مقدمه: پس از نظام آموزش و پرورش، دانشگاه مهم ترین ابزار برای انتقال ارزش ها و هنجارها به نسل جوان و پیشرفت و توسعه ی جامعه به شکل صحیح می باشد. دانشگاه به عنوان محور عقلانیت جوامع، وظیفه ی خطیر انتقال، بازسازی و ارتقای فرهنگ جامعه را نیز بر عهده دارد. در «آیین نامه ی ارتقای مرتبه ی اعضای هیأت علمی مؤسسات آموزشی و پژوهشی» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز فعالیت های فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در بند اول قرار گرفته است. به دلیل انتزاعی بودن مفاهیم و دشواری سنجش مفاهیم انتزاعی و ارزشی آن هم در قالب فعالیت های آکادمیک، ابهامات بسیاری در راستای اجرایی کردن مفاد بند اول این آیین نامه وجود دارد. بنابراین مطالعه حاضر به منظور شناخت بهتر مشکلات و چالش های فعالیت های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کیفی در نیم سال دوم 90-1389 انجام شد. به روش نمونه گیری هدفمند، با معاونین فرهنگی دانشجویی فعلی یا سابق دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی مصاحبه ی نیمه ساختار یافته انجام شد و داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: از تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها پیرامون نظرات معاونین فرهنگی دانشجویی در مورد مشکلات فعالیت های فرهنگی، اجتماعی در دانشگاه، چهار مضمون به شرح زیر استخراج شد: مشکلات مرتبط با ماهیت فرهنگ، مشکلات مرتبط با اعضای هیأت علمی، مشکلات مرتبط با دانشجویان، مشکلات مرتبط با سازمان.
نتیجه گیری: این بررسی بر اهمیت و لزوم برنامه ریزی بلند مدت برای فعالیت های فرهنگی و مشارکت فعال اعضای هیأت علمی به عنوان کارگزاران اصلی فرهنگ در دانشگاه و جامعه دلالت می کند. ایجاد فضای گفتمانی در قالب جلسات هم اندیشی استادان و کرسی های آزاد اندیشی -که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز می باشد- می تواند بستر خوبی برای جلب مشارکت فعال و مؤثر اعضای هیأت علمی در دانشکده و دانشگاه باشد. همچنین تدوین شاخص های کیفی و کمی مناسب برای سنجش فعالیت های فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در دانشگاه ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
در مفهوم «پایداری»، حفظ سرمایه های انسانی، طبیعی، اجتماعی و اقتصادی در راستای عدالت بین نسلی در کانون توجه قرار می گیرد. همچنین، چارچوب نظری پایداری نشان می دهد که هر برنامه ریزی با رویکرد توسعه پایدار نیازمند ارائه تصویری چندبعدی از فضای مورد مطالعه است. در این بین، «پایداری اجتماعی» به عنوان یکی از ابعاد توسعه پایدار بیشتر با ابعاد کیفی همگام است و از طریق مفاهیمی چون «زندگی انسانی» و «احساس رفاه» در محیط اجتماعی ارزیابی می شود. پژوهش حاضر، با رویکردی جغرافیایی، به بررسی سطح پایداری اجتماعی، نحوه انتخاب شاخص ها و ارزیابی روش های سنجش و اولویت بندی آنها در دویست خانوار روستایی مستقر در چهارده مرکز روستایی واقع در شهرستان خرم بید در استان فارس پرداخته است. نتایج اندازه گیری و سطح بندی پایداری اجتماعی در مراکز روستایی در منطقه مورد مطالعه، با بهره گیری از الگوریتم «تاپسیس» مبین تطبیق کامل این مدل با مشاهدات تجربی است.
در این مطالعه رابطه""رفتار شهروندی عمومی ""و""معنویت""بعنوان متغیرهای مستقل با""رفتار شهروندی سازمانی""بعنوان متغیر وابسته به واسطه گرایش¬های سه گانه شغلی"" مشارکت در تصمیم¬گیری"" ، ""رضایت شغلی"" و ""تعهدسازمانی"" به عنوان متغیر میانجی در شرکت سهامی بیمه ایران که یک شرکت بازرگانی ارائه¬ دهنده خدمت دربخش عمومی است به روش تحلیل همبستگی بررسی گردیده است؛ داده¬های لازم از نمونه¬ای به حجم 250 نفرکه به روش طبقه¬ای از یک جامعه آماری در حدود 1000 نفری انتخاب شده به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج روش تحلیل مسیرکه از طریق تکنیک تحلیلی لیزرل حاصل گردیده نشان می¬دهد که رفتار شهروندی عمومی و معنویت هر دو در مجموع با گرایش¬های شغلی و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی شامل دو بعد کلی ایثارگری و فرمانبرداری رابطه مثبت دارند. با وجود تفاوت چشمگیر و بعضاً عجیب در جزئیات روابط مورد مطالعه، نکته مهم و متمایز این تحقیق همانا تأثیر افزونتر معنویت بر رفتارهای شهروندی سازمانی است که با توجه به بلوغ بیشتراین مفهوم نسبت به رفتارهای شهروندی عمومی در جامعه مورد مطالعه چندان دور از انتظار نبود.
خصوصی سازی حاکی از تغییر در تعادل بین حکومت - بازار ، به نفع بازار و فرآیندی است طولانی که تأثیرات خود را در بلندمدت بر جای می¬گذارد و با توجه به اینکه هدف اصلی خصوصی¬سازی افزایش کآرایی و بهبود عملکرد مالی و بازدهی شرکت¬ها می¬باشد، واگذاری فعالیت¬های اقتصادی به بخش خصوصی و کناره¬گیری دولت از فعالیت¬های اقتصادی به¬عنوان یکی از راه¬حل¬های قابل تصور برای رفع مشکلات اقتصادی و افزایش رشد در ایران عنوان شده است. از اینرو در این مقاله بدنبال بررسی رابطه بین خصوصی¬سازی و افزایش سودآوری و بازدهی شرکت¬های واگذار شده خواهیم بود. به منظور آزمون فرضیات تحقیق از آزمون¬های آماری T جفت نمونه¬ای (آزمون قبل و بعد) استفاده گردیده با توجه به نتایج بدست آمده، در مورد فرضیه اصلی اول(ابعاد سودآوری و اهرمی) با ملاحظه sig بدست آمده، پر واضح است که فرضیه ادعا با اطمینان 95¬ درصد پذیرفته می¬شود. لیکن فرضیه اول از نظر ابعاد نقدینگی و فعالیت مورد تأیید قرار نمی گیرند. در مورد فرضیه اصلی دوم، می¬توان با اطمینان 95 گفت که بازدهی شرکت¬های مورد بررسی، بعد از واگذاری بطور متوسط 15.95 درصد بیشتر از بازده بازار شده است. بر اساس یافته¬های تحقیق، پیشنهاد می¬گردد که شرکت¬های عرضه اولیه، برای بهره¬مندی کامل از آثار مثبت این تغییر، در صنعت مربوطه به کمک تحلیل پوششی داده¬ها از طریق الگوریتم الگوگیری بررسی انجام دهند تا اولاً: فاصله آنها در سودآوری با سایر شرکت¬های هم¬صنعت مشخص شده وثانیاً : مشخص شود برای هدایت صحیح از کدام شرکت الگوگیری نماید. در این صورت بهینه¬سازی تخصیص منابع به بهترین وجه انجام خواهد شد.
امکان تامین مالی در بازار سرمایه و حق فروش اوراق بهادار به عموم، تکلیف متقابلی را برای ناشران ایجاد کرده است، «تکلیف افشای اطلاعات». اکثر نظام های حقوقی ضمانت اجراهای متعددی را برای نقض مقررات افشا ایجاد کرده اند. این مقاله ضمن بررسی ابعاد حقوقی و مالی افشای اطلاعات که نقش مهمی در تعیین قیمت عادلانه اوراق بهادار و حفظ بازاری کارآ و منصفانه ایفا می نماید، به مطالعه مسئولیت مدنی اشخاصی که از این مقررات تخطی کرده اند، می پردازد. در این راستا حقوق آمریکا نیز به عنوان نظام حقوقی پیشرو در بازارهای اوراق بهادار بررسی شده است. در حقوق آمریکا سیستم مسئولیت مدنی محض ناشر برای جبران خسارات زیان-دیدگان از نقض مقررات افشای اطلاعات در معاملات اوراق بهادار به کار گرفته می شود، شیوه ای که به نظر می رسد در حقوق ایران نیز بتواند کارآمد باشد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسة پنج عامل بزرگ شخصیتی بین مردان و زنان ورزشکار و غیرورزشکار اجرا شد. 200 دانشجوی ورزشکار و غیرورزشکار (100 پسر و 100 دختر) پرسشنامة NEO-FFI (فرم کوتاه تجدیدنظر شدة پرسشنامة پنج عامل بزرگ شخصی) را کامل کردند. به منظور تعیین تفاوت های کلی بین گره های تحقیق از آزمون تحلیل واریانس دوراهه و برای مقایسه و تعیین دقیق میانگین تفاوت های موجود بین هریک از گروه ها با دیگر گروه های تحقیق، از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافته ها نشان داد در عوامل شخصیتی روان رنجور خوبی، برونگرایی، سازگاری و وظیفه شناسی، بین گروه های تحقیق، تفاوت معناداری وجود دارد اما بین هیچیک از گروه های تحقیق، در عامل شخصیتی انعطاف پذیری، تفاوت معناداری وجود نداشت. همچنین بین جنسیت و ورزشکار بودن در عامل های روان رنجور خوبی و انعطاف پذیری کنش متقابل تفاوت معناداری وجود نداشت و در سه عامل برونگرایی، سازگاری و وظیفه شناسی کنش متقابل اختلاف معناداری مشاهده شد.
هدف از این تحقیق، سنجش و مقایسه فرسودگی شغلی در استادان تربیت بدنی و علوم ورزشی و استادان دیگر رشته هاست. جامعه آماری شامل اعضای هیات علمی دانشکده های علوم انسانی دانشگاه های تهران،شهید بهشتی و علامه طباطبایی است. تعداد نمونه ها 65 نفر است که به روش نمونه گیری طبقه ای - تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه سنجش فرسودگی شغلی «ماسلاچ» است که روایی آن به تایید متخصصان امر رسیده و نتایج آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی ضریب پایایی (81/0) را نشان می دهد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های t مستقل،K-S ، رگرسیون خطی و یومن ویتنی استفاده شد. براساس نتایج فرسودگی شغلی در بین استادان تربیت بدنی پایین و در بین استادان غیرتربیت بدنی متوسط است و ارتباط معناداری بین فرسودگی شغلی این دو گروه دیده می شود. درضمن بین جنس و سابقه با فرسودگی شغلی ارتباطی دیده نشد، ولی سن و فرسودگی با هم رابطه معناداری دارند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ضرباهنگ های مختلف موسیقی بر برخی شاخص های خستگی مرکزی و محیطی در زنان جوان غیرورزشکار است. به این منظور 38 دانشجوی دختر سالم انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه، تجربی 1 شامل 13 نفر، 2 ± 22 سال، تجربی 2؛ 13 نفر 2 ± 23 سال و گروه کنترل 12 نفر، 2 ± 23 سال تقسیم شدند. در ابتدا پیش آزمون مشابه شرایط تمرین از تمام گروه ها به عمل آمد، سپس برنامة تمرین اصلی به صورت 2 جلسه در هفته به مدت 6 هفتة متوالی با ارائة متغیرهای مستقل اجرا شد و در نهایت پس از اتمام آخرین جلسة تمرین، پس آزمون گرفته شد. برنامة تمرین در هر جلسه شامل رکاب زدن روی دوچرخة کارسنج تا مرز واماندگی برای هر سه گروه بود. گروه های تجربی طی تمرین با هدفون به موسیقی گوش می کردند. گروه کنترل نیز هیچ گونه مداخله موسیقی دریافت نکردند. تحلیل نتایج آزمون ضربه زنی با انگشت تفاوت زیادی را در خستگی محیطی گروه های تجربی و کنترل نشان نداد. نتایج آزمون نامیدن رنگ ها خستگی مرکزی حاصل از تمرین در گروه کنترل نسبت به دو گروه موسیقی کند و تند را تأیید کرد. تحلیل یک طرفه داده ها نشان داد که در پیش آزمون بین شاخص های خستگی اندازه گیری شده، در سه گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت (05 /0P>). اما در مرحلة پس آزمون مقدار بار کاری حالت واماندگی (022 /0=P) بین گروه ها معنی دار بود. آزمون تعقیبی توکی نشان داد بین گروه کنترل و گروه های تجربی اختلاف معنی داری در همة متغیرها وجود دارد (05 /0 P<)، ولی بین گروه های تجربی این اختلاف معنی دار نیست (05 /0 P>). به طور کلی می توان گفت موسیقی همزمان با تمرین خستگی مرکزی و محیطی را به تعویق می اندازد و در نهایت عملکرد ورزشی را افزایش می دهد
مورخین محلی به دلیل محدودیت حیطه جغرافیایی حوزه تحقیقات خود، فرصت بیشتری دارند که در جزئیات دقیق شده، با بررسی همه جانبه آن، تصویری شفاف تر از موضوع پژوهش خویش به دست دهند. از سوی دیگر زیستن در محیط جغرافیایی تحقیق، به آنها این امکان را می دهد که بتوانند بر روی هر پدیده ای که توجه آنها را جلب می نماید، به دقت نظرافکنده، به ثبت و ضبط آن اقدام کنند. بدین سبب خاطر عرصه تاریخ محلی میدان تاخت و تاز ذهن و چشم برای شکار موضوعات گوناگون است. گاه این تنوع موضوعات است که به شکار مورخ محلی می پردازد. موضوعاتی که بعد از دهه ها و سده ها، یادگارهای سودمند و کم و بیش عینی را از دیروز در اختیار دیگران قرار می دهد. از جنبه های گوناگون و متنوع حیات اجتماعی، از رفت و آمد حکام و وزیران و مستوفیان محلی گرفته تا ساخت کوچه پس کوچه های شهر و روستا و آنچه در آن است. مقاله حاضر با مراجعه به منابع تاریخ محلی قاجار، که بطور عمده می توان گفت یکی از اعصار شکوفایی این نوع تاریخ نگاری در قالب سنت پیش مدرن است، می کوشد تا موضوعات متنوع در این کتاب ها را استخراج و در طبقات مشخص برای تحقیقات بیشتر دسته بندی نماید. در واقع پیش فرض این مقاله این است که: دوره قاجار به عنوان آخرین مرحله رشد سنت تاریخ نگاری محلی و «دوره گذار»، نمای بسیار رنگارنگی از موضوعات این عرصه را نمایش می دهد.
هدف از این تحقیق، تعیین عوامل موثر بر توسعه تربیت بدنی و ورزش بانوان جمهوری اسلامی ایران بود. تحقیق حاضر از نوع توصیفی است و داده های آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته و به صورت میدانی جمع آوری شد. جامعه تحقیق، مدیران زن تربیت بدنی و ورزش کشور در سال 1388 شامل معاونت امور بانوان در سازمان تربیت بدنی، روسای زن فدراسیون های ورزشی، نواب رئیس زن فدراسیون ها، معاونان توسعه ورزش بانوان در استان ها و روسای زن هیات های ورزشی استان های سراسر کشور بود. محقق کلیه جامعه تحقیق را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است. نتایج نشان داد که عوامل «مالی و امکاناتی» ، «انسانی و تخصصی»، «ساختاری و مدیریتی» و «فرهنگی و اجتماعی» به ترتیب اولویت بر توسعه تربیت بدنی و ورزش بانوان جمهوری اسلامی ایران موثرند.
واژة وحی در اسلام از جایگاه ویژهیی برخوردار است. اساس و محور اصلی آموزه های دینی و منبع همه معارف وحی است. تبلور وحی، قرآن مجید است که لفظ، صوت، حروف و زبان آن نیز از نگاه مسلمانان، کلام الهی است. هیچ مسئلهیی در اسلام جایگاه و عظمت وحی را ندارد. وحی در اسلام سنگ زیربنا است. این نکته نیز قابل تأمل است که از میان ادیان ابراهیمی تنها اسلام و از میان متون مقدس هم تنها قرآن بتفصیل از پدیدة وحی و انواع متفاوت آن سخن بمیان آورده است. بنابرین وحی در فرهنگ اسلامی مفهومی اساسی است.
توجه به تاریخ اندیشه های اسلامی، نشان میدهد که سرشت وحی تا چه میزان در اندیشه های کلامی، فلسفی و مسائل دیگر دینی راه داشته است؛ حضور وحی در تمام رشته های علوم دینی آشکار است. اکنون این پرسشها مطرحند:
چه دیدگاه هایی دربارة وحی وجود دارد؟ کلام درباره وحی چه دیدگاهی دارد؟ حقیقت وحی کدام است؟ امروزه کسانی که در مباحث دین پژوهی با تجارب دینی آشنا هستند، عموماً با این پرسش مواجه میشوند که آیا وحی همان تجربة دینی است یا نه؟ و آیا تجربة نبوی همان وحی است؟
این پرسشها نیز برای مسلمانان مطرح میشود که آیا وحی به مفهوم اسلام را میتوان به تجربة نبوی فروکاست؟ و آیا وحی اسلامی نوعی تجربة دینی است؟ قصد و سخن ما در این مقاله نقد و بررسی این مسائل است. همچنین در این مقاله مبانی وحی اسلامی و قرآنی با قلم روان، در عین حال استدلالی، تبیین شده است؛ بطوری که باستناد و کمک آنها میتوان، دیدگاههای مخالف را ردّ و انکار کرد. در حال حاضر، در باب سرشت و ماهیت وحی، سه برداشت و دیدگاه متفاوت وجود دارد: 1) دیدگاه گزارهیی، 2) دیدگاه تجربه دینی، 3) دیدگاه افعال گفتاری. ظاهراً نزدیکترین دیدگاه به حقیقت وحی اسلامی، دیدگاه افعال گفتاری است و دیدگاه گزارهیی هم تا حدودی با آن همخوانی دارد. در این دو نگاه به وحی، سرشت زبانی وحی مورد عنایت و توجه است. دورترین و بیگانه ترین دیدگاه نسبت به مبانی اسلامی و منظر مسلمانان، تلقی تجربه دینی از وحی است.
این مقاله درصدد آن است تا به نظریه علم تصدیقی یقینی ابن سینا از جهت تعیین مقومات آن بپردازد. با توجه به آراء آشکار و متمایز بوعلی، مقومات مذکور عبارتند از: اعتقاد، دو وجهی بودن اعتقاد، ثبات، داشتن حد وسط (در غیر اولیات). اما در باب مؤلفه صدق، مقوم دانستن آن در نظر بوعلی ما را با اشکالات متعددی مواجه میکند. از آنجا که مقوم بودن آن در آراء شیخ الرئیس تصریح نشده است و بدلایلی چند، میتوان صدق را لازمة نحوة خاص علم تصدیقی دانست. صدق نه مقوم علم تصدیقی یقینی است و نه امری زاید یا مطرود، بلکه لازمه چنان علم و در طول آن است.
جوانه های نخستین مسئله اتحاد عاقل و معقول در فلسفه افلاطون و ارسطو دیده میشود و در فلسفه فلوطین و مکتب نوافلاطونی و پیروان آن بصورت روشنتر بیان شده است. در میان اندیشمندان جهان اسلام نیز این مسئله مطرح و به آن پرداخته شده و هواداران و مخالفانی پیدا نموده و میتوان گفت کمال شکوفایی خود را در حکمت متعالیه یافته است.
مقاله حاضر درصدد بررسی تحلیلی ـ انتقادی سیر تحول این نظریه و تبیین آن در فلسفه ملاصدراست.
این مقاله، به بیان اندیشه های ناب عرفانی «محییالدین ابن عربی» عارف نامی قرن ششم و هفتم، در مورد ماهیت آخرت و بهشت و دوزخ میپردازد. از نگاه ابن عربی، رابطة دنیا و آخرت، رابطة ظاهر به باطن است؛ فلسفه وجودی آخرت، ظهور حقیقت و باطن جهان هستی و هماهنگی و تشبّه به خداست و قیامت روز ظهور حق به وحدت حقیقی و روز تجلّی ذات و صفات و اسماء ربوبی است. از نگاه وی، بهشت و دوزخ هم با ماهیت جسمانی و هم با ماهیت روحانی وجود دارند؛ البته جسم بهشتیان، جسم لطیف ملکوتی است که وی از آن به جسم طبیعی تعبیر میکند، در حالی که جسم دوزخیان، جسمی عنصری و این دنیایی است. از نگاه وی ماهیت حقیقی بهشت، قرب و نزدیکی به خدا و ماهیت حقیقی دوزخ، بُعد و دوری از خدا و محجوب بودن از رؤیت اوست. ابن عربی، خلود کفار در دوزخ را بواسطة عارضی دانستن ضلالت و گمراهی و نیز فراگیری رحمت الهی، تبدیل شدن آن به عذب و شیرینی تفسیر میکند.