استراتژی، تکنولوژی، اندازه، محیط ارزش های جامعه، اسطوره های نهادی، یا فشارهای نهادی. آیا سبک رهبری می تواند عامل تعیین کننده ساختار سازمانیباشد؟ تبیین آن در قالب محتوایی چگونه خواهد بود؟ این مقاله بر آن است تا اثرات سبک رهبری روی ساختار را مشخص کند. شناسایی روابط بین سبک های رهبری متفاوت و ساختارهای متنوع حائز اهمیت است. وقتی یک مدیر با سبک اتو کراتیک در ساختار ارگانیک قرار می گیرد چه اتفاق می افتد؟ سبک رهبری خود را تغییر می دهد یا ساختار سازمانی را؟ عدم تجانس بین سبک رهبری و ساختار ازمانی پیامدهای منفی به دنبال دارد. انتخاب و انتصاب مدیران با سبک رهبری متناسب با ساختار سازمانی واحدهایی که در آن مشغول فعالیت می شوند، موجب موفقیت و اثر بخشی سازمان است. با این فرض به بررسی روابط بین سبک رهبری و ساختار رسمی در بستر تاریخی و از لحاظ جامعه شناختی در قالب مفاهیم استبداد شرقی و شیوه تولید آسیایی تحلیل خواهد شد.
مقاله حاضر"بازآفرینی دولت" و ریشه های شکل گیری آن را به عنوان پارادایم جدیدی در حوزه اصلاحات بخش امور دولتی مورد بحث قرار داده است. سپس در ادامه ضمن مرور رویکردهای متفاوت به اصلاحات عصر اطلاعات در دولت رویکرد یکپارچه سازی به عنوان رویکردی که بیشترین احتمال موفقیت اصلاحات را در برد دارد معرفی شده است. در مرور پیشینه تحقیق معیارهای کارآمدی سیستم های پشتیبان تصمیم (DSS) از نقطه نظر مدیران- به عنوان کاربران اصلی این سیستم ها- به طور خلاصه بررسی شده است. به دلیل ماهیت گروهی تصمیم گیری استراتژیک در سطح دولت سیستم های پشتیبان تصمیم گروهی به عنوان الگوی عام سیستم های پشتیبان تصمیم گیری استراتژیک معرفی شده اند و ضمن احصاء تفاوت های میان این سیستم ها و سیستم های پشتیبان تصمیم معمولی معماری یک سیستم پشتیبان تصمیم سازمانی مورد بحث قرار گرفته است . در انتها چارچوبی برای توسعه سیستم های پشتیبان تصمیم گیری استراژیک در دولت مبتنی بر رویکرد یکپارچه سازی نسبا به اصلاحات عصر اطلاعات پیشنهاد شده است.
نسبت میان خبر و واقعیت ازمهمترین مباحث نظری در حوزه روزنامهنگاری است. دیدگاههای اندیشمندان دراین خصوص را میتوان در طیفی قرار داد که در یک قطب آن عینی گرایان و در قطب دیگر آن دیدگاههای انتقادی قرار دارد. منتقدان عینیگرایی خبر را نه بازتاب واقعیت که ساخته و پرداخته رسانهها و متاثر از منافع و اهداف ایدئولوژیک مالکان رسانه میدانند.
این مقاله به بررسی نسبت ایدئولوژیک قدرت،زبان و رابطه آنها با نحوه تولید و پردازش خبر میپردازد و آراء فیلسوفان و اندیشمندان جامعهشناسی در روزنامهنگاری را در این باب به بحث میگذارد.بخش قابل توجهی از مقاله به بررسی پنج شیوه و روال کلی که ایدئولوژی از طریق آنها عمل میکند یعنی بازنمایی روابط سلطه به صورت مشروع، انحراف و پنهان کاری، ایجاد وحدت، چندپارگی و شیئیوارگی اختصاص یافته است.سپس نگارنده به بررسی ابزارها و شیوههای تحکیم ایدئولوژی غالب از طریق رسانهها میپردازد و بحث خود را با تشریح پنج فیلتر خبری که دسترسی به وسایل ارتباط جمعی را جز برای دولت و صاحبان پرقدرت سرمایه برای دیگر اقشار و نمایندگان فکری آنها غیرممکن میسازد به پایان میبرد.
امروزه کمتر قراردادی را می توان یافت که درآن شرطی به نفع یکی از متعاقدین یا ثالثی درج نشده باشد. اصل آزادی قراردادها اقتضا دارد که متعاقدین هر شرطی را که بخواهند‘ در قراردادهای خود بگنجانند‘ اما این آزادی تا جایی است که شرط ذکر شده درمتن عقد‘ اثر اصلی و جوهری عقد را از آن سلب نکند‘ منظور متعاقدین از ذکر توأم شرط و عقد‘ ارادة مجموع آن دو است. لذا کنار گذاشتن یکی از دو تعهد با قصد متعاقدین منافات دارد‘ جمع میان آن دو امکان پذیر نباشد‘ شرط‘ مخالف مقتضای ذات عقد تلقی شده و شرط و عقد هر دو باطل و بی اثر خواهند بود.اما اگر شرط منافی آثار ولوازم ناشی از اطلاق عقد باشد‘ جمع میان عقد و شرط امکان پذیر بوده وچنین شرطی مخالف مقتضای اطلاق عقد نامیده می شود که در این صورت شرط و عقد هر دو صحیح هستند. تحلیل ماهیت حقوقی مقتضای عقد‘ منابع و معیارهای تعیین مقتضای عقد و مبانی بطلان عقد به واسطه شرط خلاف مقتضای ذات عقد‘ ازجمله مباحثی است که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرارگرفته است.
«سیاست جنایی» در مفهوم موسع و حقوقی- اجتماعی خود( در مقابل مفهوم مضیق و معادل «سیاست کیفری» ) در دهه های اخیر مطرح و کم وبیش در کشورهای اروپایی قاره ای به عنوان یک دیسیپلین (رشتة آموزشی – پژوهشی) نوین مورد قرار گرفته است. از جمله مطالعاتی که در این قلمرو به عمل آمده عبارت است از این که ‘ این مقوله‘ با بذل توجه به « عناصر نامتغیر» موجود در هر سیاست جنایی ( جرم – انحراف و پاسخ دولتی- پاسخ اجتماعی) و «روابط» اساسی و فرعی موجود بین این عناصر‘ «تحلیل ساختاری» و «مدل بندی» شده است . در این روش بررسی‘ «جرم» به عنوان نقض هنجارهای لازم الاتباع غالباً حقوقی (نرماتیویته- باید بودن) و «انحراف» به عنوان نقض هنجارهای غالب اجتماعی یا حالت عدم تطابق با میانگین رفتاری(نرمالیته- وضعیت غالب موجود رفتاری)تعریف شده است. با توجه به فراگیر بودن هنجارهای حقوقی (احکام خمسة تکلیفیّه) در اسلام‘ برای مطالعة سیاست جنایی اسلام تقسیم رفتارهای ناقض هنجار به «جرم» و «انحراف» - در مفاهیم یاد شده- چندان عملی نمی باشد. با این وجود‘ در نظام هنجاری اسلام رفتارهای کنترل شده از رفتارهای آزاد متمایز می باشند. از اینرو‘ نگارندة این مقال‘ در راستای بررسی«سیاست جنایی اسلام » بر اساس روش تحلیل ساختاری‘ تقسیم بندی رفتارها را بر پایة تفکیک «منطقة کنترل شدة رفتاری» و«منطقة آزاد رفتاری» در سیاست جنایی اسلام مناسب و عملی تشخیص داده و در صدد ارائة یک الگو و کادر مطالعاتی برای بررسی دو عنصر نخستین از عناصر سیاست جنایی اسلام بر آمده است. از آنجا که مقصود از «منطقة کنترل شدة رفتاری» منطقه ای است که نقض هنجار در آن توسط فرد حائز شرایط مسئولیت کیفری با ضمانت اجرای- اصولاً- کیفری مواجه می شود‘ در این کنکاش‘ منطقة کنترل شدة رفتاری در اجتماع سه منطقة «الزام» ‘ «مسئولیت» و «کیفر» دیده شده است. در این راستا‘ در این نوشته به عناصر ‘ ارکان ونیز مسائل و موضوعات مربوط به هر یک از مناطق سه گانة تشکیل دهندة منطقة کنترل شدة رفتاری در سیاست جنایی اسلام که باید در آموزش و پژوهش این بخش از سیاست جنایی اسلام بدانها پرداخته شود اشاره شده است؛ با این مقصود که این کنکاش چهارچوب و الگویی برای آموزش و پژوهش تفصیلی موضوع و زوایای مختلف آن فراهم آورد.
بحث رهبری که یک بحث معنوی است؛ امروز جایگاه وسیعی در فرهنگ مدیریت پیدا کرده است. کشورهای پیشرفته اصولا مدیریت را به فراموشی سپرده و روی به رهبری معنوی در دنیای صنعتی امروز آورده اند که بارزترین شاخص آن نیز برگزاری کنگره هزاره ادیان در سازمان ملل متحد است. در این مقاله سعی شده است به موضوع رهبری معنوی از دیدگاه اسلام و مقایسه آن با ارزشهای معنوی که در فرهنگ مدیریت غرب تحت عنوان نظریه های عمومی رهبری مطرح شده است، پرداخته شود.
درحدیث است که رسول خدا (ص)فرمودند((ان الله خلق آدم علی صورته )) یعنی خدای آدمیان را بر صورت خود آفریده است . این حدیث که مشهور به حدیث صورت است از دیرباز محل اختلاف اهل نظر گردیده و هرکس فراخور فهم و بینش و ظرفیت خود درباره آن اظهار نظر کرده است ‘ برخی با ظاهر بینی با استناد به این حدیث و مانند آن در ورطه تشبیه گرفتار آمده و به کافران پیوسته اند ‘ گروهی نیز با پای چوبین در این وادی گام نهاده اند و کمتر از ظاهربینان نبوده اند و چون درک معنی ننموده اند ریشه حدیث را به تیشه تکذیب برکنده اند آنرا برگرفته از تورات و در زمره اسرائیلیات دانسته اند ‘ و اهل تآویل را که با بال عرفان در این وادی به پرواز آمده اند به تیر کوته بینی مورد حمله قرار داده اند . این مقاله ضمن بررسی صحت صدور این حدیث از پیامبر اکرم (ص) دیدگاههای فوق را مطرح نموده و ضمن بررسی مفردات حدیث مذکور براثبات اندیشه اهل تأویل همت گماشته است و آدمی را که خلیفه خدا و وجه الله و دارای فطرت الهی و دارای صورتی الهی ویا برخوردار از صفات خداوندی می داند .
روزگاری که ارنست شوماخر(Emest Schumacher) اقتصاددان برجسته آمریکایی عبارت معروف خود را به کاربرد و در کتاب برخوانندهاش نوشت: کوچک زیباست؟
(1) هرگز گمان نمیکرد که سه دهه بعد غول جهانی سازی بخواهد آن را زیر پاهایش له کند.
شوماخر میگفت که باید به مقیاس های انسانی بازگشت. او فضایل اجتماعات کوچک انسانی را محترم میشمرد و معتقد بود بازگشت به ابعاد انسانی به فرهنگی دموکراتیکتر و نظامی متشکل از اجتماعات کوچک و غیرمممکن که تنها به میل خود وارد نظامهای بزرگتر شوند، نیاز دارند. راستی پاسخ گلوبالیسم به این پرسش چیست، کوچک زیباست؟
جهانی شدن از دید نگارنده ادغام بازارهای جهانی درزمینه تجارت و سرمایهگذاری مستقیم و جابهجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایهداری و آزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت سرمایهداری جهانی است. ظهور این فرایند به تعیین حاصل واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است که فهم درست آن بدون درک صحیح این واقعیتها امکانپذیر نیست. نگارنده ضمن بررسی این واقعیتها به نقش برجسته رسانهها به منزله مهمترین ابزار جهانی شدن اشاره میکند و در پایان به بررسی تاثیر این ارتباط وثیق جهانی شدن و رسانه بر پژوهشهای رسانهای میپردازد.