در این مقاله مؤلف ضمن طرح کلیاتی درباره ارتباط فرهنگ با امنیت در قالب مفهوم بنیادین انسجام فرهنگی، به دو واقعیت به ظاهر متضارب اشاره مینماید. (1) وجود انسجام فرهنگی پیش شرط اولیه توسعه در حوزههای سیاسی واقتصادی به شمار میرود و از این حیث حفظ و صیانت از آن ضروری مینماید. (2) واقعیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غالبا متحول بوده و در نتیجه با ایجاد فضا و شرایط تازه در مقام تقابل با انسجامهای پیشین برمیآیند و خواهان تغییر آنها میشوند. نتیجه آنکه مؤلف قایل به الگوی انسجام فرهنگی پویا با عنایت به ارزشهاواصول درونی شده که مطابق آن جامعه ایرانی به دلخواه خود و مطابق اصول اولیهاش اقدام به تأسیس نهادهای تازه برای پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه مینماید و از طریق یک مدیریت فرهنگی قوی، سطح تازهای از انسجام فرهنگی را ایجاد مینماید، انسجامی که متحول بوده و در برهههای بعدی اصلاح خواهد شد. در همین زمینه مؤلف با سیر در تاریخ ایران و شناخت نهادهای سنتیای از قبیل مساجد، بازار و خانواده به نهادهای تازه تأسیس شده ای چون فرهنگسراها اشاره میکند و اینکه چگونه میتوان با ایجاد همگرایی لازم بین آنها - مثلا تنظیم کارکردهای فرهنگی مساجد و فرهنگسراها - به انسجام فرهنگی مناسبی ویژه عصر حاضر دست یافت.
اگرچه افزایش قابل ملاحظه ی دانش بشری از انسان وجنبه های مختلف آن طی یک قرن اخیر موجب گردیدخه است تا روانشناسان به طورکلی وروانشناسان رشدی به طور اخص فرآیند رشد وتکامل انسان را پدیده ای چند وجهی تلقی کرده وبر رشد یکپارچه وهمه جانبه انسان تاکیدداشته باشند، اما با جرات می توان ادعاکرد که به نقش رفتارهای حرکتی به عنوان یکی ازوجوه بسیارمهم این فرآیند،کمتر توجه شده است.به همین دلیل جایگاه رفتارهای حرکتی دررشد یکپارچه انسان بویژه رشد ذهنی وشناختی ،آن چنان که شایسته است هنوزروشن وشفاف نیست .مقاله ی حاضر قصد دارد تا میزان مشارکت فعالیت های حرکتی را به عنوان ابزاری ارزنده دررشد وتکامل همه جانبه انسان درحد امکان بیان کند. بدین منظور، سعی شده است تا با مروری اجمالی بر دیدگاه ها ونظریه های برخی از روانشناسانرشدی مانند: پیاژه، کفارت، دلاکاتو وهب نقش فعالیت های حرکتی رادرفرآیند رشد شناختی ،نه تنها در سال های نخستین زندگی کودک،بلکه درتمام طول عمرانسان مورد بررسی قرار دهد.مروری بر نظریه های این گروه از صاحب نظران ومتخصصان رشدی نشان می دهد که زمینه های رشد شناختی بویژه در سالهای اولیه زندگی از طریق حرکت وتجربیات ناشی از آن پی ریزی می شود.این درحالی است که تعامل رشدشناختی ا حرکت وفعالیت های بدنی ،جریانی است دو سویه که درتمام گستره ی عمر انسان ادامه دارد.
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه ی اعتبار جدول قد –وزن وفرمول های استاندارد در برآورد وزن مطلوب بدن زنان ورزشکار وغیرورزشکار می باشد.جامعه ی تحقیق، شامل گروه ‹1›زنانورزشکار تیم های ملی به تعداد 74 نفر وگروه ‹2›زنان غیر ورزشکار به تعداد 100 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان می باشند. روش اندازه گیری به این صورت بودکه ابتدا در برگه ی مشخصات فردی ،اطلاعات لازم ثبت وسپس وزن مطلوب به سه طریق زیر محاسبه شد:جدول قد – وزن بیمه ی عمر متروپولیتن‹1983›، فرمول استاندارد،وبراساس میزان درصدچربی بدن با اندازه گیری چربی تحت جلدی ،برای تعیین تیپ بدنی ،با استفاده از روش های پیشنهادی شرکت بیمه ی عمر متروپولیتن‹ با اندازه گیری پهنای آرنج› آزمودنی ها به سه تیپ ‹اندام ریز ،متوسط ودرشت› طبقه بندی شده وشاخص توده ی بدنی آنها،بر مبنای میزان چاقی آزمودنی ها از تقسیم وزن بدن ‹کیلوگرم› برمجذور قد‹سانتی متر › به دست آمد .سپس از ابعاد مختلف بدن آزمودنی ها ،اندازه گیری به عمل آمد واطلاعات به دست آمده مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج ذیل حاصل این تجزیه وتحلیل است: 1- جدول قد – وزن وفرول استاندارد دربراورد وزن مطلوب بدن ،ارتباط معنی داری با روش معیار ‹ارزیابی ترکیب بدن با کالیپر› دردو گروه زنان ورزشکار وغیرورزشکار دارد. 2- میزان همبستگی بین جدول قد-وزن وفرمول ها با روش معیار در براورد وزن مطلوب ، برای رشته های شنا ووالیبال کمتر از سایر رشته های ورزشی بوده است. 3- بین نتایج بدست آمده ،از براورد درصد چربی بدن با روش معیار واندازه گیری دور اندام ها ،در غیر ورزشکاران وورزشکاران ،بالاترین همبستگی در اندازه ی دور ران ،کمر وشکم مشاهده شد. با توجه به نتایج این پژوهش ،به نظر میرسد که جدول قد – وزن شرکت بیمه ی عمر متروپولیتن،فرمول های استاندارد وشاخص توده ی بدنی ،مقیاس نسبتاً مناسبی در براورد وزن مطلوب جامعه تحقیق می باشد.