هویت ادراک عقلی از منظر ابن سینا و صدرالمتألهین
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
117 - 144
حوزههای تخصصی:
در میان مراتب ادراک آدمی، ادراک عقلی، به عنوان مهم ترین بخش ادراک به شمار می آید و او را از حیوانات متمایز می کند. ابن سینا در ادراک عقلی قائل به نظریه تجرید و اتصال نفس با عقل فعال است و ملاصدرا در این باره نظریات متفاوتی را بیان می کند. بر اساس مبانی ملاصدرا، نفس ناطقه آدمی پس از گذر از نفس نباتی و حیوانی، به مرحله ای از ادراک می رسد که قادر است مفاهیم کلی و حقایق عقلانی را ادراک کند. اما این امر چگونه محقّق می گردد؟ صدرالمتألهین (برخلاف ابن سینا) در ادراک حسی و خیالی قائل به خلاقیت نفس است؛ درحالی که درباره فرآیند ادراک عقلی، در آغاز دارای آرای متفاوت و به نظر، متعارضی است. به عبارتی بنا بر مبنای ابن سینا، علم به واسطه انفعال حاصل می شود، ولی در حکمت متعالیه و در کتب پیشینیان مشاء، سخن از انفعال نیست و علم در قسمتی از امور و در بسیاری از موارد، به انشای نفس برمی گردد. مهم ترین آرای ملاصدرا در زمینه ادراک عقلی را می توان در قالب سه رویکرد ذکر نمود: نخست، مشاهد ی مثل نوریه از دور؛ دوم، افاضی واهب الصور (عقل فعال) و سوم، اندکاک در ذات الهی بر سبیل فنا. نقطه اشتراک این دو فیلسوف، در نحوه افاضه واهب الصور بر آنهاست که ابن سینا به نحو اتصال می داند، ولی ملاصدرا بر سبیل اتحاد و هریک از این دو دیدگاه، ثمراتی دارد که قابل توجه است. نوشتار پیش رو که به روش کتابخانه ای و تفحص در آرای فلاسفه پیشین تهیه شده، ضمن تبیین دیدگاه این دو فیلسوف دررابطه با ادراک عقلی، ناگزیر است توضیح مختصری درباره حقیقت نفس انسان و قوای وجودی او و همچنین حقیقت عقل فعال در عالم ارائه نماید تا بدین وسیله تصویری روشن در ذهن مخاطب ایجاد گردد.







