ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۹۲۱ تا ۱۹٬۹۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۰۳۹ مورد.
۱۹۹۲۱.

بررسی رقابت استراتژیکی ایالات متحده آمریکا با چین با تأکید بر سیاست خارجی بایدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۱
طی دو دهه اخیر، رقابت استراتژیک میان آمریکا و چین به یکی از محورهای کانونی تحولات نظام بین الملل تبدیل شده است. این تقابل نه تنها ابعاد اقتصادی، امنیتی، فناورانه و ژئوپلیتیکی را دربر گرفته بلکه، روابط دوجانبه این دو قدرت بزرگ، و ساختار نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با آغاز ریاست جمهوری بایدن در سال ۲۰۲۱، سیاست خارجی آمریکا در قبال چین دستخوش تحولاتی شده که واجد ویژگی های هم تداوم و هم تمایز نسبت به دوران پیشین است این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی با تمرکز بر رقابت استراتژیک آمریکا با چین در دوره بایدن، به به طرح این سوال پرداخت که اهداف اهداف امریکا در مواجهه با چین چه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد اولاً بایدن برخلاف رویکرد یکجانبه گرایانه سلف خود به بازسازی و تقویت اتحادهامنطقه ای(مانند کواد و آکوس)، محدودسازی دسترسی به فناوریهای پیشرفته (از طریق تحریم ها و ممنوعیت های صادراتی) را در قلب رقابت استراتژیکی خود علیه چین قرار داده بود.ثانیاً دپیلماسی بایدن بر مفهوم رقابت شدید اما مسئولانه تاکید داشت این دولت به دنبال تعریف کف یا حاشیه امن برای این رقابت بود تا از تبدیل آن به درگیری مستقیم جلوگیری کند.ثالثاً ماهیت و منطق این رقابت ها سرشار از تناقضات ذاتی از رقابت تا همکاری در تغییرات اقلیمی،بهداشت و سلامت بوده است.
۱۹۹۲۲.

راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدهای نارکوتروریسم داعش خراسان افغانستان (2025- 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
با افزایش فعالیت گروه تروریستی تکفیری داعش در غرب آسیا، گروه های متعدد تروریستی نیز در افغانستان شروع به تحرکات گسترده ناشی از اقتصاد قدرتمند قاچاق مواد مخدر کردند. داعش خراسان به عنوان یکی از همین گروه ها، با هدف ایجاد یک مجموعه افراطی بنیادگرا و توسعه همه جانبه عملکردش، عمده فعالیت های تروریستی خود را در افغانستان و کشورهای همسایه انجام داده است. (طرح مساله) این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه واقع گرایی تدافعی، و اطلاعات لازم را از منابع اینترنتی و مقالات جمع آوری کرده است. به همین منظور می باشد که سوال بدینگونه مطرح می شود که، «جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی به منظور کاهش تهدیدهای داعش خراسان در افغانستان برای دستگاه دیپلماسی خود اتخاذ کرده است؟(سؤال) یافته ها: یافته های پژوهش بیان می دارد که، تهدیدات داعش خراسان در حوزه های: 1-معضلات امنیتی، نظیر گسترش فعالیت های تروریستی؛ 2- مشکلات اقتصادی همچون ایجاد اقتصاد سیاه؛3- حوزه ی معضل سیاسی، به شمار می رود. به همین منظور راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تهدیدهای این گروه، روند همکاری خود را با سازمان های منطقه ای از جمله اکو، شانگهای توسعه داده و همگرایی دو جانبه با کابل و چند جانبه در آسیای مرکزی را توسعه داده است.(فرضیه)
۱۹۹۲۳.

تبارشناسی برساخت نسبت سوژه دینی در مکتب قرآن کردستان با سوژه انقلابی در انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۶
بازخوانی و نقد اندیشه و کنش جریان های دینی معاصر، ضرورتی دوچندان یافته است. جریان «مکتب قرآن» یکی از این جریان هاست که در دهه پنجاه، در واکنش به تحولات فکری و اجتماعی جامعه کردستان و به رهبری احمد مفتی زاده، شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد تبارشناسی فوکویی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و تاریخ شفاهی، به بررسی سازوکارهای انضباطی به کاررفته در مکتب قرآن کردستان در جهت برساخت سوژه دینی می پردازد و نسبت این سوژه با سوژه انقلابی در بستر انقلاب را تحلیل می کند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مکتب قرآن با چه تکنیک های انضباطی به بازتولید سوژه های دینی می پرداخت و این مکانیسم ها چگونه در تعامل و ارتباط با سوژه انقلابی ایرانی قرار می گرفتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مکتب قرآن با بهره گیری از مجموعه ای از تکنیک های انضباطی نظیر دیگری سازی (معرفی گروه هایی مانند چپ ها و جریان طریقت و روحانیون سنتی به عنوان دشمن)، بازنویسی تاریخ (تحریف روایت های تاریخی برای کنترل ذهنیت)، اقتصاد سیاسی بدن (مدیریت معیشت برای مقابله با جذابیت های چپ)، توزیع مکانی (کنترل افراد بر اساس جنسیت، سن و سواد) و پرورش خود (ترغیب به توبه و هنجارپذیری)، هم ریخت سازی با سوژه مرکزی انقلابی (جای دهی در گفتمان رسمی) سوژه های دینی مطیع و یکدست را می ساخت. درنتیجه، این تکنیک ها به مکتب قرآن امکان داد تا سوژه ای خاص با عنوان «سوژه مکتبی» را برساخت کند؛ سوژه ای با ویژگی های ایدئولوژیک، انضباط پذیر و متمایز از دیگر سوژه ها در فضای فکری کردستان. هم زمان این سوژه در چهارچوب انقلاب اسلامی، هم راستا با سوژه انقلابی ایرانی تعریف و هویت مند می شد.
۱۹۹۲۴.

عقل عملی؛ خاستگاه «عینیت» علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه و اهداف: ماهیت عینیت در علم، به ویژه در علوم اجتماعی و انسانی، هرچند در هر پارادایم علمی بدیهی انگاشته می شود، اما در رویکردها و پارادایم های علمی، دیدگاه های گوناگونی درباره آن وجود دارد؛ به این معنا که در تاریخ علم، عینیت براساس معیارهای هر رویکرد علمی دچار تفاوت های چشمگیری شده است. از نظر معرفت شناختی، کارکرد هر پارادایم علمی چنین است که از «نظامی از ابژه ها و امور ذهنی و نظری» به سوی «جهان عینی» حرکت می کند تا از منظر این امور ذهنی (و از طریق مدل سازی) راهی به سوی جهان عینی بیرونی بگشاید. اساسی ترین پرسشی که روش شناسی هر رویکرد علوم اجتماعی باید به آن پاسخ دهد این است که: «چگونه می توان از ساختارهای معانی ذهنی، مفاهیم عینی و نظریه های عینیِ آزمون پذیر پدید آورد؟» ازاین رو، مسئله عینیت در علم، آرمانی است که هر جریان علمی به گونه ای آن را پی گرفته و همچنان پی می گیرد.تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی از راه تبعیت از علوم طبیعی، در چند قرن اخیر رویکردی فراگیر پدید آورده است. در این دیدگاه، اولاً، «مشاهده»، ملاک تأمین عینیت علم است؛ ازاین رو پژوهشگر، در عین برخورداری از حواس سالم، باید مشاهدات خود را با اعتماد کامل و بدون هرگونه پیش داوری ثبت کند. دوم اینکه، داده های تجربی، داده هایی عینی و بیناذهنی فرض می شوند که افراد مختلف آنها را به گونه ای یکسان، مستقل از نظریه های خاص و بی نیاز از هرگونه تفسیر، ادراک می کنند. ازآنجاکه موضوع علوم اجتماعی و انسانی پوزیتیویستی، کنش انسانی است، در این رویکرد، کنش های انسان به طور طبیعی به وسیله محیط حاکم بر انسان، یعنی جهان طبیعی، تعیین می شوند. این تعیین گری از طریق جنبه منفعل انسان، که از علل طبیعی متأثر می شود، تحقق می یابد. چون موضوع شناخت در علوم طبیعی، طبیعت و علل آن است، موضوع علوم اجتماعی و انسانی پوزیتیویستی نیز علل طبیعی ای خواهد بود که بر رفتار انسان اثر می گذارند.رویکرد تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی با تمرکز بر وحدت ساختار روان انسان، در برابر رویکرد طبیعت گرایانه، بر آن بود که معیاری برای عینی سازی علوم اجتماعی و انسانی فراهم کند و نشان دهد این علوم نیز همانند علوم طبیعی و فیزیکی، در درون خود عینی، ارزشمند، معتبر و واقع نما هستند. این جنبش به دنبال نوعی عینیت بود که در اشکال گوناگون در هرمنوتیک نخستین و نیز هرمنوتیک معاصر مطرح شده است. در هرمنوتیک آغازین علوم انسانی، دغدغه اصلی دیلتای، یافتن راهی برای عینی سازی آموزه ها و روش های علوم انسانی بود. او با طرح «نقد عقل تاریخی» و تبیین فلسفی فهم تاریخی در انسان، در پی یافتن وجوه مشترکی در میان انسان ها بود تا بتواند نوعی هم ساختی مشترک در نسبت میان انسان و طبیعت برقرار کند. او در این راستا، عنصر معنا را وارد تعاملات انسانی و در نتیجه وارد معادلات علوم انسانی کرد؛ عنصری که زندگی انسانی را به طورکامل از دیگر موجودات جهان طبیعی متمایز کرد. بر پایه مبانی فلسفی دیلتای، مطالعه حیات انسانی به روشی متمایز از روش علوم طبیعی نیاز دارد. دیلتای روش هرمنوتیکی را بنیان گذاشت که بر فهم متقابل انسان ها از یکدیگر در سطوح مختلف فهم استوار است.تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی با «تیپ های ایدئال» در پارادایم تفسیری، براساس این بود که هرچند در علوم طبیعی باید طبیعت را از بیرون مطالعه کرد، اما در علوم اجتماعی و انسانی، واقعیت های اجتماعی و پدیده های آن، محصول کنشگران و پدیده آفرینانی است که در همین واقعیت زندگی می کنند. بنیان گذاران این پارادایم در پی تولید دانشی بودند که بر ماهیت کنش اجتماعیِ معنادار متمرکز است و نقش آن را در فهم الگوهای زندگی اجتماعی و چگونگی ارزیابی آنها بررسی می کند. از منظر تفسیرگرایی، به جای جستجوی معنای واقعی مورد نظر یک کنشگر اجتماعی در یک کنش خاص، باید توجه خود را بر سطحی بالاتر و عام تر، یعنی تیپ های ایدئال متمرکز کرد. با ساختن مدلی از انواع معانی ای که کنشگران اجتماعی معمولاً در انجام آن نوع خاص از کنش و در آن نوع موقعیت به کار می برند، می توان تا حد امکان قواعد اجتماعی را فهم و تبیین کرد. این مدل ها در عمل، فرضیه های تجربی ای پدید می آورند که باید آزموده شوند.تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی از رهگذر گذر از «آگاهی کاذب»، ایده علوم اجتماعی انتقادی است که کارکرد اصلی علوم اجتماعیِ مطلوب را مبارزه با آگاهی کاذب و غیرعینی برای رهایی انسان از این عینیت موهوم می داند. در این دیدگاه، هرچند انسان دارای آگاهی کاذب، کنشگر خوبی نیست، اما همه انسان ها این قابلیت را دارند که در بازسازی نوین جهان اجتماعی و زندگی شخصی خود، به عنوان کنشگران فعال عمل کنند. هدف علوم اجتماعی انتقادی، کنش خودآگاهانه ای است که انسان را از مفاهیم غیرعینی رها کند و هیچ نقش ذهنی ای را به عنوان عاملی فعال و آگاه برای جامعه در نظر نگیرد؛ بلکه تنها به مطالعه جامعه به مثابه ابژه ای در کنار سایر ابژه ها بسنده نکند. از منظر این پارادایم، در علوم اجتماعی مطلوب، فرایند اجتماعیِ پژوهش از سطح موهوم فراتر می رود تا با آشکار کردن ساختار واقعی اجتماعی در جهان مادی، به مردم کمک کند شرایط را دگرگون و جهانی بهتر برای خود بنا کنند.تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی با تکیه بر پیامدهای عملی، ایده جریان علمی پراگماتیستی است که با کنار نهادن معیارهای عینیت در رویکردهای دیگر، عینیت نظریه های علوم اجتماعی و انسانی را بر پایه توان آنها در حل مسائل روزمره می سنجد. براساس این، معیار عینیت یک نظریه، میزان کارآمدی عملی آن در زندگی و درجه انطباق آن با واقعیت بیرونی است و این معیار با نتیجه نهایی نظریه تعیین می شود.تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی بر پایه فهم های ذهنی دانشمندان، ازسوی دیگر، ایده جریان قراردادگرایی است که مقبولیت گزاره های علمی را صرفاً برخاسته از برداشت های ذهنی دانشمندان از واقعیت می داند؛ گویی این مقبولیت از قراردادهای اجتماعیِ پذیرفته شده ای سرچشمه می گیرد که از جانب جوامع علمی برجسته و تعیین شده اند.با توجه به این دیدگاه ها، اکنون این پرسش پدید می آید که کدام یک از تعریف های عینیت، بر پایه مبانی فلسفی، از اعتبار معرفت شناختی ای برخوردار است که بتوان براساس آن، از حقیقت کنش انسانی به مثابه واقعیتی متمایز از اشیای طبیعی و سایر موجودات غیرانسانی سخن گفت. اگر بخواهیم با نگاه فراپارادایمی به دیدگاهی بنگریم که دارای مبانی استوار عقلانی است و توانسته است از عینیت اراده انسان، کنش انسانی و پدیده های مرتبط با انسان به عنوان هویتی ارادی بر مبنای قانونی کلی و جهان شمول سخن بگوید، می توان از دو نمونه یاد کرد: نمونه هایی که به سطح بالایی از چنین اعتبار معرفت شناختی دست یافته اند. این دو دیدگاه عبارت اند از: دیدگاه ایمانوئل کانت در «مابعدالطبیعه اخلاق» که ادامه نیافته است و دیگری که پیشینه و پیامد گسترده تری دارد، «حکمت عملی» در دوره اسلامی است که تا عصر حاضر در اندیشه های علامه طباطبایی تداوم یافته است.از منظر این نوشتار، بر پایه آموزه های فیلسوفان مسلمان و کانت، می توان به معیاری استوار، به عنوان ضامن عینیت در علوم اجتماعی و انسانی، دست یافت و این امر تنها هنگامی امکان پذیر است که این علوم در راستای حکمت عملی و در قلمرو عقل عملی سامان یابند. از آنجا که محور علوم اجتماعی و انسانی، کنش انسانی و مبادی آن است، عینیت نیز به طور طبیعی با این محور معنا می یابد و از رهگذر اصل و عناصری که کنش را پدید می آورند، می توان به تصویری از عینیت در علوم انسانی دست یافت. فیلسوفان مسلمان، ذیل معرفت «حکمت عملی» که از صورت پیشینِ منتسب به ارسطو جدا شده و به نظامی قاعده مند و قابل ارزیابی بدل شده است، توانسته اند با شناسایی عقل عملی به عنوان اصل و برنامه ریز کنش انسانی، مبادی و عناصر اصلی پدیدآورنده کنش را مشخص کنند. در دوره جدید فلسفه اسلامی، علامه طباطبایی، ذیل نظریه «اعتباریات» مرتبط با عقل عملی، دستگاهی مفهومی به مثابه نقشه راه کنش انسانی ترسیم کرده است؛ نقشه ای که کنش واقعی در آن تحقق می یابد و نمودهای آن در طبیعت، به وسیله بدن انسان، تنها بخشی از آن را بازنمایی می کند.در این نوشتار، تلاش شده است بر پایه وضعیت علمی ای که در قالب یک اصلی ذهنی عمل می کند، تبیینی از عینیت عقل عملی و کارکرد عینی اعتباریات، و در نتیجه، معرفتی اعتباری ارائه شود که امکان استدلال برهانی را برای آن فراهم می سازد؛ جایی که پیوند جهان انسانی با واقعیت نفس الامری واقعیات برقرار شده و عینیت علمی تحقق می یابد.
۱۹۹۲۵.

حکمرانی مطلوب در نظام آموزش و پرورش کشور: یک پیمایش ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود حکمرانی مطلوب آموزش و پرورش در سطح ملی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان ستادی و صفی نظام آموزش و پرورش کشور بودند که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای(خوشه های استانی) تعداد 3434 نفر انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه حکمرانی آموزش و پرورش با مولفه های: پاسخ گویی، قانون مداری، شفافیت، مسئولیت پذیری، کنترل فساد؛ کارایی و اثربخشی؛ مشارکت و تمرکززدایی؛ وفاق عمومی، عدالت و برابری، اخلاق مداری؛ دانایی محوری و توانمندسازی استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب آلفای بدست آمده نشان از پایایی قابل قبول دارد. روایی ابزار مورد استفاده با استفاده از روایی سازه (تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم) بررسی شد و نتایج، نشان از تایید روایی ابزار دارد. یافته های پژوهش نشان داد وضعیت موجود حکمرانی آموزش و پرورش به صورت معنی دار پایین تر از سطح متوسط قرار دارد. در میان مولفه های حکمرانی مطلوب، صرفاً مؤلفه مسئولیت پذیری و مؤلفه اخلاق مداری در سطح متوسط قرار داشت. نتایج آزمون فریدمن نیز نشان داد اهمیت مولفه های: مسئولیت پذیری؛ اخلاق مداری؛ مشارکت؛ کارایی؛ قانون مداری؛ وفاق عمومی؛ تمرکززدایی؛ پاسخگویی؛ اثربخشی؛ دانایی محوری؛ کنترل فساد؛ شفافیت؛ عدالت و برابری و توانمندسازی به ترتیب از اهمیت برخوردار می باشند.
۱۹۹۲۶.

اقتصاد سیاسی ارتباطات و راهکارکاهش فساد اقتصادی در ایران.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
:هدف این مقاله تبیین رابطه فساد اقتصادی و آزادی رسانه ها وارائه راهکاربرای کاهش و کنترل فساد اقتصادی در چارچوب اقتصاد سیاسی ارتباطات است . با توجه به هدف و ماهیت پژوهش از روش پژوهش کمّی استفاده شده است. نمونه های تحقیق شامل30 کشور بوده است که بر اساس شاخص ادراک فساد و شاخص آزادی رسانه ها در یک دوره 8 ساله از 2012 تا 2019 انتخاب شده , شیوه گردآوری داده ها به صورت توصیفی و در قالب تحقیق همبستگی و تجزیه وتحلیل داده ها از روش رگرسیون با استفاده از مدل پنل دیتا صورت گرفته است . نتیجه حاکی از پذیرفته شدن" فرضیه پژوهش" در خصوص تأثیر معنادار و معکوس آزادی رسانه بر فساداقتصادی در کشورهای مختلف جهان است. در این پژوهش با استفاده از نقش نظارتی رسانه ها در چارچوب اقتصاد سیاسی ارتباطات و در نظر گرفتن نظام رسانه ای حاکم بر هر کشور می توان وضعیت فساد اقتصادی را مورد تحلیل و بررسی قرارداد و در مجموع این نکته مورد تاکید است که برنامه های مبارزه با فساد اقتصادی بدون در نظر گرفتن نقش و تاثیر فعالیت آزاد رسانه ها و بدون توجه به نظام رسانه ای حاکم بر کشورها , دستاورد های قابل دفاعی نخواهد داشت.
۱۹۹۲۷.

تحلیل گفتمان تطبیقی رسانه ها درباره مراسم راهپیمایی اربعین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۷
آیین اربعین حسینی در سال های اخیر به پدیده ای فراتر از مناسک دینی و شیعی تبدیل شده و در سطح منطقه ای و جهانی گسترش وسیعی یافته است. این مراسم به مثابه ابررخداد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رسانه ای، موضوع توجه و تحلیل نهادهای خبری مختلف بوده است. بررسی و شناخت شیوه بازنمایی این رویداد در رسانه های گوناگون، حائز اهمیت است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و ون دایک انجام شده است. مبانی نظری آن بر بررسی ساختارهای زبانی، راهبرد های گفتمانی و ایدئولوژی های حاکم بر متون خبری و تحلیلی رسانه ها در خصوص اربعین می پردازد و در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین در تحلیل گفتمان و بهره گیری از نظریات هال و گرامشی استوار است. یافته ها حاکی از آن است که پوشش خبری اربعین در رسانه ها، بیش از آنکه بازتاب نزدیک به واقعیت باشد، یک بازنمایی گفتمانی فعال است که در پی تأثیرگذاری بر افکار عمومی و شکل دهی به برداشت مخاطبان است. درنهایت چهارگفتمان رسانه های فارسی زبان خارج از کشور با رویکردی منفی و مناقشه آمیز ، رسانه های جریان اصلی با رویکردی معتدل و بی طرفی نسبی، رسانه های عربی با رویکردی مستقل و بعضاً به شکل رقابت منطقه ای و رسانه های همسو با رویکردی معنوی، حماسی و وحدت بخش بازشناسی شده و کوشیده شده است با تحلیل متنی و گفتمانی، لایه های پنهان این گفتمان ها واکاوی و نقد شود.
۱۹۹۲۸.

Social and Cultural Determinants of Iranians’ Attitudes Toward International Migrants(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
With the expansion of migration flows in recent decades, one of the major challenges facing host societies is shaping public attitudes toward international migrants and patterns of interaction with them. This study examines the attitudes of Iranian citizens toward international migrants and the factors that influence these attitudes.To this end, we conducted a secondary analysis of data from the seventh wave of the World Values Survey, implemented in Iran in 2020, based on a sample of 1,499 respondents. More recent data on attitudes toward migrants are not collected in any national surveys; therefore, up-to-date information is unavailable, and we relied on the 2020 survey.The findings indicate that 25.5% of respondents hold negative attitudes toward migrants, while 17% express positive attitudes. Analyses show that materialist values, social trust, and exposure to mass and digital media are significantly associated with more favorable attitudes toward migrants. Conversely, feelings of social insecurity and a high sense of Iranian national identity are linked to more negative attitudes. Path analysis further reveals that social trust has the strongest effect on the formation of positive attitudes toward migrants.Accordingly, strengthening social capital, reducing perceptions of insecurity through public education, and promoting positive narratives about migrants in the media can contribute to improving societal attitudes. This is particularly important given the anticipated rise in migration flows in the coming years.
۱۹۹۲۹.

تعاملات بین المللی علم و فناوری: مسیرهایی برای نقشه جامع علمی کشور در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی آینده نگر برای تدوین مسیرهای بالقوه تعاملات بین المللی علم و فناوری در نقشه جامع علمی ایران در افق 1414 انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی مولتی پول و مشارکت ۱۲ خبره شاملِ سیاست گذاران وزارت علوم، پژوهشگران بین المللی، و مدیران دانشگاه ها و پارک های علم و فناوری انجام شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند به منظور تشکیل گروه اسمی و تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. مرحله کیفی شامل برگزاری جلسه گروه اسمی ساختاریافته بود که طی آن ایده های مستقل ثبت و اولویت بندی شدند. مرحله کمّی نیز شامل توزیع سه پرسشنامه استاندارد (ارزیابی اقدامات، سیاست ها، و تصاویر آینده با توجه به معیارهای ارزیابی) بود. این مطالعه با تعیین ۱۱ معیار ارزیابی و طراحی سه تصویر آینده شاملِ شبکه سازی علمی، نظام توانمندسازی آموزشی و دیپلماسی علمی یکپارچه، سیاست های کلان شاملِ یکپارچه سازی برنامه های پژوهشی، صلاحیت سنجی آموزش زبان فارسی و سرمایه گذاری مشترک فناورانه را تدوین کرد. برای عملیاتی سازی، ۱۴ اقدام حمایتی پیشنهاد شد که پنج اقدام برتر به ترتیب اولویت عبارتند از: همکاری شرکت های دانش بنیان بین المللی، ایجاد صندوق مشترک پژوهش های فناورانه، تخصیص گرنت های پژوهشی به پروژه های اولویت دار، تدوین بانک مسئله های پژوهشی منطقه ای، و عقد قراردادهای انتقال فناوری. همچنین یافته ها نشان داد هر تصویر آینده مانند شبکه سازی علمی از طریق ترکیب سیاست ها و اقدامات مرتبط محقق می شود. این چارچوب، پیوند راهبردی بین سیاست ها، تصاویر آینده، و اقدامات عملیاتی را تبیین می کند. این پژوهش نشان می دهد که شناسایی مسیرهای بهینه همکاری های بین المللی علم و فناوری، سازوکارهای پویایی برای تطبیق با تغییرات محیطی تعیین می کند و موجب تخصیص هدفمند منابع به حوزه های راهبردی در این زمینه می شود.
۱۹۹۳۰.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۱۹۹۳۱.

شناسایی وجوه بصری بن مایه های قهرمانی در نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه: اسطوره ی قهرمان متداول ترین و شناخته شده ترین اسطوره در جهان است. قهرمان و بینش او در شکل گیری محتوای حماسی نقش مهمی دارد. هنر نگارگری با قرار گرفتن در کنار مفاهیم ادبی، به مدد قابلیت ها و کیفیات تصویری و بصری، به وصف معانی و مفاهیم به شکلی مفصل و کاملاً مشهود، همراه با جزییات می پردازد. در نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی، نگارگر با به کار بردن عناصر و امکانات بصری به بیان، روایت و بازنمایی، فضا و صحنه های بدیع برای انتقال مفاهیم پنهان، دست می زند. افزون بر آن، به دلیل هویت ملی، با حفظ وفاداری به مضامین از آن هم فراتر رفته و معانی قهرمانی موجود در بطن حماسه را به تصویر می کشد. اهداف و سؤال ها: این پژوهش باهدف یافتن ارتباط میان امکانات بصری و بن مایه های قهرمانی نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی را موردمطالعه و تحلیل قرار داده است تا بتواند به الگوهای تصویری مناسب این دوره زمانی دست یابد. این پژوهش علاوه بر معرفی بن مایه های قهرمانی موجود در شاهنامه و کاوش آن ها در نگاره های مجالس رزم، به این سؤالات نیز پاسخ می دهد که: 1. عوامل تأثیرگذار در انتخاب و چگونگی تبلور بن مایه های قهرمانی در قالب فنون یا کیفیات بصری در نگاره ها چیست؟ 2. در هر نگاره، نقش کدام فن یا کیفیت بصری انتخاب شده توسط نگارگر برای نمایش مفهوم بن مایه های قهرمانی، پررنگ تر است؟ روش ها: روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. یافته ها و نتایج: نتایج کلی پژوهش اذعان می دارد که نوع نبرد اعم از تن به تن یا گروهی، در انتخاب بن مایه قهرمانی و کیفیت بصری متجلی کننده آن، تأثیر بسزایی دارد و بارزترین بن مایه قهرمانی به تصویر درآمده در نگاره ها، شجاعت است. شاخص ترین کیفیت یا فن بصری، ترکیب بندی متناسب با نوع نبرد و چینش عناصر در قاب با توجه به موقعیت قهرمان و استفاده از انواع کنتراست رنگی (سرد، گرم و مکمل) است.
۱۹۹۳۲.

فلسفه هنر فارابی و امکان سنجش آثار سینمایی بر مبنای کمال عقلانی- اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۸
چگونه می توان هنر سینما را، فراتر از درک حسی و لذت جویی، بر پایه مفاهیم عقلانی و کمال گرایانه فلسفه هنر و زیبایی شناسی ارزیابی کرد؟ از منظر فارابی، هنر باید در خدمت تعقل، تهذیب نفس و حرکت به سوی سعادت انسانی قرار گیرد؛ زیرا زیبایی در این نگرش نه صرفاً حسی، بلکه عقلانی، منظم و غایت مند است. سینما نیز، با ماهیتی پیچیده، که تصاویر، صدا و روایت را با هم ترکیب می کند، این قابلیت را دارد که به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم عقلانی و اخلاقی تلقی شود. این مقاله با بازخوانی فلسفه هنر فارابی، به دنبال تبیین اصول و معیارهای نظری و عملی برای سنجش آثار سینمایی بر مبنای مفهوم کمال نهایی است. پژوهش حاضر با رویکرد مطالعاتی تحلیلی-مفهومی، ضمن بررسی اصول فلسفه هنر فارابی، شاخص هایی چون انسجام فرمی، جهت مندی روایی، تعقل در مضمون و تأثیر اخلاقی را به مثابه معیارهایی برای ارزیابی زیبایی شناختی فیلم ها پیشنهاد می دهد. درواقع، از منظر فارابی اثر هنری باید ضمن برخورداری از انسجام فرمی و زیباشناختی، واجد جهت گیری عقلانی، اخلاقی و فضیلت مدار نیز باشد. این رویکرد به اخلاق، به معنای اخلاق گرایی سطحی یا سانسورگرایانه نیست، بلکه در چارچوب فلسفه عملی فارابی است که هدف آن تحقق انسان فاضل در جامعه فاضله است. دیدگاه فارابی نسبت به هنر می تواند مبنایی برای شکل گیری نظریه ای فلسفی در ارزیابی آثار سینمایی فراهم سازد؛ نظریه ای که در آن زیبایی، تعقل و اخلاق در پیوندی درونی، مخاطب را از لذت صرف حسی به تجربه ای اخلاقی و غایت مند هدایت می کنند. بر همین اساس، در این پژوهش معیارها و اصولی ارائه می شود که سینما را به مثابه هنری عقلانی اخلاقی منطبق بر نظام فلسفی فارابی تبیین کرده، و مسیر تحلیل، نقد و سنجش فیلم ها را در چارچوبی مبتنی بر تکامل عقلانی و تعالی وجودی انسان ترسیم می کند. درنتیجه، این پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین رویکردی نوین در نقد و تحلیل فیلم در حوزه ی مطالعات سینمایی فراهم سازد؛ رویکردی که با تلفیق عقلانیت و اخلاق در ساختار زیبایی شناسی اثر، امکان ارزیابی فلسفی فیلم ها را در پیوندی میان فرم، معنا و غایت اخلاقی فراهم می آورد. بدین سان، نظریه فارابی نه صرفاً در سطح تبیین مفاهیم انتزاعی، بلکه به عنوان الگویی عملی برای تحلیل ساختارهای روایی، معناشناختی و اخلاقی در سینما بازخوانی می شود و افقی تازه برای گفت وگوی میان فلسفه هنر اسلامی و هنر معاصر می گشاید.
۱۹۹۳۳.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۹۳۴.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به ام اس شهر تهران در سال 1403-1402 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس افسردگی بک (BDI، بک، 1996)، مقیاس اضطراب بک (BAI، بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (CERQ، گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. براساس این نتایج درمان شناختی رفتاری یک مداخله رواندرمانی مناسب برای بهبود تنظیم شناختی هیجان، کاهش سطح افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به ام اس است.
۱۹۹۳۵.

سهم نسبی شوک های کلان اقتصادی در نوسانات تورم ایران: مطالعه ای مبتنی بر مدل تعادل عمومی پویای تصادفی با سازوکار کریدور نرخ بهره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
این مقاله سهم نسبی گونه های اصلی شوک های کلان در نوسانات تورم ایران را برای دوره ۱۳۶۸:۱-۱۴۰۳:۴ برآورد می کند. چهار طبقه تکانه طرف عرضه، تقاضای کل، سیاست پولی و شوک ثروت دارایی ها در یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی با ساختاری منطبق بر ویژگی های اقتصاد باز کوچکِ ایران شناسایی می شوند. محور نهادی مدل، ابزارهای مختلف سیاست پولی و ارزی و همچنین ویژگی های خالص اقتصاد ایران است که بتواند با دقت عوامل تعیین کننده نرخ تورم را تحلیل کنند. نتایج تجزیه واریانس پیش بینی نشان می دهد در افق یک فصل، شوک های عرضه ای ۵۵ درصد از واریانس تورم را توضیح می دهند؛ همین سهم در افق چهار فصل به ۶۳ درصد افزایش می یابد. تکانه های تقاضا در کوتاه مدت ۲۲ درصد و در بلندمدت کمتر از ۱۵ درصد نوسان تورم را دربرمی گیرند، درحالی که سهم سیاست پولی از ۱۸ درصد (کوتاه مدت) به حدود ۱۰ درصد (سه ساله) کاهش می یابد. شوک ثروت ناشی از بازار سهام هرگز از ۵ درصد فراتر نمی رود. از منظر زمانی، دوره های ۱۳۹۰–۱۳۹۲ و ۱۳۹۷ به بعد که با محدودیت صادرات نفت و جهش نرخ ارز مقارن بوده اند، بالاترین سهم عرضه ای را ثبت می کنند. یافته ها دلالت دارد که پایایی تورم پایین در ایران بدون سپر ارزی کافی و اصلاح بخش بانکی دست یافتنی نیست؛ زیرا شوک های عرضه محور از کانال ارز و هزینه های تولید به سرعت به شاخص قیمت مصرف کننده سرریز می شوند.
۱۹۹۳۶.

امکان سنجی مشارکت مؤثر خانواده در پاسخ دهی به بزه حدی نوجوان از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
هدف: بررسی ظرفیت های فقه امامیه برای جلب مشارکت مؤثر خانواده در پاسخ به بزه حدی نوجوان و ارزیابی مشروعیت فقهی توسل به این راهکار. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و کیفی است که به روش توصیفی تحلیلی و با تحلیل داده های حاصل از منابع کتابخانه ای در دامنه فقه امامیه انجام شد. منابع تحقیق شامل کتب فقهی متقدمان و متأخران، آراء فقهای معاصر، استفتائات فقهی و پژوهش های مرتبط است. تحلیل داده ها بر پایه دو محور اصلی صورت گرفت: نخست، بررسی قلمرو مجاز مشارکت مؤثر خانواده در بزه حدی نوجوان؛ دوم، تبیین قالب های مشروع مشارکت خانواده از منظر فقه امامیه. در محور نخست، گزاره های فقهی مرتبط با حدود مانند بنای تخفیف در حدود، توبه، رشد جزایی و ولایت حاکم مورد بررسی قرار گرفت و در محور دوم، قالب هایی چون میانجی گری نزد قاضی و بزه دیده، و مشارکت خانواده در تعیین و اجرای مجازات تعزیری جایگزین، تحلیل شد. یافته ها: گزاره های فقهی موجود، مقدورات کنونی را برای مشارکت خانواده ازجمله بنای تخفیف در حدود و توجه به رشد جزایی روشن می کند. راهکارهای پیشنهادی مانند میانجی گری نزد قاضی و بزه دیده در محدوده خاصی مشروع تلقی می شوند. همچنین با اثبات مشروعیت استفاده از مجازات تعزیری در بزه حدی، مشخص شد که مقام قضایی می تواند پاسخ تعزیری مناسب را در بستر خانواده تعریف یا با کمک خانواده اجرا کند. نتیجه گیری: دامنه مجاز مشارکت خانواده در فقه، گسترده تر از قانون فعلی است و انجام اصلاحات قانونی برای بهره گیری از این ظرفیت ضروری به نظر می رسد.
۱۹۹۳۷.

نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست گذاری و چشم اندازهای ملی: چالش ها و آسیب ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
احزاب سیاسی و نظام انتخاباتی دو رکن بنیادین در معماری نهادی هر نظام سیاسی محسوب می شوند که نقشی کلیدی در جامعه پذیری سیاسی، نهادینه سازی مشارکت سازمان یافته و شکل دهی به فرایندهای سیاست گذاری ملی ایفا می کنند. احزاب از طریق تولید گفتمان های سیاستی، تربیت کادر تخصصی و ایجاد پل ارتباطی میان نخبگان و توده ها، می توانند به انباشت سیاستی و ترسیم چشم اندازهای ملی کمک کنند. از سوی دیگر، نظام انتخاباتی به عنوان سازوکار انتقال قدرت و بازتولید مشروعیت سیاسی، نقش تعیین کننده ای در فراهم سازی زمینه های رقابت سالم، عرضه ایده های حکمرانی و خلق آینده مشترک دارد. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست گذاری و چشم اندازهای ملی می پردازد و در ضمن این بررسی تلاش دارد تا چالش ها و آسیب های این فرایند را در ایران موردتوجه قرار دهد؛ ازاین رو پرسش اصلی مقاله آن است که نقش و کارکرد احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست گذاری و چشم انداز ملی چیست و این مهم با چه چالش ها و آسیب هایی در ایران مواجه است؟ مقاله حاضر از حیث نوع، کیفی محسوب می شود و داده های آن با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده است. لازم به ذکر است این پژوهش، اکتشافی بوده و فرضیه آزما نیست. یافته ها نشان می دهد که احزاب به مثابه یک نهاد زمانی و واسطه ای قابلیت انباشت یادگیری، طراحی سیاست مشارکتی و خلق چرخه سیاستی را بر عهده دارند. از سوی دیگر فقدان انباشت زمانی و انسجام نهادی، ضعف قوانین حمایتی، غلبه توده گرایی و ناپایداری سازوکارهای انتخاباتی، از عوامل اصلی ناکارآمدی تحزب و اختلال در فرایند سیاست گذاری آینده محور در کشور به شمار می روند. این وضعیت ضرورت بازآرایی در نظام حزبی و انتخاباتی را در راستای بهبود حکمرانی ملی آشکار می سازد.
۱۹۹۳۸.

شرح و نقدی بر نظریه عقلانیت استراتژیک مرشایمر و درس گفتارهای آن برای نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
مفهوم عقلانیت استراتژیک که مرشایمر در آخرین اثر خود آن را مطرح کرده، یک رویکرد برای فهم بهتر زمینه ها، محدودیت ها و همچنین چگونگی تصمیم گیری دولت ها در حوزه سیاست خارجی است. مرشایمر با طرح این مفهوم، با گذر از تعاریفِ عام که عقلانیت را در چهارچوب مفاهیمی مانند هزینه-فایده در نظر می گیرند، بر زمینه مندی اجتماعی-مشورتی و مبنای معتبر تئوریک عقلانیت تأکید داشته و با ارائه تعریف و شرح مفهوم جدیدی از این دال مهم در مطالعات روابط و سیاست بین الملل، سعی در ارائه یک چهارچوب تئوریکِ جدید برای درک بهتر سیاست خارجی و تصمیمات دولت مردان در عرصه خارجی داشته است. یکی از مهم ترین اهداف این مقاله معرفی این نظریه در ایران با اتخاذ یک رویکرد انتقادی و البته کاربردی است. برهمین اساس، پرسش های اصلی این هستند که این رویکرد در چه جنبه ها و تا چه میزان جدید، مستقل و کاربردی است و چه درس هایی برای نخبگان سیاسی ایران به همراه دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها، با یک رویکرد انتقادی به ویژه از منظر روان شناختی و طرح مفاهیمی مانند پارادایم سیاسی که برخی نظریه پردازان نئوکلاسیک آن را مطرح کرده اند، فرهنگ استراتژیک در سازه انگاری، این فرضیه را مطرح می سازیم که نظریه عقلانیت استراتژیک مرشایمر، علی رغم کاربردی بودن، شباهت های بسیاری به سایر نظریات ازجمله رئالیسم نئوکلاسیک و سازه انگاری دارد و کاملاً نوآورانه قلمداد نمی شود، با این حال این نظریه حاوی درس گفتارهای مهم و اساسی برای نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. روش انجام پژوهش تحلیلی-تبیینی و ماهیت آن نیز بنیادی-نظری است.
۱۹۹۳۹.

ارائه الگوی مفهومی مدیریت اسلامی بر اساس سیاست ها و راهبردهای مدیریتی منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از این مطالعه، ارائه الگوی مفهومی مدیریت اسلامی بر اساس سیاست ها و راهبردهای مدیریتی منابع اسلامی است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از برخی منابع اسلامی به صورت هدفمند، استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد. ابتدا کدگذاری باز انجام گرفت؛ بر اساس کدهای باز، مقوله های مشترک، طبقه بندی و شاخص های فرعی مدیریت اسلامی استخراج شدند؛ سپس با طبقه بندی شاخص های فرعی، شاخص های اصلی شناسایی شدند و در پایان ، بر اساس یافته ها، الگوی مفهومی مدیریت اسلامی ارائه شد. این الگو دارای 13 شاخص اصلی و 32 شاخص فرعی است. نتایج یافته ها نشان داد الگوی مفهومی مدیریت اسلامی در ابعاد معنوی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی، مدیریتی، قضایی، حقوقی، نظارتی، تعلیمی و تربیتی، سلامت و تندرستی می تواند اصول و راهبردهای مؤثری در اختیار مدیران جامعه اسلامی در سطح خرد و کلان قرار دهد.
۱۹۹۴۰.

ضرورت بازاندیشی در مفروضات سیاست گذاری در مسیر تحول دیجیتال آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۰
هدف پژوهش: تحول گسترده ای که فناوری های دیجیتال در جهان امروز ایجاد نموده،آموزش عالی را درمعرض یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین تحولات تاریخ خود قرارداده است، مفروضات سنتی حاکم بر سیاست گذاری در این حوزه دیگر پاسخ گوی الزامات دیجیتالی شدن آموزش عالی نمی باشد بازنگری در این مفروضات از ایجاد گسست میان سیاست های تدوین شده و واقعیت های دیجیتال شده و مقاومت نهادی در برابرتغییرجلوگیری می کند،فضای دیجیتال باایجاد دگرگونی درسازوکارهای یاددهی/یادگیری، شیوه های ارتباط دانشگاه با جامعه و باز تعریف مفاهیمی چون کلاس درس،معلم، آموزش ودانشگاه،سیاست گذاری برای آموزش عالی رابا ضرورت بازاندیشی و بازطراحی مواجه ساخته است،هدف این پژوهش، بررسی و بازنگری مفروضات حاکم بر سیاستگذاری عمومی در حوزه تحول دیجیتال درآموزش عالی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل نظام مند بیش از 50سند سیاستی و مقاله پژوهشی و گزارش رسمی، همراه باجستجوی هدفمند در پایگاه های علمی بین المللی مانند Scopus، Web of Science و Google Scholar وتمرکزبر تجربه های سیاست گذاری کشورهای پیشرو در زمینه تحول دیجیتال آموزش عالی، انجام شده است.داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها در پنج محور اصلی طبقه بندی شد: (۱) بازنگری در مفروضات، شامل عبور از نگرش ایستا و سلسله مراتبی و توجه به نوآوری، تنوع فرهنگی، چندوجهی بودن و پویایی بین المللی؛ (۲) تحلیل زمینه دیجیتال، با تأکید بر ناپایداری، انعطاف پذیری، سرعت تغییر، چابکی و آینده نگری؛ (۳) مشارکت فعال ذی نفعان از طریق تعامل مستمر، عدالت، شفافیت و پاسخگویی؛ (۴) طراحی انعطاف پذیر مبتنی بر یکپارچگی، همسویی، استانداردسازی و نظارت؛ و (۵) ایجاد چرخه های بازخورد مستمر، شامل یادگیری دائمی، خودتصحیح گری و پایش مستمر آثار سیاست ها.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بازتعریف و بازنگری در مفروضات سنتی سیاست گذاری آموزش عالی در مسیر تحول دیجیتال، امکان انطباق بهتر با تغییرات سریع فناوری و ارائه راهبردهای متناسب با آن را فراهم می سازد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان