هدف از انجام این تحقیق، مطالعة رابطة میان تفکّر فضایی و ساختار زبانی منعکس کننده آن در زبان فارسی است. در این تحقیق با بهره گیری از نظریه لایبنیتس مبنی بر نسبی بودن نمود فضا در زبان و با استناد به الگوی لوینسون (2006) در تقسیم بندی حوزه فضا، به مطالعه فرایند ساختاری شدن مفهوم فضا در زبان فارسی می پردازیم. داده های زبانی مورد نیاز، از میان جملات زبان فارسی معیار گفتاری و نوشتاری که دارای حروف اضافه مکانی، افعال حرکتی و دیگر مقولات دستوری نشان دهنده مکان هستند جمع آوری شده است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی، به تحلیل داده های مورد نظر در ارتباط با مفاهیم ""اشاره""، ""گسترش معنایی"" و ""فضای ذهنی"" در زبان فارسی پرداخته، به این نتیجه رسیدیم که گوینده با استفاده از مفهوم گوینده محوری، خود را در مرکز یا نقطه صفر مکانی قرار داده و جایگاه اشیا را با توجه به موقعیت خود توصیف می کند.
قرآن قدس، یکی از متون ارزشمندِ بر جای مانده به زبان فارسی است. این برگردان قرآن کریم، افزون بر فواید دینی از سودمندی های فراوان زبانی نیز برخوردار است. تعدادی از واژه های به کار رفته در آن، واژه های کهنی هستند که می توان برای آن ها کاربردهای نادری در متون دیگر هم دید. برخی دیگر بی تردید گویشی هستند و در متون دیگر به کار نرفته اند. این مقاله می کوشد نمونه واژه های قرآن قدس را در گویش های خراسان جنوبی به استناد حداقل یک جملة گویشی نشان دهد. این واژه ها در فرهنگ های موجود فارسی ثبت نشده اند و یا این که معنی ضبط شده برای آن ها کامل نیست.
در اکثر شهرهایمان به دلایل مختلف اقدام به دیواره چینی و بتن ریزی بستر رودخانه ها می نمایند و در مراحل بعد به دلیل بی توجهی و عدم مدیریت صحیح، اینگونه فضاها به زباله دانی شهر تبدیل شده و به عنوان فضایی متروکه مشکلات فراوانی را برای شهر به ارمغان می آورد. این در حالی است که امروزه برخورد با اینگونه فضاها در کشورهای دیگر به گونه ای بالعکس در مقایسه با ایران انجام می گیرد. به طوریکه در اکثر جوامع خارجی به منظور ساماندهی و باز زنده سازی مسیل ها و رودخانه های شهری، عمدتا به تخریب دیواره ها و بستر بتنی رودخانه ها که در گذشته انجام گردیده، و سعی بر این دارند تا وضعیت رودخانه را از حالت کانال بودن به شکل طبیعی و اولیه آن برگردانند. در این راستا پژوهش حاضر به روش تحلیلی- توصیفی به بررسی مقایسه ای نحوه باز زنده سازی مسیل ها و رودخانه های شهری در ایران با تجارب جهانی موفق در این حوزه، می پردازد تا بتوان با شناخت کامل تر از ویژگی های این فضاها و همچنین نحوه باز زنده سازی آن ها، نقشی دیگر را نیز به آن ها واگذار نموده و استفاده بهینه ای از آن ها برد. نتایج این پژوهش ارائه راهبردها و سیاست هایی است تا با اعمال برنامه ریزی صحیح بتوان به وضعیت آشفته مسیل ها و رودخانه های شهری، صورتی دلپذیر و زیبا داد و این فضاها را به کریدوری سبز تبدیل نمود.
این مطالعه، با رویکردی توصیفی- پیمایشی، با هدف بررسی روند و ابعاد فرایند بین المللی سازی برنامه های درسی با رویکرد آموزش از دور، در آموزش عالی ایران، ضمن بررسی دلایل ضرورت این امر، به شناسایی عوامل، شرایط، منابع، امکانات، تنگناها، فرصت ها و راهبردهای مناسب برای آن پرداخته است. در این راستا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای – طبقه ای و استفاده از فرمول ککران، 543 نفر از اساتید و دانشجویان ایرانی و خارجی در 5 دانشگاه شهر تهران به تکمیل پرسشنامه ای در طیف لیکرت مرکب از 8 پرسش و 96 گویه پرداخته اند. پس از تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری t تک گروهی، رتبه بندی فریدمن و تحلیل واریانس، بر اساس نتایج، برای همگامی با روند جهانی شدن و شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به جهانیان، بین المللی سازی برنامه های درسی در آموزش عالی امری ضروری است و رویکرد آموزش از دور، به واسطه ی انعطاف پذیری بالا و گذر از مرزهای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، می تواند راهبردی اثر گذار در این فرایند بشمار رود. از مهم ترین عوامل اثر گذار بر موفقیت فرایند بین المللی سازی برنامه های درسی با رویکرد آموزش از دور در آموزش عالی ایران، می توان به گسترش همکاری های بین المللی دانشگاهها، گسترش استفاده از زبان بین المللی در تدریس، تجدید نظر در قوانین جاری و شفاف سازی آن ها، توسعه ی منابع مالی، انسانی و زیر ساخت های تکنولوژیک لازم، بهره برداری از فرصت تشابهات فرهنگی و تعداد زیاد متقاضیان ادامه تحصیل در سطح منطقه، انتخاب موضوع-های درسی مناسب و لحاظ کردن رویکرد تبدیل شونده در عناصر برنامه درسی یا تغییر در پارادایم های فکری یاددهندگان و یادگیرندگان به واسطه تغییر اساسی در آنچه تدریس می شود و چگونگی تدریس آن اشاره کرد.
هدف از این پژوهش، مطالعه ی "" نقش بکارگیری مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی (تنوع قومی- نژادی و تنوع دینی- مذهبی) مدیران دبیرستان های شهر شاهین شهر در ارتقای سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان اقلیت قومی و مذهبی در سال تحصیلی 89-1388"" بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و نمونه ی آماری 384 دانش آموز پسر و دختر و 54 مدیر و معاون از دبیرستان های شهر شاهین شهر در سال تحصیلی 89-1388 بود که به روش نمونه گیری طبقه ای و متناسب با حجم از بین 7982 دانش آموز و 110 مدیر و معاون انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه ی محقق ساخته ی مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی در دو بخش جمعیت شناختی و متغیرهای مورد آزمون مشتمل بر 72 پرسش بسته پاسخ برای مدیران و پرسشنامه ی محقق ساخته ی مشارکت اجتماعی دانش آموزان، شامل دو بخش جمعیت شناختی و متغیرهای مورد آزمون مشتمل بر 25 پرسش بسته پاسخ طرح ریزی گردید. پایایی پرسشنامه-ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (93/0) برای پرسشنامه ی مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی و (83/0) برای پرسشنامه ی مشارکت اجتماعی بدست آمد. نتایج پژوهش نشان دادند که مقدار مشارکت اجتماعی دانش آموزان اقلیت های قومی کم تر از دانش آموزان فارس و مقدار مشارکت اجتماعی دانش آموزان اقلیت های دینی کم تر از دانش آموزان مسلمان شیعه بود. میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان بر حسب مقدار بکارگیری مهارت های مدیریت تنوع دینی- مذهبی و بر حسب مقدار بکارگیری مهارت های مدیریت تنوع قومی- نژادی مدیران، متفاوت و معنادار بود.