فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۹
109 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی همسر آزاری علیه زنان و راهکارهای پیشگیری از آن با تکیه بر نظریه های اجتماعی می باشد. جامعه پژوهش شامل کلیه قوانین حقوقی مرتبط با زنان آزار دیده بود. نمونه پژوهش قانون حمایت از خانواده در مورد زنان آزار دیده از همسر بود. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات از طریق اسنادی و کتابخانه ای انجام شد. هم چنین از تمامی منابع موجود اعم از کتب، مقالات و داده های دیجیتالی استفاده شد. داده ها با روش تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که قوانین کنونی از جمله قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و هم چنین قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ در جهت حمایت کیفری افتراقی از زوجه گام برنداشته است و زوجه در این قانون، از حمایت کیفری مشابه با زوج محروم است. هم چنین سیاست جنایی تقنینی، در نادیده انگاشتن برخی رفتارهای آسیب زا علیه زوجه، مانند عدم پرداخت مهریه، خشونت خانگی، اعمال جنسی به عنف و خشونت آمیز، نیازمند بازبینی جدی از طریق جرم انگاری های ویژه و تشدید کیفر زوج است؛ زیرا عامل قرابت یکی از عوامل مشدده در جرایم علیه تمامیت جسمانی در جرایم حوزه خانواده است.
شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
455 - 476
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از صنایع پویای در حال رشد دنیاست. گردشگری با اهداف مختلفی نظیر بازدید از جاذبه های طبیعی، جاذبه های تاریخی و همچنین کسب سلامت جسم و روح انجام می پذیرد و در این میان، گردشگری سلامت با هدف بهبود سلامت جسمانی و بازیابی سلامت روح انجام می شود. از آنجا که بخش عظیمی از نیروی انسانی فعال در حوزه گردشگری سلامت را پرستاران زن تشکیل می دهند، کارآفرینی این قشر از جامعه از اهمیت به خصوصی برخوردار است؛ به گونه ای که امروزه یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی و سنجش توسعه و پیشرفت بخش گردشگری سلامت هر کشور، میزان مشارکت پرستاران زن خلاق در ارائه مناسب خدمات درمانی به گردشگران بیمار و جویای سلامت قبل و بعد از دریافت خدمات درمانی در مقصد گردشگری است. لذا در این پژوهش تجزیه و تحلیل شناسایی و اولویت بندی شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی ، با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) به مرحله اجرا درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های انگیزه، خلاقیت، اعتمادبه نفس، قدرت مذاکره و مهارت شغلی از مؤلفه های مهم و پررنگ فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در بخش گردشگری پزشکی است.
واکاوی شخصیت پردازی های زنانه در رمان تحت أقدام الأمهات اثر بثینه العیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
273 - 290
حوزههای تخصصی:
ادبیات زنانه به منزله یکی از گونه های ادبی، در کشورهای عربی و به طور خاص کویت از دهه پنجاه آغاز و در دهه هفتاد تا نود به اوج خود رسید. بثینه العیسی به عنوان یکی از فعالان این حوزه با انتشار رمان تحت أقدام الأمهات توانسته است با قلم ادبی خود مشکلات زنان و جامعه در حال گذار کویت را در دنیای داستان به تصویر بکشد. از ویژگی های بارز این رمان، چند صدایی و تعدد شخصیت های زنی است که هریک نماینده طبقه ای از جامعه زنان کویت هستند؛ شخصیت های زنی که به تناوب در داستان حاضر می شوند و نویسنده از ذهن ایشان رنج ها و مشکلاتشان را روایت می کند و تغییر و تحولات جامعه زنان را به تصویر می کشد. به نظر می رسد بثینه العیسی درصدد است ضمن آگاهی بخشی به خوانندگان خود، از تحولی سخن بگوید که با دست یافتن نسل جدید به حقوق از دست رفته خویش به دست آمده است. تحقیق حاضر درصدد است با روش توصیفی تحلیلی شخصیت های زن رمان را مورد تحلیل قرار دهد و تشویش ها و تمایلات درونی شان را به تصویر بکشد. نتایج تحقیق گویای آن است که بثینه العیسی با تکیه بر دانش ادبی و مهارت نویسندگی خود توانسته است در رمان تحت أقدام الأمهات، آرا و اندیشه های فمینیستی خود را بیان کند و با کلیشه سازی های فرهنگ مردسالار به مقابله برخیزد. العیسی در این اثر ادبی با آفرینش شخصیت های مختلف زن، اندیشه های مردسالار و زن ستیزانه جامعه کویت را منعکس می کند و دو واکنش «تسلیم شدن» ایشان را در نسل قدیم و «عصیان گری» را در نسل های جدید به نمایش می گذارد.
بررسی کانون های صوفیانه زنان در سده های سوم تا هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
627 - 643
حوزههای تخصصی:
سده های چهارم تا هشتم هجری دورانی که تصوف و مراکز وابسته به آن در تمام سرزمین های جهان اسلام گسترش یافته بود، بستر مناسبی برای رشد و کنشگری زنان در این زمینه فراهم آمد. در این دوران، تجربه زیسته زنان در طریق سیر و سلوک عرفانی، نقش کلیشه ای آنان را که تنها در قالب مادر، همسر، فرزندآور و موجودی وابسته به مرد، بازنمایی شده بود؛ دگرگون ساخت. در این سده ها، زنان صوفی مجلس درس داشتند و سالک می پروردند، و برخلاف انتظار خانقاه داری می کردند و برداشت مردانه پنداشتن این طریق را به چالش می کشیدند. تمرکزاصلی این مقاله بر شناخت مکان های عبادت و زهد ورزی و خانقاه ها و کانون های زنانِ اهل تصوف، به روش توصیفی-تحلیلی، است. براساس داده های موجود زنان پیش از شکل گیری خانقاه ها، بیشتر در خانه ها سیر و سلوک می کردند و در دوره شکل گیری طریقت ها، در مجالس و برخی خانقاه های اهل تصوف، آموزش می دیدند و از سده پنجم به بعد شهرهای مکّه و قدس به سبب فضای زیارتی و مجاور شدن زائران و صوفیان، کانونِ گونه ای خانقاه زنان بود که جنبه نگهداری و دستگیری از زنان نیازمند را نیز داشت. به نظر می رسد این خانقاه ها زمینه ساز کانون های دیگری به نام رباط در شرق سرزمین های اسلامی مانند دمشق، قاهره و حلب و حتی آناتولی بوده باشد. در طریقت هایِ تسامح مدار مانند مولویه و بکتاشیه نیز زنان افزون بر حضور در مجالس آموزشیِ اهلِ تصوف، خانقاه داری می کردند. به این ترتیب زنان با مدیریت خانقاه ها و آموزش تعالیم صوفیانه و عرفانی به مرتبه ای از استقلال و رهبری جمعی و مرشدیت دست یافتند.
تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان (CEDAW)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در دنیای نوین، جنبش های گوناگونی به نام زنان و برای زنان، در گوشه و کنار جهان فعالند که اندیشمندان و نهادهای بین المللی را در راستای حمایت و بازسازی موقعیت زنان در زندگی اجتماعی برانگیخته است. برون داد و محصول این حرکت ها، اسناد و تعهدات بین المللی در باب زنان است که الزاماتی را فراروی دولت ها و ملت ها قرار داده است. از مهم ترین این اسناد «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که ارزیابی و بازاندیشی آن، اهمیتی بنیادی و راهبردی داشته و رسالتی را بر دوش افراد و نهادها قرار می دهد. بر این اساس، توجه به منع و تحریم، راهگشا نبوده و لازم است که در این موضوع، راهکارها و الگوهای جایگزین ارائه شود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف جمهوری اسلامی ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، نظر به این که قوانین و مقررات هر کشور، تجلی و مصداق مبانی و اصول حاکم بر آن جامعه بوده و مبانی فکری حاکم بر کشورهای غربی و سازمان های بین الملل، مبتنی بر اعلامیه حقوق بشر و تشابه و یکنواختی کامل در حقوق زن و مرد است، مقدمه و مواد کنوانسیون زنان نیز مبتنی بر این طرز تفکر است و با مبانی فکری و اصول حاکم بر کشورهای اسلامی، تفاوتی چشمگیر دارد. همچنین شاخصه های توسعه زنان در عرصه های مختلف تحصیلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی نشان از این دارد که جمهوری اسلامی ایران به الگویی بومی و بدون نیاز به شاخصه های توسعه غربی برای پیشرفت زنان در عرصه های مختلف دست پیدا کرده است.
افزایش کیفیت زناشویی در در بستر باورهای سنتی جامعه: یک مطالعه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر افزایش کیفیت زناشویی در بستر باورهای سنتی جامعه بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه زمینه ای بود که به دلیل اهمیت موضوع" کیفیت زناشویی" تلاش شد از طریق مصاحبه با زوجین چهارمحال و بختیاری ضمن شناخت باورهای فرهنگی مطرح شده از سوی زوجین در خصوص مسائل و موضوعات خانواده و زناشویی(ساختار)، به فهم استراتژی هایی بپردازد (فرآیند)، که این زوجین جهت افزایش کیفیت زناشویی خود در ساختار موجود، اتخاذ می کنند. در این پژوهش 20زوج (40 مرد و زن) با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. داده ها از طریق روش نظریه زمینه ای مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در این پژوهش ضمن اذعان به برخی زمینه های معیوب فرهنگی همچون حاکمیت فرهنگ شرم، حاکمیت کلیشه های نقشی، نگاه منفی به خانواده های اصلی، نبود فرهنگ تفکر جمعی و اهمیتِ قضاوت " دیگران" در زندگی زناشویی؛ به اتخاذ استراتژی های موثر برای افزایش کیفیت زناشویی می پردازند. استراتژی هایی همچون استراتژی پذیرش و تغییر، تعهد و تعادل، اعتدال رفتاری با خانواده های اصلی، واقع گرایی و مهم انگاری همسر. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت کیفیت زناشویی مسئله ای است که اولاً باید با توجه به بستر هر جامعه مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و در ثانی ضروری است کیفیت زناشویی به عنوان یک متغیر خرد، در سطح کنشگران اصلی خانواده یعنی"زن و شوهر" مورد بررسی قرار گیرد
طلاق و آسیب های آن بر خانواده و اجتماع
حوزههای تخصصی:
طلاق یکی از مهمترین عوامل ازهم گسیختگی بنیادی ترین بخش جامعه یعنی، خانواده است. بررسی شرایط علی طلاق نشان می دهد که تبعات طلاق منحصر به خانواده و اعضای خانواده نیست بلکه این پدیده باعث متزلزل شدن اجتماع نیز می شود. در مقاله حاضر، انواع طلاق، ابعاد طلاق، عوامل و زمینه های پیدایش طلاق و آسیب هایی که بر اعضای خانواده وارد می کند، بررسی می شود. بررسی های انجام شده نشان می دهد که طلاق، پس لرزه هایی دارد که ویرانگرتر از زلزله اصلی است که متأسفانه از دید جامعه مخفی مانده و به طور غیر علنی در جامعه در حال رواج است. آسیب هایی که طلاق بر روح و روان فرزندان وارد می کند گاه بسیار جبران ناپذیر است.
خط و نمود دیگری در آثار هنرمندان زن مهاجر کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
115 - 138
حوزههای تخصصی:
مهاجرت مسئله ای فرهنگی است که تداعی گر مفاهیمی مانند هویت، از خودبیگانگی، غربت و نوستالژی است. مهاجرت بر اندیشه و آثار هنرمندان تأثیر مستقیم می گذارد. آثار هنرمندان مهاجر به واسطه بیان مضامین ویژه در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، هنرمندان مهاجر کشورهای اسلامی نیز توانسته اند با نمایش آثار خود ابعاد گوناگون هنر مهاجران را به تصویر بکشند. یکی از جنبه های فرهنگ که در جریان مهاجرت دچار تحول می شود، زبان و به دنبال آن خط است. خط بخشی مهم از آثار هنرمندان کشورهای اسلامی است و وابستگی آن به زبان کارکردهای مختلفی را برای آن به وجود آورده است. در میان هنرمندان مهاجر، زنان هنرمند نیز خط را به عنوان عنصر مهم کار خود برگزیده اند. پرسش اصلی تحقیق این است که نقش خط در آثار هنرمندان زن مهاجر چیست و به چه دلیل از خط و نوشتار در آثار خود بهره برده اند؟ این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی و اطلاعات گردآوری شده کتابخانه ای انجام شده است، بر اساس دیدگاه باختین به تحلیل آثار مورد نظر می پردازد. میخاییل باختین از اندیشمندان قرن بیستم است که در حوزه انسان شناسی نظریه «دیگری» و «دیگربودگی» را مطرح کرده است. او باور دارد انسان همواره به انسان دیگر نیازمند است و از دریچه انسان دیگر به خود نگاه می کند و یکی از عومل تأثیرگذار در شکل گیری و شناخت موقعیت انسان، دیگری است. با مطالعه آثار هنرمندان زن مهاجر از کشورهای ایران، عراق، فلسطین، الجزایر، مراکش و مصر آثاری از لالا الصعیدی از مراکش، شیرین نشاط از ایران و هیف کهرمان از عراق انتخاب شده است. نتایج بررسی نشان می دهد این زنان مهاجر خط را برای بیان هویت و دیگربودگی شان به کار برده و در موقعیت دیگری دست به خلق اثر زده اند و برآن اند تا هویت و دیگربودگی شان را نمایش دهند.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد در دختران نوجوان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش ارزیابی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد بود. تحقیق حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مدارس متوسطه شهر بجنورد در سال تحصیلی 1400-1399 می باشد. به منظور انتخاب نمونه ها 30 دانش آموز به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفری (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) تقسیم شدند. مهارت های زندگی در 10 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. ابزار تحقیق عبارت بود از پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد دلاور و همکاران (1383). جهت تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS 24 استفاده شد. نتایج نشان داد دوره های آموزش مهارت های زندگی در مدارس 9/56 درصد از نگرش نسبت به اعتیاد، 4/45 درصد از اثرات استفاده از مواد مخدر، 3/38 درصد از خطرات استفاده از مواد مخدر و 9/43 درصد از تمایل به مصرف مواد مخدر را تبیین می کند. بنابراین می توان گفت دوره های آموزش مهارت های زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد اثربخشی معناداری دارد.
اخلاق تشریع کیفر برای بانوان در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۱)
148 - 167
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش ها و شبهاتی که امروزه، فراروی آموزه ها ی شرعی قرارگرفته، این است که گفتمان و الگوی اسلام، نگاهی جانب دارانه به حقوق مردان داشته و درزمینه ی حقوق زنان با نوعی تبعیض و جنسیت زدگی همراه است. مدعیان چنین دیدگاهی با پیش کشیدن مصادیقی از احکام فقهی که در بادی امر، موهم رَواداشت تبعیض است، سعی در مدلل کردن نظریه خود نموده اند. جستار حاضر درصدد است تا در راستای رفع شبهه مزبور در حوزه حقوق کیفری، به تبیین سیستم حقوقی اسلام در تشریع کیفر برای زنان بپردازد. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی بوده و ضمن بیان مبانی اخلاقی ناظر بر تشریع مجازات ها برای زنان در فقه امامیه به ارائه احکام کیفری خاص زنان در ارتباط با تشهیر، تبعید، هم جنس گرایی، ارتداد، کیفیت اجرای حدّ، محل نگهداری محکومان و تاخیر در مجازات در شرایط خاص که با عنایت به مبانی مزبور وضع شده اند پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از این است که تشریع مجازات برای زنان در اسلام بر پایه دو مبنای نگاه کرامت محور به زن و رعایت عدالت صورت گرفته و اسلام در حوزه حقوق کیفری، نه تنها نگاه جانبدارانه ای به مردان ندارد بلکه از برخی احکام وضع شده این گونه به دست می آید که سعی در تسهیل و تخفیف مجازات برای زنان است؛ قابل ذکر است که از منظر پژوهش فرارو، وجود چنین تفاوت هایی نه تنها حکایت از تبعیض در تشریع ندارند؛ بلکه از اخلاق و عدالت در قانون گذاری نشئت گرفته و با توجه به ویژگی های متفاوت ژنتیکی و روحی غیرقابل انکار موجود میان زن و مرد، در آموزه های شریعت ورود یافته اند.
طراحی الگوی سبک زندگی دینی زنان: پژوهشی مبتنی بر وصیتنامه شهدای زن در دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک سبک زندگی در مواجهه فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن تحول یافته و مورد چالش جدی قرار گرفته است. از آن جا که جامعه ایران یک جامعه دیندار، دین محور و خدامحور است، توجه به سبک زندگی دینی ضرورت می یابد. این پژوهش بر اساس راهبرد داده بنیاد از انواع پژوهش های کیفی، به طراحی الگویی برای سبک زندگی دینی زنان، بر اساس وصایای هفت تن از شهدای زن پرداخته است. این شهدا علاوه بر نقش مهمی که در عرصه خانواده داشته اند، توانسته اند نقش انکارناپذیر و مؤثری در پیشبرد اهداف دفاع مقدس داشته باشند. پژوهشگر پس از یافتن مفاهیم از وصایا و کدگذاری، آنها را مقوله بندی کرده و در نهایت، به طراحی الگو دست یافته است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که این الگوی همه جانبه، شامل رسالت های زنان در زمینه های فردی و ایدئولوژیکی، مانند: توجه به خداشناسی، خودشناسی و معادشناسی همراه با تأکید کامل به رشد اخلاق فردی است. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که بانوان در روابط زوجین، ارتباط با والدین و فرزندان دارای مسئولیت هستند که مهم ترین آنها تبدیل خانه به کانون محبت و تلاش برای تربیت نسل صالح است. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهد که زنان در عرصه سیاست داخلی و خارجی باید بصیرت داشته، دشمن خود را بشناسند و در قبال رهبر و مؤمنین وظایف خود را انجام دهند و ضمن حضور در صحنه های علمی و فرهنگی، لوازم حضور در جامعه را که مهم ترین آنها متخلق شدن به آداب و اخلاق اسلامی است، رعایت کنند.
ارزیابی تأثیر طلاق بر بزه دیدگی زنان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین زمینه های رشد و توسعه بزه و بزه دیدگی از هم گسستگی خانواده و طلاق است. وقتی بنیان خانواده دچار تزلزل شود، بنیان های اخلاقی و اجتماعی کل نظام اجتماعی متزلزل شده و جامعه به سوی مشکلات گوناگون سوق داده می شود. این پژوهش نیز باهدف ارزیابی تأثیر طلاق بر بزه دیدگی زنان در سطح شهر تبریز انجام شد. پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را زنان مطلقه مراجعه کننده به مرکز مشاوره در شهر تبریز تشکیل می دهد که حجم نمونه توسط فرمول کوکران حدود 170 نفر به طور کاملاً تصادفی انتخاب شد و با پرسشنامه محقق ساخته، نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام گردید. برای به دست آوردن نتایج تحقیق از نرم افزار SPSS و از آزمون پارامتریک T تک نمونه ای با توجه به توزیع نرمال داده ها و تک متغیره بودن آزمون جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون T حاکی از معنی دار بودن تمامی آزمون هاست و نتایج آزمون نشان داد اثرهای فردی، اقتصادی و اجتماعی طلاق بر بزه دیدگی زنان در سطح شهر تبریز با توجه به مثبت بودن T و سطح معنی داری کم تر از 0.05 نیز دارای تأثیر مثبتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پدیده طلاق و پیامدهای جرم شناختی فردی، اجتماعی و اقتصادی آن بر بزه دیدگی زنان تاثیرکاملا مستقیمی دارد. یعنی با افزایش طلاق، نرخ بزه دیدگی زنان افزایش می یابد و با کاهش طلاق، این میزان کاهش پیدا کرد.
تجربه زیسته مادران از تربیت جنسی کودکان پیش از دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تجربه زیسته مادران از تربیت جنسی کودکان پیش از دبستان خود بود. این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد که در آن یازده مادر صاحب یک تا سه فرزند حداقل سه تا شش ساله مورد مصاحبه عمیق و اکتشافی قرار گرفتند. داده ها جمع آوری، ثبت و شناسه گذاری، و سپس در قالب مضمونهای اصلی و فرعی طبقه بندی شد و به روش کلایزی تحلیل شد. تحلیل 205 شناسه اولیه، به شناسایی دو مضمون اصلی بسترهای حفظ معصومیت و بسترهای پیشگیری از سوء استفاده جنسی و هشت مضمون فرعی (مراقبتهای مادران مبتنی بر خود، مراقبتهای مبتنی بر کودک، نظارت بر تماس با محتواهای جنسی، پاسخ به سؤالات جنسی کودک، توجه به نیازهای کودک، احترام و توجه به خواسته های کودک، توجه به ارتباط کودک با دیگران و تقویت مهارتهای خودمراقبتی) منجر شد. ساختار نهایی تجربه شرکت کنندگان حاکی از چندبعدی بودن تربیت جنسی در سالهای پیش از دبستان با استفاده از روشهای مراقبتی و نظارتی، توجه، پاسخگویی و آموزشی بوده است.
مدل یابی علّی طلاق عاطفی در زنان بر اساس صفات تاریک شخصیت: با نقش میانجی عزت نفس جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل یابی علّی طلاق عاطفی بر اساس صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی عزت نفس جنسی در بین زنان شهر اردبیل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی زنان شهر اردبیل تشکیل داد که در پاییز 1398 در این شهر سکونت داشتند. تعداد 150 نفر از این افراد به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. برای جمع آوری داده ها از مقیاس طلاق عاطفی گاتمن، پرسشنامه سنجش صفات تاریک شخصیت جانسون و وبستر و پرسشنامه عزت نفس جنسی زینا و اسچوارز استفاده شد. داده های جمع آوری شده، با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان دادند که صفات تاریک شخصیت ﻣﺎﮐﯿﺎولﮔﺮاﯾﯽ، سایکوپاتی و خودشیفتگی اثر مثبت و معنی داری و عزت نفس جنسی اثر منفی و معنی دار بر طلاق عاطفی دارند. همچنین صفات تاریک شخصیت علاوه بر اثر مستقیم، به طور غیر مستقیم و از طریق میانجی گری عزت نفس جنسی نیز بر طلاق عاطفی اثر گذار می باشد؛ که با توجه به مقدار آماره VAF مشاهده گردید که 5/36 درصد از تأثیر ماکیاول گرایی بر طلاق عاطفی، 7/31 درصد از تأثیر خودشیفتگی بر طلاق عاطفی و 5/34 درصد از تأثیر سایکوپاتی بر طلاق عاطفی از طریق عزت نفس جنسی می تواند تبیین گردد. نتایج مطالعه حاضر اهمیت مداخلات هدفمند معطوف به تغییر یا تعدیل صفات تاریک شخصیت و تقویت عزت نفس جنسی برای پیشگیری یا کاهش طلاق عاطفی را خاطر نشان می کند.
رابطه حمایت اجتماعی با تاب آوری اجتماعی زن ان آس یب دی ده از سیل (مورد مطالعه: شهرستان دلگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه حمایت اجتماعی با تاب آوری اجتماعی زن ان آسیب دیده از سیل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان شهری و روستایی بالای 15 سالِ آسیب دیده از سیل سال 1399 در شهرستان دلگان بود که تعداد آن ها 34280 نفر برآورد شد. برای نمونه آماری پژوهش 256 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده و مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر در محیط نرم افزار ایموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین حمایت خانواده با تاب آوری رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین حمایت دوستان با تاب آوری (روابط ایمن و تأثیرات معنوی) و حمایت دیگران با تاب آوری (شایستگی فردی، کنترل و تأثیرات معنوی) زنان سیل دیده رابطه معکوس دارد. از سوی دیگر بین حمایت دیگران با تاب آوری (روابط ایمن) رابطه مستقیم مشاهده شد. در مجموع نتایج نشان دهنده رابطه مثبت حمایت اجتماعی با تاب آوری زنان آسیب دیده از سیل بود.
بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری و پرخاشگری: نقش واسطه گری غلبه اجتماعی و توجه اجتماعی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
191 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندهای شناختی اجتماعی پرخاشگری در قالب یک مدل علی است. طرح پژوهش از نوع همبستگی و معادلات ساختاری است. روش: جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان نوجوان دختر متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند که تعداد 245 نفر از آنان از راه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شیوه های فرزندپروری بامریند، مقیاس غلبه اجتماعی پراتو، سیدانوس، استالوورث و مال، مقیاس میزان توجه اجتماعی رید و آکینو و مقیاس پرخاشگری باس و پری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از معادلات ساختاری و برای بررسی نقش واسطه گری از دستور بوت استراپ در AMOS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، فرزندپروری آسان گذاری هم دارای اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم با واسطه گری گرایش به غلبه اجتماعی و اجتناب از غلبه اجتماعی بر پرخاشگری بود. فرزندپروری استبدادی نیز دارای اثر غیرمستقیم با واسطه گری گرایش به غلبه اجتماعی و اجتناب از غلبه اجتماعی بر پرخاشگری بود. فرزندپروری دموکراتیک نیز دارای اثر غیرمستقیم با واسطه گری اجتناب از غلبه اجتماعی و توجه اجتماعی بر پرخاشگری بود.
اثربخشی درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر استرس والدگری و رابطه والد-کودک مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
83 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر استرس والدگری و رابطه والد-کودک مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای کودک با اختلال نقص توجه/ بیش فعالی که به مراکز روان شناختی شهر اردبیل مراجعه کرده بود ند. از جامعه مذکور 30 نفر از مادران دارای کودک بیش فعال به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون –پس آزموزن و پیگیری بود. به منظور جمع-آوری داده ها از شاخص استرس والدگری- فرم کوتاه آبیدین (1983) و پرسشنامه رابطه والد-کودک پیانتا (1994) استفاده شد. گروه آزمایش درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک را10 در جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای دوبار دریافت کردند؛ اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از یک ماه ونیم مرحله پیگیری انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نمرات گروه های آزمایش و کنترل در استرس والدگری و رابطه والد- کودک تفاوت معنی داری وجود دارد و درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر کاهش استرس والدگری و ارتقاء رابطه والد-کودک مادران کودکان با اختلال نقص توجه/ بیش فعالی اثربخش بود. این نتیجه در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت.
بازدارنده های شخصی و نهادی به مثابه زیربنای سقف شیشه ای در ارتقای زنان در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
190 - 205
حوزههای تخصصی:
حضور زنان در ساختارهای سازمانی بیش از پیش شده است ولی به نسبت در پست های میدیریتی کمتر دیده می شوند. هدف این پژوهش شناخت بازدارنده های مکمل سقف شیشه ای در ارتقای زنان به پست های مدیریتی است. روش پژوهش بر مبنای پارادایم تفسیری، رویکرد استقرایی و روش کیفی می باشد. داده های پژوهش نیز با ابزار مصاحبه به دست آمد و با استفاده از نرم افزار Maxqda10 تحلیل آن صورت پذیرفت. همچنین تحلیل داده ها به کمک تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش کارمندان و مدیران شهرداری تهران و نمونه آن 19 نفر شامل 14 زن و 5 مرد می باشد. یافته ها نشان داد که موانع مشارکت و ارتقای زنان به جز عوامل و فرایندهای سازمانی، بازدارنده های شخصی و بازدارنده های نهادی نیز هستند. بازدارنده های سازمانی شامل موانع در فضای رسمی و فضای غیررسمی می شود. بازدارنده های شخصی شامل عوامل خانوادگی، نگرشی و مهارتی زنان و بازدارنده های نهادی شامل عملکرد دولت و نقش فرهنگ عمومی جامعه می باشد.
راهکارهای زنان شاغل در مواجهه با فشار نقش
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
27 - 37
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی راهکارهای زنان شاغل در مواجهه با فشار نقش می باشد. جامع ه پژوهش شامل کلیه زنان متاهل شاغل شهر بابل بودند. روش نمونه گیری هدفمند بود که با توجه به کیفی بودن روش پژوهش از روش اشباع نظری برای تعداد آزمودنی ها استفاده شد. در این پژوهش تعداد 18 شرکت کننده برای تحلیل کیفی انتخاب شدند. طرح پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی انجام گرفت. سپس اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با زنان شاغل جمع آوری و به روش کدگذاری نظری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 10و بر اساس نظریه های نقش اجتماعی و تعارض کار و خانواده تحلیل شدند. مفاهیم و مقولات از شرکت کنندگان و عبارت های معنا دار آنان پدیدار شد، به بیان دیگر ؛ تحلیل محتوا از نوع قیاسی استقرایی انجام گرفت؛ بدین صورت که در برخی قسمت ها، با توجه به حساسیت نظری، مفاهیمِ مهم استخراج و نام گذاری شدند. سپس با استفاده از تکنیک تلخیص، برحسب وجوه اشتراک مفاهیم، مقولات اساسی مشخص شدند. یافته ها نشان داد که زنان راهکارهایی چون؛ انکار یا کتمان فشار نقش، سازگاری، توانمندسازی جسمی و روحی، برنامه ریزی کردن، استفاده از مراکز خدماتی، کاهش نقش های سنتی و اجتماعی را در مواجهه با فشار نقش برمی گزینند.
بررسی کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زنانِ دربار عباسی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۷
83 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زنان دربار عباسی می باشد. جامعه مورد مطالعه شامل کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زنان دربار عباسی طی سال های 132-334 هجری قمری بود. نمونه پژوهش مهم ترین کارکردهای زنان دربار عباسی هم چون کنیزان، مادران خلفا و سرایندگان بود. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی است. برای به دست آوردن اطلاعات از روش کتابخانه ای و با مراجعه به کتاب ها و مدارک علمی انجام شد. داده های موثق و مرتبط با موضوع مورد مطالعه با در نظر داشتن گفتمان حاکم بر عصر وقوع حوادث با استفاده از روش تحلیلی صورت گرفت. نتایج نشان داد، در سرزمین های اسلامی به ویژه از عهد عباسیان، جوامع به گروه ها و طبقات گوناگون تقسیم می شدند که هر یک از آن ها از جمله زنان از جایگاه نسبتاً مهمی برخوردار بودند. از بررسی و مطالعه اولیه منابع چنین بر می آید که بعضی از مادران و همسران خلفای عباسی با نفوذ و قدرت سیاسی و اقتصادی خود در صحنه های سیاسی گاه با بروز احساسات، حسادت های زنانه، افزون طلبی و گاه با به کار بستن عقل و منطق در سرنوشت جانشینی خلافت، خاندان های قدرتمند سیاسی و جنگ ها تغییراتی ایجاد کردند و در توطئه های سیاسی نیز نقش داشتند. بعضی از زنان عباسی نیز از موقعیت درباری و مکنت خود در زمینه عمران، آبادانی و فعالیت در امور خیریه سود جستند و برخی نیز در عرصه فرهنگی با سرودن اشعاری غنی اقدام می کردند.