موضوع ارتباط بین معنای کلمه و معنای اختصاصی یا موقعیتی آن از مهمترین و غامض ترین مسائل مورد بحث در عرصه های جدید زبانشناسی، یعنی معناشناسی است. در بیان و توصیف هر مدل زبانی که بیانگر توصیف این دو موضوع است، می بایست نحوه و چگونگی ارتباط معنای عام و ویژه متنی یا موقعیتی را تبیین نمود. موضوع ارتباط بین معنا و مفهوم بطور مستقیم مرتبط است با تفسیر محتوی گفتار. امروزه زبانشناسان در حیطه معناشناسی به این باور رسیده اند، تعیین مفهوم یک ترکیب که دارای بیش از یک کلمه باشد کار ساده ای نیست. در این مقاله سعی شده است با استفاده از ارائه الگوریتمی مناسب برای معنای اصلی و فرعی کلمات، چگونگی ایجاد معنا در ترکیب کلمات و ایجاد معناهای متنی و بینامتنی تشریح گردد. همچنین اهمیت شناخت و پس زمینه مخاطبین و برداشت های شخصی و متفاوت ایشان در این مقاله توصیف شده است.
فعل زبان روسی، گونه ای از کلام است، که ویژگی های دستوری متعددی را بیان می کند، و به لحاظ این ویژگی های دستوری- نحوی و چگونگی بیان شخص، آن را به گروه افعال شخص دار و افعال بدون شخص دسته بندی می کنند. تفاوت این دو گروه فعلی، در بیان یا عدم بیان ویژگی های دستوری شخص است. هدف از این پژوهش، بررسی ابزار بیان مقوله شخص در گزاره های فعلی جملات روسی است. معنی دستوری شخص را گاهی وندهای فعلی بیان می کنند، که در این صورت، ابزار بیان معنی شخص دستوری است، و زمانی عناصر دیگر جمله، یعنی ضمایر شخصی، یا اسامی، این معنی را به فعل می دهند، که آن را ابزار لغوی می نامیم. در زبان روسی ابزار لغوی در بیان این معنی نقش بسیار مهمی دارند، زیرا در برخی شرایط، مثلاً نبودن فاعل ظاهری در جمله وندهای (شناسه های) فعلی، معنی واقعی شخص را نشان نمی دهند و در معنای مجازی به کار می روند.
پروپ در کتاب ریخت شناسی قصه های پریان کوشید تعریف روشنی از روایت ارائه دهد. به همین منظور پروپ سعی کرد رخدادهای اساسی هر روایت را بیابد و آنگاه از آنها فهرستی تهیه کند. وانگهی، وی این رخدادهای پایه را کارکرد نامید. در حقیقت، او براین اعتقاد است که قصه های مورد مطالعه او علی رغم شـــکل متفاوتشان دارای ساختار مشترکی اند. از نظر او کارکرد ساده ترین و کوچکترین واحد روایتی است. به عبارتی دیگر کارکردها سلسله ای از کنش های شخصیت های داستان و قصه اند که از کل آنها قسمت های متفاوت قصه تشکیل می شود. در این مقاله سعی می شود به عنصر طرح یا پیرنگ در «حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی پرداخته شود، تا بدین وسیله نگارندگان مقاله بتوانند برای پرسش زیر پاسخ مناسبی پیدا کنند: چرا راوی در «حسنک وزیر» برای روایت داستانش از چندین راوی استفاده کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش، نگارندگان کار خود را با این فرض آغاز خواهند کرد: راوی از چندین راوی سود جسته است تا بتواند واقعیت پذیری این اثر ادبی را بیشتر کند (زیرا زبان مورد استفاده در این روایت، بیشتر زبانی ارجاعی است تا عاطفی، به همین خاطر، این روایت بیشتر میل به مصداق نشانه ها دارد، تا به خود زبان).