در این مقاله راه حل خورشیدی برای بهره گیری از انرژی خورشیدی بمنظور گرمایش یک ساختمان بلند مرتبه نمونه در تهران بصورت تبدیل نمای موجود به گردآورنده خورشیدی پیشنهاد می گردد، که بصورت یک جدار شیشه ای در سمت جنوبی با فاصله 30 سانتیمتر و جدار شیشه ای دیگر در سمت شمالی به فاصله 10 سانتیمتر که در فاصله بین دو نمای جدید و قدیم هوا جریان یافته و از طریق تعبیه کانالهایی در سقف و کف کاذب جریان هوا بین جبهه جنوبی و شمالی نیز تءمین می گردد. ارتفاع گردآورنده به هر دو طبقه ساختمان و عرض 10 متر در ما محدود می شود. مطالعه حاضر نشان می دهد که می توان بخش عمده ای از انرژی مورد نیاز را در فصول معتدل و بخش قابل وجهی از انرژی گرمایشی مورد نیاز در فصول سرد را از این طریق فراهم آورد. کلیدواژگان: ساختمانهای بلند، انرژی خورشیدی، گردآورنده خورشیدی، صرفه جویی انرژی
در این مقال، ابتدا قرضها به ضروری و غیرضروری تقسیم، ویژگیهای هریک مشخص و معیار علمی برای شناسایی آنها معرفی شده است. سپس با بهره گیری از آیات و روایات و تعریف ربای جاهلی(ربای متداول در صدر اسلام)، با تکیه بر فلسفه حرمت ربا در لسان آیات و روایات و . . . اولاً ثابت کرده ایم قرضهای متعارف در عصر جاهلی، قرضهای ضروری بود. ثانیاً، منظور از ربای حرام، شرط دریافت زیادی در قرضهای ضروری می باشد نه هر قرضی. در نهایت، پی آمدهای کاربردی این رویکرد را در بانکداریی اسلامی ارائه کرده ایم.
در این مقاله تجلیات قدسی خورشید به عنوان نماد ذات اعظم در سه شاهکار بزرگ منظوم ادب فارسی‘ شاهنامه فردوسی ‘ کلیات خمسه نظامی ومنطق الطیر عطار مورد بررسی قرار گرفته و گونه های مختلف قداست خورشید با اساطیر ایران‘چین‘هند‘مصر‘یونان‘و... نیز برخی از ادیان پیش از اسلام مطابقت داده شده است. موارد مورد نظر در این مقاله عبارتنداز: بررسی خورشید به عنوان نمادی از ذات خداوند‘فرهمندبودن خورشید‘تشابه ساختاری خورشید به مرغ و سیمرغ علی الخصوص در منطق الطیر عطار‘فرآیند مرگ آیینی روح و مردن پیش از مرگ جسمانی با الهام گرفتن از طلوع و غروب خورشید‘ رمز پردازی خورشید به عنوان نظام روزانه روح و همسانی خورشید با روح‘تمهیدات زمانی اسطوره با مقیاسهای طلوع و غروب خورشید ونقش خورشید در تعیین محدوده های مکانی اسطوره که تمام این موارد با شواهدی از سه متن مذکور مطابقت داده شده است
مقاله حاضر با شناسایی موقعیت کنونی دانشگاه پکن و بیان کوششهای فرهنگی این دانشگاه در زمینه توسعه زبان و ادب فارسی و فرهنگ ایرانی، بر اهمیت و ضرورت آگاهی بیشتر دو ملت ایران و چین برای برقراری مرابطات علمی و گسترش مناسبات و همبستگیهای فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد و راههای تفاهم و رهنمودهای ارزنده ارائه می دهد.
نقش ادبیات و هنر در انتقال فرهنگ ملل مختلف به نسل های بعد بر کسی پوشیده نیست . تاریخ اکثر ملل جهان مشحون از مقاومت در برابر نیروهای متجاوز است . ادبیات مقاومت آینه انعکاس فرهنگ ملت هایی است که در مقابل دشمن به مقاومت برخاسته اند و دراین میان نقش رمان و مشخصأ ((رمان مقاومت)) وخاصیت ترجمه پذیری آن به زبانهای مهم دنیا غیر قابل انکار است . حتی کشورهای متجاوز برای انتقال فرهنگ ضد بشری خویش و ثبت وقایع ایام جنگ خود‘دست به نگارش رمان های جنگ زده اند . در این میان رمان های جنگ آمریکایی از کمیت بیشتری برخوردارند. برای تألیف رمان مقاومت میتوان به ((منابع))زیر مراجعه کرد:رزمندگان ایام جنگ خصوصأمجروحان و اسرای بازگشته ازاردوگاه دشمن‘صحنه های فیزیکی باقیمانده از جنگ‘اتاق های عملیات‘خاطرات مکتوب و سایر کتب حاوی اطلاعات از جنگ.
بی شک تراوش های اندیشه به عواملی بستگی دارد که بتواند ذهن و زبان و سبک بیان سخنور راتحت تأثیر قرار دهد و ممیز هنجار سخن او با سخن گویندگان دیگر شود. در مثنوی مولوی نیز انگیزه های گوناگونی مایه شورانگیزی تعابیر عارفانه می شود که خود در حوزه سبک شناسی اثار مولانا قابل تأمل بسیار است . از این گونه عوامل می توان به سیمای پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع)‘حسام الدین چلیی‘شمس تبریزی و ... اشاره کرد و جلوه های نور‘عشق‘خورشید‘آتش و ... را در تبیین تعابیر بلند مولانا در زمینه های گوناگن دید . این مقاله به اختصار گونه هایی از این موارد را در مثنوی نشان میدهد.
به برکت تلاشهایى که در مدت نیم قرن عمدتا توسط سازمان ملل صورت گرفته، حجم عظیمى از قواعد موضوعه حقوق بشر وارد پیکره و اندام اصلى حقوق بین الملل شده و دولتها را ملزم به متابعتساخته است.
دراین میان شاید بحث از مبانى فلسفى و نظرى حقوق بشر، بحثى غیر ضرورى و اختلاف برانگیز باشد. ولى هدف اصلى این نوشته، که گزارش مختصرى از نظریات عمده قدیم و جدید دراین مساله است، عبارت است از نشان دادن اینکه حقوق بشر على رغم استفادههاى احتمالى یا واقعى ابزارى از آن، مفهومى عمیق و ریشهدار در تفکر انسانى و دینى است.
نظریات و مکاتبى که در این مقاله به اختصار به آنها پرداخته شده عبارتند از:
مکاتب طبیعى، موضوعه، فایده گرا، مارکسیستى، جامعه شناختى، نظریه عدالت، نظریه کرامت انسانى و بالاخره نسبیت گرایى و جهان شمولى.