ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۶۴۱.

تحلیل تاثیر فعالیت های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
ریگزارها به مجموعه ای از تپه های ماسه ای اطلاق می شود که در شکل و اندازه های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن ها است که به عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت های انسانی محسوب می شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم افزارهای ArcGIS و WRplot ، مهم ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه های ماسه ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه های ماسه ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه های ماسه ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه های ماسه ای توسط فعالیت های انسانی ثبیت شده است، دارای کم ترین میزان حرکت بوده اند اما تپه-های ماسه ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش گیاهی کم تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش تری بوده اند.
۱۶۴۲.

نقش ارزش های ملی در قدرت نرم و امنیت ملی ایران(مطالعه موردی: رقابت ژئوپلیتیک ایران و ترکیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
در منظومه پیچیده روابط بین الملل، قدرت نرم به عنوان یکی از شاخه های مهم مفهوم قدرت، به مثابه مؤلفه ای تعیین کننده در تعمیق نفوذ راهبردی، ژئوپلیتیک و تأمین امنیت ملی کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مقاله با تمرکز بر ارزش های ملی به عنوان متغیر مستقل محوری، به واکاوی نقش این ارزش ها در تقویت قدرت نرم و در نتیجه، ارتقای امنیت ملی ایران می پردازد. پژوهش حاضر، این نقش را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیک ایران با ترکیه به عنوان یک مطالعه موردی بررسی می کند. با توجه به سرمایه گذاری گسترده و فعال آنکارا در عرصه قدرت نرم، پرسش اصلی این است که استفاده ایران از مؤلفه های ملیِ قدرت نرم خود از جمله زبان و ادبیات فارسی و میراث تاریخی و تمدنی، به عنوان بخشی از منابع راهبردی غیرمادی برای تولید و قدرت نرم، چه تأثیری بر امنیت ملی ایران و به ویژه در رقابت های ژئوپلیتیک آن با ترکیه خواهد داشت؟ فرضیه مورد سنجش به این شرح است که استفاده هوشمندانه از این سرمایه های هویتی، نه تنها می تواند جایگاه رقابتی و موازنه ای ایران را در عرصه فرهنگی و تمدنی در مناطق حیاتی مانند قفقاز و آسیای مرکزی ارتقا بخشد، بلکه می تواند از طریق ایجاد جذابیت و مشروعیت، به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی و تحکیم پایه های امنیت ملی در برابر رقبای منطقه ای مانند ترکیه منجر شود. این تحقیق با اتخاذ روشی تحلیلی-تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته های آن می تواند چارچوبی مفهومی برای تدوین راهبردهای هوشمندانه تر در سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی ایران در رقابت با بازیگران منطقه ای فراهم آورد.
۱۶۴۳.

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه ای دانشجویان است و مداخله های آموزشی هدفمند می توانند آمادگی و خوش بینی شغلی آن ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود . روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش نخست آموزش شکوفایی و گروه آزمایش دوم آموزش تحلیل رفتار متقابل را در ده جلسه شصت دقیقه ای دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه خوش بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران ( ۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران ( ۱۳۹۶) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0> p ). بین گروه های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود . نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت ها و ایجاد خوش بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می بخشد . بنابراین بهره گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده سازی دانشجویان توصیه می شود.
۱۶۴۴.

ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ (مطالعه موردی: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: تاب آوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدی ترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوک های بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیب پذیری های ساختاری و اجتماعی ویژه ای را به بافت های شهری تحمیل می کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیت های تاب آورانه ساکنان در برابر این چالش ها انجام شده است روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تاب آوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزش ها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخص های کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند. یافته ها و نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشان دهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تاب آوری اجتماعی و پیامدهای پسا جنگ در شهر اهواز است. تحلیل های ساختاری تأیید می کنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تاب آوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا می کند. مؤلفه های «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماع محور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تاب آوری شهروندان دارند. این یافته ها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویت بخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تاب آوری پایدار در این کلان شهر تأکید می ورزند.
۱۶۴۵.

بررسی اضطراب اقلیمی و تاب آوری روانی در نسل Z: نقش راهبردهای مقابله ای و دلالت هایی برای ارتقای بهزیستی روانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: اضطراب اقلیمی به عنوان یکی از پیامدهای روان شناختی بحران تغییرات اقلیمی، به ویژه در میان نسل Z ، به طور فزاینده ای مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. نسل Z به دلیل مواجهه مستمر با اخبار و پیامدهای تغییرات اقلیمی، آسیب پذیری بیشتری نسبت به نگرانی ها و تنش های مرتبط با آینده محیط زیست دارد. در این میان، تاب آوری روانی و راهبردهای مقابله ای می توانند نقش مهمی در کاهش آثار منفی اضطراب اقلیمی و ارتقای بهزیستی روانی ایفا کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اضطراب اقلیمی، تاب آوری روانی و راهبردهای مقابله ای در نسل Z انجام شد . مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان و دانشجویان نسل Z ساکن شهر تبریز در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنان 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب اقلیمی، مقیاس تاب آوری روانی و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اقلیمی و تاب آوری روانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (r=-0.42, p>0.001) . همچنین اضطراب اقلیمی با راهبردهای مقابله ای فعال (r=0.31, p>0.01) و منفعل (r=0.53, p>0.001) رابطه معناداری داشت. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که اضطراب اقلیمی و راهبردهای مقابله ای در مجموع ۳۷ درصد از واریانس تاب آوری روانی را تبیین می کنند. یافته ها نشان داد افرادی که از راهبردهای مقابله ای فعال استفاده می کنند، تاب آوری روانی بالاتری دارند و بالعکس، استفاده از راهبردهای منفعل با کاهش تاب آوری همراه است . نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اضطراب اقلیمی می تواند سلامت روان نسل Z را تحت تأثیر قرار دهد و راهبردهای مقابله ای نقش مهمی در تعدیل این اثر ایفا می کنند. بنابراین، طراحی مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت تاب آوری و آموزش راهبردهای مقابله ای سازگارانه می تواند در ارتقای بهزیستی روانی نسل جوان مؤثر باشد .
۱۶۴۶.

احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت از کشور در میان دانشجویان دانشگاه شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۲
هدف مهاجرت دانشجویان در سال های اخیر به یکی از دغدغه های مهم اجتماعی و توسعه ای در کشورهایی که درحال تجربه تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی هستند تبدیل شده است. در ایران نیز افزایش تمایل دانشجویان به مهاجرت، بحث های گسترده ای را درباره خروج سرمایه انسانی و پیامدهای بلندمدت آن برانگیخته است. اگرچه در بسیاری از مطالعات، عوامل اقتصادی و ساختاری به عنوان تبیین کننده های اصلی قصد مهاجرت مورد تأکید قرار گرفته اند، اما نقش عوامل روانی–اجتماعی، به ویژه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی به تجربه ذهنی فرد از گسست، بی قدرتی، بی معنایی و انزوای اجتماعی در محیط پیرامون اشاره دارد. این پژوهش با بهره گیری از چارچوب های نظری کلاسیک و معاصر در حوزه ازخودبیگانگی، به بررسی این مسئله می پردازد که آیا تجربه ذهنی گسست اجتماعی در میان دانشجویان می تواند تمایل آنان به مهاجرت را تقویت کند یا خیر. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه میان احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان دانشگاه شیراز و سنجش قدرت تبیینی این متغیر در پیش بینی قصد مهاجرت با کنترل ویژگی های جمعیت شناختی و آموزشی بوده است. روش این پژوهش با رویکرد کمی و به شیوه پیمایشی مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شیراز  در مقاطع و رشته های مختلف بود. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 376 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. دانشکده ها در سه خوشه اصلی (علوم پایه، مهندسی و علوم انسانی) طبقه بندی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختاریافته بود. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی با استفاده از مقیاس 26 گویه ای استاندارد که ابعادی نظیر بی قدرتی، بی معنایی، انزوای اجتماعی و هنجارگریزی را پوشش می داد، سنجیده شد. تمایل به مهاجرت نیز با استفاده از گویه های معتبر اندازه گیری شد. تمامی گویه ها بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده بودند. اعتبار محتوایی ابزار از طریق نظر خبرگان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. مقدار آلفا برای احساس ازخودبیگانگی اجتماعی 864/0 و برای تمایل به مهاجرت 896/0 به دست آمد که نشان دهنده انسجام درونی مناسب ابزار بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و از طریق آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. یافته ها نتایج توصیفی نشان داد 5/58 درصد از پاسخگویان دارای سطح متوسط احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و 4/10 درصد دارای سطح بالا بودند. یافته ها همچنین نشان داد که 3/46 درصد نمونه تمایل متوسطی به مهاجرت داشتند و 6/22 درصد نیز تمایل زیاد به مهاجرت از کشور گزارش کردند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مدل کلی 33 درصد از واریانس تمایل به مهاجرت را تبیین می کند. در میان متغیرهای وارد شده در مدل، احساس ازخودبیگانگی اجتماعی قوی ترین و تنها متغیر معنی دار بود. با افزایش احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، تمایل به مهاجرت نیز افزایش یافت. در مقابل، متغیرهای جمعیت شناختی نظیر جنسیت، سن، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، وضعیت اشتغال، قومیت، مذهب و تعلق طبقاتی در مدل نهایی اثر معنی داری نشان ندادند. نتیجه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی یکی از تعیین کننده های اصلی تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان بود. دانشجویانی که سطوح بالاتری از احساس ازخودبیگانگی اجتماعی را تجربه می کنند، بیش از دیگران مهاجرت را به عنوان راهبردی جایگزین در نظر می گیرند. این نتایج نشان می دهد که مهاجرت دانشجویان را نمی توان صرفاً در چارچوب تبیین های اقتصادی یا فرصت محور فهم کرد، بلکه کیفیت تجربه زیسته آنان در بستر اجتماعی داخلی نیز نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین، سیاست های کاهش مهاجرت دانشجویان باید فراتر از مشوق های اقتصادی عمل کرده و به تقویت احساس تعلق اجتماعی، افزایش اعتماد نهادی، گسترش مشارکت دانشجویی و ارتقای سرمایه اجتماعی توجه داشته باشند. مدیریت روند رو به افزایش مهاجرت دانشجویان مستلزم رویکردی جامع است که هم ابعاد ساختاری و هم ابعاد روانی–اجتماعی زندگی دانشجویی را در نظر گیرد.
۱۶۴۷.

Identification of Artificial Intelligence Functions in Digital Libraries Based on the Wright Model(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
Purpose: In the 21st century, digital libraries have emerged in new ways in the professional career of librarians and other library users worldwide. The aim of the present study is to identify the functions of artificial intelligence in digital libraries. Method: This research is a qualitative systematic review. The population of the study includes all quantitative and qualitative research articles on the identification of artificial intelligence functions in digital libraries. Findings: A total of 500 research titles were retrieved through a multi-stage search in internal and external databases. Following a three-stage monitoring process (based on title, abstract, and full-text study), 34 research sources (9 foreign research titles and 25 domestic research titles) in the form of published journals articles and conference papers were identified and analyzed using thematic content analysis. For qualitative evaluation of the studies, 8 questions were posed to the experts, resulting in 1 selective code, 8 central codes and 42 open codes. Conclusion: The results of this research show that artificial intelligence can play an important role in the functioning of digital libraries and providing services to users. The findings demonstrate that AI-based systems are useful in various areas such as reference services, database search, organization, indexing, collection management, information retrieval, convenience and development, planning, and circulation. Moreover, librarians can enhance the quality of their works by employing this technology, which contributes to user satisfaction and the improvement of library services.
۱۶۴۸.

Amélioration de la communication orale des apprenants de langues étrangères en Iran: rôle de l’intelligence artificielle dans la création d’interactions vérisimilitudinaires et l’adaptation culturelle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۴
Cet article examine le rôle de l’intelligence artificielle (IA) dans l’amélioration de la compétence orale chez les apprenants de français langue étrangère (FLE) en Iran. Il s’interroge sur la manière dont l’IA peut contribuer, de manière efficace et contextualisée, au développement de cette compétence dans un environnement culturellement spécifique. L’étude repose sur une enquête menée auprès de 20 apprenants de FLE en Iran. La collecte de données s’est effectuée à travers un questionnaire ciblant leurs compétences orales, leur expérience d’usage de l’IA et leur perception de l’adéquation culturelle des contenus générés. L’analyse des données mobilise une approche mixte (quantitative via SPSS et qualitative) et un cadre théorique pluridisciplinaire. Ce cadre s’appuie sur la théorie de la compétence communicative de Dell Hymes, la théorie de l’adaptation culturelle de Kim et Hall, les approches discursives-pragmatiques de John Searle et surtout sur la théorie du carré tensif de Fontanille. Les résultats indiquent que l’IA permet d’améliorer la prononciation et la fluidité, encourage l’usage des expressions idiomatiques françaises et développe la souplesse linguistique. Par la création d’environnements vérisimilitudinaires (contextes d’interaction réalistes et culturellement cohérents) et des retours personnalisés en temps réel, l’IA favorise un apprentissage actif et individualisé. Toutefois, certaines limites subsistent : la difficulté à reproduire les dimensions émotionnelles, gestuelles et implicites des interactions humaines, ainsi qu’à intégrer la diversité dialectale régionale.
۱۶۴۹.

Responsible cyberspace engagement: Towards Omolúàbí ethos for Nigerian youth

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
Background: Cyberspace is understood in this paper as a place for possible moral and immoral conducts, just as it is the case with physical societies across the world. However, the Nigerian cyberspace has, in recent times, experienced increase in moral decadence, with young people engaging in acts of vices, including disrespect, fraud, and phishing among other cybercrimes. This set of behaviours negates the values expected of a well-ordered and well-meaning cyberspace, all of which threaten physical societal cohesion and ethical standards. Aims: This paper examines Omolúàbí ethos, a traditional embodiment of moral principle of the Yoruba people, as a remedial framework. The Omolúàbí ethos places virtues such as good character, respectful conduct, gentleness, honesty, trust, humanness, among others, as a necessity for building a responsible society, even in the cyberspace. Methodology: Being philosophical research, the paper adopts qualitative method to unpack the relevance of ancient Yoruba proverbs and ethical practices to contemporary online engagement. Findings: The paper argues that if the Omolúàbí ethos is imbued into cyberspace culture, through the medium of philosophical counseling in collaboration with the National Orientation Agency, it could help ensure a more suitable online environment where respect, dignity, and virtue are paramount. Conclusion: This paper contributes to scholarship by positioning an indigenous ethical framework for addressing contemporary cyberspace’s ethical challenges.
۱۶۵۰.

خانواده در متن شهر: چارچوبی مفهومی برای شکل گیری محیط شهری دوستدار خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۲
شهرها فراتر از ظرف کالبدی، بستری برای شکل گیری روابط خانوادگی، حمایت های مراقبتی و تعاملات اجتماعی اند. در ایران اما برنامه ریزی شهری همچنان زیرساخت محور است و به نیازهای زنان، کودکان، سالمندان و خانواده های چندنسلی کمتر توجه دارد؛ موضوعی که موجب تضعیف رفاه، افزایش فشارهای روانی اجتماعی و تشدید نابرابری جنسیتی می شود. عدالت فضایی و دسترسی ایمن به خدمات، فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی می تواند انسجام خانوادگی و سلامت را ارتقا دهد. این پژوهش با مرور نظام مند و تحلیل محتوایی اسناد علمی و سیاستی (۲۰۰۸-۲۰۲۵) و با تبعیت از PRISMA، از میان ۴۵۰ رکورد، ۱۵۳ منبع واجد شرایط را پس از ارزیابی کیفی انتخاب و در MAXQDA کدگذاری کرد. تحلیل داده ها چارچوبی علّی نشان داد در آن ساختار کالبدی و حکمرانی از طریق متغیرهایی همچون دسترس پذیری، ایمنی، زیبایی شناسی و حس تعلق به پیامدهایی همچون زیست پذیری، عدالت فضایی جنسیتی و تاب آوری متصل می شود. یافته ها بیانگر ضرورت کاهش خودرومحوری، ایجاد فضاهای چندنسلی و ارتقای کیفیت محیطی است، در حالی که ضعف هماهنگی بین بخشی، بروکراسی و شکاف سند تا عمل موانع اصلی اند. خانواده ها باید از مصرف کننده فضا به کنشگر هم طراح بدل شوند. در این راستا، سه شاخص کاربردی شاخص دسترسی خانوادگی (FAI)، تراکم خانوادگی (FD) و عدالت جنسیتی مراقبت محور (CGJ) برای سنجش و هدایت مداخلات شهری معرفی شد. این بسته ابزارها مسیر ترجمه نظریه به عمل، پایش سیاست ها و نهادینه سازی برنامه ریزی خانواده محور را مشخص می کند. در مجموع، نتایج این مطالعه می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و طراحی شهری خانواده محور در ایران و سایر جوامع با شرایط مشابه فراهم آورد.
۱۶۵۱.

روش های حل و فصل اختلافات دعاوی نقض مالکیت فکری در پلتفرم های کاربرمحور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
با توجه به تفکیک اختیارات نشردهنده محتوا از پلتفرم توزیع کننده و همچنین دامنه وسیع محتواهایی که ناشران ارائه کرده اند، حدود مسئولیت پلفترم های کاربرمحور همواره محل بحث بوده است. در این خصوص، انواع دعاوی صورت گرفته فیمابین این اشخاص، به دسته های مختلفی تقسیم می شود که از میان آن ها، ادعای نقض مالکیت فکری آثار از سوی شخص ثالث نسبت به محتوای ارائه شده توسط ناشر در پلتفرم کاربرمحور، از مناقشه برانگیزترین دسته هاست. در کنار قوانین و مقررات تعیین شده برای ادعای نقض مالکیت فکری در پلتفرم ها، واسطه ها نیز در ارائه خدمات بر بستر اینترنت، ملزم به رعایت تمامی قواعد حقوقی و همچنین تعیین تعهدات برای کاربر هنگام پذیرش محتوای ایشان در سکوی خود هستند. در پژوهش حاضر، پس از بررسی تمامی روش های قابل اعمال برای حل و فصل اختلافات و با توجه به ماهیت ویژه دعاوی یادشده، کارکرد خاص پلتفرم های کاربرمحور و همچنین اختلافات موجود درخصوص عدم مسئولیت پلتفرم، مناسب ترین روش حل و فصل اختلافات برای مدعی نقض حقوق مالکیت فکری، روش های جایگزین حل و فصل اختلافات است.
۱۶۵۲.

فرهنگ مقاومت و شهادت در پدیده اربعین حسینی: آراء و اندیشه های مقام معظم رهبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف این پژوهش، تحلیل ابعاد فرهنگ مقاومت و شهادت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره اربعین حسینی طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴ است. روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و جامعه آماری، شامل تمام سخنرانی ها، پیام ها و بیانات رسمی ایشان درباره اربعین است که پس از غربالگری، ۳۴ سند به عنوان واحد تحلیل انتخاب شد. نتایج نشان داد که در اندیشه رهبری، اربعین تنها آیین عزاداری نیست، بلکه پدیده ای تمدنی، هویت ساز و مقاومت محور با ریشه ای عمیق در مکتب کربلاست. بر اساس تحلیل انجام شده، چهار سطح تفسیری از اربعین در گفتمان ایشان قابل تشخیص است: 1. سطح هویتی-وجودی: تجدید عهد با جهاد درونی و احیای هویت ولایت محور؛ 2. سطح سیاسی- فرهنگی: نماد قوّت نرم اسلام و وحدت امت در برابر تفرقه دشمن؛ 3. سطح تمدنی: استمرار میراث روشنگرانه حضرت زینب(س) و مقاومت فرهنگی؛ 3. سطح معنوی- عملی: جلوه ای از شکر عملی از طریق خدمت، اخوت و مجاهدت. در نهایت، نتیجه پژوهش نشان داد که اربعین در گفتمان رهبری، حرکتی هوشمندانه و تمدن ساز است که با پیوند عشق معنوی و بصیرت اجتماعی، زمینه ساز بیداری امت اسلامی و تقویت سرمایه مقاومت در برابر سلطه فرهنگی جهانی است.
۱۶۵۳.

نقش طرحواره های شناختی در تأویل مفاهیم قرآنی در روایات تفسیری شیعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
در فرایند تأویل مفاهیم قرآنی، ذهن مفسر صرفاً از روش های زبانی یا نقلی استفاده نمی کند، بلکه ساختارهای شناختی نیز در شکل گیری معنا نقش دارند. با این حال، در مطالعات تفسیری، کمتر به نقش این ساختارهای ذهنی، مانند طرحواره های شناختی، توجه شده است. مسأله اصلی این پژوهش آن است که چگونه طرحواره های شناختی بر تأویل مفاهیم انتزاعی قرآن در روایات تفسیری شیعه تأثیر می گذارند؟ این پژوهش نقش طرحواره های شناختی را در تأویل مفاهیم قرآنی در روایات تفسیری شیعه بررسی می کند. با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل محتوای روایات استخراج شده از منابع معتبر شیعی، مانند کافی، تفسیر قمی و تفسیر عیاشی، طرحواره های شناختی «نور»، «سفر»، «ظرف»، «نبرد» و «زایش» شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که این طرحواره ها مفاهیم انتزاعی قرآنی، مانند ولایت، هدایت و معرفت الهی، را ملموس می سازند، انسجام مفهومی تأویلات را در چارچوب الهیات شیعه تقویت می کنند و آن ها را با زمینه های فرهنگی و کلامی شیعه تعدیل می نمایند. تأویلات شیعی، با تأکید بر مرجعیت اهل بیت، از معنای ظاهری آیات متمایز شده و شبکه ای مفهومی منسجم ایجاد می کنند. این پژوهش با پیوند علوم شناختی و مطالعات اسلامی، چارچوبی نوین برای تحلیل فرآیندهای تفسیری ارائه می دهد و به درک عمیق تر نقش ذهن انسان در فهم متون دینی کمک می کند. دستاوردها این مطالعه شامل تقویت مطالعات میان رشته ای و ارائه ابزارهایی برای آموزش علوم دینی و گفت وگوی بین فرهنگی است.
۱۶۵۴.

سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقاء زیست پذیری در شهر طرقبه با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
زیست پذیری به عنوان مفهومی محوری در برنامه ریزی شهری مطرح است و با تمامی جنبه های ذهنی و عینی سکونتگاه های شهری سروکار دارد، به طوری که در تمام ابعاد شهری و فرآیندهای برنامه ریزی موردتوجه طراحان و برنامه ریزان قرارگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی و سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر چشم انداز آتی زیست پذیری شهر طرقبه می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و کاربردی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان، مسئولان اجرایی و اساتید دانشگاهی مرتبط با مدیریت و برنامه ریزی شهری، شهرسازی، جامعه شناسی و محیط زیست در سطح شهرستان و استان بوده است. برای سنجش و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آینده پژوهی شامل MICMAC و Scenario Wizard استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۲۵ وضعیت پیش بینی شده در محیط نرم افزار Scenario Wizard، ۱۲ وضعیت (۴۸ درصد) در شرایط بحرانی، ۸ وضعیت (۳۲ درصد) در شرایط مطلوب و ۵ وضعیت (۲۰ درصد) در شرایط ایستا قرار دارند که بر این اساس وضعیت بحرانی سهم بیشتری نسبت به وضعیت های مطلوب و ایستا دارد و احتمال وقوع رخدادهای منفی (بحرانی) بیشتر از رخدادهای مثبت (مطلوب) برآورد شده است.
۱۶۵۵.

نسبت سواد رسانه ای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه: نمونه موردی زنان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: تبدیل شدن به شهروند فعال، فرایندی پیچیده است که نیازمند برابری حقوقی گروه های اجتماعی یا حداقل احساس برابری با سایر شهروندان است. احساس برابری، انصاف، استقلال اقتصادی و رفع نیازهای اساسی، جوهره حقوق اجتماعی عادلانه را تشکیل می دهد و نگرش شهروندان به این حقوق، پایه عدالت اجتماعی است. رسانه ها به عنوان میانجی، نقش کلیدی در شکل دهی به این نگرش دارند و سواد رسانه ای، شامل مهارت های دسترسی، تجزیه وتحلیل، ارزیابی و مشارکت در محتوای رسانه ای، به عاملی تعیین کننده در این فرایند تبدیل شده است. در ایران، به ویژه در شهر مشهد با بافت فرهنگی-مذهبی خاص، نگرش زنان به حقوق اجتماعی عادلانه تحت تأثیر سواد رسانه ای و ارزش های مذهبی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سواد رسانه ای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه در میان زنان شهر مشهد انجام شد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل رابطه سواد رسانه ای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه (شامل استقلال اقتصادی، برابری، انصاف و رفع نیازهای اساسی) در میان زنان شهر مشهد است. اهداف فرعی شامل بررسی این رابطه در ابعاد مختلف حقوق اجتماعی عادلانه و تحلیل تفاوت های نگرش بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی (سن، تحصیلات، درآمد، شغل و وضعیت تأهل) است.   روش: این پژوهش از روش پیمایشی با رویکرد توصیفی-همبستگی استفاده کرده است. جامعه آماری شامل زنان ساکن شهر مشهد (بیش از 1.5 میلیون نفر بر اساس سرشماری 1395) بود. نمونه ای 350 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از 7 منطقه شهری (مناطق 1، 2، 5، 7، 9، 11 و 12) و 17 محله انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای با طیف لیکرت پنج گزینه ای بود که روایی محتوا و صوری آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.921 برای سواد رسانه ای و 0.935 برای نگرش به عدالت) تأیید شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند، شامل تحلیل توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، همبستگی پیرسون، آزمون تی، ANOVA و تحلیل مسیر. یافته ها: نتایج نشان داد که سواد رسانه ای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه رابطه مثبت و معناداری دارد (R² = 0.41). بعد رفتاری سواد رسانه ای (β = 0.40) بیشترین تأثیر را داشت، در حالی که مشارکت (β = 0.25)  کمترین اثر را نشان داد. همبستگی ها حاکی از ارتباط قوی بین بعد رفتاری و نگرش به عدالت (r = 0.70) بود. زنان جوان تر (18-35 سال) به دلیل تعامل با رسانه های دیجیتال، نگرش قوی تری به استقلال اقتصادی داشتند، در حالی که زنان بزرگسال (56-75 سال) به انصاف و رفع نیاز گرایش بیشتری نشان دادند. تحصیلات بالا و درآمد متوسط با نگرش به برابری مرتبط بودند و زنان متأهل نگرش قوی تری به انصاف و رفع نیاز داشتند. بافت فرهنگی-مذهبی مشهد، نگرش به انصاف و رفع نیاز را تقویت کرد.   نتیجه گیری: یافته ها با نظریه های رالز، فرکلاف، هال، بندورا و مید هم راستا بود و نشان داد سواد رسانه ای، به ویژه از طریق رفتار فعال و تحلیل انتقادی، نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه را در زنان مشهدی تقویت می کند. ارزش های مذهبی مشهد، انصاف و رفع نیاز را پررنگ تر کرده و تفاوت هایی با مطالعات غربی نشان داد که بر فردگرایی تمرکز دارند. مقایسه با مطالعات داخلی نیز تأثیر بافت مذهبی مشهد را تأیید کرد. این پژوهش پیشنهاد می دهد برنامه های آموزشی سواد رسانه ای با ارزش های محلی هم راستا شوند و قوانین اجتماعی برای حمایت از نگرش عدالت محور بازنگری شوند. این مطالعه با تلفیق نظریه های غربی و بومی، چارچوبی نوین برای تحلیل سواد رسانه ای در بستر فرهنگی-مذهبی ارائه داد و تأثیر ارزش های جمعی را بر نگرش به عدالت برجسته کرد. بررسی تفاوت های جمعیت شناختی در این بستر، به غنای ادبیات عدالت اجتماعی افزود. 
۱۶۵۶.

Between exploitation and resilience: Reconciling AI’s role in surveillance capitalism and disaster risk management

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
Background: This study explores the paradoxical role of artificial intelligence as both a tool of exploitation within surveillance capitalism and a force for resilience in disaster risk management, highlighting the ethical and governance challenges that arise at the intersection of these domains. Aims: This article aims to enable the ethical use of AI in DRM while insulating public systems from the structural harms of commercial data exploitation. Methodology: Drawing from a comparative qualitative analysis of 35 academic sources, the study investigates how BigTech corporations and data brokers leverage AI to commodify personal data, consolidate informational power, and erode democratic agency. Results: The present study critically examines the dual role of artificial intelligence in contemporary digital society, contrasting its exploitative deployment within surveillance capitalism with its constructive use in disaster risk management (DRM). Simultaneously, it highlights a parallel body of research showcasing AI’s capacity to enhance early warning systems, situational awareness, and post-disaster recovery, especially in resource-constrained and climate-vulnerable regions. Conclusion: To reconcile these conflicting trajectories, the article proposes the Public AI for Resilience (PAIR) framework—a governance model grounded in data sovereignty, public infrastructure, algorithmic explainability, and cross-sectoral collaboration. Ultimately, the article argues for a normative recalibration of AI governance that prioritizes equity, transparency, and collective resilience over market imperatives, demonstrating that AI’s public good potential can be realized without surrendering to surveillance-based capitalism.
۱۶۵۷.

بررسی رویکرد مذهبی ناصرالدین منشی کرمانی از منظرِ نثرِ «سِمط العُلی لِلحضره العلیا» و «نَسائم الاسحار مِن لَطائم الاخبار»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
«سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» دو اثرِ ارزشمند ناصرالدین منشی کرمانی، مورّخ، ادیب و رئیس دیوان رسائل کرمان همزمان با حکومتِ قراختاییان است. کتابِ نخست، از جمله منابعِ مهم تاریخِ محلی کرمان طی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و کتاب دوّم نیز اثری ذی قیمت در تاریخ وزراء است و هر دو به زبان فارسی نگاشته شده اند. البته یکی با نثری منشیانه و فنّی و دیگری با نثری روان و خالی از تصنّع، نگارش یافته اند. اگرچه تاکنون راجع به ویژگی های سبکی نثرِ این دو اثر، پژوهش هایی انجام شده است اما نوشتارِ حاضر با بهره گیری از روش مطالعات تاریخی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی به وجهی دیگر از نثر آثارِ مزبور پرداخته است. در همین راستا پرسش اصلی نوشتار حاضر عبارت از این است که از منظرِ نثرِ «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار»، ناصرالدین منشی کرمانی، چه رویکرد مذهبی داشته و آیا این رویکرد در ادبیاتِ نگارشِ وی مشهود است؟ یافته های پژوهش نشانگر آن است که بر اساسِ نثرِ «سِمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار مِن لطائم الاخبار» ناصرالدین منشی کرمانی در کنارِ ارائه ء دیدگاهی مثبت در بابِ خلفایِ راشدین و پرداختن به وصفِ و نعتِ آنان؛ از ائمه ء شیعه نیز به نیکی یاد کرده است و این امر تا حد زیادی رویکرد آزادمنشانه و به دور از تعصّب وی را نشان می دهد. به عبارت بهتر وی در معرفی اشخاص بیشتر از آنکه مذهبِ آنها را مدّنظر داشته باشد به عملکردشان نگاه کرده است.
۱۶۵۸.

مداخلات استعماری انگلیس در ساختار و عملکرد ادارات پست ایران مطالعه موردی اداره پُست آبادان و اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۹
با آغاز جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا به دستور فرماندهی نظامی خود اقدام به تأسیس و راه اندازی نُه دفتر پستی در آبادان، اهواز و دیگر نقاط جنوب ایران کرد. تداوم فعالیت این دفاتر پس از پایان جنگ نه تنها ناقض حاکمیت و استقلال ایران بود، بلکه دولت را از عواید قابل توجه پستی نیز محروم می ساخت. ازاین رو، دولت ایران از یک سو به عنوان دولتی مستقل که در پی مشارکت در کنگره جهانی پست بود و از سوی دیگر به منظور بهره برداری از درآمدهای پستی، مکاتبات رسمی با سفارت بریتانیا در تهران را آغاز کرد و خواستار انحلال دفاتر نُه گانه و واگذاری آن ها به دولت ایران شد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحقیق اسنادی تحلیلی و بر پایه اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه، در پی پاسخ به این پرسش است که دولت ایران در شرایط نابسامان سیاسی، اقتصادی و اداری ناشی از جنگ جهانی اول چگونه با دفاتر پست هند و انگلیس مواجه شد و برای پایان دادن به مداخلات و سلطه استعماری انگلستان، با اتکا به قانون انحصار پست چه اقداماتی انجام داد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مسئولان پستی و دولتمردان ایرانی، با وجود ضعف ساختار اداری و فشارهای خارجی، به ماهیت مداخله جویانه و سلطه طلبانه عملکرد دفاتر پستی بریتانیا آگاه بودند و از طریق پیگیری های اداری، حقوقی و دیپلماتیک در جهت حفظ منافع ملی و احقاق حقوق سیاسی و اقتصادی تضییع شده ایران تلاش کردند.
۱۶۵۹.

طراحی مدل انتخاب مدیران حرفه ای شایسته در صنعت بانکداری با رویکرد (ISM-ANP)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف در صنعت بانکداری، پیچیدگی محیط رقابتی و الزامات نظارتی، ضرورت انتخاب مدیران شایسته را بیش از پیش برجسته کرده است. ازاین رو طراحی یک مدل برای شناسایی و انتخاب مدیران شایسته با بهره گیری از رویکرد هیبریدی می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های مدیریتی در بانک ها کمک کند. هدف این پژوهش، ارائه مدلی جهت انتخاب مدیران حرفه ای شایسته در صنعت بانکداری می باشد. روش تحقیق: روش پژوهش حاضر آمیخته (کیفی- کمّی) می باشد. با استفاده از مرور ادبیات موضوع و مصاحبه به 25 نفر از خبرگان صنعت بانکداری با روش تحلیل تم به شناسایی ابعاد ومولفه های انتخاب مدیران حرفه ای شایسته پرداخته شد. برای سطح بندی این ابعاد نیز از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از سطح بندی و طراحی مدل انتخاب مدیران نشان داد که در پایین ترین سطح مدل (سطح سه)، بُعد شایستگی های حکمرانی سازمانی و انضباط سازمانی، قرار گرفته است که همانند سنگ زیربنای مدل عمل می کند و برای انتخاب مدیران حرفه ای شایسته در صنعت بانکداری می بایست از این عامل شروع کرد. در سطح دوم، ابعاد شایستگی های رهبری و مدیریتی و شایستگی های حرفه ای و تخصصی و بانکی قرار دارد که دارای ارتباط متقابل و از عامل شایستگی های حکمرانی سازمانی و انضباط سازمانی سطح سوم تاثیر می پذیرد. در نهایت ابعاد شایستگی های فردی، شایستگی های ارتباطی و اجتماعی و شایستگی های راهبردی و نوآوری در سطح اول قرار گرفته که دو عامل قبلی در سطح دوم بر این ابعاد در سطح اول تاثیرگذار می باشد. نتیجه گیری: برای انتخاب مدیران حرفه ای شایسته باید از بعد شایستگی های فردی و نیز ابعاد شایستگی های رهبری و مدیریتی، شایستگی های حرفه ای و تخصصی و بانکی؛ شایستگی های ارتباطی و اجتماعی؛ شایستگی های راهبردی و نوآوری و شایستگی های حکمرانی سازمانی و انضباط سازمانی را مد نظر قرار داد.
۱۶۶۰.

طراحی مدل چند سطحی توسعه منابع انسانی با رویکرد خلاقیت سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: توسعه منابع انسانی با رویکرد خلاقیت سازمانی را نه به عنوان یک پدیده فردی، بلکه به مثابه نظامی یکپارچه از تعامل انسان، شغل و سازمان باید نگریست، نظامی که منجر به خلق ارزش پایدار و مزیت رقابتی در محیط های پیچیده امروز می شود. هدف این پژوهش طراحی مدل چند سطحی توسعه منابع انسانی با رویکرد خلاقیت سازمانی می باشد. روش تحقیق: در این پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده شد. ابعاد و مؤلفه های اصلی به روش فراترکیب از عمق ادبیات تحقیق و مبانی نظری و سپس به کمک تکنیک دلفی و با استفاده از دیدگاه خبرگان، مولفه های مورد اجماع شناسایی گردید. در بخش کمی، برای اعتبار سنجی مدل از مدلسازی معادلات ساختاری و از تکنیک های تحلیل عاملی تاییدی، آزمون های ناپارامتریک و نرم افزار Smart pls3 استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج تحقیق، بعد فردی شامل پنج مولفه (رفتارهای خلاقانه، تعامل و ارتباطات، ریسک پذیری، آینده نگری و یادگیری فردی)، بعد شغلی شامل سه مولفه (ماهیت خلاقانه شغل، امنیت شغلی و غنی سازی شغلی) بعد نهادی شامل شش مولفه (فرهنگ سازمانی باز و خلاقیت محور، رهبری الهام بخش و خلاقیت محور، سیستم های انگیزاننده خلاقیت، فرایندهای سازمانی خلاقیت محور، مقررات زدایی و یادگیری سازمانی) بودند که از اعتبار لازم برخوردار بودند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند برای توسعه منابع انسانی با رویکرد خلاقیت سازمانی درسازمان ها مفید باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان