ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۳۰۸۱.

نقد و تحلیل دیدگاه آمارتیاسن و آدام اسمیت در خصوص فلسفه اخلاق و امور سیاسی با تأکید بر نظریه احساسات اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: آدام اسمیت، بنیان گذار مکتب کلاسیک ارتدکس، دو اثر ماندگار با عناوین ثروت ملل (۱۷۷۶) و نظریه احساسات اخلاقی دارد. باوجود اهمیت هر دو، تمرکز غالب اقتصاددانان و نظام آموزشی اقتصاد بر ثروت ملل بوده و اثر دوم، که بنیان های اخلاقی، فلسفی، روان شناختی و حقوقی رفتار انسانی را بررسی می کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این غفلت موجب شده است که مفاهیمی چون همدلی، نوع دوستی، بی طرفی و عدالت، که می توانند شالوده تصمیم گیری و کنش انسانی باشند، در آموزش و عمل اقتصادی جایگاهی نیابند. مقدمه آمارتیاسن بر نسخه کلاسیک نظریه احساسات اخلاقی، بر جایگاه احساسات اخلاقی در اندیشه اقتصادی، اخلاقی و سیاسی اسمیت متمرکز است و چهار محور کلیدی را مطرح می کند: عقلانیت، تکثر انگیزه های بشری، پیوند اخلاق و اقتصاد، و نقش نهادها و بازار آزاد. آمارتیاسن با دفاع از هم راستایی دو اثر اسمیت، برداشت های متعارض را ناشی از کم توجهی به بنیان های اخلاقی او می داند. به باور ما، اگر ثروت ملل بر پایه چهارچوب اخلاقی این اثر نوشته می شد، بسیاری از نواقص و انتقادها به عنوان نخستین سنگ بنای اقتصاد مرسوم مطرح نمی شد. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی دیدگاه های آمارتیاسن و اسمیت، و آشکارسازی خطای متدولوژیک مشترک مکاتب اقتصادی دو قرن اخیر -ناشی از فرضیات نادرست درباره ماهیت انسان- انجام شده است. تمرکز ویژه بر مفاهیمی چون فضیلت، عدالت، همدلی و بی طرفی به عنوان ارکان فلسفه اخلاقی اسمیت، چهارچوب نظری این مطالعه را شکل می دهد و زمینه ای برای بازاندیشی در پیوند اخلاق و اقتصاد فراهم می آورد. این بازاندیشی نه تنها برای اصلاح آموزش اقتصاد ضروری است، بلکه می تواند مسیر سیاست گذاری اقتصادی را نیز به سمت عدالت، پایداری و استقلال واقعی تغییر دهد. افزون براین، بازخوانی این مفاهیم می تواند به ایجاد الگویی بومی و متناسب با ارزش های فرهنگی و اجتماعی کشورها کمک کند.پژوهش حاضر از روش تحلیل اسنادی و مقایسه تطبیقی بهره می گیرد. ابتدا دو اثر اصلی اسمیت (ثروت ملل و نظریه احساسات اخلاقی) به صورت مستقیم و با رجوع به متن اصلی و ترجمه معتبر بررسی شد. این بررسی شامل تحلیل ساختاری، شناسایی مفاهیم کلیدی، و مقایسه نحوه به کارگیری آنها در/ دو اثر بود. سپس مقدمه آمارتیاسن به عنوان منبع کلیدی تحلیل و چهار محور او استخراج و با محتوای آثار اسمیت تطبیق داده شد. افزون براین، خطای متدولوژیک مشترک مکاتب اقتصادی - از کلاسیک و نئوکلاسیک تا اتریشی، تاریخی آلمان، نهادی و مارکسیستی- شناسایی و نقد شد. این خطا عمدتاً ناشی از برداشت نادرست از سرشت و اراده انسانی و غفلت از ظرفیت های اخلاقی اوست. برای این منظور، منابع تکمیلی شامل آثار کامونز، وبلن، میچل، نورث، و متون فلسفی و دینی مرتبط مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل ها در چهارچوب منظومه پنج وجهی (فلسفی، روان شناسی، متدولوژیک، حقوقی و اخلاقی) انجام شد تا پیوند میان نظریه اقتصادی و بنیان های اخلاقی به صورت نظام مند آشکار شود. این رویکرد امکان داد تا افزون بر نقد دیدگاه آمارتیاسن، جایگاه واقعی اخلاق در اندیشه اقتصادی اسمیت بازسازی شود. همچنین، از روش تحلیل تطبیقی برای بررسی نمونه های تاریخی و معاصر استفاده شد تا کاربست عملی این مفاهیم در سیاست گذاری اقتصادی روشن شود. در این مسیر، نمونه هایی از کشورهایی که با اتکا به اصول اخلاقی و نهادهای کارآمد به رشد پایدار رسیده اند، مورد مطالعه قرار گرفت. این نمونه ها نشان دادند که پیوند اصول اخلاق و اقتصاد نه تنها ممکن، بلکه در عمل نیز اثربخش است.یافته ها نشان می دهد برخلاف برداشت رایج، دو اثر اسمیت نه تنها متعارض نیستند، بلکه ثروت ملل در کلیت خود با بنیان های اخلاقی نظریه احساسات اخلاقی هم راستاست. اسمیت بر ضرورت عدالت و حاکمیت قانون حتی در غیاب فضایل نیکوکارانه تأکید دارد و بی طرفی را شاخص هویت انسانی می داند. مقایسه محورهای آمارتیاسن با آثار اسمیت نشان می دهد غفلت از تکثر انگیزه های انسانی و محدود کردن عقلانیت به سودمحوری، موجب انحراف در آموزش و سیاست گذاری اقتصادی شده است. همچنین، شواهد تاریخی و معاصر، از جمله تجربه کشورهای شرق آسیا، نشان می دهد که اتکا به اصول اخلاقی اسمیت می تواند به استقلال اقتصادی و رفاه پایدار بینجامد. نقد خطای متدولوژیک مکاتب اقتصادی نیز آشکار کرد که فرضیات نادرست درباره ماهیت انسان، به پذیرش الگوهای داروینیستی و مادی گرایانه انجامیده و ظرفیت های اخلاقی و ارادی انسان را نادیده گرفته است. این یافته ها ضرورت بازنگری در بنیان های نظری اقتصاد و بازگشت به چهارچوبی اخلاق محور را برجسته می کند. افزون براین، تحلیل داده ها نشان می دهد در صورت ادغام اصول اخلاقی در سیاست گذاری، می توان به کاهش نابرابری، افزایش اعتماد اجتماعی و پایداری اقتصادی دست یافت. این نتایج، شواهدی قوی برای ضرورت بازنگری در آموزش و عمل اقتصادی فراهم می آورد و نشان می دهد که اخلاق می تواند به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در اقتصاد جهانی عمل کند.تحلیل ها نشان می دهد بازگشت به سنخ بنیان های اخلاقی که اسمیت به عنوان پشتوانه های اقتصاد معرفی می کند، به ویژه فضیلت عدالت، همدلی و بی طرفی، می تواند چهارچوبی برای اصلاح آموزش و عمل اقتصادی فراهم آورد. این امر مستلزم بازنگری در فرضیات بنیادین مکاتب اقتصادی و پذیرش عقلانیتی متعالی است که مقصد آن ارتقای شأن انسانی و تحقق عدالت اجتماعی است. بی توجهی به این اصول، نه تنها موجب ناکارآمدی سیاست های اقتصادی شده، بلکه به تضعیف هویت انسانی و وابستگی ساختاری انجامیده است. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی اقتصاد، به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، با محتوای نوع آثار اصلی اسمیت و دیگر اندیشمندانی غنی شود که بیش از مباحث سطحی به پایه ها و اصول تحلیل های اخلاقی پرداخته اند تا زمینه برای بنای اقتصاد بر پایه های درست فراهم شود. همچنین، سیاست گذاران باید از تجربه کشورهایی بهره گیرند که با اتکا به اصول اخلاقی و نهادهای کارآمد به استقلال اقتصادی رسیده اند تا بتوان براساس این فرایند روش شناختی در بنیان اقتصاد، اصول اخلاق الهی را قرار داد و اقتصادی بر این پایه بنا نهاد. در نهایت، این مطالعه تأکید می کند که اصلاح مسیر توسعه اقتصادی بدون پیوند اخلاق و اقتصاد، امکان پذیر نیست و بازاندیشی در این پیوند، ضرورتی علمی و عملی برای آینده اقتصاد است. این بازاندیشی می تواند به ایجاد نظام اقتصادی ای بینجامد که نه تنها کارآمد، بلکه عادلانه و انسانی باشد. چنین نظامی قادر خواهد بود در برابر بحران های اقتصادی و اجتماعی تاب آوری بیشتری نشان دهد و مسیر توسعه پایدار را هموار کند. افزون براین، بازگشت به اصول اخلاق می تواند اعتماد عمومی به نهادهای اقتصادی را بازسازی و سرمایه اجتماعی را تقویت کند. از استادان و پژوهشگرانی که با نقدها و پیشنهادهای خود به غنای این پژوهش کمک کردند، سپاسگزاری می شود.
۳۰۸۲.

ارزیابی مؤلفه ها و شاخص های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه‌ها و شاخص‌های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه‌ها صورت گرفته است. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمامی استادان و دانشجویان خارجی واحد بین‌الملل دانشگاه رازی کرمانشاه بود. بر اساس جدول مورگان، 427 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود و تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله‌گر با متغیر راهبردها رابطه معنی‌داری وجود دارد (05/0>p). جهت تمامی روابط مثبت بود و قوی‌ترین همبستگی مربوط به شرایط علّی با ضریب 62/0 گزارش شد. آزمون T تک‌نمونه‌ای نشان داد میانگین دو متغیر پدیده محوری و شرایط زمینه‌ای در سطح متوسط قرار دارد (05/0<p)، در حالی که چهار متغیر شرایط علّی، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها بالاتر از حد متوسط بودند. بالاترین میانگین نیز مربوط به پیامدها با مقدار 43/3 بود. بررسی شاخص‌های برازش نشان داد مدل تجربی از برازش مناسب برخوردار است و داده‌های به‌دست‌آمده با مدل مفهومی همخوانی دارد. نتیجه‌گیری: جذب دانشجوی خارجی یکی از راهبردهای مؤثر در بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌هاست که می‌تواند به توسعه علمی وفرهنگی، تقویت ظرفیت‌های پژوهشی و آموزشی و افزایش شناخته شدن مراکز علمی و دانشگاهی در سطح بین‌المللی منجر شود. تعامل با دانشجویان خارجی همچنین نقش مهمی در ارتقای کیفیت برنامه درسی و گسترش ظرفیت‌های آموزش عالی کشور در عرصه جهانی دارد.
۳۰۸۳.

فهم فلسفه سیاسیِ افلاطون براساس نظریه استعاره مفهومی( مطالعه موردی: همپرسه پولی ته ئیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و اهداف: دیدگاه سنتی، استعاره را صرفاً یک آرایه ادبی و مربوط به حوزه زبان مجازی می دانست؛ اما با انتشار کتاب استعاره هایی که با آنها زندگی می کنیم توسط لیکاف و جانسون در نیمه دوم قرن بیستم، تحولی اساسی در این مفهوم رخ داد. این نظریه جدید، استعاره را نه یک مسئله زبانی، بلکه سازوکاری بنیادین برای اندیشیدن معرفی می کند که در آن از حوزه های ملموس و آشنا (حوزه مبدأ) برای درک حوزه های انتزاعی و ناآشنا (حوزه مقصد) استفاده می شود. در این نظریه جدید استعاره در زبان تنها به عنوانِ ادامه آگاهانه سازوکاری ناآگاهانه دانسته شد که در مغز انسان و نظام مفهومیِ ذهن ریشه دارد. استعاره، یعنی نگاشت از حوزه مبدأ (که ملموس و تجربی است) به حوزه مقصد (که ناآشنا و انتزاعی است) بخشی مهم از سازوکارِ شناختیِ نظام مفهومیِ انسان است و تأثیری مستقیم در شناخت بشر ایفا می کند.این پژوهش با بهره گیری از این چهارچوب نظری، به بازخوانی فلسفه سیاسی افلاطون در هم پرسه پولی ته ئیا می پردازد. پرسشِ اصلی این است که هسته مفهومیِ فلسفه سیاسی افلاطون بر چه استعارهایی استوار است؟ فرضیه پژوهش آن است که درک افلاطون از «پولیس» براساس استعاره پولیس به مثابه بدن انسان شکل گرفته و متأثر از پزشکی یونان باستان است.این بازخوانیِ شناختی، لایه های پنهان اندیشه افلاطون را آشکار می کند؛ اما باید توجه داشت که این تحلیل، خوانش های متافیزیکی سنتی را تکمیل می کند و نباید آن را جایگزینی برای آن نظریات سنتی در نظر گرفت. هسته فلسفه افلاطون بر مبانیِ هستی شناختی استوار است و پزشکی یونان صرفاً به عنوان ابزاری شناختی برای تجسم مفاهیم انتزاعیِ سیاسی به کار می رود. روش: متافور، از ریشه یونانی metaphora به معنای «انتقال معنا»، در دیدگاه سنتی صرفاً یک ابزار ادبیِ آگاهانه برای زیباسازی زبان تلقی می شد که تنها در ادبیات کاربرد داشت. این نگاه، متأثر از افلاطون و ارسطو، استعاره را امری حاشیه ای و جدا از اندیشه و زبان روزمره می دانست. در این دیدگاه عمدتاً زبان ادبیات و زبان علم و فلسفه از یکدیگر جدا بوده و استعاره به عنوانِ برجسته ترین آرایه ادبی زبانِ مَجازیِ شعر و سخن وری دانسته می شد.اما «نظریه معاصر استعاره» در چهارچوب زبان شناسیِ شناختی، به رهبری لیکاف و جانسون، این دیدگاه را به چالش کشید. از این منظر، استعاره پیش از آنکه پدیده ای زبانی باشد، پدیده ای ذهنی و مفهومی است. استعاره ها اساسِ نظام فکری و رفتار ما هستند و زبان تنها نمود سطحی و تداومِ استعاری اندیشی در حیطه زبان است.سازه اصلی این نظریه، نگاشت میان حوزه ای از یک حوزه مبدأ عینی و جسمانی (مانند سفر) به یک حوزه مقصد انتزاعی (مانند زندگی) است. این نگاشت ها بر پایه تجربیات بدنمند (embodied) انسان شکل می گیرند؛ یعنی مفاهیم انتزاعی با استفاده از تجربیاتِ فیزیکی و حسی ما معنادار می شوند.این ایده که شناخت انسان ریشه در بدن و تعاملش با جهان فیزیکی دارد، با یافته های علوم عصب شناسی، مانند کشف نورون های آینه ای، نیز همسو است. بنابراین، نظریه استعاره مفهومی نشان می دهد که استعاره امری عادی، فراگیر و اساسی برای شکل گیریِ اندیشه و معنابخشی به جهان است. نتایج: فیلسوفان طبیعی یونان باستان (فوسیکوی) که توسط ارسطو معرفی شدند، به مطالعه طبیعت می پرداختند. از جمله فرضیاتِ اصلیِ فلسفه طبیعیِ یونان باستان وجود عناصرِ چهارگانه آب، هوا، خاک و آتش به مثابه عناصرِ شکل دهنده طبیعت است. از نظر فیلسوفان طبیعیِ بونانی، وجود تعادل در این عناصر باعث نظم در طبیعت می شود؛ نظمی که در نهایت باعث می شود شرایط برای زندگیِ انسان ها مناسب باشد. پزشکی یونانی نیز به موازات این فلسفه شکل گرفت و با آن درهم تنیده شد. فیلسوف-پزشکانی مانند هیپوکْراتس و آلکْمائون، با دیدگاهی کل نگر، بدن انسان را براساس مفاهیم طبیعی می فهمیدند. آموزه کلیدی آنان نظریه اخلاط چهارگانه (خون، بلغم، صفرا، سودا) بود که سلامت را ناشی از تعادل این اخلاط و بیماری را ناشی از عدم تعادل آن می دانست.این نگاه پزشکی، انعکاسی از نظم حاکم بر کیهان در نظر گرفته می شد. به دیگرسخن، بدن انسان به عنوان جهان کوچک (microcosm) با جهان بزرگ (macrocosm) هماهنگ تصور می شد. از منظر علوم شناختیِ معاصر، این ارتباط را می توان یک استعاره مفهومیِ کلان دانست که در آن طبیعت به عنوان حوزه مبدأ برای درک بدن انسان به عنوان حوزه مقصد عمل می کند. در ادامه این تسلسل شناختی، افلاطون در هم پرسه پولی ته ئیا از همین استعاره استفاده می کند و بدن انسان را که در پزشکی با طبیعت فهمیده شده، به عنوان حوزه مبدأ برای درک و تبیین پولیس (حوزه مقصد) به کار می برد. بنابراین، درکِ پزشکی یونان از بدن، مبنایی شناختی برای شکل گیری فلسفه سیاسی افلاطون(در هم پرسه پولی ته ئیا) فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: براساس چهارچوب علوم شناختی و نظریه استعاره مفهومی، این پژوهش نشان می دهد که فلسفه سیاسی افلاطون در پولی ته ئیا ،در چهارچوب نظریه استعاره مفهومی، در یک سازوکارِ استعاری و ناخودآگاه شکل گرفته است . این استعاره ها ریشه در درک پزشکی یونان باستان، به ویژه مفهوم تعادل اخلاط چهارگانه برای سلامت بدن دارند. افلاطون با نگاشت استعاری از بدن به عنوان حوزه مبدأ به پولیسِ آرمانیِ ترسیم شده در پولی ته ئیا به عنوان حوزه مقصد، ساختار سیاسی ایدئال خود را تبیین می کند. همان گونه که سلامت بدن به تعادل طبایع وابسته است، عدالت در شهر نیز مستلزم هماهنگی و قرارگیری هر طبقه در جایگاه خود است. فیلسوف-فرمانروا، همانند عقل که بر بدن حکم می راند، نقش سر را در اداره شهر ایفا می کند. آنچه در این پولیس دارای اهمیت است، خویشتن داریِ اعضا در انجام آن کاری است که برایشان مناسب است. در این صورت تعادل در پولیس (که معادل تعادل در بدن و در نهایت سلامت است) به دست خواهد آمد. این خوانش شناختی، لایه های ناخودآگاه اندیشه افلاطون را آشکار می کند و نشان می دهد که چگونه مفاهیم انتزاعی سیاسی مانند عدالت، با استفاده از مفاهیم عینی و بدنمند درک می شده اند. این رویکرد، که بر پیوند معرفت شناسیِ طبیعی، پزشکی و سیاست تأکید دارد، نه تنها جایگزین تفسیرهای متافیزیکی سنتی نمی شود، بلکه به عنوان مکملی ضروری، چگونگی انتقال مفاهیم کیهانی به عرصه انضمامیِ سیاست را روشن می کند.
۳۰۸۴.

تاریخ و فلسفه علم به عنوان راهنمای تدریس علوم تجربی با تأکید بر دیدگاه ویتگنشتاین متأخّر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
یکی از اهداف این مقاله، بررسی و تبیین نقش رویکرد تاریخی در آموزش ماهیت علم است، با تأکید بر این که این رویکرد نه تنها مکمل دیدگاه طبیعت گرایانه است، بلکه برای فهم عمیق تر «علم در حال ساخت» نیز ضروری است. مقاله در پی آن است که نشان دهد چگونه بهره گیری از تاریخ و فلسفه علم می تواند درک دانش آموزان از ماهیت علوم تجربی را ارتقا بخشد. روش پژوهش شامل تحلیل مفهومی، یعنی ارزیابی ساختار مفاهیم مرتبط با ماهیت علم، و استنتاج پیشرونده است. مقاله بر پایه فلسفه متأخر ویتگنشتاین بنا شده و سه رویکرد اصلی را در ادبیات آموزش علوم بررسی می کند. دیدگاه اجماع بر جنبه های عمومی و کم چالش ماهیت علم تمرکز دارد. دیدگاه شباهت خانوادگی، با الهام از اندیشه ویتگنشتاین، علم را به مثابه نظامی شناختی با شباهت های ساختاری معرفی می کند. دیدگاه تلفیقی، با تکیه بر فلسفه متأخر ویتگنشتاین، علم را نه ساختاری ایستا، بلکه کنشی زبانی در حال شکل گیری می داند؛ کنشی که در آن معنا از طریق کاربرد واژگان در بازی های زبانی خاص پدید می آید. تلفیق جنبه های عمومی و خاص ماهیت علم در این چارچوب، به معنای درک علم به عنوان فعالیتی انسانی، تاریخی و تفسیربردار است؛ فعالیتی که فهم آن وابسته به زمینه های زبانی، فرهنگی و آموزشی است. «علم در حال ساخت» در این نگاه، نه صرفاً پیشرفت نظری، بلکه دگرگونی در شیوه های سخن گفتن، دیدن و داوری کردن است. دلالت های آموزشی مقاله نشان می دهد که آموزش علوم تجربی باید از رویکرد تلفیقی بهره گیرد تا دانش آموزان بتوانند علم را نه صرفاً به عنوان مجموعه ای از حقایق، بلکه به عنوان فرآیندی تاریخی، تفسیری و انسانی درک کنند. ارائه نمونه هایی از تاریخ علم، نقش تفسیرهای جایگزین و بحث برانگیز داده های تجربی را برجسته می سازد و بر اهمیت تربیت علمی مبتنی بر فهم ماهیت پویای علم تأکید می ورزد.
۳۰۸۵.

تبیین روابط فرهنگ و جو دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواج های دوره دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط فرهنگ و جوّ دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی، بر اساس رویکرد کمّی و روش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 4-1403 تشکیل می دادند که به صورت تصادفی طبقه ای، 324 نفر از آنان مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد فرهنگ دانشگاهی و جوّ دانشگاهی و برای سنجش نگرش دانشجویان نسبت به ازدواجهای دوره دانشجویی از پرسشنامه رغبت سنج ازدواج نسخه دانشجویی استفاده شده است. روایی و پایایی پرسشنامه های مذکور تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس-24 و اسمارت پی.ال.اس-4 انجام شد. یافته ها: میانگین متغیّرهای پژوهش، کمتر از حد متوسط و خرده مقیاسهای هنجارهای دانشگاه، ارتباطات و موانع ازدواج، بیشتر از حد متوسط بودند. افزون بر این، فرهنگ و جوّ دانشجویی با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین فرهنگ دانشگاهی به واسطه جوّ دانشگاهی با ضریب اثر غیر مستقیم 142/0 بر نگرش به ازدواج در دوره دانشجویی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نگرش به ازدواج دانشجویان به عنوان کنشگران گذار از ارزشهای سنّتی به ارزشهای مدرن و پست مدرن، تحت تأثیر فرهنگ و جوّ دانشگاهی قرار گرفته، به سوی ارزشهایی حرکت خواهند کرد که بر عقل، آزادی فردی و تنوع تأکید دارند و خودشان نقش فعالی در این روند خواهند داشت.
۳۰۸۶.

فراتر از یک فراتحلیل: کاربرد فرا-فراتحلیل در علوم رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه و اهداف: فراتحلیل فراتحلیل ها (متامتاآنالیز یا فرا-فراتحلیل) یکی از انواع فراتحلیل مدرن است که در پاسخ به محدودیت های درونی فراتحلیل های کلاسیک و رشد فزاینده تعداد این پژوهش ها، ایجاد شده و توسعه یافته است؛ زیرا با افزایش تعداد فراتحلیل ها، مواردی مانند تضاد نتایج، سوگیری انتشار و ناهمگونی در اندازه اثرها، لزوم روش هایی جامع تر، برای اصلاح و ادغام نتایج فراتحلیل های منفرد را آشکار نمود. فراتحلیل فراتحلیل ها، با ترکیب و بازتحلیل نتایج چندین فراتحلیل منفرد، می کوشد تصویری جامع تر و کمتر سوگیرانه از روابط میان متغیرها به دست دهد. در علوم رفتاری، این روش به شکل ویژه تری اهمیت می یابد؛ زیرا داده های حاصل از پژوهش های انسانی، مداخلات روان شناختی و متغیرهای وابسته و مستقل اغلب با پیچیدگی ها، سوگیری ها و ناهمگونی های درونی روبه رو هستند. ازسوی دیگر، این روش، ابزاری برای یادگیری سطح دوم یا سطح بالاتر (فرایادگیری) به شمار می آید که از تلفیق کلان داده ها و مرور نظام مندِ فراتحلیل ها، امکان نیل به شناخت ساختاری تر از شواهد علمی را فراهم می کند. به همین سبب، باید آن را نه تنها یک روش تحقیق، بلکه نوعی شناخت شناسی در نظر گرفت. هدف این مقاله، تبیین مبانی نظری، روش شناختی و کارکردی فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، بررسی ابزارها و دستورالعمل های کلیدی این روش، نظیر پریسما، امستار و پرایر، و نیز بازنمایی جایگاه این رویکرد، در تحول پژوهش های مبتنی بر شواهد است. همچنین، این پژوهش می کوشد با مرور نمونه های شاخص تاریخی و معاصر، از جمله پژوهش های کازرین (1979) و ون آرت (2019) توضیح دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها چگونه می تواند هم زمان با افزایش توان و دقت تحلیلی، امکان نقد، بازاندیشی و اصلاح ساختارهای معرفتی موجود در پژوهش های رفتاری را فراهم آورد. روش: پژوهش پیش رو، از نوع نظری-تحلیلی می باشد که با رویکردی مروری-تطبیقی، به بررسی کاربردها و استلزامات روش فراتحلیل فراتحلیل ها، در علوم رفتاری می پردازد. روش کار مبتنی بر مرور نظام مند منابع علمی و پژوهش های عملی موجود است؛ به گونه ای که هم بنیان های مفهومی و هم دستورالعمل های اجرایی این رویکرد از دل متون استخراج و بازتبیین شوند. ازاین رو، ابتدا، مقالات، کتب و دستنامه های نظری و کاربردی درخصوص فراتحلیل های مدرن به طور اعم و فرافراتحلیل ها به طور اخص مطالعه شدند و در مرحله بعد، بخشی از ادبیات پژوهش و پژوهش های عملی که اختصاصاً در حوزه علوم رفتاری متمرکز بودند، مبنای استخراج مفاهیم و تکنیک های کلیدی قرار گرفتند. در تحلیل تطبیقی، ساختار و اهداف فرافراتحلیل ها در دو سطح بررسی شدند: نخست، تحلیل روش های کمّی به کار رفته در آنها، برای ترکیب اندازه های اثر، شناسایی سوگیری انتشار و ناهمگونی؛ دوم، تحلیل کیفی مفاهیمی مانند فرایادگیری و فراشناخت در چهارچوب های آماری و روش شناسی نوین. همچنین، شیوه استفاده از ابزارهای ارزیابی استاندارد و نحوه سازمان دهی، تحلیل و گزارش دهی نتایج، در پژوهش های عملی انجام شده با روش فراتحلیل فراتحلیل ها، بررسی و تفسیر شد. نتایج: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که در فراتحلیلِ فراتحلیل ها، چه هدف شناسایی شکاف های موجود در فراتحلیل های پیشین باشد و چه دستیابی به یادگیری سطح بالاتر، از مجموعه ای از روش ها و دستورالعمل های مشترک استفاده می شود. این روش ها معمولاً ترکیبی از شیوه های نوین مرور نظام مند و ابزارهای گزارش دهی استاندارد هستند. در میان این شیوه ها، «مرور چتری» به منظور خلاصه سازی شواهد از منابع مختلف و دستیابی به تصویری کلی از یک پرسش پژوهشی به کار می رود؛ درحالی که «نقشه نگاری تحلیلی» مجموعه ای از فنون مدرن برای بازنمایی و ترکیب روابط میان مطالعات، مفاهیم و نتایج پژوهش ها را فراهم می کند. این روش امکان ترسیم تصویری گرافیکی از نقاط قوت، ضعف و تناقضات موجود در ادبیات را ایجاد و درک تعاملات میان متغیرها را تسهیل می نماید. بستر اصلی اجرای این تحلیل ها نرم افزار آماری R است که پیش از انجام تحلیل، تمام فراتحلیل های واردشده را براساس شاخص هایی مانند کیفیت، سوگیری انتشار، ناهمگونی و وجود مطالعات پرت ارزیابی می کند. برای انجام و گزارش دهی این مطالعات، دستورالعمل های مدونی مانند «پریسما» (راهنمای گزارش دهی مرورهای نظام مند)، «پرایر» (دستورالعمل چهارمرحله ای تدوین گزارش)، «امستار» (ابزار ارزیابی کیفیت مرورها) و «موس» (ویژه مطالعات مشاهده ای) استفاده می شوند. همچنین، روش های بررسی سوگیری انتشار در دو دسته کلی قرار می گیرند: روش های تشخیص وجود سوگیری و روش های تصحیح اندازه های اثر. در میان آنها، روش trim and fill رایج ترین شیوه است که با حذف اندازه اثرهای افراطی و متقارن سازی نمودار قیفی، میزان سوگیری را کاهش داده و در نهایت امکان آزمون فرض صفر و برآورد دقیق تر اثر واقعی را فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، نه صرفاً ابزاری برای تجمیع داده ها، بلکه چهارچوبی برای بازاندیشی در تولید دانش و نقد بنیان های روش شناختی است. این رویکرد با عبور از محدودیت های فراتحلیل کلاسیک، به پژوهشگر امکان می دهد تا به جای تمرکز بر یافته های منفرد، به ساختار روابط میان مطالعات و فراتحلیل ها بیندیشد. از منظر فلسفه علم، فراتحلیل فراتحلیل ها گونه ای از «روش شناسی بازتابی» است که دانش را در سطحی فراداده ای سازمان می دهد و امکان ارزیابی ثانویه فرضیه ها، ابزارها و روش های آماری را فراهم می کند. در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری، اهمیت ویژه این رویکرد در آن است که می تواند خطاهای انباشته در کارآزمایی های بالینی و مطالعات تجربی را شناسایی و تصحیح کرده و از این طریق، شواهد قابل اتکاتری برای تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های آموزشی و اجتماعی فراهم آورد.همچنین، با به کارگیری دستورالعمل های گزارش دهی مانند پریسما، امستار و...، می توان به استانداردسازی و شفافیت بیشتر در تولید و انتشار داده های ترکیبی دست یافت. به طورکلی، فراتحلیل فراتحلیل ها پلی میان علم داده، روش شناسی آماری و تفکر انتقادی در علوم انسانی است که به کارگیری آن در علوم رفتاری، نه تنها امکان ارزیابی کیفیت واقعی کارآزمایی های بالینی را فراهم می کند، بلکه فرصتی برای بررسی عمیق و گسترده دامنه متغیرها، فنون و روش های به کاررفته در پژوهش ها نیز به دست می دهد. در نتیجه، این رویکرد گامی مهم در ارتقای ادبیات علمی و بهبود کیفیت پژوهش در حوزه علوم رفتاری و زیرشاخه های گوناگون آن به شمار می آید. افزون براین، می تواند به سیاست گذاری آگاهانه تر در زمینه پیشگیری، مداخله بهنگام و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و روان شناختی، برای افراد و جامعه، بر پایه یافته های قابل اعتمادتر و مستحکم تر یاری رساند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این مقاله وجود ندارد. تمام مراحل طراحی، تحلیل و نگارش اثر به صورت مستقل انجام شده و هیچ منبع مالی بیرونی در تهیه یا تأثیرگذاری بر نتایج پژوهش نقش نداشته است.         
۳۰۸۷.

ارائه چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی؛ دلالت های نظریه مجموعه های فازی برای آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و اهداف: آینده پژوهی به عنوان حوزه ای فرا رشته ای از علوم اجتماعی برای تقویت و حفظ غنای خود نیازمند پژوهش های دلالت پژوهی در جهت بهره بری از دلالت های فلسفه ها، ایده ها یا نظریه های جدید است. در محافل علمی وقتی فلسفه، ایده، چهارچوب، نظریه یا مدل جدیدی مطرح می شود، همه رشته ها تمایل دارند از آنها برای توسعه دانش رشته ای خود بهره گیرند. مأخذ و محمل اصلی گسترش، تقویت و غنابخشی به دانش بشری نیز از همین جا نشئت می گیرد. هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوبی مفهومی از دلالت پذیری آینده پژوهی و فراهم نمودن زمینه برای سایر پژوهش های این چنینی است تا اندیشمندان و پژوهشگران این حوزه ضمن اینکه در زمان خود صرفه جویی می نمایند، به انجام این پژوهش ها اقبال بیشتری نشان داده و بر پویایی و انعطاف پذیری آینده پژوهی بیفزایند. همچنین، به منظور کاربست آن و نقش برجسته نظریه مجموعه های فازی، دلالت های این نظریه برای آینده پژوهی مطالعه شد. این، برای نخستین بار است که چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی در قالبی مختصر و جامع احصاء و ارائه می شود. همچنین، هیچ اثری یافته نشد که کاربردها، رهنمودها یا پیامدهای نظریه مجموعه های فازی را برای آینده پژوهی مورد بررسی ویژه قرار داده باشد.آینده پژوهی نیز همانند همه علوم دیگر، هستی شناسی خود را از یک پارادایم علمی به ارث برده است. همچنین، به عنوان یک رشته دارای معرفت شناسی و روش شناسی است. بنابراین، چهارچوب دلالت پذیری دست کم در این سه سطح سیر می کند. در خلال پژوهش، یافته شد، آینده پژوهی مفروضاتی دارد که چهارچوب مفهومی بدون آنها، کامل به نظر نمی رسد؛ بنابراین مفروضات آینده پژوهی نیز مطالعه شد. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و کیفی می باشد. داده ها به روش کتابخانه ای از میان مقالات و کتب موجود در پایگاه های علمی معتبر با استفاده از فایل های رایانه ای جمع آوری شدند. نوع داده ها کیفی بوده و روش محوری تحلیل آنها نیز تحلیل مضمون می باشد که در چهارچوب روش شناسی دلالت پژوهی انجام شده است. دلالت پژوهی، برقراری رابطه عالمانه بین مبدأ دلالت و مقصد دلالت از طریق عرضه نوعی حدس عالمانه از رهنمود مبدأ برای مقصد است. روش شناسی دلالت پژوهی، فرایندی مرکب از گام های متوالی برای برقراری ارتباط بین دو حوزه دانشی مجزا از هم است تا بتوان دلالت های صحیح و مناسب برای حوزه دانشی مبدأ احصاء کرد. طرح مطالعاتی دلالت پژوهی به دو گونه کلی نظام مند و برایشی است. در طرح نظام مند ابتدا چهارچوب مفهومی دلالت پذیری مقصد دلالت به تفصیل طراحی می شود و سپس در میان سهم یاری های مبدأ دلالت، دلالت هایی برای تک تک عناصر تشکیل دهنده آن چهارچوب مفهومی یافته می شود (دانایی فرد، 1395). بحث و نتیجه گیری : آنچه در بررسی منابع معتبر، پایاب محکم تری یافته است، دیدگاه واقع گرایی انتقادی به آینده پژوهی است. بر پایه این دیدگاه در هستی شناسی آینده پژوهی، واقعیت های موجود قابل درک هستند؛ اما در خلال زمان تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی و جنسیتی شکل گرفته اند. این واقعیت ها در قالب مجموعه ای از ساختارهایی که هم اکنون به شکل واقعی درآمده اند، یعنی واقعیت های طبیعی و غیرقابل تغییر متبلور شده اند. این هستی شناسی با بسط نظریه کوانتوم به مفهوم واقعیت در علوم اجتماعی سازگار است و مفهوم عینی-ذهنی واقعیت و لزوم وجود نهادها (قواعد بازی جمعی مطابق تعریف کوانتومی آن) را تأیید می کند.همچنین، بر پایه دیدگاه واقع گرایی انتقادی، در معرفت شناسی آینده پژوهی، باورپذیری به جای قطعیت گزاره معرفتی می نشیند. ازآنجاکه آینده از گذشته و حال اثر می پذیرد، آینده پژوهان برای مطالعه آینده، گریزی از مطالعه این دو زمان ندارند و با نظر به اینکه از گذشته و حال برخلاف آینده، شواهدی در دست است، آینده پژوهان می توانند بر پایه واقع گرایی انتقادی آنها را بررسی نمایند و در ارائه پیش بینی ها، گزاره های معرفتی باید حاصل استدلال های مبتنی بر شواهد صوری و غیرصوری باشند. ازآنجاکه آینده هنوز موجودیت نیافته و درستی گزاره هایی که درباره آینده صادر می شوند، مشخص نیستند، باورپذیری آنها ملاک عمل قرار می گیرد و با توجه به نقش حیاتی دانش پیش زمینه ای در تولید اطلاعات معطوف به آینده، در تهیه این گزاره ها باید به ماهیت اجتماعی و فرایند تولید دانش توجه شود.روش های مختلفی در آینده پژوهی به کار گرفته می شوند که شمار آنها در برخی منابع به بیش از چهل می رسد. تعداد زیادی از این روش ها از سایر علوم و رشته ها به آینده پژوهی راه یافته اند که با توجه به ماهیت چندرشته ای آینده پژوهی، امری معمول است. روش هایی نیز هستند که خاص آینده پژوهی می باشند و عبارت اند از: 1. آینده پژوهی قوم نگاشتی؛ 2. پس نگری؛ 3. پویش محیطی؛ 4. تحلیل ریخت شناختی؛ 5. تحلیل لایه ای علّی؛ 6. تدوین چشم انداز؛ 7. ترسیم نقشه راه؛ 8. تصمیم گیری پابرجا؛ 9. چرخ آینده ها؛ 10. دلفی؛ 11. سناریو؛ 12. سیگنال های ضعیف و 13. شگفتی سازها.مفروضات، اصول و پایه های زیادی برای آینده گرایی، آینده اندیشی و آینده پژوهی وجود دارند. برخی از مفروضات هستند که اگرچه خاص آینده پژوهی نیستند، اما شاکله آینده پژوهی بسیار بر آنها استوار است و نمی توان از آنها به سادگی صرف نظر کرد. در میان تمامی این اصول و مفروضات، فهرستی که بل در کتاب خود (2003) ارائه کرد، از تمامی فهرست های دیگر جامع تر بود و در هیچ منبعی، مفروضی یافت نشد که فهرست بل شامل آن نباشد. بنابراین، مفروضات آینده پژوهی طبق فهرست بل عبارت اند از: 1. معنای زمان؛ 2. تکینگی ممکن آینده؛ 3. آینده اندیشی و اقدام؛ 4. مفیدترین دانش؛ 5. ابهام در حقایق آینده؛ 6. آینده ای باز؛ 7. انسان ها آینده خود را می سازند؛ 8. وابستگی متقابل و کل گرایی؛ 9. آینده های بهتر؛ 10. افراد و طرح هایشان؛ 11. جامعه به مثابه انتظار و تصمیم و 12. هستی و دانش واقعیت خارجی (Bell, 2003).دلالت های نظریه مجموعه فازی برای آینده پژوهی بررسی شدند که این دلالت ها شامل ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و مفروضات آینده پژوهی نشده و تنها بعد روش ها را شامل می شد. در این بعد سهم یاری پردازش اصطلاحات زبانی، بیشترین دلالت را داشته و در همه روش ها کاربرد داشت. سهم یاری دسته بندی فازی در رتبه بعدی قرار داشت و در شش روش کاربرد داشت. سومین و آخرین سهم یاری، سامانه استنتاج فازی بود که تنها در دو روش تصمیم گیری پابرجا و سناریو کاربرد داشت.پیشنهاد می شود به منظور پویایی روزافزون رشته آینده پژوهی، پژوهش هایی در آینده، حول موضوع دلالت های نظریه ها، علوم یا فناوری های جدید برای آینده پژوهی صورت گیرد. همچنین، انجام پژوهش هایی مشابه این موضوع می تواند بر غنای چنین چهارچوبی افزوده و پایاب آن را برای استفاده کنندگان از آن محکم تر نماید.همچنین، پیشنهاد می شود متخصصان علاقه مند به آینده پژوهی اما از رشته هایی غیر از آن، از چهارچوب ارائه شده در این مقاله برای یافتن دلالت های رشته تخصصی خود برای آینده پژوهی بهره ببرند؛ زیرا این تلاش ضمن اینکه به حفظ بقای آینده پژوهی می انجامد، با توجه به گستره وسیع کاربست این رشته، به گسترش کاربست رشته تخصصی ایشان نیز کمک می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان این مقاله مراتب قدردانی خود را از دبیرخانه محترم مجله روش شناسی علوم انسانی و داوران محترم به دلیل دیدگاه های ارزشمندشان که در بهبود کیفیت مقاله نقش بسزایی داشته است، اعلام می کنند.
۳۰۸۸.

آرایه شناسی مأموریت محور پارک های علم و فناوری ایران براساس تحلیل محتوای اسناد راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
پارک های علم و فناوری در سراسر جهان به عنوان ابزار سیاست گذاری نوآوری، از طریق هم جواری بنگاه های دانش بنیان و فناور و بهره گیری از اثرات تجمعی، به ارتقای کارآفرینی فناورانه کمک کرده اند. با وجود پژوهش های فراوان درباره تنوع ساختار، اهداف و نقش های پارک های علم و فناوری در سطح بین المللی، در ایران هنوز مطالعات نظام مند برای طبقه بندی و مقایسه میان پارک ها محدود است. مطالعه انجام شده، با هدف پرکردن این خلأ، به آرایه شناسی پارک های علم و فناوری ایران می پردازد. داده ها از اسناد راهبردی هفده پارک علم و فناوری که اسناد آن ها در دسترس بود، استخراج شد. تحلیل با نرم افزار مکس کیودا و از طریق کدگذاری باز و محوری، تدوین ماتریس تطبیق پارک-مأموریت و به کارگیری روش طبقه بندی انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد پارک های ایران را می توان در چهار طبقه مأموریتی اصلی دسته بندی کرد: (1) جامع/افقی با رویکرد پوشش طیف وسیعی از فناوری ها و خدمات، (2) حوزه ای/عمودی با تمرکز بر خوشه های تخصصی و زنجیره های ارزش مشخص؛ (3) شبکه سازی ملی و بین المللی با مأموریت میانجی گری برای اتصال بازیگران، توسعه بازارهای صادراتی و جذب سرمایه گذاری خارجی و (4) منطقه ای با جهت گیری حل مسائل بومی، توسعه نیروی انسانی و پیوند با سیاست های آمایش سرزمین. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی عملیاتی برای سیاست گذاران جهت طراحی ساز وکارهای حمایتی متمایز، تخصیص هدفمند منابع و توسعه شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مأموریت فراهم آورد.
۳۰۸۹.

معرفی کتاب تاریخ نگاری تاریخ علم در جوامع اسلامی؛ تجربه ها، مفاهیم، پرسش ها نوشته سونیا برنتیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
کتاب تاریخ نگاری تاریخ علم در جوامع اسلامی تألیف سونیا برنتیس، محقق برجسته علم دوره اسلامی، روایت های سنتی و غالب تاریخ علم در جهان اسلام، به ویژه نظریه افول علمی پس از دوره طلایی را به چالش می کشد و نشان می دهد فرضیه افول با شواهد تاریخی همخوانی ندارد و فعالیت های علمی در جوامع اسلامی تا دوره های صفوی، عثمانی و گورکانی تداوم داشته است. برنتیس به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی تولید علم، روش های آموزشی و شیوه های ثبت، ضبط و انتقال علم تأکید دارد. برای نمونه، او به آموزش های چهره به چهره و پژوهش هایی که در قالب تفسیر و شرح نویسی عرضه می شد، به عنوان عوامل اثرگذار در پیشرفت علم اشاره می کند. از سوی دیگر، ارتباط میان علم و دین نزد عالمان و حکمرانان که معمولا نظرات مشابهی در حمایت یا مخالفت با علم نداشتند بررسی می شود. پیشنهاد مؤکد برنتیس به پژوهشگران این است که دیگر تمامی نسخ خطی، رساله ها، ابزارها، نقشه ها و اشیای مرتبط با علم را در چارچوب مفاهیم کلانی مانند «اسلام» یا «اروپای لاتین» جای ندهند، بلکه به شرایط خاص زمانی- مکانی، بافت اجتماعی و نیز فرصت ها و محدودیت های هر جامعه توجه کنند و با گذر از پیش فرض های کلیشه ای به بررسی های خُرد تاریخی و تحلیل های جامع تر روی آورند.
۳۰۹۰.

نفی تمایز میان حملی و شرطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
تبدیل حملی به شرطی و شرطی به حملی دو مسأله ای است که در منطق قدیم مورد بحث و بررسی فراوان بوده اند و در منطق جدید نیز، تبدیل حملی به شرطی به صورت امری بدیهی قبول عام یافته است. اکنون سؤال های زیر خود را می نمایانند:(1) آیا ارجاع یکی از حملی و شرطی به دیگری ممکن است؟(2) آیا از میان آن دو، یکی اصل است و دیگری فرع؟(3) آیا اصولا تمایز حملی و شرطی مهم است؟پاسخ فرگه به پرسش نخست مثبت و به دو پرسش بعدی منفی است و او نشان می دهد که تمایز حملی و شرطی و نیز تمایز موضوع و محمول اصولاً مهم نیستند، زیرا در قواعد استنتاج نقش مهمی ایفا نمی کنند. بر خلاف موضوع و محمول، یا مقدم و تالی، آنچه اهمیت دارد ادات های منطقی و سورها است که بار اصلی قواعد منطقی را بر دوش می کشند. بر پایه این ها تلاش می کنم نشان دهم که تبدیل حملی به شرطی یا بالعکس تمایز مهمی میان منطق قدیم و جدید ایجاد نمی کند و این دو منطق در واقع دو روی یک سکه اند..
۳۰۹۱.

بررسی اخلاقی عملکرد دو سامانه هوش مصنوعی تشخیص چهره و تصمیم گیری خودکار با تکیه بر حکمت عملی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
این مقاله با هدف بررسی چالش های اخلاقی دو سامانه هوش مصنوعی «تشخیص چهره» و «تصمیم گیری خودکار» نگاشته شده است. روش تحقیق به کاررفته، تحلیل محتوا است که از طریق آن، نحوه عملکرد این سامانه ها و نقض اصول اخلاقی توسط آن ها مورد بررسی قرار می گیرد. اصول اخلاقی نقض شده شامل «انصاف»، «آزادی و اختیار»، «حریم خصوصی و حفظ اسرار»، «مسئولیت پذیری و پاسخ گویی» و «عمل به ظن معتبر» است. در ادامه، این اصول در چارچوب حکمت عملی صدرایی مورد تحلیل قرار می گیرند. نتایج نشان می دهد که در حکمت صدرایی، «انصاف» از صفات ضروری حاکم است و رعایت بی طرفی الزامی است؛ «آزادی و اختیار» برای تکامل و سعادت انسان اساسی است؛ «حریم خصوصی» اهمیت ویژه ای دارد و تجسس در آن ناپسند است؛ «مسئولیت پذیری و پاسخ گویی» از ویژگی های لازم رهبران است؛ و «عمل به ظن غیرمعتبر» قبیح شمرده می شود. بنابراین، براساس حکمت عملی صدرایی، به کارگیری این دو سامانه در شکل کنونی خود اخلاقاً قابل قبول نیست، مگر آنکه در طراحی یا اجرای آن ها تغییراتی صورت گیرد تا چالش های اخلاقی مذکور برطرف شود.
۳۰۹۲.

تبیین مدل پارادایمی دانشگاه زیست بوم در بستر فرهنگی-اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: در سال‌های اخیر، آموزش عالی ایران با چالش‌هایی چون گسست از نیازهای واقعی جامعه، ضعف در پیوند با محیط و ناتوانی در پاسخ‌گویی به مسائل پیچیده زیست‌محیطی و اجتماعی روبه‌روست. در چنین شرایطی، بازاندیشی در نقش و کارکرد دانشگاه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر شده است. ازاین‌رو هدف از تحقیق حاضر تبیین مدل پارادایمی دانشگاه زیست‌بوم در نظام آموزش عالی ایران و ارائه چارچوبی متناسب با بستر فرهنگی–اجتماعی کشور برای تحول و کارآمدسازی دانشگاه است. روش‌شناسی: روش تحقیق به صورت کیفی و از نوع گرندد تئوری سیتسماتیک بود. مشارکت‌کنندگان تحقیق استادان دانشگاه‌های دولتی در ایران بودند که علاوه بر هیئت‌علمی بودن، سابقه عضویت چندین ساله نیز در حوزه‌های مختلف در آموزش عالی را داشتند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و از نوع گلوله برفی به‌عنوان مشارکت‌کنندگان تحقیق انتخاب شدند. فرآیند نمونه‌گیری تا رسیدن محقق به مقوله کفایت نظری انجام گرفت؛ بدین معنی که محقق پس از مصاحبه هفدهم، به داده و کد جدیدی دست نیافت و بدین ترتیب فرآیند نمونه‌گیری متوقف شد (n=15+2). ابزار گردآوری داده‌ها به‌صورت مصاحبه عمیق بود. همچنین برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش کدگذاری سه مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که عوامل علّی شامل ایجاد فضای یادگیری خودآگاه و بوم‌محور، تربیت شهروندانی مسئول در قبال جامعه و طبیعت، دستیابی به خودکفایی نسبی در منابع انرژی و غذایی، مدیریت منابع با رویکرد بهره‌وری بالا و مصرف حداقلی، مشارکت‌جویی و تصمیم‌سازی دموکراتیک درون دانشگاه، طراحی محیطی سازگار با بوم‌سازگان، نقش‌آفرینی فعال در توسعه جامعه محلی و منطقه‌ای، ارتقای سواد اکولوژیک و تفکر سیستمی در میان اعضای دانشگاه است. در ادامه، عوامل زمینه‌ای همچون پیوند حکمت بومی با نوآوری جهانی در راستای تقویت اقتصاد محلی، آموزش پایداری مبتنی بر عدالت، تبدیل دانشگاه به پردیسی پژوهش‌محور برای احیای زیست‌بوم و توسعه سواد اکولوژیک، و ترویج اخلاق حرفه‌ای در شبکه دانش بسترهای لازم برای تحقق دانشگاه زیست‌بوم را فراهم می‌سازند. افزون بر این، عوامل مداخله‌ای مانند توانمندسازی پژوهشی در عرصه‌های میان‌رشته‌ای، اصلاح سیاست‌های مالی و اقتصادی دانشگاه، بومی‌سازی نظام ارزیابی و ارتقای هویت فرهنگی نقش مهمی در تسریع و تسهیل این فرایند ایفا می‌کنند. بر اساس این پیش‌نیازها، راهبردهای عملیاتی نظیر طراحی برنامه‌های درسی فرارشته‌ای، آموزش مستمر اعضای هیئت‌علمی درباره توسعه پایدار، ترویج اقتصاد دایره‌ای در پردیس دانشگاه، اجرای استانداردهای محیط‌زیستی در تمامی فعالیت‌های عملیاتی، مدیریت هوشمند مصرف منابع طبیعی از جمله آب و انرژی، و توانمندسازی نیروی انسانی برای مشارکت در برنامه‌های پایداری تدوین و اجرا می‌شوند. پیامدهای حاصل از استقرار چنین الگوی دانشگاهی شامل شکل‌گیری دانش هم‌افزا از سطح پژوهش‌های بنیادین تا اقدامات احیایی در زیست‌بوم جامعه، تحقق تعلیم و تعلم تاب‌آور و سازگار با نیازهای جهان واقعی، ایجاد حیات اقتصادی نوین مبتنی بر پایداری و تبدیل دانشگاه به اکوسیستمی زنده، پویا و اثرگذار است. نتیجه‌گیری: در نتیجه باید گفت ایجاد دانشگاه زیست‌بوم نیازمند نگرشی سیستمی و یکپارچه است که تمامی ابعاد آموزشی، پژوهشی، مدیریتی و فرهنگی را در برگیرد. مع‌الذالک، چنین دانشگاهی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در بازآفرینی زیست‌بوم‌های محلی و ارتقای کیفیت زندگی ایفا کند. بر این اساس، دانشگاه زیست‌بوم به‌عنوان الگویی نوین، زمینه پیوند سازنده میان دانش، جامعه و طبیعت را فراهم می‌سازد.
۳۰۹۳.

تحلیل مفهومی غفلت ورزی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: مطالعه موردی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
پدیدهٔ غفلت ورزی آکادمیک در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، با توجه به تأثیرات منفی آن بر فرآیند و نتایج پژوهشی، به یک دغدغهٔ جدی در نظام آموزش عالی تبدیل شده است. لذا این پژوهش بر آن است تا با رویکرد نظریهٔ زمینه ای به ساخت این تبیین بپردازد. مشارکت کنندگان تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند 15 نفر از آن ها در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود. همچنین داده ها طی سه مرحلهٔ کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که غفلت ورزی آکادمیک پدیده ای چندبعدی و نهادی است که در تعامل میان عوامل علّی همچون احساس بی معنایی تحصیلی، ضعف تعامل استاد–دانشجو، محدودیت منابع و فشارهای اقتصادی با شرایط زمینه ای از جمله تعلیق هویت علمی، پیش بینی ناپذیری مسیر تحصیلی و گسست تعلق دانشگاهی شکل می گیرد. همچنین ساختار ناکارآمد آموزشی، فقدان حمایت روانی و شکاف فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر بر تشدید این وضعیت اثر می گذارند. بر این اساس، راهبردهایی نظیر بازآرایی فرهنگ دانشگاهی، توانمندسازی هیئت علمی، تقویت نظام های حمایتی و اصلاح سازوکارهای انگیزشی پیشنهاد می شود. پیامدهای این پدیده در دو سطح مثبت (افزایش خودآگاهی و توان بازاندیشی) و منفی (انزوای علمی و کاهش تعاملات حرفه ای) بروز می یابد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که غفلت ورزی آکادمیک نه مسئله ای فردی، بلکه بازتاب شکاف ساختاری و فرهنگی در آموزش عالی است و بازتعریف نقش دانشگاه را ضروری می سازد.
۳۰۹۴.

مفهوم پردازی ویژگی تعادل در مدرسه صالح(مدرسه مورد انتظار در گام دوم انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: این پژوهش با هدف مفهوم پردازی ویژگی تعادل در مدرسه صالح انجام شد. روش: رویکرد این پژوهش، کیفی و روش آن، تحلیل مضمون بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و بر اساس آن، 16 نفر از متخصصان به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیم ساختاریافته بود. فرایند جمع آوری داده ها(اتمام نمونه گیری) تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که ویژگی تعادل در مدرسه صالح را می توان در قالب دو مضمون فراگیر(تربیت متوازن و چندساحتی و تناسب در انتخاب محتوای آموزشی) و 13 مضمون سازمان دهنده(تربیت متوازن؛ توجه متوازن به دانش، نگرش و عملکرد؛ تربیت هیجانی و اجتماعی؛ تربیت معنوی، عبادی و اخلاقی؛ تربیت بدنی؛ تربیت اقتصادی و شغلی؛ تربیت تفکر نقّاد و منطقی؛ تربیت زیست محیطی؛ تربیت هنری و زبباشناختی؛ تربیت علمی و فنّاوری؛ تناسب محتوای آموزش با نیازها و ارزشهای جامعه؛ تناسب محتوای آموزش با نیازها و رغبتهای دانش آموزان؛ فقدان تناقض بین مفاهیم و مضامین محتوای آموزش) تبیین کرد. نتیجه گیری: بر مبنای این مضامین، 13 گزاره برای تبیین ویژگی تعادل در مدرسه صالح تدوین شد؛ که این 13گزاره می توانند مبنای کار آموزش و پرورش و مدارس در کاربست ویژگی تعادل در مدارس قرار گیرند.
۳۰۹۵.

اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهره برداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا می یابد و این امر به وضوح در شاخص های محیط زیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرف های او در طبیعت، ناپایداری هایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگی های آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهه های اخیر، تلاش های فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهم ترین آن ها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سال های اخیر به یکی از کلیدواژه های بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاش اند تا با احیای سنت های پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازی های موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمی شود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم می آورد.
۳۰۹۶.

چالش ها و راهکارهای ارتقاء سلامت معنوی دانشجویان: رویکردی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: با توجه به تأثیر گسترده سلامت معنوی بر فرد و جامعه همچنین اهمیت دانشجویان به عنوان سرمایه ها و آینده سازان کشور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهایی جهت ارتقاء سلامت معنوی دانشجویان انجام شد. روش: روش مطالعه کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی، ۲۲ دانشجوی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه یزد انتخاب شدند. حجم نمونه بر اساس رسیدن به اشباع داده ها تعیین گردید. از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، داده ها گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی صورت گرفت و برای افزایش اعتبار، اقداماتی مانند مشارکت طولانی، خودبازبینی محققان و مستندسازی دقیق فرایند پژوهش انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش شامل دو مضمون اصلی و پنج مضمون فرعی بود که چالش های سلامت معنوی را در دو دسته عوامل تنش زای فردی و خانوادگی و چالش های محیط اجتماعی و دانشگاهی نشان داد. همچنین، آموزش و آگاهی بخشی، حمایت های محیطی و خودتنظیمی معنوی به عنوان راهکارهای مؤثر شناسایی شدند. نتیجه گیری: آموزش خانواده ها و کادر آموزشی در زمینه تربیت دینی، تربیت جنسی و ایجاد فضاهای گفت وگو و مشاوره، نقش مهمی در تقویت سلامت معنوی ایفا می کند. پیشنهاد می شود جهت ارتقاء سلامت معنوی دانشجویان، کارگاه هایی با محوریت سواد معنوی، خودشناسی و مدیریت تعارضات برگزار گردد.
۳۰۹۷.

پویایی های نوآوری مبتنی بر مارپیچ سه گانه، چگونه می تواند عملکرد توسعه پایدار کشورهای دنیا را توضیح دهد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۸
عملکرد کشورهای دنیا در تحقق اهداف توسعه پایدار (شامل 17 هدف مصوب سازمان ملل) به طور چشمگیری متفاوت است. به عنوان مثال، آلمان در گزارش توسعه پایدار سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۳ رتبه چهارم را دارد، در حالی که ژاپن با وجود سطح مشابه توسعه، در رتبه 31 قرار گرفته است. این تفاوت نشان می دهد که شرایط اقتصادی مشابه، لزوماً منجر به نتایج مشابهی در عملکرد توسعه پایدار نمی شوند. مثال دیگر، وضعیت دو کشور اسپانیا و ایتالیا در گزارش های توسعه پایدار است که سطح اقتصادی نزدیک به هم دارند؛ اما در شاخص توسعه پایدار، اسپانیا رتبه ۱۶ و ایتالیا رتبه ۲۴ را دارد. بنابراین به نظر می رسد که اختلاف در عملکرد توسعه پایدار تنها با «تفاوت درآمد» قابل توضیح نیست. مقایسه امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز نشان می دهد که حتی میان کشورهایی با ساختار اجتماعی و سیاسی و موقعیت جغرافیایی بسیار مشابه، عملکرد در اهداف توسعه پایدار می تواند متفاوت باشد. این دو کشور حوزه خلیج فارس دارای نظام های پادشاهی و غیرآزاد هستند، اما در اهداف توسعه پایدار، امارات جایگاهی به مراتب بهتر از عربستان دارد. این مشاهدات، به طور بنیادین این سؤال را تقویت می کند که: چه سازوکارهایی فراتر از عوامل اقتصادی، جمعیتی یا نهادیِ مرسوم، موجب بروز تفاوت های چشمگیر در عملکرد کشورها در حوزه توسعه پایدار می شوند؟ مقاله ای که حول همین دغدغه  اخیرا به چاپ رسیده [1] این پرسش را مطرح می کند که «پویایی های نوآوری (حاصل از الگوی برهم کنش دولت، صنعت و دانشگاه) به چه میزان می تواند تفاوت عملکرد کشورهای مختلف در اهداف توسعه پایدار را توضیح دهد؟». سپس تلاش می کند تا به این پرسش به صورت تجربی و با استفاده از داده های بین المللی در سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ پاسخ دهد. شواهد بیانگر آن است که پویایی های نوآوری نقش تعیین کننده ای در موفقیت کشورها در دستیابی به اهداف توسعه پایدار ایفا کرده و می تواند به عنوان یک متغیر توضیح دهنده (با قدرت توضیح دهندگی 39 درصد) در تبیین اختلاف عملکرد کشورها در توسعه پایدار در نظر گرفته شود. بدین ترتیب هرگونه تحلیل سیاستی یا اقتصادی در حوزه اهداف توسعه پایدار، بدون لحاظ کردن این متغیر نهادی–تکاملی، با خطای تبیینی معناداری مواجه خواهد بود.هرچند نتایج مدل مزبور تصریح می کند که تعامل سه جانبه نهادها عامل بسیار مهمی است، با این حال، نکته ظریف و قابل توجه آن است که حتی در حضور تعامل سه جانبه نیز، تعامل دوجانبه دولت و صنعت نقشی جایگزین ناپذیر دارد و باید به عنوان مؤلفه ای مستقل در سیاست گذاری های توسعه پایدار مدنظر قرار گیرد؛ یافته ای که با نظریات سیاست گذاری صنعتی هم خوانی دارد.  
۳۰۹۸.

تحلیل انفعال اعضای هیئت علمی در کاهش کیفیت آموزش دانشجویان بین المللی: مطالعه موردی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: با توجه به گسترش سیاست‌های درآمدمحور در جذب دانشجویان بین‌المللی در دانشگاه‌های ایران و گزارش‌های متعدد درباره افت کیفیت آموزشی آنان، مسئله مرکزی این پژوهش، ابهام در دلایل سکوت و انفعال اعضای هیئت‌علمی در برابر این روند است؛ موضوعی که علی‌رغم اهمیت آن، در ادبیات پژوهش به‌صورت مستقل و عمیق مورد بررسی قرار نگرفته است. بیشتر مطالعات پیشین بر کیفیت زندگی دانشگاهی، چالش‌های تحصیل از دیدگاه دانشجویان خارجی یا خدمات دانشگاهی متمرکز بوده و شکاف مهمی در زمینه نقش و واکنش هیئت‌علمی نسبت به افت کیفیت آموزشی دانشجویان بین‌المللی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف و تبیین ابعاد پنهان انفعال هیئت‌علمی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شد. دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به‌دلیل رشد قابل‌توجه در جذب دانشجویان بین‌المللی و تغییرات ساختاری مرتبط، به‌عنوان موردی مناسب برای بررسی چالش‌های کیفی بین‌المللی سازی انتخاب شد. روش: بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون به‌عنوان روش، جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و برای نمونه‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع زنجیره‌ای بهره گرفته شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش، اعضای هیئت‌علمی دانشگاه شهید‌ مدنی ‌آذربایجان بودند که تعداد آن‌ها 282 نفر می‌باشد. نمونه‌گیری و مصاحبه‌ها تا زمانی ادامه یافت که تجزیه‌وتحلیل و اکتشاف داده‌ها پس از 15 مصاحبه به اشباع رسید. از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک نیز برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید. جهت اطمینان‌پذیری پژوهش از راهبرد‌های بررسی توسط افراد متخصص و مشارکت‌کنندگان استفاده‌شده است. یافته‌ها: یافته‌ها پنج مقوله اصلی را نشان داد: ساختارهای اقتدارگرای مدیریتی (نظام تصمیم‌گیری غیر مشارکتی در جذب دانشجو، فقدان نظام پاسخگو برای پیگیری اعتراضات، عدم ریسک‌پذیری سازمانی و هراس از پیامدهای شغلی)، ملاحظه‌کاری هیئت‌علمی در پرتو انگیزه‌های اقتصادی (وابستگی معیشتی به درآمدهای جانبی، ترس از محرومیت از امتیازات مالی، توجیه اخلاقی-اقتصادی)، عوامل فرهنگی-اجتماعی (فرهنگ سکوت در محیط دانشگاهی، نقش پررنگ سلسله‌مراتب اداری، کم‌اهمیت‌ دانستن کیفیت آموزشی)، ابعاد روان‌شناختی عدم مقاومت در برابر تغییرات نهادی (احساس بی‌تأثیری، خستگی روانی ناشی از فرآیندهای اداری، محافظه‌کاری به‌عنوان استراتژی بقا) و سیاست‌گذاری کلان آموزشی و اولویت‌های دیپلماتیک (اجبار نهادهای حاکمیتی برای جذب دانشجویان بین‌المللی به‌عنوان ابزار قدرت نرم، سیاست‌گذاری جذب دانشجوی بین‌المللی به‌عنوان ابزاری در جهت ارتقا رتبه‌بندی دانشگاه). نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه‌های سکوت سازمانی و سرمایه‌داری دانشگاهی، لزوم بازنگری در سیاست‌های جذب دانشجویان بین‌المللی را پیشنهاد می‌کند. همچنین یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که حل این چالش، مستلزم تحول هم‌زمان در ساختارهای مدیریتی (افزایش مشارکت هیئت‌علمی در تصمیم‌گیری)، انگیزشی (طراحی مشوق‌های کیفی‌محور) و فرهنگی (تقویت گفتمان انتقادی) است تا بتوان از «بین‌المللی سازی صوری» به «ارتقای واقعی کیفیت آموزشی» گذار کرد. لازم به ذکر است از محدودیت‌های پژوهش، تمرکز بر یک دانشگاه، ماهیت کیفی داده‌ها و اتکا به مصاحبه‌های فردی است که دامنه تعمیم‌پذیری و تنوع تجربه‌های قابل‌شناسایی را محدود می‌سازد.
۳۰۹۹.

اندازه گیری میل اعظم (میل دایرهالبروج) با رصد انقلابین در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
میل اعظم یا میل کلّی (برابر با میل دایرهالبروج) یکی از پارامترهای مهم نجومی است که در دوره اسلامی رصدهایی پرشمار برای اندازه گیری آن به انجام رسیده است. معتبرترین روش برای این کار از نظر دانشوران کهن، یافتن بیشینه و کمینه ارتفاع نیم روزی سالانه خورشید (با رصد ارتفاع نیم روزی خورشید در چند روز نزدیک به انقلاب تابستانی و زمستانی) و محاسبه نصف تفاضل این دو بود. رصدهایی پرشمار بدین شیوه انجام شده است. بیشتر این رصدها با ربعی خشتی و بزرگ مشهور به لِبْنَه، در شماری از موارد با حلقه های مدرج فلزی در اندازه های مختلف، و دست کم در دو مورد با سدسی بسیار بزرگ از خشت، مشهور به سدس فخری انجام شده است. شماری از اخترشناسان دوره اسلامی، همچون خجندی، میل را دارای روندی کاهشی می دانستند و شماری دیگر (بیشتر در اندلس) با پیروی از فرض نادرست نامور به «اقبال و ادبار فلک» تغییرات آن را نوسانی می پنداشتند. اما شماری نیز، همچون ابوریحان بیرونی و ابن شاطر تفاوت در نتایج رصدها را به خطای ابزارهای رصدی و رصدگر (به ویژه درباره خجندی و ابوالفضل هروی) نسبت می دادند. از این رو بسیاری از اخترشناسان به مقدارهای متفاوت یافته شده برای میل اعظم اشاره کرده اند و بیرونی سیاهه ای کمابیش گاه نگارانه از رصدهای میل اعظم تا روزگار خود فراهم آورده است. جستار حاضر برای نخستین بار فهرستی تحلیلی و گاه نگارانه از این رصدها را با ملاحظاتی پرشمار درباره برخی دقایق و نکات مرتبط با این رصدها عرضه می کند.
۳۱۰۰.

تحلیل انتقادی نسبی گرایی اخلاقی گیلبرت هارمن و پیامدهای آن بر فرهنگ اخلاقی دانشگاه اسلامی: ارائه چارچوب بدیل مبتنی بر اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی نظریۀ نسبی‌گرایی اخلاقی گیلبرت هارمن و بررسی پیامدهای آن بر فرهنگ و انسجام اخلاقی در دانشگاههای اسلامی انجام شد. این مطالعه در صدد بود خلأ پژوهشی موجود در ادبیات فلسفۀ اخلاق و مطالعات فرهنگی دانشگاهی را در پیوند با آموزه‌های اخلاق اسلامی پر کند. روش‌شناسی: پژوهش از نظر ماهیت، نظری- تحلیلی و از نظر هدف، بنیادی- کاربردی است. روش تحقیق، تحلیل مفهومی- انتقادی بود که طی آن، ابتدا مؤلفه‌های اصلی نسبی‌گرایی اخلاقی هارمن، واکاوی و سپس پیامدهای آن برای انسجام هنجاری و سبک زندگی اخلاقی در دانشگاههای اسلامی تحلیل شد. در ادامه، با بهره‌گیری از مفاهیم کلیدی اخلاق اسلامی، مانند حُسن و قُبح ذاتی افعال، عقل عملی، عدالت و فطرت انسانی، چارچوب بدیل اخلاقی برای مواجهه با چالش نسبی‌گرایی پیشنهاد شده است. یافته‌ها: پذیرش نسبی‌گرایی اخلاقی هارمن، بدون اتکا به اصول ارزشی ثابت، منجر به تضعیف مرجعیت اخلاقی، تعارض هنجاری و چندپارگی فرهنگی در فضای دانشگاهی، به ویژه در دانشگاههای اسلامی می‌شود. در مقابل، اخلاق اسلامی با تأکید بر اصول جهان‌شمول و عقلانی، ظرفیت بازسازی فرهنگ اخلاقی دانشگاهی را فراهم می‌آورد. نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که طراحی چارچوب اخلاقی بومی بر اساس آموزه‌های اسلامی، از طریق تدوین منشور اخلاقی اسلامی، برگزاری دوره‌های آموزش اخلاق و گفتگوهای میان‌فرهنگی، می‌تواند به ارتقای انسجام اخلاقی و کاهش چالشهای ناشی از نسبی‌گرایی کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان