مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱٬۰۲۱ تا ۳۴۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
نقد و بررسی الگوی نظری روشنفکری دینی درباره مناسبات دین ودولت(مقاله پژوهشی حوزه)
رویکرد دولتهای ساحلی و رژیم حقوقی دریای خزر(مقاله پژوهشی حوزه)
فرصت های جهانی شدن برای انسجام اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن، تکثر فرهنگی و دیدگاه اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مادری به لطافت باران
حوزههای تخصصی:
نماز باب رحمت پروردگار
حوزههای تخصصی:
وجوه سیاسی امام شناسی ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
عصر نوین در پرتو اندیشه های علامه اقبال لاهوری
حوزههای تخصصی:
مدل تصمیم گیری فرآیند تحلیل شبکه ای فازی برای گزینش تامین کننده راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه میزان و نحوه اثرگذاری سیاست ها و اقدامات دولت در بازار خرمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
تبانی واحدهای اقتصادی از دیدگاه حقوق رقابت اتحادیه اروپایی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
تمثیل گرایی فلسفی و پیوند آن با ادبیات تمثیلی مولانا در مثنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل گرایی فلسفی بر پایه اعتقاد به دوگانگی جهان ناسوت و لاهوت، صدور معقول در محسوس و نزول از وحدت به کثرت استوار است. این فلسفه که بر ماهیت دو بعدی تمثیل- روساخت روایی و ژرف ساخت فکری- مبتنی است، ساختاری دو وجهی به حکایت تمثیلی می بخشد که یکی نقش ممثل به داستانی و دیگری نقش ممثل فلسفی را برعهده دارد. درآثار مولانا- به خصوص مثنوی- نیز پیوند میان تمثیل گرایی فلسفی و ادبیات تمثیلی را در ساختار داستانی مثنوی مولانا می توان دید، پیوندی که در ادبیات غرب در ارتباط بین سمبولیزم غربی و ایده آلیسم افلاطونی دیده می شود.در این جستار، ضمن مروری بر ریشه های تمثیل گرایی فلسفی، تجلی این فکر در جهان بینی و آثار مولانا مورد نگرش قرار خواهد گرفت و جلوه های این پیوند میان نظام فکری و بیان ادبی در ساختار داستانی مثنوی مولانا مورد بررسی قرار می گیرد، اشکال ساختاری ظهور این گرایش در قصص مثنوی در سه عنوان تعلیق گریزی، مثل گذاری و تفسیر تمثیلی، تحلیل خواهد شد.
انسانهای اسطوره ای، عارفان نخستین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
«عرفان اسطوره ای»، نخستین و بنیادی ترین عرفانی است که تا اکنون انسان آن را ورزیده است. «عرفان اسطوره ای»، عرفانی است از آن انسان های کهن و اسطوره ای، که در سپیده دمان تاریخ، به گونه ای یکسر طبیعی و ناآگاهانه، آن را می آزموده اند و به کار می بسته اند.گمانم بر آنست که، انسان های اسطوره ای و کهن، نخستین عارفان گیتی بوده اند، چرا که، جهان بینی آنان با عارفان امروزین، البته با نگاهی به فراخی و نه به ژرفی، همسانی هایی داشته است. این جستار، یک همسنجی (= تطبیق) فراخ نگرانه، بر پایه های «حکمت ذوقی»، «خاکساری»، «ریاضت کشی»، «زیباپرستی» و «دست افشانی رازورانه» (= سماع)، میان عارفان امروزین و انسان های اسطوره ای و کهن را به سامان می رساند، و نمونه هایی از اسطوره های «زنده» و «مرده» را برای اثبات این همسانی ها، فرادست می دهد.جدای از این همسنجی (= تطبیق)، عرفان انسان های کهن، نامزد به «عرفان اسطوره ای» به گستردگی، کاویده و بررسیده و آشکار می آید، و نظریه هایی نغز و نو، درباره دست افشانی رازورانه (= سماع) و دین بهی (= زردشتی)، دینی بر بنیاد «زیباپرستی»، نشان داده می شود.
تاثیر دوره آموزشی مدیریت استرس، بر استرس شغلی و باورهای کارامدی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، بررسی تاثیر «دوره آموزشی مدیریت استرس» بر استرس شغلی و باورهای کارامدی معلمان است. روش پژوهش، شبه آزمایشی با اجرای پیش آزمون و پس آزمون است و جامعه آماری این پژوهش را معلمان زن مدارس ابتدایی غیرانتفاعی منطقه 6 تهران تشکیل می دهند. به روش نمونه گیری در دسترس، شش مدرسه شامل سه مدرسه پسرانه و سه مدرسه دخترانه انتخاب شد و پس از اجرای پیش آزمون، 40 نفر از معلمان که بالاترین استرس را گزارش کرده بودند، به صورت تصادفی در قالب گروه های آزمایش و گواه تقسیم شدند. محتوای دوره آموزشی، طی هشت جلسه آموزشی، شامل: برنامه های متنوع مدیریت زمان، شیوه های مقابله مستقیم و غیرمستقیم، جرات ورزی و مدیریت کلاس به گروه آزمایش آموزش داده شد. برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه های استرس معلمان (کی ریاکو و ساتکلیف، 1978) و باورهای کارامدی معلم (تشانن موران و ولفولک هوی، 2001) در پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. یافته ها، نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که میزان استرس معلمان برخوردار از دوره آموزشی مدیریت استرس نسبت به گروه گواه در برخی مولفه ها کاهش پیدا کرده است. همچنین باورهای کارامدی معلمان در مدیریت کلاس ارتقا یافته بود اما در کارامدی راهبردهای آموزشی و کارامدی در درگیر کردن دانش آموزان تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد.
بررسی میزان اثربخشی سبک آموزشی مک کارتی (MAT-4) در مقایسه با سبک های سنتی آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طراحی و ارایه آموزش بر اساس دیدگاه سنتی، اغلب این فرضیه مطرح است که همه یادگیرندگان به شیوه یکسان و مشابه هم یاد می گیرند. حاکمیت چنین دیدگاهی بر آموزش و یادگیری، وجود موضوع مهم تفاوت ها در سبک های شناختی را نادیده می گیرد. سبک شناختی یک فرد به شکل قابل ملاحظه ای بر شیوه ای که اطلاعات در ضمن تفکر و یادگیری عادتا پردازش می شود، اثر می گذارد. تاثیر سبک شناختی بر شیوه پردازش اطلاعات به نوبه خود می تواند اثرات وسیع و بسزایی بر اثربخشی و کارایی آموزش برجای گذارد. با وجود این، شخص از سبک شناختی خود خیلی به درستی اطلاع و آگاهی ندارد؛ زیرا او سبک فرد دیگری را تجربه نکرده است. رویکرد استفاده از سبک های یادگیری ـ شناختی در آموزش، رویکردی است که بر توجه به تفاوت های فردی در آموزش تاکید می کند. دانش در این زمینه به معلمان کمک می کند تا با روشی منظم، آموزش های انفرادی را در کلاس به کار گیرند. «مک کارتی» (1990) با استفاده از تعریف سبک های یادگیری و تغییر دادن آنها، نحوه ای از آموزش دهی را طراحی کرد که به 4-MAT مشهور است. پژوهش حاضر، به مقایسه سیستم آموزش دهی مک کارتی با چهار نوع یادگیرنده (4-MAT) با روش سنتی به منظور آزمون دو فرضیه «بیشتر بودن» و «پایدار بودن» میزان یادگیری بر اساس شیوه (4-MAT)از میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پرداخته است. طرح تحقیق نیمه تجربی و از نوع «پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه» است. جامعه آماری شامل 136 نفر دانش آموز دختر سال سوم علوم انسانی شهر سنندج است که از میان آنان به طور خوشه ای 2 کلاس 20 نفره به عنوان نمونه انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری شامل یک آزمون 120 سوالی 4 گزینه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با اطمینان 97 درصد میزان یادگیری بر اساس سیستم4- MAT پایدار است و با همین مقدار اطمینان میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پایدار نیست؛ در نتیجه، میزان یادگیری بر اساس سیستم 4- MAT از میزان یادگیری بر اساس روش سنتی پایدارتر است.
تاثیر مسایل و چالش های محیط علمی بر جامعه پذیری دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر ضمن بررسی و استخراج مسایل و چالشهای دانشگاهها در کشور ایران -در قالب 26 مفهوم- به رتبه بندی آنها از دیدگاه 260 نفر از دانشجویان دوره دکتری دانشگاه تهران بر اساس بالاترین میزان عینیت در محیط علمی آنان و بررسی تاثیر این مسایل بر جامعه پذیری دانشگاهی پرداخته شده است. در این مطالعه جامعه پذیری دانشگاهی از طریق چهار مقیاس شامل میزان تبعیت دانشجو از هنجارهای دانشگاهی، ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط آموزشی از هنجارهای دانشگاهی، میزان تبعیت دانشجو از ضد هنجارها و ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط علمی از ضد هنجارها سنجش و اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که چالشهای اساسی محیطهای علمی که می تواند به عنوان موانع جامعه پذیری دانشگاهی به حساب آید و از منظر دانشجویان دکتری بالاترین رتبه را دارد، عمدتا دارای ماهیت نهادی و ساختاری اند و عوامل فردی در سطح بعدی قرار می گیرند. همچنین، نتایج تحلیل روابط همبستگی نیز نشان می دهد که این مسایل به طور مستقیم بر پیروی دانشجویان از هنجارها و ضد هنجارهای دانشگاهی تاثیر ندارند، بلکه از طریق تاثیر بر تبعیت محیط علمی از هنجارها و ضدهنجارهای دانشگاهی، جامعه پذیری دانشگاهی و درونی شدن هنجارها در بین دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد.
وظیفه گرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: وظیفه گرایی یکی از نظریات عمده در اخلاق هنجاری است که به دلیل تکثر نظرات وظیفه گرا تعریف واحدی از آن وجود ندارد. معمولا این نظریه در مقابل با غایتگرایی تعریف می شود یعنی نظریه ای است که ایجاد بهترین نتایج را ملاک درستی و وظیفه نمی داند. بر خلاف تصور مشهور، هدف قرار ندادن ایجاد بیشترین خوبی، ملاک وظیفه گرایی نیست. برخی معیارهای دیگر برای وظیفه گرایی ذکر شده است که به نظر ما اصالت ندارند. از جمله این که وظیفه گرایی متعهد به اصل عدالت، نظریه ای غیربهینه ساز، قاعده محور، مطلق گرا و امر محور است و واکنشی احترام آمیز به ارزشها و اشخاص دارد.روش کار: در این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی ابتدا به تبیین و توصیف تعاریف ارایه شده از وظیفه گرایی پرداخته و پس از تحلیل و نقد آنها سعی کرده ایم به تعریفی جامع از وظیفه گرایی برسیم.نتیجه گیری: وظیفه گرایی دیدگاهی است در مقابل غایت گرایی، که دو اصل مورد قبول غایت گرایی یا یکی از آندو یعنی استقلال معنای خوب از درست و تعریف درست به بیشینه سازی خوب را رد می کند. بنابراین وظیفه گرایی به نظراتی گفته می شود که درستی اعمال برای آنها مقدم بر خوبی بوده و مستقل از آن است و درست صرفا چیزی که خوب را بیشینه سازی کند نیست. ملاک درستی اعمال در نظریه های مختلف وظیفه گرایی چیزی از قبیل اصول عقلی مانند اصل تعمیم پذیری، ذات اعمال، امر الهی، قرارداد اجتماعی، اراده و انتخاب فردی یا حقوق است.
بررسی اثرات رفتارهای غیراخلاقی مدیران در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: رفتارهای اخلاقی، مفهومی آمیخته با ارزشهای انسانی و اخلاقی است. به همین دلیل، توجه به رفتارهای غیراخلاقی از اساسی ترین موضوعات پژوهشی در حوزه های مختلف است. هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط رفتارهای غیراخلاقی مدیران با حمایت سازمانی ادراک شده، فرسودگی هیجانی و رفتارهای انحرافی بوده است.روش کار: جامعه آماری پژوهش، کارکنان مرد یک شرکت تولیدی صنعتی در شیراز بودند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های رفتارهای غیراخلاقی مدیران (9 سوال)، حمایت سازمانی ادراک شده (2 سوال)، فرسودگی هیجانی (9 سوال) و رفتارهای انحرافی سازمانی (8 سوال) بود. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، الگوسازی معادله ساختاری و تحلیل رگرسیون واسطه ای مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج حاصل از الگوسازی معادله ساختاری و تحلیل رگرسیون واسطه ای حاکی از آن بود که حمایت سازمانی ادراک شده متغیر واسطه ای پاره ای در رابطه بین رفتارهای غیراخلاقی مدیران با فرسودگی هیجانی و فرسودگی هیجانی نیز متغیر واسطه ای پاره ای در رابطه بین رفتارهای غیراخلاقی مدیران با رفتارهای انحرافی هستند. همچنین الگوی نهایی حاکی از آن بود که رفتارهای غیراخلاقی مدیران رابطه مستقیمی با رفتارهای انحرافی سازمانی دارند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش، الگوی ویژه ای را در باب نقش رفتارهای غیراخلاقی مدیران بر حمایت سازمانی ادراک شده، فرسودگی هیجانی و رفتارهای انحرافی به دست داد. نتیجه گیری مهم اینکه، رفتارهای غیراخلاقی مدیران علاوه بر تضعیف حمایت سازمانی ادراک شده کارکنان و تقویت احساس فرسودگی هیجانی کارکنان، با اثرات فراگیر بر گرایش کارکنان به رفتارهای انحرافی نیز موثر واقع می شود.
نقش ارزشهای اخلاقی و رهبری اخلاق مدار بر کاهش تنش شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ارزشهای اخلاقی همراه با رهبری اخلاق مدار در سازمانها و صنایع، کارکردهای متعددی دارند. یکی از این کارکردها، کاهش فشار و تنش بر کارکنان است. در این پژوهش نقش ارزشهای اخلاقی و رهبری اخلاق مدار بر تنش شغلی کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است.روش کار: جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن در پاییز 1388 (حدود 7000 نفر) تشکیل داده اند. نمونه پژوهش به تعداد 385 نفر با استفاده از نمونه گیری طبقه ای- تصادفی می باشد. ابزارهای مورد استفاده در سنجش متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه 15 سوالی تنش شغلی (با سه خرده مقیاس به نامهای تنش ناشی از ناکارآمدی تصوری، تنش ناشی از ابهام و محدودیت مسوولیت و اختیار، و تنش ناشی از تعارض و تضاد) پرسشنامه 9 سوالی رهبری اخلاق مدار و پرسشنامه 4 سوالی ارزشهای اخلاقی بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج نشان داد که بین ارزشهای اخلاقی با تنش ناشی از ابهام و محدودیت اختیارات و مسوولیت، تنش ناشی از تعارض و تضاد و تنش شغلی کلی، رابطه معنادار وجود دارد. رهبری اخلاق مدار نیز با تنش شغلی کلی و ابعاد آن رابطه منفی و معناداری داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری اخلاق مدار تنش ناشی از ناکارآمدی تصوری، تنش ناشی از ابهام و محدودیت اختیارات و مسوولیت و تنش شغلی کلی را پیش بینی می کند. اما برای تنش ناشی از تعارض و تضاد هر دو متغیر ارزشهای اخلاقی و رهبری اخلاق مدار دارای توان پیش بین معنادار بودند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که رعایت معیارهای ارزشی و اخلاقی در قالب رهبری اخلاق مدار، زمینه های کاهش تنش شغلی را فراهم می آورند.







