هرچند خواجه حافظ در کاربرد اغلب صناعات ادبی استاد مسلم است، ولی بالاترین هنر و ویژگی شعری او در ایهام تجلی می کند و دامنة این صنعت معنوی در اشعارش ـ بخصوص با ظهور دو نوع ایهام نویافته ـ آن چنان گستردگی می یابد که از مرزبندی کتاب های کلاسیک بدیع تعلیمی فراتر می رود و «گلستان خیال» او را هر چه «پرنقش و نگار»تر جلوه می دهد. از آن جا که در کتاب های علم بدیع، سخنی از آن دو ایهام ـ که شرحش خواهد آمد ـ بمیان نیامده است. سعی بر آن شد که در این مقال، ضمن نگرشی بر انواع ایهام در شعر حافظ، دو نوع نویافته، با ذکر شواهدی بیان و معرفی شود.
از کمال الدین ملّا عبدالرزاق اسحاق کاشی (کاشانی) در مدرسة عالی سپه سالار (شهید مطهری) یک نسخه خطی در 505 صفحه موجود است که مجموعه ای است از رسایل او در باب حکمت، عرفان، مظاهر وجود حضرت باری، علم استدلالی و علم شهودی.
از صفحة 100 تا 126 این رساله اختصاص دارد به رسالة عرفانی و کلامی ملّا عبدالرزاق کاشی (در گذشته 730 هـ.ق) در باب مباحث مذکور.
به دلیل اهمیّت موضوع و شخصیّت مؤلف، لازم آمد به تصحیح این نسخه اقدام شود.
در این ره گذر چه بسا نکته هایی یافت شود که در نقد و تحلیل صاحب نظران مفید افتد.
اکراه یکی از مفاهیم اساسی در حقوق تعهدات است که در سخن از عیوب رضا مطرح می گردد. اکراه اقتصادی نوعی از اکراه است که از طریق تهدید به یک صدمه مالی صورت می گیرد. اصطلاح «اکراه اقتصادی» مولود حقوق کامن لا است؛ زیرا در این نظام حقوقی، اکراه محدود به تهدید فیزیکی است و لذا دادگاههای انگلستان برای اصلاح این مفهوم، نظریه اکراه اقتصادی را ابداع نموده اند.
در فقه امامیه و حقوق مدنی ایران، در تعریف اکراه، تهدید به مال نیز به عنوان نوعی از اکراه پذیرفته شده است و لذا در این دو نظام می توان اکراه به مال را معادل اکراه اقتصادی دانست. از دیدگاه حضرت امام خمینی اکراه فقدان رضای معاملی است. رضای معاملی مفهومی است که در مقابل ابا و امتناع قرار می گیرد و غیر از طیب نفس و رضایت خاطر است. بنابر دیدگاه حضرت امام ملاک ایجاد اکراه این است که تهدید موجب ایجاد عدم امنیت برای مکرَه شود و احتمال عقلایی مبنی بر وقوع آن وجود داشته باشد. این تهدید حتی می تواند ناظر به جلوگیری از حصول منفعتی باشد که عادتاً ایجاد می شود.
طرح مساله صادر نخستین در فلسفه و عرفان، باعث تضارب آرای متوغلان در هر یک از این علوم، و همچنین این علوم با یکدیگر شده است. اختلاف آرا زمانی شدیدتر می شود که عارفان متفلسف و متفلسفان عارف به جمع رای فلاسفه و عرفا می پردازند.
در این مقاله، رای حضرت امام خمینی(س) در مورد صادر نخست در چهار محور پیگیری می شود: 1) قاعده الواحد لایصدر عنه إلا الواحد؛ 2) نظر فلاسفه در مورد صادر نخست؛ 3) نظر عارفان در مورد آن؛ 4) حکومت بین آرای دو فرقه. سپس نتیجه گیری خواهد شد که حضرت امام در یک مورد، جمع آرای فلاسفه و حکما را می پذیرند؛ اما در مورد دیگر، در حالی که نظر دو فرقه را مخالف با یکدیگر نمی دانند، اظهارنظر می کنند که طرح این بحث در دو علم دو شان و مقام متفاوت دارد که نباید آنها را با یکدیگر خلط کرد.
اهمیت و جایگاه تحقیقات و نقش بنیادی آنها در رشد و توسعه کشور، امری حیاتی است. از این رو، شناخت موانع انجام تحقیقات و مرتفع کردن آنها به منظور ارتقای سطح کمی و کیفی پژوهش در کشورمان، ضرورت دو چندان دارد. هدف، مطالعه حاضر درصدد است موانع و مشکلات انجام پژوهش در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور را از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد شناسایی و استخراج کند. روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای- میدانی بوده است. لذا، نخست با بررسی چارچوب نظری تحقیق و به کارگیری نظرات خبرگان و کارشناسان با استفاده از تحلیل عاملی، 42 مانع، شناسایی و در هفت دسته کلی طبقه بندی شد. در نهایت، این موانع و مؤلفه های مربوط، با استفاده از تکنیک TOPSISفازی مورد رتبه بندی قرار گرفت.یافته: نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که موانع استخراج شده، 78% واریانس کل موانع انجام پژوهش را توضیح داده و از این میان، موانع «مربوط به نظام و ساختار آموزشی» بیشترین تاثیر را بر ناکارایی پژوهشی در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور از خود به جا گذاشته است. در پایان، پیشنهادهایی جهت بهبود امر تحقیق و پژوهش به دست اندرکاران و مسئولان دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور ارائه شده است.
این پژوهش با هدف تبیین تاثیر مانع زدایی نهضت تولید علم به عنوان راهکار بنیادی در نوآوری فعالیتهای پژوهشی دانشگاهی،با روش تحلیل اسنادی به یافته های ذیل رسیده است:
1. نهضت تولید علم، فرایندی خاص است که با تغییر عالمانه نظام آموزشى و پژوهشى مجامع حوزوى و دانشگاهى، ویژگى مصرف کنندگى آنها را به تولید علم و نظریه پردازى تبدیل می کند.
2. عمده ترین پیش بایستهای نهضت تولید علم: سیاستگذاری و ابلاغ ساز و کارهای لازم برای احیا و تقویت منزلت دانشمندان و محققان، ارائه ساز و کارهای کنترلی برای تعدیل و تطبیق پرورش نیروهای متخصص، اصلاح ساختار نظام آموزش و پژوهش، تاسیس مؤسسات علمی و پژوهشی، تقویت منابع مالی در زمینه تحقیقات و ... .
3. عمده ترین راهبردهای نهضت تولید علم در دانشگاهها: هدفمند کردن تحقیقات دانشگاهی بر حسب نیازهای جامعه، کاهش و حذف چالشهای پیش روی محققان، ایجاد محیط نوآوری جهانی و بستر اجتماعی و فرهنگی مناسب.
4. عمده ترین تاثیر راهبردهای فوق در بروز شکوفایی و نوآوری در فعالیتهای پژوهشی: ارتقای دانش و تکنولوژی در دانشگاهها، آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر و مبتکر، انجام پژوهش جهت توسعه مرزهای دانش و تکنولوژی و به طور کلی رفع موانع نهضت تولید علم که می تواند به پژوهش دانشگاهی متناسب با نیازهای کشور منجر شود.
هدف این پژوهش تحلیل روابط بین جو سازمانی و کارآفرینی سازمانی حوزه مدیریتی دانشکده های تربیت بدنی کشور و تعیین مدل رگرسیونی متناسب با آن می باشد.
برای دستیابی به اهداف پژوهش از دو پرسشنامه جو سازمانی سوسمن و سام دیپ و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی مارگریت هیل که توسط محقق مورد بازنگری قرار گرفت، استفاده گردید. پرسشنامه ویژگی های فردی نیز با توجه به اهداف تحقیق ساخته شد. روایی محتوایی آنها توسط متخصصین و پایایی سئوالات نیز از طریق آلفای کرانباخ در یک مطالعه مقدماتی به دست آمد. به منظور نمونه گیری درحوزه مدیریتی، تمام مدیران و سرپرستان اداره های 11 دانشکده (87 n=) به عنوان نمونه انتخاب شدند و در حوزه هیات علمی نیز در هر دانشکده به صورت تصادفی و با تخصیص متناسب تعداد 101 نفر تعیین و در تحقیق شرکت داده شدند. در مجموع نرخ برگشتی پرسشنامه ها برابر با 71/89% بود. داده های گردآوری شده از طریق آزمون های ضرایب همبستگی، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، تعقیبی توکی و آزمون فرض نرمال بودن (کولوموگروف- اسمیرنف) و آنالیز رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج نشان داد میانگین جو سازمانی در دانشکده های تربیت بدنی کشور برابر با 30/61 با 42/14SD= و میانگین کارآفرینی سازمانی نیز برابر با 09/195 و 63/27SD= بود. بین جو سازمانی دانشکده های تربیت بدنی کشور اختلاف معنی دار مشاهده شد (001/0p<). بین میزان کارآفرینی سازمانی و جو سازمانی حوزه مدیریتی دانشکده های تربیت بدنی کشور ارتباط خطی مثبت و معنی داری یافت شد(001/0،p<750/0r=). بین ابعاد مختلف جوسازمانی و میزان کارآفرینی سازمانی ارتباط مثبت و معنی داری در سطح (001/0p<) مشاهده شد.
در مجموع، امتیازات کسب شده دال بر نا مساعد بودن جو سازمانی و پایین بودن میزان کارآفرینی سازمانی در دانشکده های تربیت بدنی کشور و وضعیت نامطلوب و نابسامان مقولههای فوق در آنها دارد. همچنین نتایج نشان داد جو سازمانی به عنوان یک پیش بینی کننده معتبر با ضریب تعیین 562/0 R2=برای کارآفرینی سازمانی بوده و بر اساس آن مدل پیش بینی تدوین گردید.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ابعاد رفتار رهبری مربیان و میزان انسجام گروهی تیم ها و نیز بررسی میزان تاثیر انسجام بر عملکرد و موفقیت پایانی تیم های حاضر در مسابقات لیگ برتر فوتبال نوجوانان کشور در سال 1385 انجام شده است.
نمونه آماری این پژوهش را 120 نفر از ورزشکاران شرکت کننده در این مسابقات تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه رهبری در ورزش (LSS) چلادورای و ساله (1980) و پرسش نامه محیط گروهی (GEQ) ویدمیر، براولی و کارون (1987) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس. پی. اس. اس استفاده شد؛ بدین ترتیب که برای بررسی رابطه بین ابعاد رفتار رهبری و انسجام گروهی، از ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی میزان تفاوت بین انسجام گروهی در تیم های موفق و سایر تیم ها از آزمون «تی» دوگروه مستقل استفاده شد.
نتایج نشان می دهد از دیدگاه بازیکنان، مربیان از رفتار بازخورد مثبت و رفتار آموزشی بیشتر و از رفتار مستبدانه کمتر استفاده کرده اند. بین انسجام گروهی بازیکنان و رفتارهای رهبری بازخورد مثبت، آموزشی، حمایت اجتماعی مربیان ارتباط مثبت و معنی داری مشاهده شد، بین رفتارهای رهبری مستبدانه و دموکراتیک مربیان و انسجام گروهی بازیکنان ارتباط منفی و معنی داری مشاهده شد، همچنین مشخص شد تیم هایی که انسجام گروهی بیشتری دارند، میزان موفقیت آنها نیز بیشتر است.
انسجام گروهی تیم ها با شیوه رفتار رهبری مربیان ارتباط معنی داری دارد، همچنین عملکرد و موفقیت تیم با میزان انسجام گروهی آن مرتبط است.
هدف: زنان از دیرباز با مسائل و مشکلات اجتماعی زیادی مواجه بوده اند که ازجمله می توان به فقدان فرصت و امکان برای انجام فعالیت ورزشی یا ممنوعیت پرداختن به آن در تاریخی نه چندان دور، باورهای نادرست فرهنگی در جامعه، تبعیض رسانه ها در خصوص پوشش خبری ورزش زنان، عدم تمایل حامیان مالی از ورزش زنان و غیره اشاره کرد، البته در مقایسه با گذشته، ورزش زنان پیشرفت های خوبی داشته است؛ تصویب قانون عدم تبعیض بین زن و مرد در برنامه های آموزشی در آمریکا به عنوان یک سرآغاز، افزایش تعداد زنان تصمیم گیرنده در سازمان های ورزشی کشورهای مختلف، افزایش بودجه های مربوط به ورزش زنان و برتری زنان در بعضی از رشته های ورزشی از جمله شواهدی هستند که برای این ادعا وجود دارد. با توجه به اهمیت ورزش زنان کشور از جنبه های مختلف جسمانی، روحی، اجتماعی و سیاسی و نیز گسترش نیافتگی ورزش در میان این قشر مهم جامعه و با توجه به برگزاری چهارمین دوره بازی های اسلامی زنان در شهریور 1384، پژوهش حاضر در صدد برآمد تا نقش ورزش حرفه ای را در گسترش ورزش زنان مسلمان از دیدگاه مدیران، مربیان و ورزشکاران شرکت کننده در این بازی ها بررسی کند.
روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و ابزار آن پرسش نامه است که به صورت میدانی انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل تعداد 50 نفر از صاحب نظران و مدیران ورزشی زن فعال در سازمان تربیت بدنی، فدراسیون ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش و باشگاه های ورزشی تهران، 35 نفر از مربیان ایرانی و خارجی شرکت کننده در چهارمین دوره بازی های اسلامی زنان و 65 نفر از ورزشکاران ایرانی و خارجی شرکت کننده در این بازی ها هستند. داده ها از طریق آزمون آماری فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که از دیدگاه نمونه های آماری پژوهش، «نقش ورزش حرفه ای زنان مسلمان در افزایش مربیان زن مسلمان»، «نقش ورزش حرفه ای در تشویق زنان مسلمان به ورزش قهرمانی» و «نقش مثبت ورزش حرفه ای در استحکام پیوند دوستی کشورهای اسلامی» از جمله مهم ترین تاثیرات ورزش حرفه ای بر گسترش ورزش زنان مسلمان بود.
با توجه به یافته های حاصل از این پژوهش، به نظر می رسد گسترش ورزش زنان مسلمان، دارای ابعاد چندگانه ای است که همگی باید همزمان و به طور موازی گسترش یابند. به علاوه، به دلیل کارکردهای مختلفی که حرفه ای سازی ورزش زنان مسلمان از ابعاد مختلف دارد، مسئولان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی ورزشی و بهداشتی جامعه می توانند به گسترش ورزش حرفه ای زنان به عنوان یکی از ابزارهای مهم برای نیل به اهداف سازمانی خود توجه کنند.
طراحی و اجرای صحیح نظام ارزشیابی عملکرد معلمان با توجه به ماهیت شغلی آنها، یکی از وظایف بسیار مهم مدیریت منابع انسانی در آموزش و پرورش به شمار میرود و چون ماهیت عملکرد شغلی معلمان تربیت بدنی تقریباً متفاوت از سایر معلمان است، بر همین اساس در تحقیق حاضر، نظام ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی مقایسه شده است.
روش تحقیق توصیفی بوده و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و با توجه به تعدد افراد جامعه تحقیق و با استفاده از جدول مورگان، 310 نفر معلم تربیت بدنی و 480 نفر معلم غیر تربیت بدنی به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند و فرمهای ارزشیابی عملکرد آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون u – مان ویتنی، کلموگروف اسمیرنوف یک گروهی و همبستگی پیرسون در سطح 05/0 P≤استفاده شد.
یافتههای تحقیق نشان می دهد که بین نمره ارزشیابی معلمان تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی (202/0=p) و بین پیشنهاد میزان تشویق (389/0=p) و اصلاح(557/0=p) این گروه از معلمان، تفاوت معناداری وجود ندارد. همبستگی بین نمره ارزشیابی با میزان تشویق (024/0=p & 103/0=r) و اصلاح فقط در معلمان غیر تربیت بدنی معنادار است.
(021/0=p). تفاوت بین معلمان زن و مرد غیر تربیت بدنی در نمره ارزشیابی (028/0=p) و عامل تشویق (005/0=p) معنادار است. تفاوت بین معلمان تربیت بدنی دوره راهنمایی و متوسطه در نمره ارزشیابی(038/0=p) معنادار است اما در عامل تشویق (213/0=p) و اصلاح(35/0=p) معنادار نمی باشد. با اینکه تفاوت معناداری در نمره ارزشیابی معلمان غیر تربیت بدنی راهنمایی و متوسطه وجود ندارد (171/0=p)؛ ولی تفاوت این گروه از معلمان در عامل اصلاح (004/0=p) معنادار شده است. وجود خطای نرمش و ارفاق نیز در نظام ارزشیابی معلمان تربیت بدنی (001/0=p) و غیر تربیت بدنی (001/0=p) معنادار است.
نتیجه گیری: به طور کلی، نظام ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی به درستی اجرا نمیشود.نمره ارزشیابی این دوگروه با هم تفاوت معنی داری ندارد. ارزشیابان به معلمان، بیش از میزان استحقاق و شایستگیشان امتیاز میدهند و در ارائه پیشنهادهای اصلاحی کوتاهی میکنند. به نظر میرسد معلمان متناسب با نتایج ارزشیابی مورد تشویق و اصلاح قرار نمیگیرند. این نوع ارزشیابی میتواند باعث کاهش انگیزه شغلی در معلمان شود.