نظم و امنیت در اندیشه تمدنی متفکران مسلمان
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۲ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶
89 - 115
حوزههای تخصصی:
ی کی از م هم ترین م رزهای میان اسلام و جاهلیت ، برقراری امنیت و عبور از هرج و مرج و جنگ داخلی و ایجاد جامعه ای بزرگ، متمدن و م بتنی ب ر مسئولیت همگانی است. در ق الب فلسفه سیاسی یا اندیشه سیاسی اسلامی، امنیت برپایه ارزش های سیاسی اخلاقی م رکزی و ن اظر بر کرامت دنیوی و اخروی انسان مورد تحلیل و داوری قرار می گیرد . در این مقاله تحول برداشت از امنیت در غرب و سپس دیدگاه چند اندیشمند مسلمان در این زمینه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در دوران میانه به تدریج با حاکم شدن گفتمان های بازسازی شده از سنت دینی بین مسلمانان، حکومت از مبنای واقعی خود در اندیشه اسلامی که استواری آن بر عدالت و اخلاق است، فاصله ای جدی گرفت و تنها مبنای مشروعیت حکومت ، ضرورت دفع هرج و مرج و برقراری نظم بود. بعد از این قدرت مطلقه و مبتنی بر تغلب، بر مبنای ضرورت گریز از هرج و مرج توجیه می شد. این امر به ویژه در دوران موسوم به تاریخ میانه به اوج خود رسید.







