هدف پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر بخشودگی خیانت در زنان و مردان آسیب دیده است که به صورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان و مردان ایرانی در سال ۱۴۰۳ بود که در زندگی مشترک فعلی یا گذشته خود، از سوی همسرشان مورد خیانت قرار گرفته و وی را بخشیده بودند. شیوه نمونه گیری، غیرتصادفی داوطلبانه و از نوع گلوله برفی بود و از میان شرکت کنندگان، ۱۴ نفر (۹ زن و ۵ مرد) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تحلیل داده ها، از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه، به شکل گیری ۷۱ واحد معنایی انجامید که با توجه به اشتراکات موجود، در قالب ۱۷ زیرمضمون دسته بندی شدند. درنهایت، زیرمضمون ها در قالب ۴ مضمون اصلی طبقه بندی شدند که عبارت اند از: مؤلفه های مربوط به فرد، مؤلفه های مربوط به همسر، مؤلفه های مربوط به رابطه و مؤلفه های مربوط به محیط و فرهنگ. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که فرآیند بخشودگی خیانت در روابط زناشویی، تنها محدود به واکنش های فردی نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیده ای میان عوامل شخصیتی، کیفیت رابطه پیش و پس از خیانت، واکنش های هیجانی و رفتاری همسر خاطی و نیز مؤلفه های فرهنگی و محیطی است. به نظر می رسد یافته های این پژوهش، ضرورت به کارگیری رویکردی جامع و چندبُعدی در مشاوره و درمان روابط زوجی را در سازمان دهی مداخلات درمانی مؤثر برجسته می کند.