از دیرباز نظریه تناسخ و بازگشت ارواح پس از مرگ و انتقال آن از بدنی به بدن دیگر، در مکاتب خاور دور مطرح بوده است.
این نظریه که از حکیمان مشرق زمین به جا مانده، و زیربنای عقیده آیین هایی چون «هندوئیسم» «بودیسم» و «جینیزم» گشته و مقبول گروهی از ساکنان مغرب زمین و برخی فرق منسوب به اسلام نیز شده است.
دانش مندانی بزرگ نیز این ایده را مورد بحث و انتقاد قرار داده اند که از میان آنان تلاش حکیمان و عالمان مسلمان یادکردنی است.
این مقاله ضمن تبیین این ایده، بطلان آن از دیدگاه حکیمان و عالمان مسلمان و ناسازگاری آن با آموزه های دینی را بررسی می کند .
تامل در «بیان »های توضیحی علامه محمدباقر مجلسی ذیل پاره ای از روایات بحارالانوار، حاکی از نص گرایی و پایبندی او به متون احادیث و دوری جستن از تاویلات مخالف ظاهر است. وی مبتنی بر مفاد دسته ای از روایات، بر ضرورت تمسک به نصوص روایی و تسلیم در برابر اخبار، تاکید کرده است و با همین نگرش، در مواضعی از بحار الانوار، در قبال بعضی از تاویل های عالمان پیشین حساسیت نشان داده و از این رو، گاه به نقد آنها پرداخته است؛ بر این اساس، در مواردی، برای پرهیز از نسبت دادن روایتی معتبر به ضعف و سستی ـ علی رغم ملاحظه مشکلی مفهومی در آن ـ به مخفی بودن جهت صدور روایت تصریح کرده و خود به بیان احتمالاتی در این باره پرداخته و در حقیقت از این رهگذر، از ورود به حوزه طرد و انکار روایات اجتناب ورزیده است؛ جالب اینکه مؤلف بحار الانوار، به ذو وجوه بودن و بطن داشتن و عدم امکان فهم همه سخنان معصومان(ع) معتقد است و التزام به این باورهای خطیر را منافی اعتقاد به لزوم احتراز از تاویلات مخالف ظاهر نمی شناسد. مجلسی در عین حال، در حوزه ای تنگ و کم دامنه، طبعاً منطبق با دیدگاه های کلامی مورد قبول خود یا مُلْهَم از پاره ای دیگر از روایات، عملاً به تاویل و توجیه روایات روی آورده و از این طریق، ضمناً پرده ای از نگرش اجتهادی خویش را در شرح، قبول یا رد روایات بحار الانوار آشکار ساخته است.
در مقاله «نبوت در دین های یهود و مسیحیت» نویسندگان ادعا کرده اند که بر مبنای روش «پدیدارشناسی دین» مقاله را تدوین کرده اند، اما نگارنده این سطور این ادعا را نقد کرده، بر این باور است که این مقاله نوعی گردآوری داده های تاریخی جریان نبوت در یهودیت و مسیحیت است بدون اینکه با تفسیر پدیدارشناسانه همراه باشد. نگارنده ضرورت می داند مطالعه پدیدارشناختی موضوع مذکور را به اجمال نشان دهد:برای تبیین بهتر حیث التفاتی جریان نبوت در یهودیت، مسیحیت و اسلام، این دوره از تاریخ ادیان باید به عنوان یک حلقه فکری در فرایند تفکر بشر در تاریخ بررسی شود.
پژوهش حاضر به مطالعة ساختار توصیفگرهای فارسی پایگاه های پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران پرداخته است. به این منظور، سه پایگاه چکیده پایان نامه های ایران، راهنمای همایش های ایران، و چکیده تازه های تحقیق در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی ایران به عنوان پایگاه های نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل توصیفگرها، سیاه هه ای با عنوان جدول شاخص های ارزیابی توصیفگرها با پنج ویژگی شکل، تشابه، برابرگزینی، اسامی خاص، و ارجاع مورد استفاده قرار گرفت که هر ویژگی، به نوبة خود، مؤلفه هایی را در برمیگرفت. براساس یافته های پژوهش، و با در نظر نگرفتن شاخص های شماره 7 و 12 که به ترتیب با 1 و 4 مورد 100 درصد استاندارد هستند، شاخص شماره 9 با 84/97 درصد، بالاترین درصد استاندارد و شاخص شماره 13 با 44/44، پایین ترن درصد استاندارد را داراست. در ارتباط با ویژگیهای توصیفگرها، مؤلفه های مربوط به شکل، تشابه، و برابرگزینی با درصد بالایی (بیش از 92 درصد) استاندارد هستتند. ولی شاخص شماره 3 تنها با 42/59 درصد، و شاخص شماره 6 با 11/79 درصد، استاندارد است
استاد محمدتقی دانش پژوه در 1290ش متولد شد. پس از طیّ تحصیلات مقدماتی در زادگاهش آمل، دروس طلبگی را در قم گذراند. وی دورة دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران را در 1320 به پایان رساند. خدمات دولتیاش در 1319 با استخدام در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز شد. در 1331 به سمت معاونت این کتابخانه تعیین شد و 29 سال در این مقام باقی ماند. در 1348 به گروه تاریخ دانشکدة الهیات این دانشگاه پیوست. به همت او کتابخانه دانشکده حقوق به یک کتابخانه نمونة علوم انسانی و بزرگترین کتابخانه ایران بدل شد. دانش پژوه در فعالیتهای فرهنگی بسیاری سهیم بود و در محامع علمی متعددی مشارکت داشت. وی در 27 آذر 1375 درگذشت. از او آثار متعددی به صورت تألیف، تصحیح، و تهیه فهرست برجای مانده است. عمده ترین کار او فهرست مفصل نسخه های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران است.