فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۰۱ تا ۳٬۶۲۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره سیزدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی بازاریابی فعالیت های خیرخواهانه، تبیین نقش جنسیّت در جوانان انجام شد. طرح نیمه تجربی پژوهش، طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه مازندران بودند که از طریق همتاسازی، نمونه لازم برای هر یک از دو گروه آزمایش و کنترل 10 نفر تعیین شد. در این پژوهش افراد در معرض نمایش فیلم تبلیغاتی با مضمون آگهی های خدمات عمومی قرار گرفتند. البته قبل و بعد از نمایش فیلم از هر فرد خونگیری شد، در ادامه افراد به پرسشنامه ای که به منظور سنجش متغیر قصد کمک مالی تهیه شده بود، پاسخ می دادند و در نهایت به همه افراد مبلغ یکسانی بن تحویل داده شد تا هر فرد بعد از نمایش فیلم درباره اهدای آن به مؤسسه خیریه تصمیم گیری کند. تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها با SPSS18 انجام شد. نتایج نشان داد میان مردان و زنان در میزان ترشح هورمون اکسی توسین، قصد کمک مالی به فعالیت های خیرخواهانه و میزان کمک مالی به فعالیت های خیرخواهانه تفاوت معناداری وجود ندارد.
بررسی نگرش زنان نسبت به عوامل مؤثر بر تحکیم خانواده (پژوهشی در بین کارکنان زن دانشگاه های پیام نور استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، زنان علاوه بر تولید نسل و تربیت فرزند، نقش برجسته و مهمی در آرامش و امنیت خانواده داشته اند. به همین دلیل بررسی نگرش آن ها نسبت به عوامل مؤثر بر تحکیم خانواده از اهمیت ویژه ای برخوردار است که هدف اصلی این تحقیق است. این تحقیق در بین زنان هیات علمی و کارمندان دانشگاه های پیام نور استان همدان انجام گرفت و دارای رویکرد جامعه شناختی و روش پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه و روش نمونه گیری تصادفی ساده چندمرحله ای بوده و حجم نمونه 192 نفر برآورد شد. یافته ها نشان داد که به ترتیب (11/74%) عوامل اجتماعی، (24/70%) عوامل عاطفی، (5/69%) عوامل اعتقادی، (8/51) عوامل سیاسی، ( 64/39%) عوامل فرهنگی و درنهایت ( 94/33%) عوامل اقتصادی را بر تحکیم خانواده مؤثر دانسته اند. نتیجه نهایی رگرسیون گام به گام نشان داد که عوامل فرهنگی و عاطفی و اجتماعی (721/0=R) بیشترین تبیین کننده تغییرات متغیر تحکیم خانواده هستند و متغیر اقتصادی برخلاف انتظار تأثیر چندانی نداشته و در آزمون تبیین وارد نشد. متغیر اعتقادی نیز دارای اثر معکوس و منفی بود که به سبک زندگی مدرن و استفاده از رسانه های فرامرزی مرتبط است. از راهکارهای اساسی در تحکیم خانواده ها، آموزش به مردان در داشتنِ رفتار مناسب اجتماعی و ابراز عاطفه و عشق نسبت به همسر و رعایت سبک زندگی متناسب بافرهنگ خودی و آموزش سواد رسانه ای است.
بررسی مؤلفه های تأثیرگذار بر موفقیت زنان کارآفرین قالی باف استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی مؤلفه های مؤثر بر موفقیت زنان کارآفرین مجتمع های قالی بافی و ابزار تحقیق پرسشنامه بود. جامعه آماری تحقیق شامل دویست نفر از زنان کارآفرین مجتمع های قالی بافی استان مازندران بود که 127 نفر به عنوان نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در نهایت، 120 پرسشنامه جمع آوری و تحلیل شد. نتایج توصیفی تحقیق نشان داد که اکثر پاسخ گویان میزان موفقیت زنان کارآفرین مجتمع های قالی بافی را در سطح متوسط ارزیابی کردند. همچنین، نتایج آزمون همبستگی نشان دهنده مثبت و معنی دار بودن رابطه درآمد سالانه، سابقه فعالیت قالی بافی ، عوامل شخصیتی، مشارکت اجتماعی، عوامل قانون گذاری، منابع اطلاعاتی، مدت زمان آموزش بازاریابی و سن با موفقیت زنان کارآفرین مجتمع های قالی بافی بود؛ همچنین، میزان تأثیر تسهیلات بانکی در کارآفرینی، میزان ساعات دوره آموزشی مدیریت مالی، میزان ساعات دوره آموزشی کسب وکار و میزان ساعات دوره آموزشی مدیریت راهبردی با موفقیت زنان کارآفرین رابطه منفی و معنی دار داشتند. نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که مشارکت اجتماعی، عوامل شخصیتی، درآمد سالانه، عوامل قانون گذاری، منابع اطلاعاتی و ساعات دوره آموزشی کسب وکار 90/98 درصد از تغییرات میزان موفقیت زنان کارآفرین قالی باف را تبیین می کنند.
نقش فاصله بین انتظارات و واقعیّتِ رابطة زناشویی در رضایت زناشویی زنان و مردان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره سیزدهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة فاصله بین انتظارات افراد از رابطة زناشویی و واقعیت در حال تجربه زندگی زناشویی با میزان رضایت زناشویی زوجین انجام شد. بدین منظور 146 نفر متأهل(87 زن و 59 مرد) ساکن شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تجارب واقعی زندگی زناشویی، مقیاس انتظارات از زندگی زناشویی و مقیاس سنجش ارتباط بود. نتایج نشان داد در تمام مؤلّفه های رضایت زناشویی فاصله بین انتظارات افراد از رابطة زناشویی و واقعیت درحال تجربه زندگی زناشویی با میزان رضایت زناشویی همبستگی منفی و معنا داری دارد، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد فاصله بین واقعیّات و انتظارات در مؤلّفه های حل تعارض و تعهد، نقش معنا داری در پیش بینی میزان رضایت زناشویی دارند. نتایج همچنین نشان داد که در زنان فاصله بین انتظارات از رابطة زناشویی و واقعیت درحال تجربه زندگی زناشویی در مؤلّفه های خودابرازگری، محبّت، رابطة ایمن، ارتباط، حل تعارض به طورمعنا داری بیش تر از مردان بود
نقش عوامل فرهنگی و رسانه ای در پیش بینی حجاب زنان: مطالعه ای ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به ضرورت شناسایی عوامل موثر بر حجاب و اهمیت شناسایی عوامل فرهنگی موثر بر چگونگی حجاب، در این مطالعه به پیش بینی حجاب و عوامل فرهنگی و رسانه در کشور پرداخته شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن 2868 نفر از دختران و زنان بالای 15 سال کشور به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته حجاب مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد حجاب دارای رابطه مثبت و معناداری با عوامل فرهنگی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که عوامل فرهنگی قادر به پیش بینی 59 درصد از بدحجابی دختران و زنان کشور است. نتایج این مطالعه بیانگر این است که عوامل فرهنگی و رسانه ها نقش قابل توجهی در چگونگی حجاب دختران و زنان کشور ایفا می کند، بنابراین توجه به عوامل فرهنگی برای هرگونه اقدام و برنامه ریزی در زمینه حجاب بیش از پیش اهمیت دارد. واژگان کلیدی: حجاب، فرهنگ، رسانه، زنان
رابطه سبک رهبری، عدالت سازمانی و توانمندسازی روانشناختی با انگیزش شغلی و تعهد سازمانی در کارکنان زن
منبع:
زن و فرهنگ سال ششم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
81-94
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه سبک رهبری، عدالت سازمانی و توانمندسازی روانشناختی با انگیزش شغلی و تعهد سازمانی در کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد اندیمشک بود. حجم نمونه تعداد 30 نفر بود که بصورت سرشماری انتخاب شدند. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه سبک رهبری باس و آوالیو (2004)، پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993)، پرسشنامه توانمندسازی روانشناختیاسپیرتیزر (1995)، پرسشنامه انگیزش رابینسون (2004)پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر(1997) بود. داده ها، با استفاده از روش ضریب همبستگی ساده و همبستگی متعارف مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دو مجموعه از متغیرهای مورد پژوهش با یکدیگر رابطه معنی داری وجود دارد. فردی که سبک رهبری، عدالت سازمانی و توانمندسازی روانشناختی بالاتری داشته باشد، انگیزش شغلی و تعهد شغلی بیشتری نیز خواهد داشت.
وضعیت کسب و کار زنان بافنده فرش اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر ایران در مغرب زمین به مدت چند قرن بیش از هرچیز به فرش ایرانی نامبردار و شناسا بوده است. آثاری که از دوره صفوی در زمینه فرش در موزه های دنیا وجود دارد نمایانگر اوج پیشرفت هنرفرشبافی در ایران عصر صفوی است. اصفهان به عنوان یکی از شاخص ترین شهرهایی که هنر فرشبافی از دوره شاه عباس در این شهر رونق دارد مطرح و مورد توجه بوده، به گونه ای که تاکنون فرشبافی در اصفهان یکی از هنرهای مهم و قابل توجه بوده است.
در این میان با توجه به فضای فکری و فرهنگی حاکم بر اصفهان بافت فرش بدست توانای زنان بافنده صورت می گیرد. با توجه به مشکلاتی که در زمینه بافت فرش در سال های اخیر رخ داده تأثیر آن بر وضعیت معیشت و کسب و کار بافندگان مشهود است. سئوال این است که مسائل و مشکلاتی که در زمینه فرش بافی بوجود آمده چه تأثیری بر وضعیت کسب و کار زنان شاغل در این حوزه گذاشته است. هدف از این تحقیق بررسی همبستگی- علی وضعیت اشتغال زنان بافنده فرش شهر اصفهان و موانعی است که پیش روی این قشر از جامعه قرار دارد. برای گردآوری مطالب از روش میدانی استفاده شده و به منابع کتابخانه ای استناد شده است.
از نتایجی که بدست آمده می توان به موانعی چون فقدان بیمه تأمین اجتماعی، بازنشستگی و از کارافتادگی بافندگان، نوسانات قیمت مواد اولیه، قوانین و آیین نامه ها اشاره کرد. همچنین به نبود سیستم برنامه ریزی شده ای در خصوص بازاریابی وضعیت کسب و کار زنان بافنده فرش اشاره کرد که تهدیدی جدی برای فرش اصفهان است.
نقش فانتزی در وقوع طلاق (مطالعه هفت زوج جوان طلاق گرفته در شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های آسیب شناسانه به پیروی از فلسفه آگاهی برآنند که کجروی افراد؛ یعنی سوژه های انسانی را متأثر از تعیّنات اجتماعی بیرونی و انگیزه های درونی تبیین و تفسیر کنند. این نظریه ها عموماً سوژه آگاه را به عنوان پیش انگاشت در تحلیل خود قرار می دهند. هدف مقاله حاضر آن است که با پیش فرض قرار دادن بُعد ناآگاهِ هستی وجودی سوژه ها و یکی از مصادیق آن؛ یعنی امرخیالی، وقوع طلاق را تفسیر کند. بدین منظور، مفهوم فانتزی در نظریات ژاک لکان به عنوان ابزار مفهومی استفاده شده است تا وجه ناخودآگاه وقوع طلاق را در بین هفت زوج طلاق گرفته تحلیل کند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده است و پژوهش تفسیری راهبر این مقاله خواهد بود. نتایج نشان می دهد که سه نوع آسیب در وقوع طلاق قابل دسته بندی هستند: 1- آسیب های ناشی از فانتزی تحقق نیافته که در بردارنده این موضوع هستند که سوژه ها فانتزی ای برای خود برساخته اند که در آن فرد مقابل قرار نداشته است؛ یعنی فرد مقابل در چارچوب فانتزی دیگری جایی از پیش موجود نداشته است؛ 2- آسیب های مرتبط با تخریب فانتزی توسط فرد مقابل که مشخص می کند یکی از زوجین عناصری از فانتزی طرف مقابل را نادیده گرفته و آن را ویران کرده است؛ به معنای دیگر، فرد مقابل با نگاه خیره غیرممکن فانتزی همسو نشده است؛ 3- آسیب های متأثر از فانتزی هیستریک که طی آن یکی از زوجین با گرفتن میل دیگری بزرگ یا دیگری کوچکی بیرون از رابطه به صورت ناخودآگاه به تخریب رابطه پرداخته است.
بررسی نقش زنان روستایی در نظام بهره برداری دامپروری روستایی (نگرش، انگیزه و موانع مشارکت) در شهرستان چاراویماق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۳ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
439 - 453
حوزههای تخصصی:
هرگونه برنامه ریزی با هدف توسعه اقتصادی جوامع روستایی نیازمند شناخت اولیه جایگاه و نقش زنان روستایی در نظام بهره برداری روستایی است. از این رو،این تحقیق توصیفی پیمایشی با هدف بررسی نقش زنان روستایی در نظام دامپروری روستایی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۶ هزار ۵۷۱ نفر خانوار روستایی شهرستان چاروایماق بود که با استفاده از فرمول کوکران ۱۳۵ نفر از زنان روستایی از طریق نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی انتخاب و مطالعه شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی آن از طریق متخصصان موضوعی تأیید و از طریق پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7 / 0 برای شاخص های ترکیبی مناسب تشخیص داده شد. نتایج تحقیق نشان داد که ۷ / ۶۰ درصد زنان روستایی نگرشی خنثی (میانه) در خصوص مشارکت در فعالیت های دامپروری داشتند. سنگین و سخت بودن کارهای دامپروری مهم ترین مانع مشارکت از دید زنان بود. تأمین مواد غذایی مورد نیاز مهم ترین انگیزه بیرونی و احساس مسئولیت در قبال خانواده مهم ترین انگیزه درونی زنان برای مشارکت در فعالیت های دامپروری محسوب می شد. بیشتر زنان به میزان کمی از رسانه های جمعی اطلاعات دریافت می کردند و مهم ترین منبع اطلاعاتی آن ها تلویزیون بود. زنان بیشترین مشارکت را در فعالیت های شیردوشی و فرآوری و کمترین مشارکت را در فعالیت های مربوط به چرا داشتند.
چشم انداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاه های عزیزه الحبری و کشیا علی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
359 - 378
حوزههای تخصصی:
عنوان «فمنیسم اسلامی» را در اصل ناظران غربی به فعالیت های فکری زنان مسلمان نسبت داده اند. خوانش ادبیات پژوهشی نویسندگان جریان «فمنیسم اسلامی» (و منسوب به آن) نشان می دهد که این پژوهشگران برای ارائه رهیافت های انتقادی و جایگزین به هندسه جنسی جنسیتی اسلامی و میراث معرفتی اسلام، موضوعات و ساحت های گوناگونی را انتخاب کرده اند. در میان نویسندگان اصلی این جریان، عزیزه الحبری و پس از او کشیا علی تمرکز اصلی خود را بر بازنگری فقه اسلامی (سنّی) قرار داده اند. آن ها که از پژوهشگران مطرح این جریان اند، ضمن داشتنِ برخی اشتراکات، نماینده دو دیدگاه متفاوت در «فمنیسم اسلامی» به فقه اند. در حالی که عزیزه الحبری به دنبال فعال کردن ظرفیت های فقه موجود برای استیفای حقوق زنان و پردازشی عدالت طلبانه تر از فقه در مسائل جنسیتی است، کشیا علی سراغ نقد ساختارهای کلان و ریشه ای تر فقه می رود و به این نتیجه می رسد که فقه موجود، آن گونه که در دوره کلاسیک خود از سوی فقها تکوّن یافته و پردازش شده است، نمی تواند یک اخلاق عدالت طلبانه کاملاً برابر را تضمین کند و از این رو باید مورد نقّادی ریشه ای و ساختاری قرار بگیرد. این مقاله، از رهگذر خوانش گسترده و تطبیقی آثار این دو نویسنده، به دنبال پژوهش چشم انداز جریان موسوم به «فمنیسم اسلامی» به فقه اسلامی (سنّی) است.
تاثیر عوامل فرهنگی بر باروری زنان 49-15 سال منطقه 12 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باروری به عنوان یک پدیده ی زیستی، تحت تأثیر عوامل، شرایط و زمینه هایی است که فرهنگ یکی از آنهاست. فرهنگ، نیرویی اساسی در پویایی جمعیت انسانی محسوب می شود. پژوهش حاضر در پی ارائه توصیفی ژرف از تاثیر عوامل فرهنگی بر باروری زنان 49-15 سال منطقه 12 شهر تهران است. پرسش اصلی این پژوهش را بر همین مبنا "" تاثیر عوامل فرهنگی بر باروری زنان "" قرار دادیم. برای پاسخ به این پرسش به انجام پژوهش تحلیلی با رویکرد جمعیت شناختی پرداختم. نتایج پژوهش،.حاکی از آن بوده اند که بین قومیت، هنجارها، مذهب، فشار فرهنگی، ترجیح جنسی، وسائل پیشگیری، تحصیلات و باروری رابطه معنادار وجود دارد و در بین گروههای قومی بیشترین باروری مربوط به گروه قومی ترک زبان این منطقه بوده است. بنابراین رشد جمعیت و رشد فرهنگی متاثر از یکدیگرهستند. ساختار فرهنگی از عواملی است که به عنوان پشتوانه سیاست های جمعیتی می تواند نقش اساسی در کنترل و افزایش باروری ایفا کند.
بررسی تأثیر خانواده و دوستان در خشونت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل مختلف خانوادگی و گروه همسالان بر خشونت دانش آموزان پرداخته است که در آن از تئوری های مختلف روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی استفاده شده است. پژوهش به صورت پیمایشی و به کمک ابزار پرسشنامه، روی 625 نفر از دانش آموزان دبیرستان های پسرانه شهر تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و سیستماتیک اجرا شده است. نتایج یافته های تحقیق نشان داده است که متغیرهای بدرفتاری والدین با فرزندان، تضاد والدین با یکدیگر، عدم نظارت والدین بر رفتار فرزندان، عدم دلبستگی والدین به فرزندان، پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و داشتن دوستان بزهکار با خشونت دانش آموزان رابطه مستقیم و معناداری داشته اند. تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داده است که متغیرهای میزان بدرفتاری والدین با فرزندان، داشتن همسالان بزهکار، عدم نظارت والدین بر فرزندان و پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین بر خشونت دانش آموزان تأثیر مثبتی داشته اند که قوی ترین پیش بینی کننده، متغیر داشتن دوستان بزهکار با ضریب بتای 475/0 و ضعیف ترین آنها پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین با ضریب بتای 093/0 بوده است. همچنین، نتایج تحلیل مسیر نشان داده است که متغیرهای میزان بدرفتاری والدین با فرزندان، داشتن همسالان بزهکار و عدم نظارت والدین بر فرزندان به صورت مستقیم، تأثیر مثبت و معنی داری بر افزایش خشونت جوانان دانش آموز داشته است. متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و عدم دلبستگی به والدین نیز به صورت غیر مستقیم از طریق متغیرهای میانی بر خشونت جوانان مؤثر بوده است.
تحلیل نشانه شناختی هویت جنسیتی در تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
بازنمایی زنان در رسانه ها بیان کننده تصورات عمومی درباره هویت و تفاوت های جنسیتی بوده و مدام در کار خلق یا تأیید یا تغییر این تصورات است. رسانه ها تلاش می کنند آنچه را می خواهند بازنمایی کنند، نه آنچه واقعیت دارد. مفهوم هویت جنسیتی، که در دنیای امروز به واسطه مدرنیته دگرگون شده، از موضوعاتی است که در دنیای واقع و در قاب تلویزیون تفاوت هایی یافته است. از این رو، این مقاله شیوه بازنمایی هویت جنسیتی را در محتوای روایی تلویزیون بررسی کرده است. بدین منظور، با استفاده از تحلیل نشانه شناختی فیسک در سه سطح رمزگان واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی سریال زمانه تحلیل و ارزیابی و با استفاده از رویکرد برساخت گرا در نظریه بازنمایی استوارت هال، به منزله چارچوب نظری، این موضوع بررسی شده است. مؤلفه هایی مانند فردگرایی، استقلال مادی زنان، قدرت تصمیم گیری و انتخاب، الگوهای روابط بین فردی، سبک پوشش و مصرف کالا و نقش های حرفه ای زنان بازنمودی از جست وجوی هویت و مؤلفه های غالب هویتی مدرن اند. به نظر می رسد در این سریال بازنمایی های زنانه نمایش دهنده شخصیتی هستند که خصلت های سنتی و مدرن را به طور تلفیقی به همراه دارند. هویت سنتی با ارزش و نگرش مادری و همسری به منزله هویت برتر بازنمایی شده و هویت مدرن محتوم به بحران است.
مطالعة جامعه شناختی خشونت علیه زنان ازدواج کرده ایرانی و ارمنستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره سیزدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور مطالعة جامعه شناختی خشونت علیه زنان ازدواج کرده ایرانی و ارمنستانی در گروهی از زنان شهر تهران و ایروان انجام شد. بر این اساس 184 زن مورد خشونت قرار گرفتة ایرانی و 33 زن مورد خشونت قرار گرفتة ارمنی که به شیوة نمونه در دسترس به دادگاه ها، مراکز پزشکی قانونی، مشاوره و مراکز غیر دولتی حمایت از زنان مراجعه کرده بودند و 228 زن مورد خشونت قرار گرفتة ایرانی و 112 زن مورد خشونت قرار گرفتة ارمنی که به دلایلی به مراکز فوق مراجعه ای نداشته اند که از نظر سن و زمان ازدواج با گروه نخست همتا شدند، انتخاب شده است. پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود و از پرسشنامه های خشونت علیه زنان، جامعه پذیری جنسیّتی، حمایت ها و سرمایه های اجتماعی و سلامت روان استفاده شد. یافته ها نشان داد که زنان ارمنی خشونت دیده ای که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به گروه کنترل ارمنی از خشو نت های بیش تری رنج می بردند. سطح جامعه پذیری جنسیّتی، دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی شان نسبت به گروه کنترل بیش تر بوده است. سلامت روان زنان ارمنی که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به زنان ارمنی گروه کنترل کم تر بوده است و از افسر دگی شدید رنج می بردند. دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی باعث کاهش اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان علیه همسرانشان بوده است و پیروی بیش تر از الگو های جنسیّتی موجب افزایش اعمال خشونت از سوی مردان ارمنی علیه همسرانشان بوده است. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که زنان ایرانی خشونت دیده ای که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به گروه کنترل بیش تر مورد اعمال انواع خشونت ها از سوی همسرانشان هستند. جامعه پذیری جنسیّتی دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی شان نسبت به گروه کنترل بیش تر بوده است. سلامت روان زنان ایرانی که به دادگاه ها مراجعه داشته اند نسبت به گروه کنترل کم تر بوده است. همچنین دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی باعث کاهش اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان علیه همسرانشان بوده است. و پیروی بیش تر از الگوهای جنسیّتی موجب افزایش اعمال خشونت از سوی مردان ایرانی بوده است. همچنین سرمایه ها، حمایت های اجتماعی ، جامعه پذیری جنسیّتی سهمی تعیین کننده در پیش بینی اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان ایرانی علیه همسرانشان داشته است.
تحلیل عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه اشتغال زنان روستایی شهرستان نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه اشتغال زنان روستایی شهرستان نجف آباد انجام شد. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل زنان روستایی بین 15-64 سال شهرستان نجف آباد بود (7354=N). حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برآورد گردید و180نفر بصورت نمونه گیری با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بوده که اعتبار (روایی) آن با نظر متخصصین و اساتید مدیریت و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران مورد تأیید قرار گرفت. اعتماد (پایایی) ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای هر یک از مقیاس های اصلی پرسشنامه در حد مناسب (بالای 9/0) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSwin نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی مربوط به عوامل بازدارنده نشان داد که متغیرها در هفت عامل زیرساختی- حمایتی، فرهنگی- روانشناختی، مهارتی، اعتماد اجتماعی، ساختاری، انگیزشی-شناختی و تسهیلات بانکی قرار گرفتند که این هفت عامل 50/66 درصد کل واریانس را تبیین می کند. در تحلیل عاملی عوامل پیش برنده 5 عامل آموزشی- حمایتی، فرهنگی- زیرساختی، خانوادگی، مشارکت اقتصادی و نهادی شناسایی شد که این پنج عامل68/60 درصد کل واریانس را تبیین می کند. به علاوه یافته ها نشان داد سهم عوامل بازدارنده بیشتر از عوامل پیش برنده می باشد
بررسی عوامل فرهنگی مرتبط با میزان اعتماد به همسر در بین زنان و مردان متأهل شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، شناسایی میزان اعتماد به همسر در بین زنان و مردان متأهل شهر اصفهان و عوامل فرهنگی مرتبط با آن است. بدین منظور 400 زن و مرد متأهل در شهر اصفهان که بیش از یک سال از ازدواج آن ها گذشته بود با استفاده از روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه جمع آوری گردید. جهت تعیین پایایی پرسشنامه از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین جنس و ارزش های دینی در باب خانواده با اعتماد به همسر، رابطه معنی دار وجود دارد. مردان نسبت به زنان، اعتماد بیش تری نسبت به همسر خود داشتند. هم چنین در نتایج حاصل از مدل رگرسیونی برای متغیر اعتماد به همسر، متغیر ارزش های دینی در باب خانواده در مرحله اول وارد مدل گردید که 45% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمود. سپس متغیر جنس وارد مدل گردید و میزان تبیین را به 47% افزایش داد. در کلیه مدل های رگرسیونی مربوط به متغیر وابسته و ابعاد آن، متغیر ""ارزش های دینی در باب خانواده"" به عنوان اولین متغیر تبیین کننده برای اعتماد به همسر و ابعاد صداقت، صراحت، وفاداری و حسن ظن، و تنها متغیر تبیین کننده تغییرات برای ابعاد امنیت و رضایت عاطفی وارد مدل گردید.
تجربة زیستة دختران نوجوان در نقش همسر (مطالعة ازدواج زودهنگام دختران آران بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوجوان همسری به ازدواج افراد زیر 18 سال اطلاق می شود. یافته های تحقیق از مصاحبه های عمیق با 35 زن در شهر آران بیدگل به دست آمده و با استفاده از تحلیل تماتیک مراحل کار تدوین و نتایج به دست آمده است. از آن جا که این زنان در فرایند انتخاب همسرشان دخیل نبوده اند و به رشد کافی عقلی نرسیده بودند، ازدواجشان در حقیقت توافقی میان والدین دختر و پسر بوده است؛ بنابراین این دختران حتی تصور و شناخت درستی از ازدواج و مسئولیت های مربوط به آن نداشته اند و از نظر روابط اجتماعی و فرهنگی در جامعه و هم چنین روابط شخصی، نظیر برقراری ارتباط مناسب با همسر، فرزندان و اطرافیانشان دچار مشکلات فراوانی شده اند. از سوی دیگر، به دلیل آموزش ندیدن در زمینة مسائل جنسی، بارداری در سنین پایین زمینه ساز مشکلات جسمی و روانی برای این افراد بوده است.
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و بلوغ زودرس بر جامعه پذیری دختران (مطالعة موردی: دختران دوره راهنمایی شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوامع انسانی، از جامعه پذیرکردن اعضای خود اهداف خاصی را دنبال می کنند که مهم ترین آن ها، آموزش خویشتن داری و نهادینه کردن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی است، اما یکی از عواملی که سبب اختلال در جامعه پذیری می شود، بلوغ زودرس است که عوامل زیادی در وقوع آن دخالت دارند. در این پژوهش، به بررسی تأثیر کنترل اجتماعی، استفاده از رسانه های جدید و پایگاه اقتصادی- اجتماعی بر بلوغ زودرس دختران و تأثیر بلوغ زودرس بر جامعه پذیری می پردازیم. روش تحقیق، پیمایشی و جامعة آماری، شامل دختران دوره راهنمایی شهر شیراز است که از میان آن ها با استفاده از فرمول کوکران، 250 نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بر اساس نتایج، بلوغ زودرس جسمی با جامعه پذیری رابطة معنادار دارد. همچنین رابطة متغیرهای استفاده از رسانه های جدید، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و کنترل اجتماعی خانواده با جامعه پذیری معنادار است. از سوی دیگر، متغیرهای استفاده از رسانه های جدید، کنترل اجتماعی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با بلوغ زودرس، رابطة معنادار دارند. همچنین با کنترل متغیر بلوغ زودرس، سطح معناداری رابطه متغیرهای استفاده از رسانه ها، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و کنترل اجتماعی خانواده با جامعه پذیری تغییر می کند. یعنی متغیر بلوغ زودرس، به عنوان متغیر واسط بر رابطه ها تأثیر دارد.