آیا ماشین تاریخ را می سازد؟ هیل برونر در مقاله ای با همین عنوان‘ (1967) این پرسش را به منزله ُ‹‹مسأله جبرگرائی تکنولوژیک›› قلمداد می کند. این قضیه که تکنولوژی با ساخت و کاربردماشین آلات سروکار دارد‘ ممکن است برای مردم جوامع صنعتی آشکار و پیش پاافتاده به نظر آید. اما در این جا پرسش پیش می آید که پس تکلیف تاریخ پیش از عصر ماشین چیست؟ در روزگارانی که همه ابزارها با دست به کار می رفتند و به طبع همه نیرویی که برای به کار انداختن آن مصرف می شد از عضلات انسان برمی آید‘ ماشین در تعیین مسیر تاریخ چه نقشی داشت؟ تفاوت کاربرد ابزار با عملکرد ماشین چیست و این چیست قضیه در نقش انسان به عنوان یک سازنده چه تأثیری می گذارد؟ شخصی که خواسته باشد درباره این مسایل تأمل نماید‘ ناچار است که درباره ماهیت ماشین و کاربرد وسیعتر مفهوم به نسبت نوین تکنولوژی‘ به ویژه در تحلیل جوامع ماقبل صنعتی یا غیرصنعتی‘ بررسی نماید. یک چنی بررسی با قضایای مهمی در فلسفه تکنولوژی سروکار پیدا می کند و دلالتهای تاریخی و انسان شناختی شایان توجهی را به خود می گیرد. تا آن جا که به من مربوط است‘ این قضیه فصل یکسره نوینی را به رویم بازگشوده است و آنچه را که در این مقاله باید به عنوان یک گشت و گذار نه چندان دقیق پیرامون برخی از موضوعهای اصلی این مبحث‘ قلمداد کرد. از بررسی تداومها و تضادهای کاربرد ابزار در میان انسانها و جانوران دیگر‘ یکباره وارد شدن به مبحث مقایسه صنایع دستی‘ با "ماشین ساخته ها"‘ در واقع‘ پریدن از یک شاخه به شاخه کاملاً متفاوتی است. اما با این همه‘ این گونه بررسیهای تطبیقی به ویژه راجع به قضایای مربوط به نیتمندی و طراحی‘ از برخی جهات اساسی تفاوتهای شگفت آوری را می نمایانند.
معلمان‘ اساسی ترین نقش را جریان یادگیری و نهایتا پرورش دانش آموزان بر عهده دارند و اهمیت و برجستگی این نقش حساس‘ حداقل بر مدیران و برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش‘ پوشیده نیست. آنچه در شرایط فعلی نیاز به بررسی‘ مطالعه و تجزیه و تحلیل دقیق و عمیق دارد‘ دشواریهایی است که نظام آموزش و پرورش کشور در احراز موقعیت والای معلم و ایجاد شرایط لازم برای جذب‘ تربیت و ایفای نقش حساس و پیچیده آن در جریان پرورش و هدایت رشد و تعالی دانش آموزان با آن روبه روست. پیچیدگی وظایف و مسؤولیت های سنگین این منزلت مهم در نظام آموزش و پرورش‘ به علاوه نقش همه جانبه ای که بر اثر بخشی کل سازمان و مدیریت آموزشی کشور دارد‘ توجه و اهمیت فوق العاده ای را که به پژوهشهایی که بتواند به بررسی همه جانبه دشواریها و بهره گیری از تجربه های آموزشی سایر ملل بپردازد و راه حل های مؤثر و علمی پیشنهاد کند بخشیده است. نگارنده‘ با بهره گیری از تجربه های سودمند ژاپن‘ در زمینه بهسازی و توسعه نظام تربیت معلم‘ کوشیده است تا با توجه به دشواریهای موجود در نظام تربیت معلم کشور‘ ضمن مقایسه نظام شیوه های جذب و تأمین و تربیت نیروی انسانی آموزش و پرورش ایران و ژاپن‘ پیشنهادهای لازم را ارائه نماید.