تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخش کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر به درستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی و کارکنان و درنهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت. این مقاله به شناخت نیازهای آموزشی مهارتهای مدیریتی مدیران ستادی، فرمانداران و معاونین استانداری گلستان و ارائه یک برنامه آموزشی ویژه آنان پرداخته است. اصطلاح مهارت که در این نوشتار مورد استفاده قرار گرفته است اشاره به تواناییهایی دارد که الزاماٌ ذاتی نیست اما قابل پرورش است. بخصوص در نحوه انجام وظیفه مشخص و نه در توانایی بالقوه او، انعکاس مییابد بنابراین ضابطه اصلی مهارت اقدام موثر در شرایط متغیر است. اساس این روش بر این اصل استوار است که مدیریت موثر نیازمند مهارتهای سه گانه قابل اکتساب میباشد و ضرورت باز شناختن صفات و کیفیتهای ویژه در مدیران را رد میکند و احتمالا برای مشاهده عمل مدیریت و ادراک آن شیوه سودمندتری ارائه میدهد. این روش ثمره مشاهده مستقیم مدیران در حین کار و بررسی نتایج پژوهشهایی است که عملاٌ در زمینه مدیریت است صورت پذیرفته است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، پیمایشی است که با کمک پرسشنامه محقق ساخته و اسناد و مدارک موجود، نیازهای آموزشی مهارتهای مدیریتی نمونة 104 نفری (فرمانداران، معاونان استانداری، رئیس ادارات استانداری، مدیران ستادی استانداری و سرپرستان بانکها به تعداد 36 نفر و همچنین 69 نفر از مدیران عالی و میانی دستگاه های اجرایی استان گلستان را نشان میدهد. در پایان با توجه به یافته ها، پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی، بر افزایش عزت نفس دختران نوجوان پایه سوم مقطع متوسطه شهرستان بهبهان در سال تحصیلی 81-80 با استفاده از طرح تحقیقی آزمایشی پس آزمون با گروه کنترل میپردازد و میزان اثربخشی مشاوره گروهی را به عزت نفس میسنجد. نمونه تحقیق دانش آموزان دختر سال سوم مقطع متوسطه یکی از دبیرستان های شهرستان بهبهان میباشد که به طور تصادفی انتخاب شده که 30 نفر از آزمودنیها به طور تصادفی در گروه آزمایش و 30 نفر آزمودنی به طور تصادفی در گروه گواه قرار گرفته اند. متغیر مستقل 480 دقیقه جلسه مشاوره گروهی ( تلفیقی از دیدگاه بک والیس) بود که فقط در مورد گروه آزمایش اجرا شد. پس از برگزاری مشاوره گروهی میانگین نمرات عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه افزایش نشان داده است.
متنبی و فردوسی ـ دو شاعر گرانقدر عرب و ایرانی ـ هردو به داشتن اشعار حکمی مشهور و ملقب به حکیم هستند؛ و از شاخصه های بارز شعر هردو، وجود اشعار حکیمانه است.پژوهش های تطبیقی بین حکمت این دو گویندة بزرگ، حاکی از وجود مضامین مشترک بسیار است. این اشتراک در مضمون به گونه های مختلف، از جمله توارد و تأثیرپذیری هردو از فرهنگ اسلامی، قابل تفسیر و تحلیل است. در این میان، بخشی از مفاهیم مشترک این دو شاعر در حکمت و اندرزهای ایران باستان دیده میشود. با توجه به اعتقاد محققان بر سیرابی فرهنگ عربی در عهد عباسی از آبشخور فرهنگ و حکمت ایران باستان، و تدوین شاهنامه براساس منابع پهلوی و باستانی ایران، میتوان به این اعتقاد رسید که لااقل بخشی از این مضامین مشترک، در حکمت ایران قبل از اسلام ریشه دارد و فردوسی به شکل مستقیم و متنبی به شکل غیرمستقیم از فرهنگ ایران باستان متأثر شده اند.
بررسی و مطالعه واژگان گوناگون در لهجه همدانی نشان می دهد که یکی از ویژگیهای بارز این لهجه، تغییر واکه آغازین/ a / به [e ] در واژه های دو هجایی یا بیشتر می باشد. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی این فرایند واجی و به عبارت دیگر بررسی و شناسایی محیط واجی این فرایند است که طی آن واکه افتاده / a / به [e ] ارتقاء می یابد. روش تحقیق در تهیه مقاله حاضر بصورت میدانی بوده است، بدین ترتیب که ابتدا فهرستی از واژگان بنیادی که در گفتار روزمره گویشوران مکرراً شنیده می شود،تهیه شده و سپس با در نظر گرفتن جامعه ای آماری طریقه تلفظ این واژگان توسط اعضای جامعه ثبت و ضبط گردیده است. بر همین اساس و نیز شم زبانی نگارنده بعنوان یک گویشور بومی، واژگان مورد نظر واج نگاری شده و سپس با همان واژگان در گویش معیار مقایسه شده است. نتیجه حاصله از بررسی و مقایسه این واژگان نشان دهنده این واقعیت است که در واژگان دو هجایی یا بیشتر واکه آغازین/ a/ در محیط بدون تکیه ارتقاء یافته و به [e ] تبدیل شده است.