فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقوله جنسیت و محیط زیست در نقدهای ادبی دهه های اخیر افزون بر مسئله نژاد، قومیت، طبقه، زبان و... از چالش های جدید در حوزه های متفاوت علوم انسانی است. رویکرد اکوفمنیستی که پای در جنبش سیاسی، اجتماعی فمنیسم دارد بر ارتباط خاص زن با طبیعت بنا شده است. اکوفمنیست ها از این ارتباط برای مراقبت بیشتر زنان و طبیعت بهره می گیرند. بررسی آسیب زنان و محیط زیست در بحران های اجتماعی سیاسی همچون جنگ ها که تراژدی عمیق انسانی و طبیعی را رقم زده است نشانه هایی از ظلم همزمان و همسان بر هر دو را نشان می دهد. «اندوه جنگ» روایتی از زبان کیئن- سرباز ویتنامی- از جنگ ویرانگر آمریکا با ویتنام است . خوانش مجدد رمان که شخصیتهای متعدد زن در آن حضور دارند با رویکردی اکوفمینیستی و روش تحلیلی توصیفی هدف اصلی مقاله است و ضمن بررسی رابطه همزمان ظلم بر زنان و طبیعت در زمان جنگ به تحلیل داستان بر اساس اکوفمنیسم فرهنگی یا نمادین پرداخته می شود. این شاخه به نقش هنجارهای فرهنگی و رفتار اجتماعی در نوع رفتار مردان با زنان و طبیعت می پردازد
نقدی بر ادله ی لزوم رشد کیفری از منظر فقه و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، برخی از محققان و نویسندگان حقوق جزا در موضوع مسئولیت کیفری اصطلاح «رشد کیفری» را مطرح کرده اند. مفهوم رشد در بیان فقهای امامیه عمدتاً ناظر به مباحث حقوقی و تحقق اهلیت استیفاست. هر چند عنوان رشد در تحقق اهلیت استیفا در مباحث معاملات مهم و اساسی است و بدون آن معاملات سرنوشتی جز بطلان یا عدم نفوذ ندارند، اما افزودن رشد به عنوان عنصری ضروری در کنار بلوغ برای انجام دادن تکالیف شرعی و ایجاد مسئولیت کیفری به بیان شرعی نیاز دارد. به رغم اینکه در بادی امر، چنین دیدگاهی مدرک قرآنی یا روایی ندارد و در میان فقیهان بدون پیشینه است، برخی فقها و حقوق دانان بر این باورند که اصطلاح دیگری از رشد وجود دارد که به معنی «عقل و توانایی فکری» است و این اصطلاح عام شامل مسائل کیفری می شود. پژوهش پیش رو با ناکافی دانستن ادله ی قائلین به رشد کیفری و با نگاهی نقادانه، مستندات آن را بررسی می کند.
واکاوی مسئله زن در گفتمان شعری بشری البستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
119 - 138
حوزههای تخصصی:
زبان از دیرباز با موضوعات اجتماعی در ارتباط بوده و درهم تنیده اند و ارتباط بین این دو امکان ناپذیر است. درحقیقت، تأکید تحلیل گران انتقادی گفتمان بر بافت اجتماعی گفتمان، نشان از این ارتباط ناگسستنی بین گفتمان به انواع مختلف آن و موضوعات اجتماعی دارد. از موضوعات مهم اجتماعی، که بخش گسترده ای از فضای آثار اندیشمندان را به خود اختصاص داده است، موضوع زن و جایگاه اجتماعی اش است. بشری بستانی، شاعر متعهد عراقی، یکی از روشن فکران بزرگ عرصه ادب و شعر معاصر عربی است، که در آثار شعری اش به موضوع زن به منزله ساختاری قومی تمدنی پرداخته است. وی در شعر خویش به دفاع از حقوق زن پرداخته و با وام گیری از بزرگانی چون جبران و ابن عربی و دیگران و با رد مردسالاری و مرگ فرهنگی اجتماعی زن، بر ایجاد توازن بین زن و مرد و رساندن جامعه به رشد و پیشرفت از این طریق همت گمارده است. بشری در گفتمانش برای بیان ایدئولوژی هایش زبانی آمیخته به سنت را به کار گرفته و با استفاده از واژگان نقش گرا و تصاویر فنی در پی تغییر است. در این جستار، سعی بر آن داریم که با روش توصیفی تحلیلی در اشعار بشری بستانی اندیشه این اندیشمند معاصر عرب را بررسی و کنکاش کنیم.
بررسی تطبیقی وضعیت زنان در کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
123 - 147
حوزههای تخصصی:
وضعیت زنان در چند دهه اخیر در بیشتر نقاط دنیا پیشرفت های چشمگیری داشته است. بااین حال، شکاف جنسیتی هنوز در بسیاری از جوامع وجود دارد. این پژوهش، با استفاده از شاخص های بین المللی سنجش وضعیت زنان، به بررسی تطبیقی کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا از حیث توسعه جنسیتی، نابرابری و شکاف جنسیتی می پردازد. روش این پژوهش تحلیل ثانویه داده های بین المللی است که به دو روش تحلیل توصیفی اکتشافی و تحلیل خوشه ای انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل های این تحقیق در خصوص وضعیت این کشورهای اسلامی بر دو الگوی اصلی تأکید دارد: اول آنکه، چنانچه مجموعه این کشورها را به عنوان یک کل در نظر بگیریم، شکاف جنسیتی میان آن ها به مراتب بیشتر و برجسته تر از سایر نقاط جهان است. دوم آنکه، تحلیل های تفصیلی این پژوهش نیز نشان دهنده تنوع و تفاوت های قابل ملاحظه بین این کشورهاست؛ به طوری که می توان آن ها را بر اساس وضعیت زنان در سه شاخص بین المللی به پنج گروه مجزا تقسیم کرد. در این گروه بندی، کشورهای قطر و کویت در دسته یک، کشورهای امارات متحده عربی، تونس، بحرین، عمان، عربستان سعودی و لیبی در گروه دوم، کشورهای لبنان، ترکیه و الجزایر در گروه سوم، کشورهای ایران، سوریه، اردن، مصر، مراکش، پاکستان و عراق در گروه چهارم و یمن و افغانستان در گروه پنجم قرار می گیرند. بر این اساس، به نظر می رسد برای تبیین و شناخت دقیق وضعیت زنان در این کشورها، توجه به تفاوت های متعدد و ناهمسانی آن ها، هم در وضعیت کنونی و هم در روند تحولات وضعیت زنان در سه دهه گذشته، ضروری است.
مطالعه آسیب پذیری اجتماعی زنان سرپرست خانوار و زنان دارای سرپرست در منطقه سلطان آباد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
597 - 620
حوزههای تخصصی:
نرخ جمعیت زنان سرپرست خانوار در دهه های اخیر رشد گسترده ای داشته است. در کنار افزایش نرخ رشد جمعیت، این گروه تغییرات کیفی مانند تغییر ترکیب سنی، تحصیلی، درآمدی و فقر اقتصادی را نیز تجربه کرده اند که مسائل مبتلا به آنان را به مرور از یک پدیده اجتماعی نسبتاً طبیعی به موضوع اجتماعی از جنس آسیب تبدیل کرده است. هدف این مقاله بررسی و تحلیل آسیب پذیری اجتماعی زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنان در مقایسه با زنان دارای سرپرست است. چارچوب نظری مسئله از نظریه های فشار، پیوندهای اجتماعی و نظریه زنانه شدن فقر برگرفته شده است. پژوهش حاضر تحقیقی شبه آزمایشی و بر مبنای تکنیک پیمایش انجام گرفته است. پژوهش دو جامعه آماری دارد. جامعه آماری نخست، شامل زنان سرپرست خانواری است که در کلینیک مددکاری اجتماعی ستایش مهر منطقه سلطان آباد تهران در سال 1394 دارای پرونده فعال بوده اند. روش نمونه گیری این جامعه آماری تمام شماری است. جامعه آماری دوم، زنان دارای سرپرست همین منطقه هستند که برای مقایسه با گروه نخست به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که به لحاظ آماری تفاوت معناداری بین انزوای اجتماعی، گرایش به اعتیاد، بزهکاری فرزندان و فقر اقتصادی زنان سرپرست خانوار و زنان دارای سرپرست وجود دارد. این شواهد ملازم با چارچوب نظری نشان دهنده موقعیت زنان سرپرست خانوار در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه است. فقر و فقدان پیوندهای اجتماعی و در نتیجه، تجربه آن ها از فشار و عدم دریافت حمایت مناسب، چه از نوع رسمی و چه از نوع غیررسمی، این زنان و فرزندانشان را در معرض آسیب قرار می دهد.
کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با آسیب بینایی، شنوایی و اختلال اتیسم
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
63-71
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف؛ بررسی کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با آسیب بینایی, شنوایی و اختلال اتیسم انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران مراجعه کننده به مراکز و مدارس ویژه کودکان با آسیب بینایی و شنوایی و مراکز توانبخشی اختلال اتیسم شهر تهران در سال 1395-96 بود. از بین کل مراکز؛ مدرسه نابینایان شهید محبی و خزائلی, کانون ناشنوایان تهران و مدرسه ناشنوایان نیمروز و مرکز اتیسم دوم آوریل به صورت نمونه هدفمند انتخاب شدند و از بین کل مراکز تعداد 45 مادر مراجعه کننده دارای کودک نابینا, 45 مادر دارای کودک ناشنوا و 45 مادر دارای کودک با اختلال اتیسم(در مجموع 135 مادر) به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی از نوع علی/ مقایسه ای می باشد. از مقیاس کیفیت زندگی واروشربون (36-SF) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چند متغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی سه گروه از مادران , تفاوت معنادری در سطح(01/0< P) وجود دارد و آزمون تعقیبی شفه نشان داد که کیفیت زندگی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم نسبت به دو گروه مادران دارای کودک ناشنوا و نابینا پایین بود و کیفیت زندگی مادران کودکان نابینا بهتر از دو گروه یعنی ناشنوایان و اتیسم بدست آمد.
بررسی کیفی عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه (مطالعه پدیدارشناسانه)
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
37-62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی کیفی عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل آن دسته زنانی که بیشتر از 3 سال از طلاق آن ها گذشته و نمونه گیری به صورت هدفمند تا حد اشباع (15 زن مطلقه سازگار و 15 زن مطلقه ناسازگار) از جامعه مذکور بوده است. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع آوری شدند و پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری نهایی آن ها 2 شاخص اصلی در هر گروه استخراج شدنذ: عوامل درونی و بیرونی مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق، عوامل درونی و بیرونی مؤثر در ناسازگاری با شرایط پس از طلاق. نتایج نشان داد عوامل درونی تکیه بر توانایی های خود، واقف بودن بر ارزشمندی خود، داشتن روحیه تلاشگر و صبوری در رسیدن به اهداف، مثبت اندیشی، حل کردن گذشته نامطلوب و تمرکز برساختن حال و آینده مطلوب، انجام فعالیت های موردعلاقه، اعتقاد به وجود و حمایت موجود برتر، بی نیازی روانی و تلاش برای بهبود شرایط مالی و برخورداری از مهارت های زندگی و عوامل بیرونی حضور فرزند و رضایت از این حضور، استفاده خردمندانه از منابع حمایتی موجود و استفاده خردمندانه از منابع حمایتی سازمانی از عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه محسوب شدند.
تجربه کنارگذاری فضایی زنان بر حسب نوع پوشش در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تجربه کنارگذاری فضایی زنان در شهر تهران می پردازد. پس از صورت گرفتن 20 مصاحبه از زنانی با سن 18-50 سال -که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند- و دسترسی به اشباع نظری، گروه های مختلفی از سنخ های پوشش و جایگاه های اجتماعی تحت پوشش قرار گرفتند. سپس داده های به دست آمده با استفاده از روش نظریه مبنایی مقوله بندی شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. مقوله محوری ""تمایل به قبض و بسط فضایی قلمروی هویت"" نام گرفت. تمام زنان اعم از محجبه و شل حجاب، آراسته و نامرتب یا با پوشش های خارج از عرف مدعی داشتن چنین تجربه ای از طرف زنان و مردان دیگر متعلق به سطوح گوناگون سواد و طبقه اجتماعی بودند و با توجه به سن و روحیه و تجربه های قبلی خود راهکارهای متنوعی را در زندگی روزمره به کار می گرفتند که شامل پرهیز از موقعیت یا بی اعتنایی به آن، برقراری گفتگو، مشاجره و مانند آن می شد. با تمام این اوصاف تجربه کنارگذاری به بخش مسلمی از زندگی روزمره بدل می شود که زنان به مرور به آن خو می گیرند.
تجربه زیسته زنان مطلقه شهر ساوه در حوزه روابط خانوادگی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
223 - 240
حوزههای تخصصی:
امروزه، تعداد زنانی که همسران خود را بر اثر طلاق از دست داده اند رو به افزایش است. این زنان به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی معمولاً تغییراتی را در روابط خود تجربه می کنند. این تحقیق با هدف کشف تجربیات زیسته زنان زیر 35 سال مطلقه از تغییرات در روابط خانوادگی و اجتماعی پس از اطلاق در شهر ساوه انجام شد. مصاحبه شوندگان از نظر وضعیت اشتغال و مادر بودن در شرایط متفاوتی قرار داشتند. نمونه گیری این تحقیق به شکل هدفمند و با روش گلوله برفی انجام شد. با توجه به اینکه تجربیات زنان در مورد ماهیت روابط آنان پس از طلاق مورد کنکاش قرار می گیرد، رویکرد این تحقیق پدیدارشناختی است. جوهره مشترک در تجربیات زنان در روابط خانوادگی، محیط حمایتی و کنترلی و در روابط اجتماعی، طرد اجتماعی درون زا و برون زا و فضای ناایمن شغلی و اجتماعی بود. این نتایج کاربردهای زیادی برای حمایت های اجتماعی زنان پس از طلاق و همچنین آموزش های زوجین از تغییرات روابط پس از طلاق خواهد داشت.
مواجهه زنان با اختلال در احساس آرامش در زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
265 - 289
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه نحوه مواجهه با اختلال در احساس آرامش در زندگی زناشویی بین زنان متأهل ساکن شهر تهران بوده است. این پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینه ای و به کارگیری تکنیک مصاحبه عمیق انجام شده است. زنان در مواجهه با اختلال در احساس آرامش، که حاصل شکاف بین هست ها و خواست ها بوده، به مجموعه ای از راهبردها با دو رویکرد کلی «تغییر هست ها» شامل اصلاح رابطه همسری، مدیریت مشکلات تعاملی با خانواده ها، بهبودبخشی وضعیت فرزندان، پرداختن به خویشتن و رفع موانع ساختاری، با هدف تغییر وضعیت موجود به مطلوب و «تغییر خواست ها» شامل تقلیل خواسته ها، گذشت صبورانه و انتخاب رابطه تهی، با هدف پذیرش وضعیت موجود، روی آورده اند که انتخاب راهبردها و اثربخشی آن ها متأثر از مجموعه ای از شرایط با عنوان «عوامل تصمیم ساز» شامل رویکرد همسر، باورهای اعتقادی، غلبه عاطفه و جبر بیرونی بوده است.
اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان بر سازگاری و دلزدگی زناشویی در همسران دارای تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان بر سازگاری و دلزدگی زناشویی در همسران دارای تعارض زناشویی انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره سطح شهر تبریز، دادگاه خانواده و شورای حل اختلاف دادگستری شهر تبریز در طول پاییز سال 95 بود. برای انتخاب نمونه پژوهش از بین تمامی زوجین واجد شرایط ورود به مطالعه 16 زوج (32 نفر) به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و پس از جایگزینی در گروه آزمایش و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان طی هشت جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری در برنامه SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان (رویکرد گاتمن) به تفاوت معنی دار بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیر سازگاری و مؤلفه های دلزدگی زناشویی شامل خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی و از پا افتادن روانی منجر شده است. با توجه به نتایج، درمان مبتنی بر فراهیجان با افزایش سطوح چرخه تعامل مثبت، جایگزین ساختن پیوندجویی به جای خصومت و رفتارهای اجباری و جایگزینی رفتارهای تخریبگر با رفتارهای سازنده به افزایش سازگاری زناشویی و با کاهش دامنه رفتارهای تخریبگر همچون انتقاد، تحقیر و حالت تدافعی در همسران دارای تعارض زناشویی به کاهش دلزدگی زناشویی در آنان منجر می شود.
بازسازی معنایی مدیریت چهره در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از پارادایم تفسیری به بازسازی معنایی مدیریت چهره در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می پردازد. در پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی بر اصالت ذهنیت، معنا و تعریف شخصی از واقعیت تأکید می شود، واقعیت اجتماعی به وسیله مردم در زندگی روزمره تعریف و ساخته می شود. روش شناسی پژوهش کیفی است. گردآوری داده ها با روش مصاحبه عمیق انجام گرفته و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری با سی و هفت نفر از دانشجویان مصاحبه عمیق انجام گرفته است و برای تحلیل داده ها از روش نظریه مبنایی استفاده شده است. هدف از تحلیل نتایج تهیه یک مدل معنایی برای مدیریت چهره است. یافته های بدست آمده شامل10 مقوله عمده ( برداشت و ارزیابی از خود، تصویر ذهنی از چهره و بدن، فشار و الگوی هنجاری، پذیرش اجتماعی، مدیریت چهره، بسترهای فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ مصرفی، خود نمایی، پاداش ها و هزینه های فردی و اجتماعی) و مقوله هسته ای ( تمایل و عمل به ظاهر گرایی منفعتی در متن اجتماعی فرهنگی دانشگاه) می باشد.
عوامل مؤثر بر ترس زنان از جرم در فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ترس از جرم در مطالعات اجتماعی، مفهومی نوپا بوده و رویکردهای نظری متنوعی برای تبیین آن پدید آمده است. پژوهش های انجام شده نشان داده اند که زنان در مقایسه با مردان، ترس از جرم را بیشتر تجربه می کنند. این پژوهش عوامل مؤثر بر ترس از جرم زنان را در مشکین شهر بررسی کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا پیمایشی است. جامعه پژوهش را زنان 18 تا 65 ساله ساکن مشکین شهر تشکیل داده اند که برابر با 5000 نفر هستند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 373 نفر تعیین و با شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با کمک پرسش نامه روا و پایا (آلفای 68/0 تا 75/0 برای ابعاد مختلف) جمع آوری و با استفاده از نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و آزمون های همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد میزان ترس از جرم زنان در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد و متغیرهای احساس بی قدرتی، طرد اجتماعی، ضعف پیوند اجتماعی، توانایی دفاع از خود، زوال احساس امنیت اجتماعی، تجربه بزه دیدگی، فروپاشی اخلاقی جامعه، بی نزاکتی اجتماعی و اعتماد اجتماعی بر ترس زنان از جرم تأثیرگذار است.
شناسایی عوامل مؤثر بر قصد و نیت رهبری و کارآفرینی دانشجویان دختر (مورد مطالعه: دانشجویان رشته مدیریت دانشگاههای دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش بانوان در رهبری امور گوناگون و توانایی آنان در کارآفرینی و راه اندازی کسب و کارهای نوین، در این پژوهش تلاش شده عواملی که بر قصد و نیت رهبری و کارآفرینی بانوان مؤثر است مورد بررسی قرار گیرد. پس از طراحی مدل مفهومی پژوهش، پرسش نامه پژوهش به وسیله پژوهش گران طراحی شد. پایایی پرسش نامه به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن به وسیله نظر خبرگان و تحلیل عاملی مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دختر رشته مدیریت دانشگاههای شهر تهران می باشند. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه به مقدار 315 نفر برآورد شد. داده ها به وسیله نرم افزار ایموس مورد تحلیل قرار گرفتند و نتایج پژوهش نشان دادند انگیزه رهبری و کارآمدی رهبری بر قصد و نیت رهبری تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ شبکه های اجتماعی و کارآمدی کارآفرینی بر قصد و نیت کارآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ افزون بر این ها، مشخص شد که کارآمدی رهبری و انگیزه رهبری و کارآمدی رهبری و کارآمدی کارآفرینی دارای تأثیر مثبت و معنادار بر یکدیگرند. افزون بر این نتایج، مشخص شد که حمایت های مالی و انگیزه کارآفرینی بر قصد و نیت کارآفرینی تأثیر معناداری ندارد؛ هم چنین، شبکه های اجتماعی بر قصد و نیت رهبری تأثیری معنادار ندارد.
بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی شوشتر (با تاکید بر سیاست های اجتماعی موجود)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی شوشتر بوده است. تحقیق پیمایشی و جمع آوری اطلاعات با کمک اسناد و پرسش نامه حاصل شده است. کلیه زنان تحت پوشش کمیته امداد و اداره بهزیستی شهرستان شوشتر در سال 1390 که در مجموع 2300 نفر بوده اند، مورد مطالعه قرار گرفته اند از این تعداد 1700 نفر تحت پوشش کمیته امداد و 600 نفر تحت حمایت اداره بهزیستی قرار دارند. نتایج نشان می دهد، درصد بالایی از زنان با تحصیلات بالا مهارت خاصی ندارند و به جز سازمان حمایت کننده از طرف خانواده حمایت نمی شوند، بین ارزیابی دو گروه از وضعیت اجتماعی و اقتصادی خود تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان می دهد که بین دو گروه زنان تحت سرپرست کمیته امداد و اداره بهزیستی تفاوت معنی داری به لحاظ درآمد، تحصیلات و میزان امکانات رفاهی وجود ندارد و سیاست های موجود دو سازمان بیشتر با رویکرد حمایت های اولیه زندگی است کمتر در راستای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است.
نقش سرمایه اجتماعی در ارتقای سلامت اجتماعی زنان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت اجتماعی، سرمایه اجتماعی است که کنش جمعی و روابط میان افراد جامعه را ترویج و تشویق می کند. پژوهش حاضر به بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی می پردازد. این تحقیق یک مطالعه مقطعی به شیوه پیمایشی است و جامعه آماری آن شامل کلیهزنان 60-18 ساله شهر یزد است. با استفاده از فرمول کوکران 288 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای متناسب ( PPS) انتخاب شدند و توسط پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کییز (1998) و پرسشنامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل توصیفی (میانگین، انحراف معیار، حداقل نمره، حداکثر نمره) و تحلیل استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) استفاده شد و نتایج تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام نشان داد که ارتباط معنادار و مستقیمی بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با سلامت اجتماعی وجود دارد.
عوامل کاهش طرد شدن اجتماعی زنان روستایی مطالعه موردی: زنان روستایی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عوامل کاهش طرد شدن اجتماعی زنان روستایی شهرستان اردبیل می باشد. این پژوهش، از لحاظ هدف توسعه ای، و از لحاظ ماهیت توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع تحلیلی است. در این پژوهش روش گرد آوری داده ها برای پاسخ گویی به سئوالات پژوهش، به دو صورت اسنادی (داده های ثانویه) و پیمایشی (داده های اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسش نامه و مصاحبه بوده است. روایی صوری پرسش نامه به وسیله پانل کارشناسان تایید شد. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه انجام گرفت و با داده های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS، پایایی بخش های گوناگون پرسش نامه پژوهش 86 /0 الی 90/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج روش تحلیل عاملی نشان داد مهم ترین عوامل کاهش طرد شدن اجتماعی زنان در منطقه مورد مطالعه شامل چهار مولفه (تقویت شبکه های اجتماعی و سرمایه اجتماعی، تقویت سرمایه روان شناختی و رضایت مندی اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی و تقویت زیرساخت فرهنگی و اهتمام به آموزش) است که مقدار واریانس و واریانس تجمعی تبیین شده به وسیله این چهار عامل 12/71می باشد. در نهایت، با توجه به تحلیل نتایج پیشنهادهای کاربردی ارایه شده است.
مطالعه جامعه شناختی صنعت بدن: (مطالعه کیفی دلایل و پیامدهای جراحی های زیبایی زنان ساکن شهر تهران 1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
523 - 547
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و فهم جامعه شناسانه صنعت بدن و انجام دادن جراحی های زیبایی زنان است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. ابزار استفاده شده برای گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جهت انتخاب افراد مصاحبه شونده از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد از نمونه گیری نظری استفاده شده است. جامعه بررسی شده، زنان ساکن شهر تهران اند که جراحی زیبایی داشته اند. تعداد نمونه بررسی شده 27 نفر از زنان 20 60 ساله است که تجربه جراحی زیبایی داشته اند. براساس یافته ها، شرایط علی این پژوهش، ترس از طردشدن و تصویر ذهنی منفی به بدن بوده است. میل به زیبایی و ابراز گرایی بدنی، پدیده محوری پژوهش است که در بستر ارزش های اجتماعی و شرایط خانوادگی اتفاق افتاده است. محدودیت های اجتماعی و حس تعارض شرایط مداخله گر و تبلیغات و ترغیب دیگران به جراحی شرایط تسهیل گر این پدیده است. پیامدها و آثار مطالعه صنعت بدن در این پژوهش، افزایش اعتمادبه نفس، صرفه جویی در زمان و صرفه جویی اقتصادی است.
بررسی تطبیقی سیمای زن در آثار «فریبا وفی» و «سحرخلیفه» نمونه ی موردی: رمان های «پرنده ی من» و «لم نعد جواری لکم»
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
63-80
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه های فمنیستی فریبا وفی و سحرخلیفه و بررسی سیمای زن در آثار این دو نویسنده انجام شده است. پرداختن به مسائل زنان و ترسیم چهره ای حقیقی از آنان در ادبیات در تمامی دوران تاریخی رواج داشته است، اما باظهور جریان انحصارگرای فمنیسم در قرن بیستم پرداختن به این مسأله پررنگ تر از گذشته شد و نویسندگان بیشتری درونمایه ی آثارشان را به مسأله ی زنان اختصاص دادند. «فریبا وفی» نویسنده ی ایرانی و «سحرخلیفه» نویسنده ی فلسطینی از جمله ادیبانی هستند که در رمان هایشان به بیان احساسات زنان و مسائل و مشکلات آنان پرداختند و اندیشه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود را منعکس نمودند. این جستار بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر مکتب نقد فمنیستی انگلیسی-آمریکایی، وجوهی از سیمای زن را در رمان «پرنده ی من» نوشته ی فریبا وفی و رمان «لم نعد جواری لکم» نوشته ی سحرخلیفه بررسی نماید. یافته های این پژوهش نشان از آن دارد که این دو ادیب نگاهی خوش بینانه به زن داشته اند و چهره ای ناخوشایند از مردان ترسیم نموده اند، نتایج تحقیق بیانگر این است که زنان هر دو اثر، دیگر زنانی متواضع و مطیع نیستند؛ بلکه زنانی تابوشکن هستند که در مقابل سنت های جامعه ی مردسالار ایستادگی می کنند و حقوق طبیعی خویش را خواستارند.