مسئولیت دولت در برابر اقدامات گروه ها و افراد عادی با تصویب طرح مسئولیت بین المللی دولت در سال 2001 توسط کمیسیون حقوق بین الملل در یک مسیر نسبتاً روشنی قرار گرفت اما این مسیر همچنان با دو مسئله عمده مواجه است: مسئله اول آنکه آیا معیار انتساب عمل به دولت با رویکرد کنترل کلی باید مشخص شود و یا کنترل مؤثر، و دوم، آیا دایره اجرایی طرح مسئولیت، شامل قواعد آمره نیز می گردد؟ به طور ویژه چنانچه بازیگران غیر دولتی مرتکب نقض قواعد حقوق بشری شدند، این سؤال مطرح است که در چه صورت اقدام آنها به دولت منسوب است؟ نوشتار حاضر درصدد آن است که با توجه به طرح مسئولیت بین المللی دولت ها به دو سئوال پاسخ دهد: الف: آیا قواعد حقوق بشری در زمره قواعد آمره می باشد یا خیر؟ ب: در صورت مثبت بودن سؤال اول چنانچه فردی یا گروهی مرتکب نقض این قواعد شدند شرایط کلی حاکم برای تحقق مسئولیت دولت در رابطه با اقدامات این گروه ها و افراد کدام است؟
می توان تقریبا معادل واژه مجاز دانست و از دیدگاه بلاغت در هر دو زبان نوعی تغییر تلقی می شود، اما به طور کلی نگرش به این دو موضوع متفاوت است. برای مثال، مجاز در بلاغت فارسی بر اساس علاقه های متفاوت تقسیم بندی می شود، اما این دسته بندی را در بلاغت انگلیسی نمی توان یافت و اساسا آنچه در بلاغت فارسی قرینه و علاقه نام دارد، در بلاغت انگلیسی بجز نشانه هایی کلی اثری از آن دیده نمی شود. در تشبیه و simile وجوه اشتراک بیشتری دیده می شود و تعریف هر دو در هر دو زبان یکسان است. اما دسته بندی های متفاوت تشبیه را در simile نمی توان یافت. اگر چه برخی از این تقسیم بندیها را می توان معادل همدیگر قرار داد؛ مثلا می توان گفت submerged simile که به تشبیه نهفته ترجمه کرده اند، با تشبیه مضمر فارسی نزدیک است. استعاره و metaphor نسبت به سایر صور خیال وجوه اشتراک بیشتری دارد؛ اگرچه تفاوتهایی نیز در آنها دیده می شود که مهمترین آنها را می توان نوع تقسیم بندی آنها دانست. از میان چهار موضوع فن بیان، کنایه و irony تفاوتهای بسیاری دارد. آیرونی بیشتر به قصد تعریض، تمسخر، طنز و انتقاد به کار می رود و اغلب در ساختار یک نمایشنامه، داستان یا حتی سراسر یک کتاب جاری است، اما کنایه را صرفا با مقاصد مذکور در آیرونی به کار نمی برند، بلکه اغلب برای بیان آشکارتر مفاهیم کاربرد دارد. همچنین کنایه اغلب در کلمات و عبارات خلاصه می شود، در حالی که آیرونی در داستانهای بلند
استبداد ستیزی و شوریدن بر خودکامگان تاریخی همچون سلطان و شاه، کارگزاران و عاملان، و وزیران و وابستگان آنها که به مدد زور و تزویر، غاصبانه بر مردم مظلوم فرمانروایی می کرده و موجب استضعاف توده های مردم و ستمکاری های فراون شده اند، از مضامین ارزنده شعر فارسی است. سنایی نیز این مضمون را یکی از محورهای عمده شعر خود قرار داده و نگرش ها و نظرات خود را در مورد شاهان و وزیرانی که به عنوان رجال سیاسی و تکیه دهندگان بر مسند قدرت مطرح بوده اند بیان کرده است. این نوشته به بررسی دیدگاههای او می پردازد.
سعدی در سخن ، داستان پردازی و اندیشه، ذهنی قرینه ساز و قرینه پرداز دارد و همین موضوع باعث می شود کلام او شفاف، منطقی، مستدل و دلنشین گردد. این مقاله می کوشد ابعاد موضوع را در گلستان سعدی بررسی نماید. تقارنهای مورد بررسی ما شامل تقارن در نام بابها، ساخت حکایتها، تقارنهای معنوی و لفظی، تقارن در شخصیت پردازی، آرایه های متقارن چون عکس، تضاد، قلب تشبیه می گردد. بر اساس یافته های این تحقیق سعدی از انواع تقارنهای لفظی و معنوی در سطوح زبانی، مضمونی، داستانی و سبکی خود بهره می گیرد؛ بی آن که این تقارنها به تکلف انجامد. توجه سعدی به سجع پردازی و آهنگ کلام نیز بی ارتباط با ذهن قرینه ساز و قرینه پرداز وی نیست. این تناسب سازی ها و تقارن اندیشی های سعدی سخن او را شفاف، منطقی و آموزشی می سازد. سعی شده است به شکل کمی و با ارایه مثالهای فراوان، موضوع تبیین و تشریح گردد. گفتنی است جز اشاراتی پراکنده تاکنون موضوع به طور منسجم و یکجا بررسی نشده است و جا دارد در باب قرینه سازی و قرینه پردازی به عنوان یکی از شاخصهای سبکی در آثار سعدی بیشتر تحقیق شود
جمله خبری و وجه تمایز آن با انواع دیگر جمله (انشا) از مباحث اصلی علم معانی است که نه تنها در این علم، بلکه در دانشهای گوناگون مرتبط با زبان، همانند فلسفه، منطق، زبانشناسی، معنی شناسی و حتی علوم ارتباطات و گفتمان شناسی نیز مورد بررسی و دقت نظر قرار گرفته است. به طور کلی، جمله خبری جمله ای در نظر گرفته شده که قابل صدق و کذب باشد و در اکثر علوم مذکور معیارها و ملاکهایی نیز برای سنجش صدق یا کذب آن ارایه شده است. هدف اصلی از این پژوهش، دست یافتن به پاسخی برای این سوال است که آیا امکان بررسی صدق و کذب در همه فرآیندهای زبانی وجود دارد یا خیر؟ و اگر پاسخ منفی باشد، چگونه می توان برای جمله های خبری در ادبیات- که منطق ویژه ای بر آن حاکم است - تعریفی براین مبنا در نظر گرفت؟ نویسنده براین باور است که نه تنها در ادبیات، بلکه در زبان ارتباطی نیز امکان بررسی صدق و کذب در همه فرآیندها وجود ندارد. بنابراین، لازم است چنین تعریفی بازنگری شده، معیارهای دیگری جهت تمایز این نوع جمله با انواع دیگر در نظر گرفته شود.
دولت الکترونیکی عبارتست از استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارائه خدمات دولتی به شهروندان، کسب و کارها، کارمندان دولت و سایر نهادهای دولتی. دولت الکترونیکی یک تغییر بزرگ است که برای اجرای صحیح آن نیاز به یک دید جامع است. در طراحی یا استخدام دولت الکترونیکی، آنچه قبل از هر چیز باید مورد بررسی قرار گیرد، شناسایی وضعیت فعلی دولت الکترونیکی است. سپس با توجه به شناسایی وضعیت کنونی میتوان برنامهای بمنظور رسیدن به وضعیت مطلوب طراحی نمود. در این مقاله، مدلی تحت عنوان مدل بلوغ دولت الکترونیکی وزارت بازرگانی (eGMMIMC) معرفی شده است که با دید استقرایی ابتدا تمامی سازمانها یا معاونتهای تابعه یک وزارتخانه را مورد بررسی قرار داده و سپس از جمع بستن بلوغ دولت الکترونیکی در این واحدهای تابعه، بلوغ وزارتخانه را استخراج میکند. در ادامه بر مبنای این مدل، بلوغ دولت الکترونیکی در وزارت بازرگانی ایران با استفاده از یک سیسم فازی اندازهگیری شده است. طبق نتایج بدست آمده بلوغ دولت الکترونیکی در وزارت بازرگانی در مراحل نخستین خود (مرحله دوم با عنوان آمادهسازی) میباشد.