آیین اهل حق یکی از مسلک های التقاطی در غرب ایران است که زادگاه آن در هورامان اما رشد و گسترش آن در استان کرمانشاه می-باشد. در مورد تاریخ پیدایش آیین اهل حق مطلب مستند و استواری در کتب تاریخ و ملل و نحل در دست نیست. اما با این وجود برخی تاریخ پیدایش آیین اهل حق را مربوط به قرن دوم می دانند که تا قرن هفتم به صورت سینه به سینه حفظ و جزء اسرار بوده است. این مسلک در سال 640 هجری تحت رهبری شخصی به نام «سلطان اسحاق» یا به زبان محلی «سلطان سهاک» رواج پیدا می کند. این آیین، دارای آداب و رسوم خاصی می باشد که از جمله آن، اعتقاد به حلول یا تجلی ذات حق در جامه بشر، سرسپاری و داشتن «پیر» و « دلیل» و به جم خانه رفتن است. بنابراین، در نوشتار حاضر، به شکل گیری آیین اهل حق، که شامل مباحثی چون پیدایش، بزرگان و مؤسسان، اعتقادات و آداب و رسوم می-باشد، پرداخته می شود.
روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است. همچنین تکیه اصلی این جستار بر رساله «سرانجام» به عنوان مهمترین منبع مکتوب اهل حق قرار دارد.
حاکمیت پهلوی و سیاست گذاران فرهنگی آنها به منظور تحقق ایدئولوژی رسمی خود و هدایت جامعه به سوی الگوهای مدرن، از آموزه ها و مباحث تاریخی بخصوص تاریخ ایران باستان، که از زمینه لازم جهت بازسازی هویت مدرن جامعه ایران برخوردار بود بهره وافری بردند. از این رو، مشاهیر و چهره های شاخص فرهنگ باستانی و اسطوره ای ایران همچنین رخ دادها و آثار روزگار باستان که به تهییج احساسات ناسیونالیستی کمک می کرد مورد تاکید قرارگرفت. این آمیختگی و بهره برداری افراطی سیاست از تاریخ، موجب دگرگونی در مباحث تاریخی و مانع رواج واقعیت ها و حقایق تاریخی شد و آسیب جدی را بر پیکره ی آموزه های تاریخی وارد کرد. این مقاله، کوشش دارد تا به نتایج بهره برداری افراطی، از جمله رواج اندیشه ی شاه پرستی در مباحث تاریخی که از عوامل آسیب زای آن نیز بود، بپردازد.
واپس ماندن ایران دوره قاجار نسبت به پیشرفت فرنگستان، سبب شد روابط خارجی ایران، در کانون نگاه آسیب شناسانه ی ایرانی فرهیخته قرار گیرد. پدیدار شدن سیاست خارجی بایسته، در واکنش به خصلت های مناسبات فرامرزی قاجاران بوده است. با بسامدکاو ی رساله های ناظم الدوله، ویژگی های سیاست خارجی کامروا برشماری و نشان داده می شود که انتقاد او از رفتار خارجی قاجاران، دربرگیرنده ی کدام ویژگی ها بوده است.
یکی از مکان های مهم در مجموعه تاریخی تخت جمشید، کاخ تچر است. از دیدنی های این کاخ، تعدادی کتیبه است که به پادشاهان، امیران و حاکمان معروف، از پیش از اسلام تا دوره قاجاریه تعلّق دارد. از جمله این کتیبه ها، دو کتیبه عضدالدوله دیلمی است. عضدالدوله در یکی از کتیبه های خود به بیان واقعه حمله ابن ماکان به اصفهان و لشکرکشی به اصفهان برای دفع او می پردازد و کتیبه دوم از خوانده شدن کتیبه ساسانی توسط دو دانشمند ایرانی به فرمان او خبر می دهد. در این مقاله، ضمن بررسی واقعه تاریخی، به نکاتی که می توان از این دو کتیبه استنباط کرد، می پردازیم. پاسخ به این پرسش که چرا عضدالدوله در تخت جمشید از خود کتیبه ای به یادگار گذاشته است، ما را به یکی از سیاست های مهم عضدالدوله یعنی احیای برخی از آداب و سنن ایران باستان، رهنمون می سازد. همچنین، از این کتیبه ها می توان به استفاده از خط و زبان پهلوی در آن دوره و همچنین تسامح مذهبی آل بویه به ویژه عضدالدوله پی برد.
تشیّع و تسنّن اصفهان مباحثه ای است که شاید زیاد موردتوجه بوده و هست. البته، تسنّن این حوزه در منابع مورد تأکید قرارگرفته است؛ آن هم تسنّن افراطی. از جمله گزارش های تاریخی که در این باره بسیار مورد توجه و استناد قرارگرفته، مهاجرت مورخ شهیر شیعی، ابن هلال ثقفی، مؤلف کتاب مشهور الغارات، است که برای تغییر افکار مردم این شهر از کوفه به اصفهان مهاجرت کرد و کتاب المعرفه خود را که در مناقب اهل بیت (ع) و مثالب دشمنان بود، در آنجا قرائت کرد و تا آخر عمر در همان جا ماند و از دنیا رفت. مقاله حاضر تأملی بر این موضوع دارد و نشان داده که آنچه در کوفه شایع بود، با آنچه واقعیت تفکر سیاسی مذهبی حوزه اصفهان بوده است فاصله داشته، بلکه فضای مذهبی حاکم بر اصفهان عصر ثقفی، یعنی اواخر قرن سوم و نیمه اول قرن چهارم، با گرایش تشیّع و برعکس، شهرت تسنّن افراطی اصفهان بوده است.
سؤال اصلی مقاله این است که الگوی پراکندگی، ساخت و تزیین بناهای دوران سلجوقی چگونه است؟ بدین منظور، داده های اولیه با روش میدانی و کتابخانه ای گردآوری و طبقه بندی شده و شهرها، روستاها و شواهد معماری برخوار در دوره ی سلجوقیان معرفی شده است. سپس عناصر معماری و کارکرد آثار با مطالعه نقشه ی بناها معرفی شده و بر پایه ی مقایسه ای تطبیقی، الگوی حاکم بر ساخت و تزیین آنها تبیین شده است. پس از آن، با استفاده از نظریه ی مکان مرکزی کریستالر، سکونت گاه های مرکزی و اقماری دشت برخوار شناسایی و نحوه اثرگذاری و اثرپذیری مراکز سکونتی این دوره بر یکدیگر، مطالعه و مکان های مرکزی و اقماری معرفی شده است.
از مهم ترین دستاوردها و نتایج مقاله، وجود الگوی مشخص در ساخت کاروانسراها و مساجد سلجوقی برخوار است. به عبارت بهتر، الگوی ساخت کاروانسراهای برخوار استفاده از نقشه ی منظم، متقارن و از قبل تعیین شده، شکل یابی بر محور مخالف با وزش بادهای مخرّب شرقی، شمالی و غربی (محور مورّب)، پلان چهارایوانی، قرارگیری اتاق های سکونت مسافران در چهار طرف حیاط، استفاده از سنگ لاشه به عنوان مصالح اصلی، استفاده از گل و گچ به عنوان ملات و اندود و عدم وجود تزیینات در کاروانسراها را نشان می دهد. همچنین الگوی مشترک مساجد سلجوقی برخوار شامل گنبدخانه ی کاملاً همسان و هم اندازه، فرم اولیه ی یک ایوانی، تک مناره ی شاخص با تزیینات آجرکاری با نقوش لوزی شکل به شیوه هشت و گیر، تزیینات آجرکاری، توپی های گچی ته آجری و آجرلعابدار در گنبدخانه ها، کتیبه های کوفی ساده و کوتاه، تزیین آجر پیش بُر با نقوش گره چینی شش بند و شمسه و ترنج است. همچنین از دیگر نتایج این پژوهش، شناسایی مکان های مرکزی و اقماری در دشت برخوار است.
اسماعیلیان در تاریخ مذهبی خود چندین بار دچار انشقاق شده اند. مهم ترین این جدایی ها بر سر جانشینی المستنصر بالله(487-427ه.ق.) هشتمین خلیفه فاطمی در 487ه.ق. رخ داد، بدین ترتیب که گروهی از اسماعیلیان به امامت و خلافت احمد قایل شدند و به مستعلویه(مستعلیه) مشهور گردیدند و گروهی دیگر از امامت نزار پشتیبانی کردند و به نزاریه معروف شدند. اسماعیلیان مستعلوی که پس از این جدایی توسط خلافت فاطمی حمایت می شدند، در 524ه.ق و بر سر جانشینی الآمر(524-495ه.ق) مجددا دچار اختلاف شدند. گروهی از آنان قایل به امامت عبدالمجید حافظ(544-526ه.ق) پسر عموی آمر شدند و خلفای فاطمی را از این زمان تا پایان حکومت فاطمی امام می دانستند و حافظیه لقب گرفتند و گروه دیگری که به امامت و غیبت پسر خردسال آمر، معروف به طیب اعتقاد پیدا کرده و به طیبیه شهرت یافتند. فرقه ی اخیر که دیگر با توجه به پذیرش امامت عبدالمجید حافظ توسط دستگاه رسمی دعوت فاطمی، در مصر جایی نداشتند، با حمایت حکومت صلیحی یمن و بخصوص ملکه سیده اروی، که از مدت ها قبل به عنوان دست نشانده فاطمیان در جنوب عربستان فعالیت می کردند، توانست ادامه حیات دهد و حتی پس از سقوط دولت صلیحی یمن نیز برای مدتی در این سرزمین باقی بماند و در نهایت نیز با فراهم شدن شرایط به هند منتقل شود. در این میان طیب به عنوان آخرین امام و مهدی اسماعیلیان نقش و جایگاه مهمی در این مذهب دارا گردید، که این مقاله به بررسی زندگانی او می پردازد.
تاریخ پزشکی مسلمانان، یکی از عرصه های مهم در مطالعات تاریخ و تمدن اسلامی است. جامعه ی اسلامی از روزهای آغازین شکل گیری، به دلیل نیاز، به پزشکی توجه کرد و مسلمانان ضمن استفاده از تجربیات پزشکی جوامع پیش از اسلام، همچون ایرانیان، هندیان و رومیان که از طریق ترجمه منتقل می شد، به تألیف آثار و انتقال تجربیات خود مبادرت ورزیدند. کی یا داغ کردن اعضای بدن، یکی از تجربیات طبی و شیوه های مرسوم جوامع بشری در زمینه ی درمان بیماری ها بود که زمان و مکان پیدایش آن معلوم نیست و تقریباً در تمام جوامع متمدن بشری به کار رفته و نسل به نسل منتقل شده است. این اصطلاح و شیوه ی درمان که در میان پزشکان مسلمان نیز رایج شده بود، هم در احادیث و روایات دینی و هم در ادبیات ملت های مسلمان، اعم از عربی و فارسی، به شکل های گوناگون مورد توجه قرار گرفته و مراتب و اثرات خاصی داشت و تا زمان شکل گیری پزشکی جدید، برای معالجه ی بسیاری از بیماری های بیرونی و درونی بدن آدمی، به کار می رفت. در بسیاری از کتاب های پزشکی مسلمانان، درباره ی ضرورت استفاده از داغ کردن و انواع بیماری های قابل درمان با این شیوه و شکل و جنس ابزارهای مورد استفاده، مطالب قابل توجهی آمده و شیوه های اجرایی آن نیز شرح داده شده است.
با فروپاشی سلسلة ساسانیان جامعه ایران در ابعاد مختلف دچار تحول و دگرگونی شد، هویت ایرانی نیز از این تحولات بی بهره نماند. با توجه به تغییر در عناصر هویتی، ایرانیان دچار بحران هویت شده و تلاش برای برون رفت از این بحران را آغاز نمودند. با توجه به اهمیت موضوع هویت و ضرورت پژوهش درمورد آن در این مجال در پی آنیم که «هویت ایرانی» را در دو قرن اول اسلامی مورد بررسی قراردهیم و به اجزا و عناصر هویتی ازبین رفته و تغییر ماهیت داده اشاره نموده و به هدف اصلی این مقاله که واکاوی نقش «آگاهی تاریخی» در بازسازی هویت ایرانی در دورة جدید است، نایل شویم. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و با رویکرد «سازه گرایی اجتماعی» موضوع را مورد بررسی قرار داده است. مهم ترین یافته ی حاصل از این پژوهش اینکه: در میان عناصر و مولفه های هویت ایرانی، «آگاهی تاریخی» مهم ترین نقش را در احیا و باز سازی «هویت ایرانی» در دوران اسلامی داشته است. تعریف هویت، تعیین رویکرد مورد نظر در این تحقیق و نگاهی گذرا به علل بحران هویت ایرانی در قرون نخستین اسلامی، نخستین مباحث این مقاله را تشکیل می دهد
سیره نویسی به وسیلة اهل حدیث و با اصول خاص مکتب مدینه جهت به کارگیری سنت پیامبر(ص) به عنوان اسوة مسلمانان، شکل گرفت. در این مقاله ضمن اشاره به علل منع نگارش حدیث پس از رحلت پیامبر(ص)، چگونگی آغاز سیره نویسی و شرح مختصری از پیشتازان این عرصه در مکتب مدینه با تقسیم بندی جدید ، به روش توصیفی- تحلیلی ارائه شده است.
در دورة صفویه برخی از خاندان ها به دلایل مختلف از ایران به سرزمین های مجاور، از جمله هندوستان، مهاجرت کردند. مهاجرت این خاندان ها تأثیرات عمیقی بر حیات سیاسی و فرهنگی این کشورها به جا گذاشت. از جملة این خاندان ها، خاندان طهرانی بود که در دورة صفویه به هندوستان مهاجرت کردند. خدمات این خاندان به سلسلة تیموریان هند از دورة اکبرشاه(963-1014ه .ق) آغاز و در دورة پادشاهی فرزندش جهانگیر(1014-1036ه .ق) به اوج خود رسید؛ چنان که در این دوره غیاث الدین طهرانی و دو فرزندش مهرالنساءبیگم و ابوالحسن خان، عناوین مهمی چون اعتمادالدوله، ملکه و خان-سامانی را به خود اختصاص دادند و در جریان سیاست داخلی و خارجی تیموریان هند نقش فعالی ایفاء کردند. این مقاله بر آن است که ضمن نگاهی به پیشینة این خاندان در دورة صفویه، با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی جایگاه و تأثیر حضور آن ها در حیات سیاسی و فرهنگی دورة جهانگیر تیموری بپردازد.
سبک خاص رهبری حسن صباح و سبک ویژه اطاعت پیروانش، به علت اطاعت محض داوطلبانه پیروان از حسن صباح، یکی از شاخص ترین نمونه ها برای مطالعات سبک شناسی رهبری و فرایند اطاعت محض است. اطاعت مطلق از رهبر، در شرایط اختیار کامل و تا سر حد مرگ توسط اسماعیلیان از حسن صباح، ذهن کنجکاو هر خواننده ای را برای پیدا کردن دلایل این چنین اطاعتی تحریک می کند. در این پژوهش، ضمن بررسی دلایل این موضوع، تلاش شده است تا با مطالعه موردی، رفتار گروه اجتماعی اسماعیلیان در دوران رهبری حسن صباح مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از نوع تحلیل محتوا، دلایل اطاعت محض اسماعیلیان از حسن صباح مورد شناسایی قرار گرفته است. سپس کدهای اولیه با استفاده از نرم افزار MAXQDA چندین مرتبه مورد تحلیل و بازبینی قرار گرفته و در نهایت 4 شاخص اصلی و 18 زیر شاخص از مجموعه داده ها شناسایی گردید. در پایان، با مراجعه به خبرگان و با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی، به اولویت بندی دلایل اطاعت محض اسماعیلیان پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که عواملی چون شان اجتماعی و موقعیت رهبر، قدرت اجبار رهبر و توان ارضاء نیاز های مادی کم ترین تاثیر را بر اطاعت محض این گروه داشته و شاخص هایی چون رهبری مذهبی، فنون تاثیر گذاری اجتماعی رهبر و تعصبات دینی پیروان مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر اطاعت محض داوطلبانه این گروه بوده است. همچنین در بین شاخص های اصلی، سبک خاص رهبری حسن صباح به منزله مهم ترین عامل در فرایند اطاعت مطلق داوطلبانه اسماعیلیان شناخته شد.