ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۶۸۱.

مدل سازی عوامل موثر بر وفاداری زنان مشارکت کننده در ورزش های تفریحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۳۶۸
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری زنیان شرکت کننده در فعالیت های تفریحی-ورزشی بود. روش : روش پژوهش ازنوع پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی بود۳۶۱نفر از دانشجویان استان بوشهر که در ورزش های تفریحی شرکت داشتند، بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری  انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته بود که در چهار بخش عوامل ورزشی (۱۳ سؤال)، عوامل تفریحی (۱۴ سؤال)، عوامل فرهنگی (۷ سؤال)، عوامل هنری (۸ سؤال) و وفاداری (۱۳ سؤال) تنظیم شد. پرسش نامه ها پس از تأیید روایی محتوا و سازه آن از طریق تحلیل عاملی، در اختیار نمونه آماری قرار گرفت. داده های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری در محیط نرم افزار پی.ال.اس. تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که عوامل ورزشی، تفریحی و فرهنگی به ترتیب با ضریب مسیر (۴۷۸/۰)، (۲۸۵/۰) و (۳۹۰/۰) بر وفاداری دانشجویان مشارکت کننده در ورزش های تفریحی اثر مستقیم و معناداری داشتند. همچنین مشخص شد که عوامل هنری بر متغیر وفاداری تأثیر معناداری ندارد.
۱۶۸۲.

تحلیل پدیدارشناختی استراتژی های برساخت هویت در کنشگران شبکه های اجتماعی مجازی (مطالعه موردی: کاربران اینستاگرام ساکن شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۹ تعداد دانلود : ۵۰۰
در دوره معاصر بخش مهمی از ساحت تعاملات و تبادلات فردی و همچنین تجربیات زیستی افراد در فضاهای مجازی شکل گرفته و قوام می یابد. هدف این پژوهش فهم پدیدارشناسانه استراتژی هایی است که کاربران برای برساخت هویت خویش استفاده می کنند. برای دستیابی به این هدف از روش پدیدارشناسی براون و کلارک استفاده شده است. حجم نمونه با تکیه بر منطق اشباع نظری در روش کیفی، 20 نفر از دختران دانشجوی ساکن شهر کاشان است و فرآیند گردآوری داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد کاربران فضای مجازی در مرحله نخستین ورود خود به این شبکه و در تجارب اولیه در دو وضعیت «نابلدی و ناآگاهی» و «تردید و اضطراب» به سر می برند و بیشتر نقش کنشگر منفعل، مشاهده گر، پذیرنده و پیرو را دارند؛ اما با گذر زمان نقش کنشگر فعال، بر سازنده و روایت گر را پیدا می کنند. از سوی دیگر نتایج حاکی است که کاربران از دو استراتژی عاطفی و عقلانی در برساخت هویت خویش استفاده می کنند. برمبنای استراتژی عاطفی، به شکلی آزادانه تر، رهاتر و سیال عمل نموده و روایت های بیشتری از جنبه های مختلف زندگی و جهان بینی و منش خود را تکثیر می کنند و بر مبنای استراتژِی عقلانی، تنها برداشت ها و برش هایی گزیده شده، ویرایشی، محافظه کارانه و نمایشی، از زندگی خود را روایت می کنند.
۱۶۸۳.

مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و رفتار عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۴۱۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و عادی صورت گرفت. این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود که به صورت گذشته نگر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهرانزلی در سال تحصیلی 98-1397  و همچنین نوجوانان ارجاع داده شده به اورژانس بیمارستان شهر انزلی می شود. حجم نمونه مورد مطالعه 60 نفر (30 دانش آموز با رفتار خودزنی، 30 دانش آموز بدون رفتار خودزنی) بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوکس، پرسشنامه جرئت ورزی گمبریل و ریچی و مهارت های ارتباطی بارتون بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات الگوهای ارتباطی و همه مؤلفه های آن (الگوی شنود، الگوی بازخورد و الگوی کلامی)، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی کمتر از دختران با رفتار عادی است. نتایج به دست آمده حاکی از پایین بودن سطح متغیرهای مورد مطالعه در دختران نوجوان با رفتار خودزنی بود که نیازمند برنامه های آموزشی به منظور افزایش و بهبود سطح این متغیرها در این گروه از نوجوانان است.
۱۶۸۴.

تبیین الگوی خانواده در باروری با رویکرد تحلیلی و استناد برآموزه های قرآنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۲۷۷
براساس داده های منتشر شده از سوی سازمان های مختلف جمعیت شناختی، نرخ باروری در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران در حال کاهش است. این امر می تواند ناشی از دلایل متعددی باشد. با وجود این، دگرگونی های فرهنگی طی چند دهه اخیر، در میان سایر تغییرات، بیشتر از همه خودنمایی می کنند. رشد فردگرایی و تفکرات اومانیستی، تغییرات باورها و نگرش ها، رشد سکولاریسم، دگرگونی در ارزشهای خانوادگی و تحول خواهی در زمره مهم ترین تحولات مرتبط با باروری است. هدف از این پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر در باروری در حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی و تبیین الگویی برای خانواده در زمینه باروری با استناد بر شواهد معتبر و با تکیه بر آموزه های دینی است. براین اساس، روش تحقیق در این مطالعه، از نوع کیفی و به صورت فراتحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه کاملاً معناداری میان متغیرهای فردگرایی، مدرنیزاسیون، دینداری، سکولاریسم و ارزش های خانوادگی در خانواده ها و باروری وجود دارد؛ به این معنا که هر چه میزان التزام به باورهای دینی خانواده بیشتر، سطوح سکولاریسم و فردگرایی کمتر و هر چه میزان توجه به ارزش های خانوادگی بیشتر باشد، نرخ باروری در آن خانواده ها بیشتر است. در این میان مدرنیزه شدن و تبعات متأثر از آن بر خانواده و به ویژه زنان سهم زیادی در تغییر نگرش ها داشته است. بنابراین مهم ترین اصل، تغییر در نگرش، باور و ارزش و کنش در سه سطح فرد، خانواده و جامعه است. نگرش ها در طول زمان و یک فرایند تحولی شکل می گیرند و سپس به به باورها و ارزش ها و نهایتاً به کنش تبدیل می شوند و زمانی که شکل گرفتند تغییر آنها به سادگی امکان پذیر نمی باشد از این رو باید در این زمینه اقدامات مؤثری شکل بگیرد.
۱۶۸۵.

زنان تأثیرگذار اینستاگرامی؛ زنانگی بازنمایی شده در صفحات زنان اینفلوئنسر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۹ تعداد دانلود : ۴۹۰
اینفلوئنسرها از طریق پست های خود در شبکه های اجتماعی رهبران افکار آنلاینی هستند که بر رفتار و روند تصمیم گیری توده ها تأثیر می گذارند. در حال حاضر، بسیاری از اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را زنان تشکیل می دهند. تصویری که آن ها از زندگی شان به عنوان زن ارائه می کنند تصویری تأثیرگذار درباره زن بودگی و زنانگی است. این تحقیق به دنبال بررسی و تحلیل زنانگی نمایش داده شده در اینستاگرام است. برای این منظور، صفحات چهار نفر از زنان اینفلوئنسر ایرانی به عنوان نمونه انتخاب شده و پست های این صفحات با استفاده نشانه شناسی اجتماعی تصویر کرس و ون لیوون تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که چهار نوع بازنمایی زنانگی در این صفحات دیده می شود که «زنانگی بدنمند مدرن»، «زنانگی سنتی با فرمی نو»، «ضد زنانگی مسلط» و «زنانگی در خدمت فضای عمومی» نام گذاری شده است. این انواع در عین تفاوت های روشنی که با یکدیگر دارند دارای اشتراکاتی نیز هستند. آن ها به دو مقوله «بدن زنانه» و «نقش های زنانه» توجه دارند. بدن زنانه و نقش های زنانه تحت تأثیر دو فرایند تجاری شدن و اجتماعی شدن قرار می گیرند که یکی تحت تأثیر گفتمان سرمایه داری حاکم بر شبکه اینستاگرام و دیگری متأثر از گفتمان فمنیستی است. همچنین، در همه انواع زنانگی های نمایش داده شده، گفتمان دینی یا کاملاً طرد می شود یا نادیده گرفته می شود.
۱۶۸۶.

بررسی تطبیقی مفهوم و مبانی نظری «سلامت جنسی» در اسناد بین المللی و آموزه های اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
در پی توجه نهادها و سازمان های بین المللی از جمله «سازمان جهانی بهداشت» به موضوع «سلامت جنسی» به عنوان یکی از وجوه سلامت عمومی ، در مجامع علمی کشور ما نیز به این موضوع توجه شده است، غافل از اینکه اولاً این مفهوم در یک بستر فرهنگی – اجتماعی خاص و به دنبال تحولات بنیادینی ایجاد شده است که از دهه شصت میلادی به این سو، در جوامع غربی در زمینه نگرش عمومی به موضوع روابط جنسی رخ داد و ثانیاً، در تعریفی که مجامع بین المللی از این مفهوم ارائه داده اند، از واژه ها و اصطلاحاتی استفاده شده که درباره مفهوم آنها اختلاف نظر زیادی بین رویکرد غربی و رویکرد اسلامی وجود دارد. با توجه به این موضوع، پیش از هر اقدام در زمینه تبیین احکام فقهی مرتبط با سلامت جنسی و توسعه و ارتقای این موضوع در جامعه اسلامی ایران، باید به یک تعریف بومی برای این مفهوم، بر اساس مبانی نظری اسلام و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران دست یافت. بر این اساس، در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و نیز مصاحبه با کارشناسان به بررسی تفاوت های بنیادین مفهوم و مبانی نظری «سلامت جنسی» در اسناد بین المللی و آموزه های اسلامی پرداخته شده و پس از تبیین این تفاوت ها، تعریفی بومی از این مفهوم ارائه شده است.
۱۶۸۷.

واکاوی نقش و تأثیر قاعده لاضرر در فسخ نکاح به واسطه بیماری های نوظهور(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
اگرچه نظریه قانون مدنی و نظر مشهور فقهاء، بر حصری بودن عیوب موجب فسخ نکاح است؛ اما امروزه با بروز امراض جدید، بسیاری از فقهای معاصر، قائل به تمثیلی بودن عیوب هستند؛ به ویژه این که مبنای فسخ نکاح در عیوب مصرّحه در قانون، نفی ضرر است و این ملاک در امراض نوظهور، به طریق اولی وجود دارد؛ زیرا بسیاری از این بیماری ها، مهلک، مسری و صعب العلاج هستند و تحمل چنین شرایطی از سوی فرد سالم، علاوه بر ورود ضرر، با مشقت بسیاری همراه است. لذا با عنایت به این مطلب که برخی از عیوبی که در قانون مدنی به عنوان عیوب موجب فسخ نکاح شمرده شده، امروزه با پیشرفت های علمی و پزشکی قابل درمان هستند با این حال، باز هم برخی از فقها و حقوقدانان، قائل به فسخ نکاح هستند. در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته، این نتیجه حاصل شد که به طریق قیاس اولویت، که مورد قبول همه فقها است، در عیوب جدیدی که امروزه حادث شده از قبیل ایدز، هپاتیت، سارس، سیفلیس و ... که به مراتب، بسیار خطرناک تر و صعب العلاج تر از عیوب مصرحه در قانون مدنی هستند و در عین حال، تاکنون راه قطعی نیز برای درمان آنها نیافته اند، برای جلوگیری از ضرر همسر دیگر، باید قائل به فسخ نکاح شویم.  
۱۶۸۸.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۹۰
زمینه و هدف : هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه ی تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور شهرستان سنندج بود. روش و مواد: برای اجرای این هدف از روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد . جامعه آماری این پژوهش زوجین نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری بیمارستان بعثت شهر سنندج در سال ۱۳۹۷ بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۱۲ نفری جایگزین شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزارspss-22 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد نسبت به گروه کنترل اثر معناداری بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور دارد ( (p≤0/01. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت توجه به مداخلات زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین بود. واژه های کلیدی: خانواده درمانی ساختاری، تصمیم گیری مجدد، بهزیستی روانشناختی ، زوجین نابارور.
۱۶۸۹.

اثربخشی بسته تلفیقی مهارت های ارتباط صمیمانه و آموزش غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۶۴۰
آسیب های تعاملی زوجین می تواند انسجام خانواده را از هم پاشیده و به سلامت روان زوجین و فرزندان آسیب جدی وارد سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره شهرستان فریدونشهر در سال 1398 بودند که در پرسشنامه آسیب های تعاملی بین فردی به طور معناداری نمرات بالاتر از میانگین کسب کرده بودند. در این پژوهش تعداد 30 زوج با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 زوج). گروه آزمایش مداخله بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج را طی دو نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه آسیب های تعاملی بین فردی (محقق ساخته) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین تأثیر معنادار دارد (p <0/001).
۱۶۹۰.

مقایسه اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۴۰
یکی از شایع ترین و دردسرسازترین نوع اضطراب ها، اضطراب اجتماعی است. فرد در هنگام مواجه شدن ب ا اجتماع دچار ترس و اضطراب می شود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر استرس ادراک شده در زنان صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در سال 1398بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل(هرگروه 15زن) قرار گرفتند. بمنظور گردآوری اطلاعات ازپرسشنامه های اضطراب اجتماعی ترنر وهمکاران(1989) و استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983) استفاده شد. روش پژوهش آزمایشی باطرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه های آزمایشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(8 جلسه 90دقیقه ای) و پذیرش وتعهد(8 جلسه 90دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد، هر دودرمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر کاهش استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی اثربخش بودند(0.01p <) و بین اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر افزایش استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، تفاوت معناداری وجود داشت(0.05p <).
۱۶۹۱.

خط و نمود دیگری در آثار هنرمندان زن مهاجر کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۱۳
مهاجرت مسئله ای فرهنگی است که تداعی گر مفاهیمی مانند هویت، از خودبیگانگی، غربت و نوستالژی است. مهاجرت بر اندیشه و آثار هنرمندان تأثیر مستقیم می گذارد. آثار هنرمندان مهاجر به واسطه بیان مضامین ویژه در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، هنرمندان مهاجر کشورهای اسلامی نیز توانسته اند با نمایش آثار خود ابعاد گوناگون هنر مهاجران را به تصویر بکشند. یکی از جنبه های فرهنگ که در جریان مهاجرت دچار تحول می شود، زبان و به دنبال آن خط است. خط بخشی مهم از آثار هنرمندان کشورهای اسلامی است و وابستگی آن به زبان کارکردهای مختلفی را برای آن به وجود آورده است. در میان هنرمندان مهاجر، زنان هنرمند نیز خط را به عنوان عنصر مهم کار خود برگزیده اند. پرسش اصلی تحقیق این است که نقش خط در آثار هنرمندان زن مهاجر چیست و به چه دلیل از خط و نوشتار در آثار خود بهره برده اند؟ این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی و اطلاعات گردآوری شده کتابخانه ای انجام شده است، بر اساس دیدگاه باختین به تحلیل آثار مورد نظر می پردازد. میخاییل باختین از اندیشمندان قرن بیستم است که در حوزه انسان شناسی نظریه «دیگری» و «دیگربودگی» را مطرح کرده است. او باور دارد انسان همواره به انسان دیگر نیازمند است و از دریچه انسان دیگر به خود نگاه می کند و یکی از عومل تأثیرگذار در شکل گیری و شناخت موقعیت انسان، دیگری است. با مطالعه آثار هنرمندان زن مهاجر از کشورهای ایران، عراق، فلسطین، الجزایر، مراکش و مصر آثاری از لالا الصعیدی از مراکش، شیرین نشاط از ایران و هیف کهرمان از عراق انتخاب شده است. نتایج بررسی نشان می دهد این زنان مهاجر خط را برای بیان هویت و دیگربودگی شان به کار برده و در موقعیت دیگری دست به خلق اثر زده اند و برآن اند تا هویت و دیگربودگی شان را نمایش دهند.
۱۶۹۲.

واکاوی شخصیت پردازی های زنانه در رمان تحت أقدام الأمهات اثر بثینه العیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۲
ادبیات زنانه به منزله یکی از گونه های ادبی، در کشورهای عربی و به طور خاص کویت از دهه پنجاه آغاز و در دهه هفتاد تا نود به اوج خود رسید. بثینه العیسی به عنوان یکی از فعالان این حوزه با انتشار رمان تحت أقدام الأمهات توانسته است با قلم ادبی خود مشکلات زنان و جامعه در حال گذار کویت را در دنیای داستان به تصویر بکشد. از ویژگی های بارز این رمان، چند صدایی و تعدد شخصیت های زنی است که هریک نماینده طبقه ای از جامعه زنان کویت هستند؛ شخصیت های زنی که به تناوب در داستان حاضر می شوند و نویسنده از ذهن ایشان رنج ها و مشکلاتشان را روایت می کند و تغییر و تحولات جامعه زنان را به تصویر می کشد. به نظر می رسد بثینه العیسی درصدد است ضمن آگاهی بخشی به خوانندگان خود، از تحولی سخن بگوید که با دست یافتن نسل جدید به حقوق از دست رفته خویش به دست آمده است. تحقیق حاضر درصدد است با روش توصیفی تحلیلی شخصیت های زن رمان را مورد تحلیل قرار دهد و تشویش ها و تمایلات درونی شان را به تصویر بکشد. نتایج تحقیق گویای آن است که بثینه العیسی با تکیه بر دانش ادبی و مهارت نویسندگی خود توانسته است در رمان تحت أقدام الأمهات، آرا و اندیشه های فمینیستی خود را بیان کند و با کلیشه سازی های فرهنگ مردسالار به مقابله برخیزد. العیسی در این اثر ادبی با آفرینش شخصیت های مختلف زن، اندیشه های مردسالار و زن ستیزانه جامعه کویت را منعکس می کند و دو واکنش «تسلیم شدن» ایشان را در نسل قدیم و «عصیان گری» را در نسل های جدید به نمایش می گذارد.
۱۶۹۳.

بررسی «من» و «منِ اجتماعی» در هویت زنان بخش پهلوانی شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۹۱
هویت، تصویری ذهنی جهت شناخت است و می توان آن را در ویژگی هایی که به هر فرد تشخّص می دهند، یافت. بررسی هویت زنان موضوع کنکاش پژوهشگران مختلفی بوده است. شاهنامه فردوسی از این رو که دربردارنده بخش عمده ای از میراث فرهنگی و اجتماعی ایرانیان است، منبع مناسبی برای بررسی هویت زنان است. متن پژوهش شاهنامه فردوسی تصحیح جلال خالقی مطلق است. روش تحقیق، کیفی و فنّ مورد استفاده، تحلیل محتوا و چارچوب تحقیق، مدل مفهومی است. از دو مفهوم بنیادی «من» و «منِ اجتماعی» برای تحلیل کنش های زنان در شاهنامه استفاده شده است. این پژوهش نشان می دهد که هویت یابی زنان در شاهنامه، نتیجه برتری «من» در خودشان است. در کنش های تمام شخصیت های مورد مطالعه جز سیندخت، من از منِ اجتماعی آشکارتر است. آنجا که بحث انتخاب یا تصمیم گیری است، کنش هایی از زنان سرمی زند که چه بسا در همان لحظه از تفاوت آن آگاه نیستند و وقتی خلاف هنجارها و انتظارات جامعه رفتار می کنند، «من» آشکار می شود. بروز همین کنش های متفاوت و هنجارشکنی هاست که باعث تشخص و فردیت آنان می شود. جسارت در عشق، شجاعت، جنگاوری، خردمندی و سیاست از ویژگی های هویت بخشِ زنان در بخش پهلوانی شاهنامه فردوسی به شمارمی رود.   
۱۶۹۴.

بررسی کانون های صوفیانه زنان در سده های سوم تا هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۳۴۷
سده های چهارم تا هشتم هجری دورانی که تصوف و مراکز وابسته به آن در تمام سرزمین های جهان اسلام گسترش یافته بود، بستر مناسبی برای رشد و کنشگری زنان در این زمینه فراهم آمد. در این دوران، تجربه زیسته زنان در طریق سیر و سلوک عرفانی، نقش کلیشه ای آنان را که تنها در قالب مادر، همسر، فرزندآور و موجودی وابسته به مرد، بازنمایی شده بود؛ دگرگون ساخت. در این سده ها، زنان صوفی مجلس درس داشتند و سالک می پروردند، و برخلاف انتظار خانقاه داری می کردند و برداشت مردانه پنداشتن این طریق را به چالش می کشیدند. تمرکزاصلی این مقاله بر شناخت مکان های عبادت و زهد ورزی و خانقاه ها و کانون های زنانِ اهل تصوف، به روش توصیفی-تحلیلی، است. براساس داده های موجود زنان پیش از شکل گیری خانقاه ها، بیشتر در خانه ها سیر و سلوک می کردند و در دوره شکل گیری طریقت ها، در مجالس و برخی خانقاه های اهل تصوف، آموزش می دیدند و از سده پنجم به بعد شهرهای مکّه و قدس به سبب فضای زیارتی و مجاور شدن زائران و صوفیان، کانونِ گونه ای خانقاه زنان بود که  جنبه نگهداری و دستگیری از زنان نیازمند را نیز داشت. به نظر می رسد این خانقاه ها زمینه ساز کانون های دیگری به نام رباط در شرق سرزمین های اسلامی مانند دمشق، قاهره و حلب و حتی آناتولی بوده باشد. در طریقت هایِ تسامح مدار مانند مولویه و بکتاشیه نیز زنان افزون بر حضور در مجالس آموزشیِ اهلِ تصوف، خانقاه داری می کردند. به این ترتیب زنان با مدیریت خانقاه ها و آموزش تعالیم صوفیانه و عرفانی به مرتبه ای از استقلال و رهبری جمعی و مرشدیت دست یافتند.
۱۶۹۵.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۸۶
گردشگری یکی از صنایع پویای در حال رشد دنیاست. گردشگری با اهداف مختلفی نظیر بازدید از جاذبه های طبیعی، جاذبه های تاریخی و همچنین کسب سلامت جسم و روح انجام می پذیرد و در این میان، گردشگری سلامت با هدف بهبود سلامت جسمانی و بازیابی سلامت روح انجام می شود. از آنجا که بخش عظیمی از نیروی انسانی فعال در حوزه گردشگری سلامت را پرستاران زن تشکیل می دهند، کارآفرینی این قشر از جامعه از اهمیت به خصوصی برخوردار است؛ به گونه ای که امروزه یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی و سنجش توسعه و پیشرفت بخش گردشگری سلامت هر کشور، میزان مشارکت پرستاران زن خلاق در ارائه مناسب خدمات درمانی به گردشگران بیمار و جویای سلامت قبل و بعد از دریافت خدمات درمانی در مقصد گردشگری است. لذا در این پژوهش تجزیه و تحلیل شناسایی و اولویت بندی شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی ، با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) به مرحله اجرا درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های انگیزه، خلاقیت، اعتمادبه نفس، قدرت مذاکره و مهارت شغلی از مؤلفه های مهم و پررنگ فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در بخش گردشگری پزشکی است.
۱۶۹۶.

تأثیر ابعاد توانمندی روانشناختی بر رفتار کارآفرینانه در بین زنان روستایی: الگویی برای ارتقای نقش زنان در توسعه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۱
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی تأثیر ابعاد توانمندی روانشناختی بر رفتار کارآفرینانه در بین زنان روستایی شهرستان مرودشت انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام جمعیت فعال (15 تا 65 سال) زنان روستایی شهرستان مرودشت بودند که با استفاده از جدول بارتلت و همکاران، 227 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای استاندارد بود که روایی آن را اعضای هیئت علمی رشته های روانشناسی و کارآفرینی دانشگاه رازی و پایایی آن را به واسطه محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی کردند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و SmartPLS نسخه سه انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت رفتار کارآفرینانه در بین زنان روستایی شهرستان مرودشت در حدّ متوسط (3) بود. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای نهفته احساس معناداری، احساس اثرگذاری و احساس خودکارآمدی، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار کارآفرینانه در بین زنان روستای شهرستان مرودشت داشتند، این در حالی است که تأثیر معنادار احساس خودتعیینی بر رفتار کارآفرینانه در میان زنان روستایی شهرستان مرودشت تأیید نشد. افزون بر این، نتایج نشان که ابعاد توانمندی روان شناختی حدود 46درصد از تغییرات واریانس رفتار کارآفرینانه در بین زنان روستایی شهرستان مرودشت را تبیین کرد. درنهایت، دستاوردهای نظری و کاربردی حاصل از این مطالعه برای کمک به پژوهشگران و سیاست گذاران به بحث گذاشته شد.
۱۶۹۷.

آنچه بیان نمی شود… تحلیل جامعه شناختی سکوت در روایت هایی از زندگی اجتماعی زنان کُرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۳۵۸
در این مقاله تجربه ی سکوت زنان کرد بر اساس فهم و تفسیر آنان از جنسیت و موقعیت خود، در میدان های کار، خانواده و آموزش مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف، فهم پیچیدگی های اجتماعی و معنایی پدیده ی سکوت در زنان کرد است. این مطالعه با استفاده از نمونه گیری نظری و مصاحبه ی فردی با ۲۰ زن کرد و تشکیل یک گروه متمرکز شش نفره، در چارچوب رویکرد تفسیری - برساخت گرایانه و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. نتایج در ذیل دو مضمون اصلی سکوت هژمونیک و سکوت استراتژیک و نیز مضامین فرعی صورتبندی شدهاند و نشان می دهند زنان، معانی متنوعی به سکوت های خود می دهند و استراتژی های گوناگونی را با سکوت کردن خود در موقعیت های مختلف به کار می گیرند. پیامدهای اتخاذ هر کدام از این انواع سکوت می تواند طیفی از نتایج بازتولید کننده ی سلطه و تثبیت دوباره ی معانی هژمونیک جنسیتی و یا اختلال در بازتولید این معانی را در بربگیرد. این مطالعه با نشان دادن پیچیدگی رابطه بین انقیاد و سوژگی در تجارب زنان کرد از سکوت هایشان نشان می دهد تجربه ی سکوت در پیوستاری از مطیع بودن کامل و سوژگی و عاملیت قرار دارد و نیز مرز میان قربانی و عامل را نمیتوان مرزی مشخص و غیر قابل انعطاف در نظر گرفت.
۱۶۹۸.

بازتعریف هویت زنان همسر از دست داده: مطالعه ای در محله های افسریه و عباس آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۷۱
پرسش آغازین این پژوهش عبارت است از «زنان متأهلی که همسر خود را از دست می دهند، چگونه هویت خود را بازتعریف می کنند؟» این پژوهش بر پایه رهیافت نظریه داده بنیاد انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساخت یافته سیر زندگی و مشاهده است. نظریات گیدنز، کاستلز، جنکینز و گیلیگان در بازتعریف هویت بررسی شد. حجم نمونه 21 نفر از زنان «همسر از دست داده» است که با نمونه گیری هدفمند و نظری در دو محله افسریه (منطقه 15تهران) و عباس آباد (منطقه 6 تهران) انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که زنان پس از قرارگرفتن در موقعیت زن همسر از دست داده و سپری کردن دوران سوگواری، در موقعیت زن «همسر از دست داده» قرار می گیرند. با توجه به داده ها، سه مقوله هویتی اصلی در باره این زنان شناسایی شد که عبارت اند از: 1. زنان همسر از دست داده شاد، 2. زنان همسر از دست داده غمگین و 3. زنان همسر از دست داده سرگردان. زنان شاد به زیر مقوله های 1. زنان همسر از دست داده شاد حمایت طلب، 2. زنان همسر از دست داده شاد مستقل و 3. زنان همسر از دست داده شاد مقاوم دسته بندی می شوند. بازتعریف هویت زنان همسر از دست داده در پنج الگوی پارادایمی 1. زن فناشده، 2. زن حمایت طلب، 3. زن تنها، 4. زن مقاوم و 5. زن مستقل قرار می گیرند. تعمق در روند شکل بندی هویت جنسیتی زنان همسر از دست داده، نشان می دهد که بازتعریف هویت آنان تحت تأثیر منابع اقتصادی فرهنگی و اجتماعی، روابط خانوادگی، سن و وجه مادری «زنان همسر از دست داده» است. هیچ یک از پنج الگوی پارادایمی در دو محله مسلط نبود.
۱۶۹۹.

زنان دانشگاهی و تعارض کار- زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۳۱۸
انباشتگی نقش و وظایف متعدد شغلی و خانوادگی در دانشگاه برای بانوان دانشگاهی تعارض هایی به همراه دارد. برای پاسخ به دو سؤال مهم درباره اینکه: شغل بانوان هیئت علمی در دانشگاه چه ویژگی هایی دارد؟ و بانوان دانشگاهی چه تعارض هایی را در تناسب میان کار و خانواده تجربه می کنند؟ از رویکرد کیفی، انجام دادن مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 26 نفر از بانوان دانشگاهی در رشته های مختلف دانشگاهی و تحلیل تماتیک متون مصاحبه ها با کمک نرم افزار Max Q.D.A ورژن 2018 استفاده شد. در این مطالعه، از چارچوب و معیارهای یک شغل خوب برای بانوان و نظریات تعارض کار زندگی استفاده شده است. یافته ها حاکی از استخراج 2 مقوله اصلی، 6 مقوله فرعی، 25 مفهوم و بیش از 282 عبارت است که در این تحلیل ها فقط از 161 عبارت به طور مستقیم استفاده شد. ماهیت شغل اعضای هیئت علمی مزایایی مانند انعطاف زمان، دستمزد و حضور اجتماعی به همراه دارد، اما مشکلاتی مانند وظیفه محوری، استمرار وظایف شغلی موجب می شود بانوان دانشگاهی همواره دغدغه شبانه روزی داشته باشند و حتی به رغم حضور در خانه، با احساساتی مانند تنش، فشار زمانی، عذاب وجدان مادری، فراموشی نقش و غیره مواجه باشند. درواقع، بانوان دانشگاهی دچار تعارض هایی در مناسبات کار و زندگی خود می شوند که هم در حوزه نقش مادری، نقش همسری، ارتباط با والدین و خویشان و هم اولویت های شخصی شان ادامه دارد.
۱۷۰۰.

زنانگی و برساخت ایدئال های مردانه: مطالعه ای در میان مردان متولد دهه ۱۳۷۰ در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۳۵۰
این مقاله برآمده از مطالعه مردم نگاری است که روی تجارب جنسی ۱۵ نفر از دانشجویان مرد متولد دهه 1370 در تهران انجام شده است. با تحلیل مصاحبه های عمیق و با استفاده از نظریه مردانگی هژمونیک کانل، این مقاله بحث می کند که هنجار باکرگی چه نقش و معنایی در بازتولید ایدئال های مردانه یا تولید اشکال جدید مردانگی برای گروه نسلی مورد مطالعه دارد. جدای از مردانگی هژمونیک که رابطه جنسی را حق خود و حفظ باکرگی را وظیفه و مسئولیت زن می داند، سه گروه دیگر نیز، در طیفی از مردانگی ها تحلیل شده است: «مردانگی معذب»، «مردانگی اخلاق مدار» و «مردانگی رها». مردانگی معذب نزدیک ترین به مردانگی هژمونیک است، زیرا به هنجار باکرگی اهمیت می دهد، اما احساس عذاب وجدان دارد که در عمل به این هنجار پایبند نیست. مردانگی اخلاق مدار با آنکه منتقد هنجار باکرگی است، خود را مسئول و نگران آینده زن و جایگاه اجتماعی او می بیند و همچنان ریشه های مردانگی هژمونیک در آن قابل تشخیص است. در سوی دیگر طیف، مردانگی رها قرار دارد که در عقیده و عمل منتقد هنجار باکرگی است. این مقاله تأکید می کند که هر یک از این اشکال مردانگی را نمی توان به منزله مقوله هایی جدا از هم دید و هریک با دیگری در عین تفاوت، هم پوشانی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان