داراب نامه طرسوسی که در قرن ششم نوشته شده، از جمله کتاب هایی است که داستان داراب، پسر بهمن، را به طور کامل روایت کرده است، ولی تفاوت هایی در روایت طرسوسی با روایت فردوسی از این داستان وجود دارد که موضوع این نوشتار است. در این نوشتار، به همراه خلاصه ای از دو روایت که با هم مقایسه می شوند، تفاوت های آن ها بیان می شود. در داراب نامه با شگفتی ها و خوارق عاداتی مواجه می شویم که در شاهنامه از آن خبری نیست. این شگفتی ها به روایت طرسوسی فضایی اسطوره ای می دهد و داستان داراب را شبیه داستان گرشاسپ می کند. همچنین رفتار و منش داراب بر تخت شاهی در داراب نامه بهادرانه و قلدرمآبانه است در حالی که در شاهنامه رفتاری شاهانه دارد
"مقاله ابتدا به ارزیابی نظام های پرداخت جاری کارکنان پرداخته، آن ها را به این علت که کسور پرداختی کسانی که کار می کنند باید با مستمری هایی که به هنگام بازنشستگی می گیرند برابر باشد در قبال تغییرات ادوار اقتصادی و نیز عوامل جمعیتی، معمولاً «بسیار حساس» توصیف می کند.همچنین بر پذیرش نظام های پرداخت جاری در بیش تر کشورها تصریح می شود؛ زیرا گروه های مختلف جمعیتی چنین می اندیشند که وجود این نظام ها، باعث کاهش فقر و محرومیت اجتماعی آن ها می شود و به علاوه در مواقع بحرانی صرفاً همین نظام ها، تا حدودی به فریاد نیازمندان می رسند. تأمین مالی نظام های پرداخت جاری نیز از طریق سازوکارهایی است که کسور پرداختی افراد شاغل را صرف پرداخت مستمری های بازنشستگان می کند.در بخش بعدی مقاله، نظریه اقتصادی مستمری بازنشستگی و استدلال های گوناگون مربوط به سازوکارهای پایه ای آن- در سه گرایش اصلی- خلاصه و تبیین شده است. در انتها، تأثیرات نظام های پرداخت جاری بر پس انداز خصوصی، سطح اشتغال و مبارزه با فقر بررسی می شود.
در این ضمن ارزش گذاریِ فوق العاده بر نقش تأمین اجتماعی در مبارزه با فقر، تصریح و تأکید می شود که به کار بستن و اجرای برنامه های تأمین اجتماعی، تأثیری مثبت بر حذف فقر دارد.
"