فاوست گوته و داستان «ضحاک» از شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶(پیاپی ۹۱)
۳۵-۷
حوزههای تخصصی:
ابرپیرنگ به آن دسته از پیرنگ هایی گفته می شود که در میان اقوام و فرهنگ های گوناگون بسیار تکرار می شوند. هدف این نوشتار، کشف ساختار ابرپیرنگ جهانی «پیمان انسان با شیطان» در دو روایت «ضحاک» در شاهنامه فردوسی و فاوست به روایت گوته است. ابرپیرنگ پیمان انسان با شیطان در روایات گوناگون در میان اقوام و ملل جهان تکرار شده و در زمان ها و مکان های مختلف به حیات خود ادامه داده است. در پژوهش حاضر، کوشش شده است با روش توصیفی-تحلیلی به دو پرسش پاسخ داده شود: نخست، ساختار و الگوی تکرارشونده حاکم بر این ابرپیرنگ چیست؛ دیگر اینکه، تفاوت ها و شباهت های روایت فردوسی و گوته در این ابرپیرنگ در بخش های متنوع، همچون چرایی پیمان با شیطان، انگیزه های پیمان، کنش های قهرمانان، چگونگی ظهور شیطان بر قهرمانان، و فرجام آنها چگونه است. نتایج نشان می دهد که ساختار این ابرپیرنگ الگویی تکرارشونده به این قرار دارد: پیمان بستن شیطان با افرادی با ویژگی های برتر، فروختن روح به شیطان، انجام دادن یک گونه از خویش کاری های مشابه پس از پیمان با شیطان، و فرجامی از نوع سقوط کامل یا بازگشت به رستگاری پس از تحمل پیامدهای دردناک رفتارهای نادرست. تفاوت های این دو روایت از یک داستان واحد، شامل انگیزه های پیمان بستن است که در فاوست بهره مندی تمام عیار از خوشی های مادی و دنیایی، و در داستان «ضحاک» قدرت طلبی است. تفاوت دیگر در کنش های قهرمانان پس از پیمان بستن است که در فاوست با شهادت دروغ و قبول مال دزدی همراه است، اما در داستان «ضحاک» با قتل و رابطه نامشروع سروکار دارد که در هردو روایت مشترک است. چگونگی ظهور شیطان بر این دو نیز متفاوت است. در فاوست شیطان به شکل سگ، اسب آبی، و سالک دانشجو ظهور می کند و در داستان «ضحاک» به شکل مردی نیک خواه، خوالی گر (آشپز) و پزشک ظاهر می شود. فرجام پیمان در فاوست پس از تحمل سختی های بسیار به رستگاری ختم می شود و در ضحاک به بندی شدن او در بن غاری می انجامد. برمبنای این پژوهش، می توان درباره احتمال تأثیرپذیری گوته از فردوسی تأمل کرد.
پیش بین های شناختیِ انعطاف ناپذیری رفتاری در خردسالان با علائم اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از علائم افراد با اختلال طیف اتیسم، انعطاف ناپذیری رفتاری است که سبب ضعف در انطباق با تقاضاهای محیط و مشکلات رفتاری می شود. در مطالعه حاضر به بررسی نقش کارکردهای اجرایی در پیش بینی انعطاف پذیری رفتاری خردسالان با علائم اختلال طیف اتیسم پرداخته شد. روش کار: در قالب یک مطالعه همبستگی، 45 خردسال 16 الی 36 ماه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سنجش کارکردهای اجرایی- نسخه پیش دبستان (BRIEF-P) و نسخه تجدیدنظرشده مقیاس انعطاف پذیری رفتاری (BFRS-R) جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان با استفاده از نرم افزار SPSS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میزان انعطاف رفتاری خردسالان با بازداری (05/0p< ،37/0r=)، جابه جایی (01/0P< ،45/0r=)، کنترل هیجانی (01/0P< ،49/0r=)، برنامه ریزی/سازمان دهی (05/0P< ،34/0r=)، خودکنترلی مهاری (01/0P< ،44/0r=)، انعطاف پذیری شناختی (01/0P< ،55/0r=)، فراشناخت (05/0P< ،30/0r=) و نمره کل کارکردهای اجرایی (01/0P< ،46/0r=) همبسته است. حافظه کاری رابطه معنا داری با انعطاف پذیری رفتاری خردسالان نداشت (05/0P> ،23/0r=). نمره کل کارکردهای اجرایی خردسالان به ترتیب 18، 15 و 21 درصد از واریانس میزان انعطاف پذیری رفتاری خردسالان نسبت به اشیاء، نسبت به محیط و نمره کل انعطاف پذیری رفتاری را پیش بینی می کند. کارکردهای اجرایی توانایی پیش بینی معنا دار انعطاف پذیری رفتاری نسبت به افراد را نداشت. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که نقص در کارکردهای اجرایی با انعطاف ناپذیری رفتاری در خردسالان با علائم اختلال طیف اتیسم همراه است. پیشنهاد می شود که در مطالعات آتی، طراحی مداخلات زودهنگام ارتقاء کارکردهای اجرایی با هدف افزایش انعطاف پذیری کودکان با اختلال طیف اتیسم مورد بررسی قرار گیرد.
ارائه مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (استان تهران) بر اساس اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۷
259 - 279
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (استان تهران) بر اساس اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی بوده است. تحقیق حاضر ازنظر هدف در گروه تحقیق های توسعه ای قرار دارد و ازنظر نوع تحقیق، ترکیبی (آمیخته اکتشافی) است. تعداد 361 نفر به عنوان نمونه این پژوهش از بین جامعه آماری این پژوهش شامل 5371 نفر اعضای هیأت علمی رسمی و پیمانی تمام وقت و پاره وقت در سطح استان تهران با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردیدند. برای تبیین ابعاد و شاخص های مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی از روش دلفی استفاده شده است که در این بخش کیفی پژوهش نظرات 30 نفر از خبرگان مرتبط جمع آوری و تجزیه وتحلیل گردید. یافته های پژوهش در بخش کیفی پنج مؤلفه و 25 شاخص برای ارتقای مسؤولیت پذیری اجتماعی است و در بخش کمی حاکی از رابطه معنی دار بین اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی با مسئولیت اجتماعی اعضای هیأت علمی است. نتیجه این پژوهش ارائه مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان به عنوان و میزان تأثیر دو متغیر اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی به عنوان متغیرهای مستقل است که روابط مدل سازی شده و میزان تأثیر هر یک عوامل مشخص گردیده است که نشان می دهد اخلاق حرفه ای تأثیر و نقش پررنگ تری نسبت به عملکرد شغلی در مدل دارد.
بررسی تاثیر نسبت های مالی و ساختار مالکیت در پیش بینی درماندگی مالی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر نسبت های مالی و ساختار مالکیت در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها می باشد. برای این منظور اطلاعات مالی 134 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1393 تا 1398 با استفاده از روش حذف سیستماتیک بررسی گردید. در پژوهش حاضر جهت بررسی نسبت های مالی، از سه شاخص، نسبت گردش موجودی کالا، نسبت گردش دارایی های ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی ها و همچنین از دو مالکیت سهامداران نهادی و مالکیت مدیریتی برای ساختار سرمایه استاده کردیم. معیار وقوع درماندگی مالی در شرکت، وجود حداقل یکی از سه معیار، زیان در سه سال متوالی (زیان عملیاتی، زیان خالص یا زیان انباشته )؛ کاهش سود تقسیمی هر سال نسبت به سال قبل به میزان بیش از 40 درصد و مشمول ماده 141 قانون تجارت بودن شرکت های در دست بررسی است. فرضیه های پژوهش براساس تکنیک های آماری رگرسیون لجستیک مور آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از بین نسبت های مالی بررسی شده، نسبت گردش دارایی های ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی ها تاثیر منفی و معناداری بر پیش بینی درماندگی داشته و همچنین گردش موجودی کالا، مالکیت سهامداران نهادی و مالکیت مدیریتی هیچ تاثیری بر پیش بینی درماندگی ندارند.
چیستی، چرایی و چگونگی آموزش سواد رسانه ای در دوره ی ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آموزش سواد رسانه ای به عنوان یک روش توانمندسازی کودکان در برابر رسانه های متکثر ، از ضروریات عصر تغییرات و دگرگونی های مداوم است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی، چرایی و چگونگی آموزش سواد رسانه ای در دوره ی ابتدایی است. پژوهش حاضر به روش مرور سیستماتیک انجام شدکه بر اساس مراحل شناسایی، غربالگری، شایستگی و شامل شدن 20 مورد از منابع جستجو شده، انتخاب شدند . یافته های پژوهش علاوه بر تبیین مولفه های آموزش سواد رسانه ای(تفکر مراقبتی، انتقادی و خلاقانه)، بر ویژگی های روانشناختی دانش آموزان دوره ی ابتدایی از یک سو و مخاطب خاص رسانه ای بودن کودکان از سوی دیگر در جهت ضرورت آموزش سواد رسانه ای تاکید دارد. همچنین مطالعه و تحلیل مدل های آموزش سواد رسانه ای نشان می دهد که آموزش سواد رسانه ای در دوره ی ابتدایی باید بر مبنای تعقل و پژوهشگری صورت گیرد و لازمه ی آن قرار گرفتن کودک در فضای اجتماع پژوهشی مبتنی بر گفت وگو است که در آن صورت محتوای چالش انگیز با قابلیت پژوهش و متناسب با تجربه ی زیسته کودکان و ارزیابی خودآگاهانه از عناصر برنامه درسی این حوزه خواهد بود.
تأثیر اغواگری مدیریت و انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود و ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل بر کیفیت قضاوت حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۹
75 - 104
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، به جهت بهبود کنترل های داخلی شرکت ها، سازمان بورس و اوراق بهادار، تشکیل کمیته حسابرسی (دستورالعمل کنترل های داخلی) و همچنین ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل (منشور کمیته حسابرسی) را برای ناشران پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران الزامی کرد. از این رو، در این پژوهش اثر اغواگری مدیریت و انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود و ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل بر کیفیت قضاوت حسابرس مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به توضیح است، روش پژوهش به صورت آزمایشی می باشد، که از طریق یک آزمایش بین آزمودنی 2*2*2، با طرح آزمایشی پس آزمون با گروه کنترل، متشکل از متغیرهای "اغواگری مدیریت"، "انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود" و "ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل" صورت گرفته است. شرکت کنندگان در آزمایش، مدیران موسسات حسابرسی می باشند و این پژوهش در سال 1398 انجام شده است. همچنین روش آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره می باشد. نتایج پژوهش حاصل از تحلیل بر روی داده های استخراج شده از 64 نفر از مدیران موسسات حسابرسی، حاکی از آن است که "اغواگری مدیریت"، "انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود" و "ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل" بر کیفیت قضاوت حسابرس تاثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین تعامل "اغواگری مدیریت و انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود"، "انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود و ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل" و " اغواگری مدیریت و انگیزه های مدیریت نسبت به مدیریت سود و ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل" بر کیفیت قضاوت حسابرس تاثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت، از نتایج پژوهش پی برده شد، طبق تئوری اعتبار منبع، هنگام وجود اغواگری مدیریت، انگیزه های بالا مدیریت نسبت به مدیریت سود، باعث تاثیر مثبت و معنادار ارتباط کمیته حسابرسی با حسابرس مستقل بر کیفیت قضاوت حسابرس میشود.
تبیین روش های آموزش بهداشت در دوره ابتدایی از تجربیات متخصصین تعلیم و تربیت و آموزش بهداشت : مطالعه پدیدار شناسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : دانش آموزان از سرمایه های عمده انسانی هر جامعه محسوب میگردند و توجه به آموزش روش های بهداشت آنها مخصوصا در دوره ابتدایی نوعی سرمایه گذاری برای آینده قلمداد میگردد. لذا هدف پژوهش حاضر تبیین تجربه متخصصین تعلیم و تربیت و آموزش بهداشت جهت شناسایی روش های تدریس آموزش بهداشت در دوره ابتدایی است. روش ها : این پژوهش در سال 1398 به صورت کیفی انجام گردید . بر الگوی تفسیری استوار بود و با استفاده از روش پدیدارشناسی به اجرا درآمد ، شیوه جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که با 15 نفر از متخصصین تعلیم و تربیت و آموزش بهداشت که معیارهای ورود رو داشتند انجام گرفت . به منظور تحلیل داده های مصاحبه شده از روش Colaizzi استفاده شد . یافته ها : به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار نرم افزار مکس کیو دی ای استفاده شد . یافته ها مشتمل بر 2 طبقه اصلی "روش تدریس مستقیم و غیرمستقیم" و 17 طبقه فرعی "بحث گروهی، پرسش و پاسخ، واحد کار (پروژه)، روش تدریس مبتنی بر ایفای نقش، روش تدریس آزمایشگاهی ، روش تدریس مبتنی بر بازی،گردش علمی یا فعالیت تجربی خارج از کلاس، روش تدریس فرایندی، روش تدریس کاوشگری، روش تدریس مبتنی بر خلاقیت، داستان گویی، حل مسئله، استفاده از مناب ع دیداری و شنی داری، ، کنفرانس، سخنرانی، روش تدریس توضیحی، استفاده از کتاب کمک آموزشی" بود . نتیجه گیری : گردش علمی و فعالیت خارج از کلاس به عنوان روش های آموزش اثرگذار در دروه ابتدایی می باشد. لذا برنامه ریزی و اهمیت دادن در تدوین و اجرای دقیق برنامه های درسی آموزش بهداشت بایستی به روش های گردش علمی و فعالیتهای خارج از کلاس مورد توجه قرار بگیرد .
سقف شیشه ای زنان؛ پنداشت ها و کندوکاوها با کاربست روش کیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای سازمانی، زنان از فرصت های بیشتری برای حضور و رقابت با مردان برخوردار شده اند. با وجود افزایش مشارکت زنان در سازمان ها، پیشرفت و ورود زنان به مقام های عالی با موانعی روبروست که تحت عنوان سقف شیشه ای شناخته می شود. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع پیش روی ارتقای زنان با استفاده از روش کیفی کیو در شرکت ملی نفت ایران انجام گرفت. بدین ترتیب که گزاره های کیو از طریق 19 مطالعه انتخاب شده بر اساس پروتکل پژوهش و منابع رسانه ای مانند نشریات، روزنامه ها، برنامه های تلویزیونی و گفتگو با افراد خبره و نخبگان اکتشاف گردید. در ادامه پرسشنامه ای متشکل از 39 کارت و یک پاسخنامه (نمودار کیو) در اختیار 43 نفر از خبرگان قرار گرفت که نظر خود را برمبنای یک طیف کاملاً موافقم (4+) تا کاملاً مخالفم (4-) مشخص نمایند. داده های جمع اوری شده از طریق تحلیل عاملی اکتشافی نوع کیو با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که هفت پنداشت و گروه ذهنی در خصوص موانع پیش روی زنان در دست یابی به سمت های مدیریتی وجود دارد. در این الگوهای ذهنی، گزاره های «مهارت کم تر زنان در بازی های سیاسی»، «توانایی کم زنان در تحمل فشارهای روانی مشاغل مدیریتی»، «اولویت خانواده نسبت به کار برای زنان»، «وابستگی زنان از نظر جغرافیایی و محل زندگی به مردان» و «نیازمند بودن زنان به برنامه کاری منعطف» با امتیاز عاملی بیشتر از مهم ترین موانع ارتقای شغلی زنان بودند.
مقایسه تفکر انتقادی، خودپنداره و خودتنظیمی در دانش آموزان دختر دبیرستان و هنرستان
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۳۵
82 - 73
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه تفکر انتقادی، خود پنداره و خودتنظیمی در دانش آموزان دختر دبیرستان و هنرستان انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر دبیرستان و هنرستان ناحیه 4 شهر قم بود که در سال 94-1393 مشغول به تحصیل بودند. برای این منظور 60 نفر از دانش آموزان دبیرستان و 60 نفر از دانش آموزان هنرستان به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری این مطالعه، پرسشنامه های تفکر انتقادی کالیفرنیا ب، خودپنداره راجرز و خودتنظیمی بوفارد بود. ابزارها دارای روایی و پایایی قابل قبولی بودند. جهت آزمودن فرضیه های پژوهش، آزمون t گروه های مستقل به کار گرفته شد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ویراست 19 صورت گرفت. نتایج نشان داد که تفکر انتقادی در دانش آموزان دبیرستان به طرز معناداری بالاتر از دانش آموزان هنرستان است؛ اما خودپنداره واقعی و ایده آل و خودتنظیمی در دانش آموزان دبیرستان و هنرستان دارای تفاوت معناداری نیست. درنهایت، محدودیت های پژوهش و پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده مورد بحث قرار گرفت.
تبیین دلالت های تربیتی فرایند نَسخ در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶
39 - 59
حوزههای تخصصی:
هدایتگری و تربیت انسان به عنوان کارکرد اصلی قرآن در تمامی آیات نمود دارد. در این میان فرایند نسخ و مجموعه آیات ناسخ و منسوخ به عنوان بخشی از آیات قرآن، دربردارنده دلالت های تربیتی قابل توجهی است که غفلت از این نقش، سبب تصور بیهودگی، لغویت و عدم کارایی این دسته از آیات و به دنبال آن منشأ نظریه انکار آیات منسوخ از جانب برخی قرآن پژوهان گردیده است؛ این نوشتار با روش اکتشافی به استخراج دلالت های تربیتی فرایند نسخ پرداخته است. مبنایِ ضعف نفس و تطور وسع انسان، اهدافِ تثبیت ایمان، رسیدن به خودآگاهی و پرورش روحیه التزام به اوامر الهی، اصلِ مدارا، فضل، تکلیف به قدر وسع، ایجاد انگیزه و روش تربیتی ترغیب و ابتلاء از مهم ترین دلالت های تربیتی فرایند نسخ می باشد.
تلفیق شبکه عصب مصنوعی و سیستم فازی لجیک: الگوریتمی برای شناسایی، طبقه بندی و مقایسه سطوح افسردگی ناشی از طلاق در زنان و مردان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم تابستان (تیر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
567-577
حوزههای تخصصی:
زمینه: افسردگی ناشی از طلاق در سالمندان یک پاسخ منفی روانشناختی است. شناسایی، طبقه بندی و مقایسه سطوح افسردگی ناشی از طلاق در سالمندان زن با مرد کمتر مورد توجه قرار گرفته است . هدف: هدف از پژوهش حاضر پردازش خودکار اطلاعات به منظور شناسایی، طبقه بندی و مقایسه سطوح افسردگی ناشی از طلاق در زنان با مردان سالمند بود. روش: مطالعه حاضر، کاربردی از نوع توصیفی - پیمایشی است. پژوهش در جامعه سالمندان متقاضی طلاق شهرستان گنبدکاووس انجام شد. قبل از طلاق، از جامعه تحقیق داده ها با استفاده از مقیاس افسردگی سالمندان جمع آوری گردید. 15 زوج نرمال و در دسترس و دارای شرایط لازم ورود به طرح، به عنوان نمونه وارد تحقیق شدند. چهارماه بعد از وقوع طلاق، با استفاده از مقیاس افسردگی سالمندان داده ها از زوجین نمونه جمع آوری شد و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آموزش و آزمایش تقسیم شدند. از نرم افزار MATLABR 2016b برای پیاده سازی شبکه عصب مصنوعی با رویکرد فازی لجیک استفاده شد. بطور جداگانه برای زنان و مردان سالمند، سیستم ANFIS آموزش و سپس آزمایش شد. عملکرد سیستم با استفاده از منحنی ROC تعیین شد. سطح غالب افسردگی بعد از طلاق در زنان با مردان سالمند مقایسه توصیفی گردید. یافته ها: ارزیابی منحنی ROC با TPR بالاتر از 94/66% و FPR بالاتر از 94/31% و AUC بالاتر از 0/84 (0/000 P= ) نشان از دقت بالای مدل داشت. به علاوه، بعد از طلاق مردان با شدت بیشتر نسبت به زنان در معرض افسردگی بودند. نتیجه گیری: طی برنامه مراقبت های اولیه، ضمن استفاده از سیستم طراحی شده به عنوان یک ابزار غربالگری برای شناسایی زود هنگام اختلالات روانشناختی در سالمندان برای بالا بردن دقت تشخیص متخصص، امکان درمان متناسب و به هنگام برای سالمندان مرد و زن افسرده نیز فراهم خواهد شد.
بررسی نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین سبک های دلبستگی ناایمن و افسردگی در اختلالات روان پزشکی سرپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم خرداد ۱۴۰۰ شماره ۳(پیاپی ۶۰)
111-120
حوزههای تخصصی:
نشخوار فکری بهعنوان یک راهبرد شناختی ناسازگار در اختلالات مختلف همچون افسردگی تأثیرگذار است. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه دلبستگی ناایمن اضطرابی و اجتنابی با افسردگی است. در پژوهش 120 نفر افراد مبتلا به اختلالات افسردگی، وسواس-اجبار و اضطرابی از بیمارستان مهر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. افراد به مقیاس نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارو، 1991)، پرسشنامه افسردگی بک ( ﺑﻚ و همکاران، 1961 ) و پرسشنامه تجربیات در روابط نزدیک (برنن و همکاران، 1998) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که نشخوار فکری به طور معناداری در رابطه دلبستگی ناایمن اضطرابی و افسردگی نقش میانجی را ایفا میکند. در این پژوهش رابطه بین نشخوار فکری و دلبستگی اجتنابی تأیید نشد. بر اساس نتایج پژوهش سبک دلبستگی اضطرابی میتواند با تاثیر بر میزان نشخوار فکری در شکلگیری افسردگی نقش داشته باشد.









