این پژوهش به بررسی میزان فردگرایی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1385 و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. برای تحلیل فردگرایی از نظریات جامعه شناسی ماکس وبر، دورکیم، هابرماس، زیمل، ریسمن، مرتن و مید استفاده شده است، روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد میباشد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل رگرسیون دو متغیره، رگرسیون چند متغیره و آنالیز واریانس متناسب با فرضیات تحقیق استفاده شده است. نتایج این تحقیق که از یک نمونه 300 نفری، به صورت نمونه گیری خوشه ای،چندمرحله ای، تصادفی،قشربندی نامتنا سب و از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری 18152 نفری دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به دست آمده است. فردگرایی کلی دانشجویان در یک طیف 5 نمره ای معادل 4/3 است که میانگین فردگرایی متوسط رو به بالا ارزیابی میشود. نتایج تحلیل دو متغیره نیز نشان داد که متغیر های تعدد نقش، خلوت شخصی و شبکه روابط اجتماعی تاثیر مثبت برفردگرایی و سنت گرایی تاثیر منفی داشته است. مرد بودن و سکونت در شهر بر میزان فردگرایی تاثیر مثبت داشت و کسانی که در رشته الهیات تحصیل میکنند فردگرایی کمتری داشتند. نتایج تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر نشان داد که متغیر های مستقل خلوت شخصی ( به میزان 364/0 )، سنت گرایی ( به میزان 289/0-)، جنسیت ( نوع مرد 103/0 )، محل دایم زندگی ( زندگی در شهر 122/0 )، مجموعه نقش ( به میزان181/0) و رشته تحصیلی ( الهیات 146/0- ) به عنوان متغیر های مؤثر بر متغیر فردگرایی ظاهر شده اند. نتایج تحلیل مفهوم فردگرایی رادر سه عامل استقلال،اهداف شخصی و رقابت دسته بندی کردکه با تحقیقات قبلی همخوانی دارد.
هدف از این تحقیق، مقایسه تاثیر دو نوع زانوبند نئوپرن نرم (حمایت کننده) و سخت (ثبات دهنده) بر حس وضعیت مفصل زانوی بیمارانی است که تحت عمل جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفته اند. حس وضعیت مفصل با گونیامتر الکتریکی به روش آزمایش بازسازی فعال زاویه هدف در زنجیره باز حرکتی اندازه گیری شد. زاویه های هدف 30، 45 و 60 درجه خمیدگی زانو مورد استفاده قرار گرفت. 11 بیمار مرد (با متوسط سن 6/4 ?8/30 سال و وزن 9 ?75 کیلوگرم) متعاقب جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی (به روش BPTB) قبل از پوشیدن زانوبند، بعداز 30 دقیقه پوشیدن زانوبند و پس از برداشتن زانوبند مورد آزمایش قرار گرفتند. این آزمایش ها در سه وضعیت با زانوبند نئوپرن نرم، با زانوبند نئوپرن سخت و بدون زانوبند با فاصله زمانی 24 ساعته انجام شد. میانگین های خطای مطلق بازسازی زاویه هدف پس از 5 بار تکرار آزمایش تجزیه و تحلیل آماری شد. نتایج آماری نشان داد که استفاده از زانوبند نئوپرن سخت در زاویه 30 درجه موجب بهبود معنی دار حس وضعیت مفصل زانو می شود (05/0P<). این بهبود حس وضعیت مفصل پس از برداشتن زانوبند نئوپرن سخت از بین می رفت.
هدف این پژوهش، بررسی اثر تمرین های ترکیبی در پیشگیری، کنترل و کاهش عوامل خطرزای قلبی – عروقی دانشجویان پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان بود، به این منظور 26 دانشجوی داوطلب 19 تا 22 ساله که در تمرین های ورزشی فوق برنامه دانشگاه سیستان و بلوچستان شرکت می کردند، انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. نخست آزمودنی ها پرسشنامه اندازه گیری سطح فعالیت بدنی بک را تکمیل کردند، متغیرهای قد، وزن، ضربان قلب استراحتی، عوامل خطرزای قلبی - عروقی شامل کلسترول تام (TC)، تری گلیسیرید (TG)، لیپوپروتئین کم چگال (LDL-C)، لیپوپروتئین پرچگال (HDL-C) و عامل خطر RF=TC: HDL-C در همه آزمودنی ها اندازه گیری شد. سپس گروه تجربی به مدت 13 هفته تحت برنامه تمرین های ترکیبی مشتمل بر تمرین های تناوی هوازی، مقاومتی و حرکات نرمشی نشاط آور قرار گرفتند و در پایان، اندازه گیری های مذکور در دو گروه تکرار شد. برای مقایسه دو گروه کنترل و تجربی از آمار توصیفی و آزمون t وابسته و t مستقل در سطح 05/0? ? استفاده شد. یافته ها بین مقادیر TG (042/0 = P)، HDL-C (019/0 = P) و RF (001/0 = P) گروه تجربی و کنترل تفاوت معنی دار نشان داد و در بقیه موارد تفاوت ها از نظر آماری معنی دار نبود. به طور کلی نتایج نشان داد که بر اثر 13 هفته تمرین های ترکیبی در برخی از عوامل خطرزای قلبی - عروقی کاهش معنی داری حاصل می شود. این موضوع نشان می دهد تمرین های ترکیبی با ایجاد خستگی کمتر و جذابیت و تنوع بیشتر می تواند همانند تمرین های تداومی هوازی در پیشگیری، درمان و کاهش برخی عوامل خطرزای قلبی - عروقی مؤثر واقع شود و این شیوه تمرینی می تواند جایگزین تمرین های خسته کننده تداومی هوازی شود.