«هویتجویی» کوششی است برای یافتن آنچه، ضمیرمان میخواهد و جنسِ خواستن، بستگی تام به توان و همآهنگی چهار عنصر روح، نفس، ذهن و بدن دارد. براین اساس، میتوان دو نوع خواهش معطوف به هویت را از هم تفکیک نمود؛ یکی خواهشهای این جهانی؛ مانند فایدهجویی، استقلال ملی و تمامیت ارضی، و دیگری خواهشهای آن جهانی؛ مانند گذر از طبیعت به پس از طبیعت و صورت و سیرت قدسی یافتن. به نظر میرسد فشارهای مدرنیته سبب شده تا خواهشهای این جهانی، بر خواهشهای سرمدی و قدسی تقدم یابند، و انسانها بیش از آنکه در اندیشهی مسوولیت و الهی شدن باشند، دغدغه پیشرفت را سرمشق خود قرار دهند. رانش انسان از تعالی به پیشرفت تا حدی معلول عملکرد دستگاههایی بوده که همواره خود را به عالم بالا منتسب میکردهاند. این پیشینه، سبب محو نمادهای الهی از هستی شده و قدسیتزدایی به شاخص ترقی تبدیل شده است. جستوجو برای کشف هویت قدسی، و رهایی از زنجیرهایی پیچیدهای که مدرنیته بر وجود آدمی زده، کوششی است که از سوی بسیاری از متفکران ـ ازجمله سیدحسین نصر، اندیشمند به نام سنتگرا ـ دنبال میشود و این مقاله در پی معرفی، تحلیل و نقد آن است.
در مباحث نظری، از دیدگاههای گوناگون، منشا مهاجرت در جهان سوم و اصولاً درشرایط فقراقتصادی بیشتر ناشی از عوامل دافعه مبادی است، لذا پیامدهای منفی آن همواره رو به فزونی است. یکی از بارزترین نمونه ها، کلان شهر مشهد به عنوان یکی از قطب ها و مقاصد مهم مهاجران میباشد؛ زیرا رشد سالیانه جمعیتی حدود 3/5 درصد در سالهای 55 تا 75 (6/2 برابر تهران) داشته است. برآورد وضعیت مهاجرت در نقاط شهری و روستایی شهرستان مشهد نشان میدهد که دیگر نقاط شهری آن و 71 درصد روستاها- بویژه در دهستانهای طرقبه، شاندیز و میان ولایت- «مهاجرفرست» هستند. از سوی دیگر 5/18 درصد روستاها با 5/38 درصد جمعیت با تمرکز فضایی خاص در دهستانهای طوس و کنویست- در پیرامون شمال شرقی و شمال غربی شهر- «مهاجرپذیر» میباشند. بنابراین هر دو جنبه به معضلات متعدد شهر مشهد افزوده اند.
شدت مهاجرفرستی حتی در مراکز سیاسی- اداری دهستان، نقاط با سطح توسعه خدماتی بالا و برخوردار از جاده آسفالته و بویژه از مناطق کوهستانی قابل ملاحظه است و در نتیجه با رویکردی بیرونی بایستی حل بسیاری از مسایل شهر مشهد را در مناطق روستایی آن جستجو کرد. در نوشتار حاضر این مناطق در سطح شهرستان مشهد معرفی و اولویت بندی شده اند.
در تحلیل شکل گیری دیدگاه امنیتی هر کشوری ارزیابی عوامل داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای با توجه به مراحل تاریخی و تحول حضور قدرت های ذینفوذ ضروری است. بعد از فروپاشی شوروی دیدگاه هر کدام از کشورهای منطقه قفقاز جنوبی نسبت به امنیت و ترتیبات امنیتی در این منطقه برگرفته از دیدگاه آنها نسبت به امنیت خود، تامین ثبات داخلی و توسعه اقتصادی بوده است. در این زمینه موقعیت جغرافیایی و سیاست های قومی دولت های منطقه تاثیر مهمی بر دیدگاه امنیتی این کشورها داشته است. سیاست ارمنستان در مورد مسائل امنیتی تحت تاثیر عوامل و شرایط گوناگون قرار گرفته است. مقاله زیر این زمینه ها را بررسی می نماید. همکاری استراتژیک نظامی و امنیتی فدراسیون روسیه و ارمنستان مهمترین عامل تعیین کننده دیدگاه امنیتی ارمنستان می باشد.