در این بخش ، گزارش همایش ملی معرفی کارگران نمونه ، پیام وزرای کار و امور اجتماعی ، صنایع ، تعاون ، و رفاه و تامین اجتماعی ، اولین نشست علمی پژوهشگران موسسه کار و تامین اجتماعی و گزارش سفر مدیرکل سازمان بین الملی کار به ایران به تفصیل آمده است .
"برای پژوهش درباره اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر بهبود کارکرد و پیش رفت تحصیلی دانش جویان، 66 آزمودنی به شکل تصادفی انتخاب و به همین شکل در سه گروه 22 نفره شبیه سازی ذهنی فرآیندی، شبیه سازی ذهنی فرآورده ای، و گروه کنترل جای گزین شدند. برای ارزش یابی پیش رفت تحصیلی، دو آزمون از محتوای کتاب با ارزش و حجم یک سان برای آزمون میان ترم و پایان ترم در نظر گرفته شد. تمامی دانش جویان پیش از آزمون میان ترم به آزمون کارکرد تحصیلی (EPT) پاسخ دادند. هفت روز پیش از آزمون پایان ترم آموزش های مربوط به شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای به گروه های مربوطه ارایه شد و آزمودنی ها در آزمون پایان ترم شرکت کردند. پیش از آزمون پایان ترم آزمودنی ها دوباره به آزمون کارکرد تحصیلی (EPT) پاسخ دادند.
یافته ها نشان داد آزمودنی هایی که در آموزش های شبیه سازی ذهنی شرکت کرده بودند کارکرد و پیش رفت تحصیلی بالاتری از گروه کنترل داشتند. هم چنین، شبیه سازی ذهنی فرآیندی در بهبود کارکرد تحصیلی اثربخشی بالاتری از شبیه سازی ذهنی فرآورده ای داشته است. این تاثیرها با افزایش خودکارآمدی تحصیلی و ایجاد انگیزش در اثر شبیه سازی ذهنی پدید آمده است.
"
"
سازهها و مقیاسهای متعدد در خصوص فرایندهای خودشناسی، به عنوان تسهیلگر و اصلاحکننده فرایندهای خود نظمدهی، از درجات انسجام و انتزاع متفاوتی برخوردارند. هوش هیجانی و ناگویی خُلقی را میتوان به ترتیب به منزلة سازههای خودشناختی جزیینگر در زمینه وجود و فقدان خودآگاهی هیجانی توصیف کرد. دو مـؤلفه تجربهای و تأملی خودشناسی سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی در زمینه شناخت خود کلی نگرتر و منسجمتر هستند، پس باید با همه ابعاد نظامهای پردازش خبر عقلانی و تجربهای ارتباط مثبت داشته باشند. یافتههای پژوهش، در هر دو جامعه ایران و امریکا، نشان دادند دو وجه خودشناسی با همه مـؤلفههای سیستمهای پردازش خبر تجربهای و عقلانی به صورت مثبت مرتبط بودند، اما مـؤلفههای سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی چنین ارتباط جامعی را نشان ندادند. افزون بر این، دو وجه خودشناسی در هر دو جامعه ایران و آمریکا توانستند متغیرهای سلامت روانی را در فراسوی نظامهای پردازش خبر عقلانی وتجربهای پیشبینی کنند. یافتههای پژوهش بر مبنای ماهیت در هم تنیده، پویشی، انسجامی و زمانمند فرایندهای خودشناختی، بر ضرورت طراحی مقیاسهای کارآمدتر و لزوم ارزیابی گستردهتر تفاوتها و شباهتهای بین فرهنگی در قلمرو خودشناسی صحه گذاشتند.
"
نظم عمومی یکی از مفاهیم کاربردی و در عین حال مبهم حقوق است.این مفهوم علاوه بر نقش محدود کننده ای که در عرصه داخلی دارد در عرصه بین المللی مانع اعمال قوانین و اجرای آرای مخالف نظم عمومی کشور میزبان می شود هر چند در عرصه بین المللی نظم عمومی معنایی مضیق تر دارد.امروزه نظم عمومی علاوه بر مراجع قضایی از سوی مراجع شبه قضایی(داوری) البته با تفاوت هایی اعمال می شود.
تفکر کلاسیک قدیمی ترین آموزه در حوزه اندیشه های جزایی به حساب می آید.این تفکر که مبتنی بر فرض آزادی اراده انسان و مسئولیت اخلاقی او بود رویکردی فلسفی و اخلاقی تلقی می شد.امروز پس از گذشت حدود دو و نیم قرن که از انتشار کتاب بکاریا می گذرد شاهد رونق دوباره افکار و اندیشه کلاسکی در حوزه کشورهای غربی به ویژه آمریکای شمالی هستیم.این مکتب جدید که خود را نئوکلاسیک نوین با نئو کلاسیسیم باز اندیشده می نامد پس از یک دوره طولانی بی اعتنایی حقوق جزایی به فلسفه و مفاهیم اخلاقی تلاش می کند تا با تکیه بر مفاهیم اخلاقی و فلسفی به مسئله بزهکاری پاسخ دهد.در دیدگاه مکتب نئوکلاسیک نوین سزادهی مناسب ترین و بهترین مبنای توجیه کننده مجازات است که با نفی اهداف اصلاحی مجازات و قبول مجازات های استحقاقی سیاست سخت گیری نسبت به جرم را اعمال می نماید.در این مقاله تلاش شده است تا پس از معرفی کوتاه نئوکلاسیسیم نوین و اشاره به بعضی مبانی نظری و اصول راهبردی در سیاست گذاری های مورد قبول این مکتب گرایش جدیدتری که در متن عدالت استحقاقی تحت عنوان محدود سازی سزادهی پدیدآمده است مورد مطالعه قرار گرفته و از آنجا که وجود مشترکات سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی عمده کشورهای غربی را به هم پیوند می دهد امکان توسعه جغرافیایی این ایده جدید در حوزه کشورهای غربی را بررسی نموده و همچنین در نگاهی تطبیقی بعضی مشترکات نئوکلاسیسیم نوین و حقوق اسلام را بررسی نماییم.
با به کار گیری منابع گوناگون در واحدهای تصمیم گیری مشابه، ستاده های مختلفی تولید می شوند و اندازه گیری کارآیی در این گونه واحدها مستلزم ایجاد رابطه ای مناسب بین کلیه ورودیهای موثر و قابل توجه و خروجیها و محصولات واحدهاست. یکی از روشهای مناسب درتعیین بهره وری و کارآیی روش تابع تولید است. برای تخمین تابع تولید از دو رویکرد پارامتری و ناپارامتری استفاده می شود. در این رویکردها و نیز روشهای اندازه گیری کارآیی توجه به عوامل نهاده ای و ستاده ای موثر و متناسب اهمیت ویژه ای دارد. در این مقاله پس از مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه تعیین کارآیی شرکتهای توزیع برق در جهان و نگاهی به عوامل نهاده ای و ستاده ای در این مطالعات، روشی برای تعیین عوامل نهاده ای و ستاده ای موثر و متناسب در کارآیی شرکتهای توزیع برق در ایران ارائه شده و عوامل مهم تعیین گردیده است. پس از آن، به تعیین روابط مناسب بین نهاده ها و ستاده ها در شرکتهای توزیع برق در ایران پرداخته شده است.
از آغاز روند صنعتی شدن، تهران همواره با دارا بودن تقریبی یک / دوم صنایع، مهمترین قطب صنعتی کشور بوده است و اگر چه اتخاذ خط مشیهای تمرکززدایی صنعتی از سال 1346 به بعد و قانون ممنوعیت احداث صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران در یک دوره زمانی موجبات کاهش تدریجی استقرار صنایع در تهران را فراهم آورد، اما در عوض به انتقال تمرکز صنعتی به نواحی اطراف و ظهور محورهای صنعتی پیرامونی در امتداد جادههای ارتباطی و اصلی و در اتصال به تهران انجامیده است. شکلگیری خودجوش و کنترل نشدة این کریدورهای صنعتی نمایانگر عدم توقف گسترش فضایی قطب صنعتی تهران و وسیعتر شدن فضای قطبش میباشد. در میان این محورها، محور صنعتی غرب تهران به طول تقریبی بیش از 140 کیلومتر که از میان شهرستانهای کرج و هشتگرد عبور میکند و به قزوین میپیوندد، طولانیترین و متراکمترین محور از نظر استقرار صنایع و کانونهای جمعیتی میباشد. در این پژوهش با استفاده از روشهای کتابخانهای و میدانی، علل و چگونگی روند تکوین محور صنعتی غرب تهران در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در هر دو مرحله سیاستهای کنترلی اتخاذ شده از سوی دولت در مقابله با تمرکز صنعتی و ممانعت از گسترش واحدهای صنعتی در محور مزبور کارآمد نبوده است.