شرایط رقابتی کسب و کار امروز، عمده نگرانی و تکاپوی سازمان ها در جهت بقا و توسعه فراگیرسرمایه های ناملموس آنهاست.ازدیگرسو وجود رهبرانی باهوش اخلاقی بالا که کار را درست انجام می دهند و اعمال آنها پیوسته با ارزشها و عقاید شان هماهنگ است،عملکرد بالایی دارند و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند می زنند این امر می تواند زمینه سازاین سرمایه های نامشهودازآنجمله سرمایه اجتماعی سازمان گردد.سرمایه اجتماعی مولدی است که موجب ارتقاء سطح همکاری اعضای اجتماع،پایین آوردن سطح هزینه ها، بهبود ارتباطات و حفظ کارکنان و در نهایت بهبود عملکردمی گردد. این پژوهش نیزبه بررسی میزان هوش اخلاقی مدیران وتاثیرآن برسرمایه اجتماعی سازمان می پردازد،که برای بررسی هوش اخلاقی مدیران ازپرسشنامه استاندارد هوش اخلاقی مدل لینک و کیل و سرمایه اجتماعی از طبقه بندی ناهاپیت و گوشال استفاده شده است.نوع تحقیق پیمایشی-توصیفی است که در ادبیات تحقیق از منابع کتابخانه ای و به منظور آزمون فرضیات از روش میدانی به کمک پرسشنامه ای با 46 سوال 5 گزینه ای با طیف لیکرت استفاده شده که ازبین 564 مدیربانکهای دولتی شهراصفهان 208 نفربه عنوان نمونه با استفاده ازفرمول کوکران انتخاب شده و اطلاعات جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها حاکی از این است که هوش اخلاقی و مولفه های آن از سرمایه های اجتماعی سازمان محسوب می شود و از بین این مولفه ها مسئولیت پذیری با5/25درصد بیشترین قدرت تبیین سرمایه اجتماعی را دارد و درمرتبه دوم دلسوزی با 8/7 درصد و در مرتبه سوم صداقت 3/3 سرمایه اجتماعی را تبیین می کند و در مجموع 7/36 درصد سرمایه اجتماعی را تبیین می کند و بخشش پیش بینی کننده معنی دار سرمایه اجتماعی نیست و از مدل پیش بینی حذف شده است.بنابراین هرچه مدیران از هوش اخلاقی بالاتری برخوردار باشند،سرمایه های اجتماعی ارزشمندی برای سازمان هستند.
پژوهش حاضر با توجه به اهمیت بحث کنترل جمعیت در جامعه، موضوع عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موثر برمیزانباروری زنان شاغل در آموزش و پرورش شوشتررا مورد توجه قرار می دهد. در نتیجه هدف اصلی آن شناخت عوامل مهم تأثیرگذار بر میزان باروری است. جامعه مورد مطالعه زنان شاغل در آموزش و پرورش شوشتربوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. سطح تحلیل، خرد و واحد تحلیل، زنان شاغل هستند. اطلاعات لازم باتکنیک پرسشنامه جمع آوری گردیده است. روش تحقیق به صورت اسنادی و پیمایشی بوده، و با استفاده از جدول یک بعدی و دو بعدی، نمودار پراکنش، ضرایب پیرسون و اسپیرمن فرضیه های مختلف مورد آزمون قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفته و نتایج تحقیق نشان می دهند، که از بین هشت فرضیه مورد بررسیتعداد هفت فرضیه مورد قبول واقع شده و تعداد یک فرضیه اثبات نشده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است. که متغیر هایی مانند تحصیلات، درآمد، سن ازدواج والدین،علاقه به فرزند ذکور، نگرش، آگاهی، میزان استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری با میزان باروری رابطه معنی داری و معکوسی داشته و بر روی آن تاثیر گذار است. بدین صورت که با افزایش این متغیرها میزان باروری کاهش می یابد. همچنین بین متغیر نوع شغل سرپرست خانواده (شوهر) ومیزان باروری رابطه ای یافت نشد.
حسابرسی معمولاً در شرایطی که روابط نمایندگی حاکم است، برای کاهش تضاد منافع مطرح می شود. افزون بر آن ،یکی از سازوکارهای نظام راهبری شرکتی مناسب،انجام حسابرسی است. بنابراین، در این تحقیق به بررسی تاثیر برخی روش های نظام راهبری شرکتی بر انتخاب حسابرس شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1385 تا 1388 با استفاده از روش تابلویی1 در قالب سه فرضیه پرداخته شده است.نتایج نشان می دهد که بین تعداد اعضای غیر موظف هیات مدیره وتفکیک مدیر عامل از هیات مدیره با انتخاب حسابرس رابطه معناداری وجود دارد.امّا بین درصد مالکیت سهامدار عمده و انتخاب حسابرس رابطه معناداری دیده نشد.
یافته های نظری نشان می دهد که نظام ارزشی به عنوان محوری ترین اعتقاد فرد تلقی شده و رفتارهای او را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نظام ارزش ها، شخصیت و تغییر است. این بررسی با استفاده از روش مطالعه مروری و کتابخانه ای به سامان رسیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که گشودگی به تجربه، سازگاری و مسئولیت پذیری از ابعاد پنج گانه شخصیت با ارزش ها بیشتر در ارتباط است. عوامل مهمی در تغییر ارزش ها مؤثرند که از جمله جهانی شدن، فردگرایی و نفوذ تفکر دوران مدرن است. بنابراین، پابه پای تغییرات در مناسبات زندگی فردی و اجتماعی در هنجارها و ارزش های ذهنی نیز تغییرات رخ می دهد. تعلیم و تربیت و یک نگاه بنیادین دینی در پرورش شخصیت می تواند در حفظ ارزش های بنیادین در مقابل تغییر مؤثر باشد.
ملاصدرا به عنوان یکی از حکمیان متأله در سنت فلسفة اسلامی و پلانتینگا به عنوان فیلسوف خداباور در ساحت تفکر فلسفه غربی، هر کدام با مبانی و تئوری های خاصی به تحقیق و تدقیق ژرف دربارة مسأله بسیار مهم شرور پرداخته اند. ملاصدرا با استفاده از مبانی اصالت و خیر بودن وجود، عالم، قادر و حکیم بودن خدا و احسن بودن نظام هستی و راه حل های عدمی بودن شر و تبیین شر ادراکی و مجعول بودن شرور و غلبة خیرات بر شرور و طرد نگرش اومانیستی در مسأله شر، مشکل شرور را حل می کند. پلانتینگا بر اساس معرفت شناسی اصلاح شده و برخی مبانی الهیاتی و انسان شناسی مسیحی و با استفاده از توصیف جهان ممکن مورد نظر و نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، اثبات می کند که مسألة منطقی شر با وجود خدا تناقض ندارد. و هم چنین پلانتینگا بر این نکته توافق دارد که قدرت خداوند شامل فرض جی ال مکی نمی شود، این دو متفکر در اصل اعتقاد به خدا، عالم، قادر و خیر بودن خدا و مرید آفریدن انسان مشابهت، اما در نوع مواجهه و تفسیر ذاتی و ناظر بودن پاسخ به شرور اخلاقی یا طبیعی و دفاع از عدل الهی و احسن بودن نظام هستی و غلبه نگاه منطقی با یکدیگر تفاوت دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه های دولتی تهران و مقایسه این ویژگی ها به تفکیک جنسیت، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل انجام گرفته است. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد شده «سنجش ویژگی های شخصیتی کارآفرینان ایرانی» در 8 بعد با ضریب پایایی 909/0 است. نتایج و یافته های این تحقیق حاکی از آن است که دانشجویان نمونه در ابعاد ریسک پذیری، سلامت فکر و چالش طلبی در وضعیت ضعیف قرار داشته، در ابعاد کانون کنترل، توفیق طلبی، عمل گرایی و رویاپردازی در وضعیت قوی، در بعد تحمل ابهام در وضعیت بسیار قوی و در کل روحیه کارآفرینی دانشجویان نمونه دارای وضعیت قوی ارزیابی شده است. سایر نتایج نشان می دهد که میان دو گروه دانشجویان زن و مرد در خصوص میزان برخورداری از ریسک پذیری، رویاپردازی و چالش طلبی و در کل بین روحیه کارآفرینی تفاوت معنادار وجود دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی با رویکرد چندوجهی لازاروس بر افزایش رضایت زناشویی زنان بود. جامعه ی مورد مطالعه ی این پژوهش کلیه زنان متأهل عضو بسیج سبزدشت بودند. برای اجرای پژوهش ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده از مجموع 200 نفر از اعضاء بسیج، تعداد 30 نفر انتخاب شدند. 15 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه قرار داده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (47 سوالی)بود، که پس از انتخاب افراد در دو مرحله(پیش و پس از اجرای آموزش) به وسیله افراد گروه آزمایش و گواه تکمیل شد. پس از جمع آوری داده ها، نتایج با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس، تجزیه و تحلیل شد. نتیجه ی پژوهش نشان داد تفاوت میانگین های بدست آمده در گروه آزمایش و گواه از لحاظ آماری معنی دار می باشد و این به این معنی است که آموزش گروهی بر مبنای رویکرد چندوجهی لازاروس موجب بهبود رضایت زناشویی در کل و همین طور بهبود رابطه جنسی و ارتیاط آنها با همسران شان، شده است
امنیت یکی از مولفه های اساسی رفاه اجتماعی می باشد، و زنان به عنوان سرمایه های انسانی هر جامعه ای، نقشی موثر در پیشبرد تعالی و اهداف جامعه دارند؛ این مهم جز با احساس امنیت آن ها در عرصه های اجتماعی امکان پذیر نخواهد شد، لذا این پژوهش برآن است عوامل اجتماعی موثر بر احساس امنیت اجتماعی در میان زنان شهر سنندج را تبیین نماید. روش پژوهش، پیمایشی بوده، جامعه آماری زنان 18 تا 65 سال شهر سنندج هستند، از بین آن ها تعداد 250 نفر نمونه انتخاب شد. یافته های توصیفی بیانگر احساس امنیت اجتماعی متوسط در بین زنان شهر سنندج است که برابر با 67/31 بود. یافته های تحلیلی حاکی از روابط معنادار بین امنیت محل سکونت و حمایت اجتماعی با احساس امنیت اجتماعی زنان بوده و متغیرهای پایبندی مذهبی، پوشش مناسب، پایگاه اقتصادی - اجتماعی و رسانه های ارتباط فرهنگی، رابطه ای با احساس امنیت اجتماعی نشان ندادند. تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد به طور کلی متغیرهای پیش بین حدود 30 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین می نمایند. نتیجه این که مولفه های امنیت محل سکونت و حمایت اجتماعی با احساس امنیت اجتماعی زنان شهر سنندج رابطه دارند، هم چنین، وضعیت نامناسب اقتصادی، مزاحمت های خیابانی و همسر آزاری از مهم ترین دغدغه های بسیاری از زنان این شهر را تشکیل می دهد.
هدف این پژوهش بررسی اثرات استفاده از حرکت مقاومتی بالاتنه (پرس سینه) و پایین تنه (پشت ران) در تناوب های استراحتی بر میزان درک فشار کار (RPE)، مقدار لاکتات و کمیت اجرای حرکت جلو ران با بار 75 درصد یک تکرار بیشینه بود. 15 مرد اندام پرور با میانگین 9/1± 9/20 سال، قد 5/4± 6/175 سانتی متر، و وزن 2/5±8/74 کیلوگرم، داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و سه جلسه تمرین را به فاصله 48 ساعت از یکدیگر انجام دادند. آزمودنی ها در هر جلسه یکی از مدل های فعالیتی L1 (حرکت جلو ران با استراحت غیرفعال)، L2(حرکت جلو ران با حرکت پرس سینه و استراحت غیرفعال) و L3 (حرکت جلو ران با حرکت پشت ران و استراحت غیرفعال) را تا سرحد خستگی و با فاصله استراحتی 3 دقیقه انجام دادند و تعداد تکرارها در نوبت های مذکور ثبت گردید. میزان درک فشار کار و لاکتات خون، پیش و پس از فعالیت های مختلف، ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. نتایج نشان داد تعداد تکرارها در نوبت های متوالی هر سه مدل فعالیتی کاهش یافته و بین توانایی حفظ تکرار در نوبت های متوالی به ویژه در مدل فعالیتی L2 تفاوت مثبت معنی داری وجود دارد (05/0P<). همچنین، تفاوت معنی داری بین مدل های فعالیتی L2 و L3 و L1 و L3 در توانایی حفظ تکرار وجود داشت (05/0P<). در میزان درک فشار آزمودنی ها بین همه مدل های فعالیتی تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0P<). همچنین، این نتایج نشان داد از بین مقدار لاکتات تولیدشده در مدل های فعالیتی L2 و L3 و L1 و L3 تفاوت مثبت معنی داری در مورد روش L2 وجود دارد (05/0P<). بنابراین، باتوجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد استفاده از مدل های تمرینی به شکل ترکیب تمرینات اندام تحتانی و فوقانی علاوه براینکه زمان کل تمرین را کاهش می دهند، کمیت تکرارها را با میزان درک فشار کار و مقدار لاکتات کمتر نسبت به سایر مدل های تمرینی در حد بالاتری نگه می دارند.
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات دایره ای ویژه و عمومی- متداول یا کلاسیک- آماده سازی بر آمادگی جسمانی و فیزیولوژیکی بازیکنان تمرین کرده بسکتبال مرد بود که محقق به منظور رسیدن به این هدف تعداد 12 نفر از بازیکنان بزرگسال دعوت شده به اردوی آمادگی تیم بسکتبال ذوب آهن غرب کشور (تیم اسدآباد- همدان دسته یک کشور) را انتخاب و به طور تصادفی به دوگروه شش نفره تمرین ویژه و عمومی 29/5± 08/26 سال، قد77/6± 91/185 سانتی متر، وزن00/8± 66/77 کیلوگرم تقسیم کرد. هردو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده سازی به مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هرجلسه 40 دقیقه به صورت متناوب خارج از فصل مسابقات به تمرین پرداختند. گفتنی است که هردو گروه تمرینات بسکتبال را نیز در کنار این تمرینات، یعنی تمرینات وی ژه و عمومی آماده سازی انجام دادند. تأثیر اجرای تمرینات آمادگی ویژه و عمومی بر متغیرهای وابسته تحقیق، یعنی حداکثر توان بی هوازی، حداقل توان بی هوازی، میانگین توان بی هوازی و شاخص خستگی (توسط آزمون RAST)، توان انفجاری پاها (توسط آزمون پرش عمودی سارجنت)، حداکثر سرعت دویدن (توسط آزمون یویو)، درصد خستگی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی (توسط آزمونRHIET )، سرعت دویدن (توسط آزمون 20 متر سرعت) و توان هوازی (توسط آزمون چندمرحله ای 20 متر رفت وبرگشت ) طی مراحل پیش آزمون و پس آزمون، اندازه گیری شد. نتایج آزمون های آماری درصد ضریب تأثیر کوهن و تی مستقل در سطح 05/0≥ P نشان داد که در مورد متغیرهای توان هوازی، شاخص و درصد خستگی به نفع گروه تمرینی وی ژه، حداکثر و میانگین توان بی هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن به نفع گروه تمرینی عمومی، اختلاف میانگین های بین دو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده سازی معنی دار بود، ولی در باب حداکثر سرعت دویدن، حداقل توان بی هوازی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی اختلاف میانگین های دو گروه قابل ملاحظه نبود. به طور کلی، از یافته های تحقیق برمی آید که بهتر است مربیان رشته ورزشی بسکتبال جهت بهبود برخی شاخص های فیزیکی و فیزیولوژیکی و آماده سازی بازیکنان این رشته ورزشی از جمله توان هوازی، شاخص و درصد خستگی از تمرینات ویژه بسکتبال (تمرین دایره ای ویژه) و برای بهبود حداکثر و میانگین توان بی هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن از تمرینات عمومی در کنار هم استفاده کنند
هدف از این پژوهش، تبیین نقش واسطه گری سبک های مقابله ای در رابطه هوش هیجانی با رضایت از زندگی در زنان دارای مشکلات خانوادگی بود. جامعه آماری زنان مراجعه کننده به مراکز های مشاوره در سطح شهر شیراز بودند، که از بین مراکز ده مرکز به صورت تصادفی انتخاب شدند. و تمامی زنانی که در یک فاصله زمانی 3 ماهه (آبان تا آخر دی ماه) به دلیل مشکلات خانوادگی به این مراکز مراجعه کرده بودند و حاضر به همکاری شدند،150 نفر می شدند، که به عنوان نمونه آماری در این پژوهش شرکت داده شدند. طرح این پژوهش از نوع همبستگی بود. داده ها از راه پرسشنامه رضایت از زندگی دینر،پرسشنامه هوش هیجانی شاتوپرسشنامه سبک های مقابله ای موس و بیلینگز و الاه جمع آوری و مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها نشان داد سبک های مقابله ای نقش واسطه گری معناداری در رابطه هوش هیجانی و رضایت از زندگی ایفا نکرد.