احسان همتی

احسان همتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

فلسفه هنر فارابی و امکان سنجش آثار سینمایی بر مبنای کمال عقلانی- اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فارابی فلسفه هنر زیبایی شناسی کمال نهایی سنجش فیلم سینما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
چگونه می توان هنر سینما را، فراتر از درک حسی و لذت جویی، بر پایه مفاهیم عقلانی و کمال گرایانه فلسفه هنر و زیبایی شناسی ارزیابی کرد؟ از منظر فارابی، هنر باید در خدمت تعقل، تهذیب نفس و حرکت به سوی سعادت انسانی قرار گیرد؛ زیرا زیبایی در این نگرش نه صرفاً حسی، بلکه عقلانی، منظم و غایت مند است. سینما نیز، با ماهیتی پیچیده، که تصاویر، صدا و روایت را با هم ترکیب می کند، این قابلیت را دارد که به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم عقلانی و اخلاقی تلقی شود. این مقاله با بازخوانی فلسفه هنر فارابی، به دنبال تبیین اصول و معیارهای نظری و عملی برای سنجش آثار سینمایی بر مبنای مفهوم کمال نهایی است. پژوهش حاضر با رویکرد مطالعاتی تحلیلی-مفهومی، ضمن بررسی اصول فلسفه هنر فارابی، شاخص هایی چون انسجام فرمی، جهت مندی روایی، تعقل در مضمون و تأثیر اخلاقی را به مثابه معیارهایی برای ارزیابی زیبایی شناختی فیلم ها پیشنهاد می دهد. درواقع، از منظر فارابی اثر هنری باید ضمن برخورداری از انسجام فرمی و زیباشناختی، واجد جهت گیری عقلانی، اخلاقی و فضیلت مدار نیز باشد. این رویکرد به اخلاق، به معنای اخلاق گرایی سطحی یا سانسورگرایانه نیست، بلکه در چارچوب فلسفه عملی فارابی است که هدف آن تحقق انسان فاضل در جامعه فاضله است. دیدگاه فارابی نسبت به هنر می تواند مبنایی برای شکل گیری نظریه ای فلسفی در ارزیابی آثار سینمایی فراهم سازد؛ نظریه ای که در آن زیبایی، تعقل و اخلاق در پیوندی درونی، مخاطب را از لذت صرف حسی به تجربه ای اخلاقی و غایت مند هدایت می کنند. بر همین اساس، در این پژوهش معیارها و اصولی ارائه می شود که سینما را به مثابه هنری عقلانی اخلاقی منطبق بر نظام فلسفی فارابی تبیین کرده، و مسیر تحلیل، نقد و سنجش فیلم ها را در چارچوبی مبتنی بر تکامل عقلانی و تعالی وجودی انسان ترسیم می کند. درنتیجه، این پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین رویکردی نوین در نقد و تحلیل فیلم در حوزه ی مطالعات سینمایی فراهم سازد؛ رویکردی که با تلفیق عقلانیت و اخلاق در ساختار زیبایی شناسی اثر، امکان ارزیابی فلسفی فیلم ها را در پیوندی میان فرم، معنا و غایت اخلاقی فراهم می آورد. بدین سان، نظریه فارابی نه صرفاً در سطح تبیین مفاهیم انتزاعی، بلکه به عنوان الگویی عملی برای تحلیل ساختارهای روایی، معناشناختی و اخلاقی در سینما بازخوانی می شود و افقی تازه برای گفت وگوی میان فلسفه هنر اسلامی و هنر معاصر می گشاید.
۲.

بررسی تاثیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی قابلیت مدیریت و محوریت کارآفرینانه

کلیدواژه‌ها: مدیریت استراتژیک منابع انسانی قابلیت مدیریت محوریت کارآفرینانه عملکرد سازمانی

تعداد بازدید : ۴۴۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط میان مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمانی با نقش میانجی قابلیت مدیریتی و محوریت کارآفرینانه انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی می باشد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان اداره کل دامپزشکی استان همدان در سال 96 به تعداد 150 نفر و مطابق فرمول کوکران، اندازه نمونه آماری تقریباً برابر با 98 نفر می باشد که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تحلیل داده های پژوهش از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و روش تحلیل مسیر با نرم افزارSPLS بهره گرفته شد. نتایج آزمون تحلیل عاملی تأییدی و سنجش بارهای عاملی نشان داد که متغیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی به میزان 74 درصد از تغییرات عملکرد سازمانی، مدیریت استراتژیک منابع انسانی به میزان 67 درصد از تغییرات قابلیت مدیریتی، مدیریت استراتژیک منابع انسانی به میزان 57 درصد از تغییرات محوریت کارآفرینانه را تبیین می کند؛ لذا مدیریت استراتژیک منابع انسانی به طور مستقیم تأثیر بیشتری بر عملکرد سازمانی (نسبت به متغیرهای قابلیت مدیریتی و محوریت کارآفرینانه) دارد. همچنین قابلیت مدیریتی به میزان 58 درصد از تغییرات عملکرد سازمانی، و محوریت کارآفرینانه به میزان 48 درصد از تغییرات عملکرد سازمانی را تبیین می کند. نهایتاً عملکرد سازمانی به میزان 63 درصد ناشی از تغییرات عملکرد مالی و 52 درصد ناشی از تغییرات عملکرد کارکنان است. به عبارتی عملکرد مالی تأثیر بیشتری بر عملکرد سازمانی دارد. همچنین با آزمون ضرایب معناداری Z (مقادیر t) مشخص شد که ضریب مربوط به تمامی مسیرها از جمله مسیرهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی به قابلیت مدیریتی (469/5)، مدیریت استراتژیک منابع انسانی به محوریت کارآفرینانه (748/4)، مدیریت استراتژیک منابع انسانی به عملکرد سازمانی (387/7)، قابلیت مدیریتی به عملکرد سازمانی (294/5) و محوریت کارآفرینانه به عملکرد سازمانی (374/6)، از 96/1 بیشتر است که معنادار بودن این مسیرها و مناسب بودن مدل ساختاری را نشان می دهد. لذا تمامی فرضیه های پژوهش نیز تأیید می شوند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان