با توجه به اینکه یکی از مشکلات مهم عصر ما بحران هویت اجتماعی و فقدان معنویت است، امروزه تربیت اجتماعی به عنوان یکی از ساحت های تربیت مورد توجه جدی اندیشمندان علوم تربیتی قرار گرفته است. تربیت یافتگی اجتماعی انسان سبب غلبه فرد بر خودمحوری در زمینه های معرفتی، ارتباطی و عاطفی می شود. یعنی انسان ها حال و وضع، شناخت، اطلاعات، علایق و رفتار خود را ملاک و معیار قضاوت قرار نمی دهند بلکه سعادت خود را در سعادت دیگران جستجو می کنند و همین امر سبب بسط و گسترش سعادت اجتماعی می شود. با توجه به اهمیت مسئله تربیت اجتماعی این نوشتار به بررسی روش های تربیت اجتماعی در دو اثر مهم تربیتی ملامحسن فیض کاشانی(ره) یعنی «محجّة البَیضاء فی تهذیب الإحیاء، الحقایق فی محاسن الاخلاق و منهاج النجاة» می پردازد. این تحقیق بعد از بیان مفهوم شناسی تربیت اجتماعی به اختصار به بررسی و واکاوی روش های تربیت اجتماعی مانند مهرورزی، اعتدال، امر به معروف و نهی از منکر، موعظه، تغافل، مداراة و... در آثار فیض می پردازد.
این پژوهش از نظر موضوع توصیفی و به لحاظ روش تفسیری و از جهت محل گردآوری کتابخانه ای است.
این پژوهش در زمینه بررسی«رابطه بین عملکرد خانواده با سرسختی روان شناختی دانش آموزان دوره سه ساله متوسطه شهر کنگاور » بوده و هدف آن شناخت عملکرد خانواده در تعیین رابطه عملکرد و ابعاد گوناگون آن با میزان سرسختی روان شناختی فرزندان می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. . یافته های پژوهش حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین عملکرد خانواده و سرسختی روان شناختی در کل نمونه و گروه های پسران و دختران می باشد. اگرچه ابعادی از عملکرد خانواده در تحلیل رگرسیون به عنوان پیش بینی کننده نمرات سرسختی، تعهد، کنترل و مبارزه جویی ظاهر شدند، اما تفاوت دوجنس در سرسختی معنادار نبود، به این ترتیب از هشت فرضیه این پژوهش، هفت فرضیه اول تأیید و فرضیه هشتم رد شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ویژگی هائی از عملکرد خانواده که با سرسختی روان شناختی دانش آموزان رابطه داشته و می توانند پیشایند آن باشند، مستعد پرورش فرزندانی هستند که با زندگی درآمیخته و از آن لذت برده و بر روند زندگی خویش احساس کنترل دارند، از تغییرات و مشکلات پیش آمده در زندگی نمی هراسند، بلکه با همبستگی با دیگر اعضای خانواده و مشورت با آنان، به حل مشکلات می پردازند و در مقابل فشارهای زندگی بسیار مقاوم تر هستند.
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه استرس ادراک شده با سبک های مقابله ای و نقش این متغیرها در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه بود. به همین منظور 402 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و مقیاس های استرس ادارک شده کوهن و همکاران (1983) و سبک های مقابله ای موس (1993) را تکمیل کردند. همچنین برای ارزیابی عملکرد تحصیل از معدل تحصیلی دانشجویان استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که در میان دانشجویان دختر و پسر بین استرس ادارک شده مثبت با سبک های مقابله تجزیه و تحلیل منطقی، جستجوی راهنمایی و حمایت، ارزیابی نوین و مثبت و حل مسئله همبستگی مثبت و بین استرس ادراک شده منفی با تجزیه و تحلیل منطقی، جستجوی راهنمایی وحمایت، ارزیابی نوین و مثبت و حل مسئله همبستگی منفی وجود داشت. همچنین در میان دانشجویان دختر بین استرس ادراک شده مثبت با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی و کناره گیری، همبستگی منفی و بین استرس ادراک شده منفی با اجتناب شناختی و کناره گیری همبستگی مثبت و معنی دار بدست آمد و در میان دانشجویان پسر بین استرس ادراک شده مثبت با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی، و تخلیه هیجانی، همبستگی منفی و بین استرس ادراک شده منفی با اجتناب شناختی، جستجوی پاسخ های اجتنابی، کناره گیری و تخلیه هیجانی همبستگی مثبت بدست آمد. نتایج همبستگی نشان داد که در دانشجویان دختر و پسر بین استرس ادراک شده مثبت با عملکرد تحصیلی همبستگی مثبت و فقط در دانشجویان دختر بین استرس ادراک شده منفی با عملکرد تحصیلی همستگی منفی وجود داشت. همچنین در میان دانشجویان دختر بین راهبردهای مقابله ای تجزیه و تحلیل منطقی و جستجوی راهنمایی و حمایت با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار و بین راهبرد مقابله ای جستجوی پاسخ های اجتنابی و کناره گیری با عملکرد تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و در دانشجویان پسر بین راهبردهای مقابله ای تجزیه و تحلیل منطقی، ارزیابی نوین مثبت و حل مسئله با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و بین راهبردهای مقابله ای اجتناب شناختی و تخلیه هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه منفی وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که هم در دانشجویان دختر و هم در دانشجویان پسر استرس ادراک شده مثبت به صورت مثبت، قوی ترین متغیر برای پیش بینی عملکرد تحصیلی بوده است. همچنین قوی ترین متغیرها برای پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر به ترتیب سبک های مقابله ای کناره گیری، جستجوی راهنمایی و حمایت، جستجوی پاسخ های اجتنابی و تجزیه و تحلیل منطقی و در دانشجویان پسر به ترتیب سبک های مقابله ای حل مسئله، تجزیه و تحلیل منطقی، ارزیابی نوین و مثبت و تخلیه هیجانی بوده اند.
تاریخ فقه اسلامی شاهد شکل گیری دو جریان به ظاهر هم سو و مشابه- هر چند در دو مقطع زمانی و با جلوه های متفاوت- بوده است. یک جریان، جنبش اخباریه در مکتب امامیه است که با رویکردی تازه در باب شریعت ورزی، ضمن نفی اجتهاد، عقل را در رسیدن به احکام شرعی، ناتوان می شمارد.جریان دوم سلفیه است که در میان اهل سنت، اگر چه در اساس یک جریان اعتقادی است و صرفا یک حرکت فقهی نیست، اما در عرصه فقه و شریعت نیز نگاههای ویژه ای دارد که تا حدود زیادی مشابه دیدگاه های اخباریه است.ژرف اندیشی در آموزه ها، رویکردهای کلان و متدولوژی این دو جریان مهم اصول گرا، وجود مشاکلت ها و احیانا تاثیر و تاثرهایی را میان آنها آشکار می سازد.مواجهه این دو جریان با فرآیند اجتهاد، نفی عقلانیت در ساحت احکام، غیرموجه دانستن استدلال ها و براهین عقلی در فهم شریعت و تکیه کامل بر روایات، از مهم ترین مواردی است که میان آن دو به نوعی همگن و متجانس می نماید.در این پژوهش، تلاش شده است تا گوشه هایی از مشابهت هایی این دو جریان، به ویژه در نوع نگاهی که به عقل دارند، مورد تامل و بررسی قرار گیرد.
زنا، تنها به واسطه تعدد و تکرر اقرار (چهاردفعه) اثبات می شود و اقرار به کمتر از آن موجب ثبوت حد نیست. این نظریه ای است که مشهور فقهای امامیه بدان قائلند. در این میان، ابن ابی عقیل عمانی در برابر جریان مشهور قرار گرفته و معتقد است این گونه جرایم به وسیله یک اقرار نیز قابل اثبات است.نویسنده با بازخوانی این مساله و با تحلیل و ارزیابی مدارک و مستندات هر دو قول، نظریه سومی را اختیار نموده است. نویسنده اجمالا معتقد است یک اقرار اگر واجد تمام شرایط نفوذ باشد، برای اثبات زنا کافی است. تنها در زنای موجب رجم به دلیل وجود روایات در این زمینه، اثبات آن محتاج چهار اقرار مستقل است. اصل و صدر این نظریه علاوه بر دارا بودن دلیل خاص، با عمومات و اطلاقات ادله نظیر عموم «اقرار العقلا علی انفسهم جایز» سازگار است و فقره پایانی آن با «اصل احتیاط در دماء» همخوانی بیشتری دارد.
مقاله ی حاضر با هدف مطالعه تطبیقی شعر صائب تبریزی و میر عابد سیدای نسفی (نمایندگانی ازسبک هندی در ایران و تاجیکستان) در حوزه لفظ و معنا و تبیین اجمالی وجوه اشتراک و اختلاف آنها صورت گرفته است. این مقاله با محوریت متون موجود از آثار دو شاعر گرانمایه سبک هندی انجام شده و سندیت آن براساس متون تاریخ و ادبیات فارسی ایران و تاجیکستان، سبک شناسی، نقد ادبی و دیوان اشعار شاعران مذکوراست. در کنکاشی که بین آثار دو شاعر در مقام مقایسه انجام شد، این نتیجه به دست آمد که دوری و نزدیکی سخنوران، به مرکز و مهد زبان و وضعیت موجود جوامع و ملل و هنجارها و ناهنجاری های فرهنگی در رشد و ارتقای سبک ها بسیار موثر است. در انتها خواننده متوجه خواهد شدکه بلاغت و فصاحت زبانی دقیقا رابطه مستقیم با سطح آگاهی شاعر از زبان شعر و هنجارهای شعر و شاعری دارد و علایق را دگرگون کرده جهت می دهد.«ذوقیست جان فشانی یاران به اتفاق»
هر ملتی به طور حتم از لحاظ ادبی دارای آثاری است که به عنوان برگ زرینی در تاریخ آن ملت می درخشد و از افتخارات آنها محسوب می شود. ولی باید اذعان نمود که این شاهکارها از جنبه خاصی شاهکار محسوب می شوند، نه از همه ابعاد و جنبه ها. اما تامل در نهج البلاغه، گویای این حقیقت می باشد که سخنان علی (ع) محدود به زمینه خاصی نیست چرا که او انسان تکامل یافته ای در همه ابعاد وجود بشری است؛ شگفتی این مطلب زمانی دو چندان می شود که خالق این اثر نفیس، به ظاهر در هیچ کلاس درسی شرکت نداشته و از هیچ دانشمندی تلمذ ننموده است. در تایید این مطلب می توان به سخن ابن ابی الحدید اشاره کرد، که می نویسد:«فصاحت را ببین که چگونه زمام خود را به دست این مرد سپرده است ... سبحان الله! جوانی از عرب در شهری مانند مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است اما سخنانش در حکمت نظری بالا دست افلاطون و ارسطو قرار گرفته است؛ با اهل حکمت عملی شرکت نکرده اما از سقراط بالا رفته است ... » (شرح ابن ابی الحدید، ... ج 145:16). ولی در عمل زانوی ادب در محضر بزرگترین و حکیم ترین معلم بشریت زده تا آنجا که پیامبر گرامی (ص) او را دروازه شهر علم خود دانسته است و اینجاست که به فرموده امام خمینی (ره) باید با جرات و شهامت گفت: و ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه از امام معصوم ما است.
غزل که شاخص ترین نوع شعر است، همواره از آغاز به عنوان پر مخاطب ترین قالب شعری در رودخانه خروشان و زلال شعر فارسی در جریان بوده، با هر موجی سازگاری داشته است و هم چنان با عمری دراز به زندگی خود ادامه می دهد و با داشتن موسیقی و تعداد ابیات مناسب و قدرت انعطاف پذیری، تمام حالات شاعرانه و موضوعات شعری را بر می تابد. در این پژوهش شکل گیری غزل، اینکه چگونه اساس ماندگاری خود را بر پایه های اشعار غنایی استوار ساخته است، همچنین قدمت غنا، اشعارغنایی و کاربرد غزل به معانی گوناگون از جمله:غزل به معنی شعر ملحون، غزل به معنی تغزل، و در نهایت غزل به عنوان قالب شعری، مورد بررسی قرارگرفته است.
رمز یا نماد یکی از فنون بیان هنرمندانه است که در فرهنگ و تمدن انسانی جلوه های گسترده و متنوعی دارد و از دیرباز مورد توجه گویندگان و شاعران بزرگ زبان فارسی قرار گرفته است.با نماد، پرده خیال رنگین تر می شود، چرا که نماد یکی از برجسته ترین انواع صور خیال می باشد. ادبیات ایران سرشار از رمز است. رمز یا نماد در بین تمامی گونه های ادبی چون شعر غنایی حماسی، عرفانی و غیره ریشه دوانده است.در این مقاله ضمن تعریف نماد و بررسی انواع آن، ابتدا رابطه نماد با صور خیال مورد بحث قرار گرفته است سپس کاربردهای نمادین آب و ترکیبات گوناگون آن در غزلیات عرفانی مولوی و عطار همراه با شواهد شعری بررسی شده است.