اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهره برداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا می یابد و این امر به وضوح در شاخص های محیط زیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرف های او در طبیعت، ناپایداری هایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگی های آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهه های اخیر، تلاش های فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهم ترین آن ها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سال های اخیر به یکی از کلیدواژه های بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاش اند تا با احیای سنت های پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازی های موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمی شود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم می آورد.