ورود به بازارهای رقابتی برای هر سازمان در هر نقطه ای از جهان با هر شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، امری اجتناب ناپذیر است. سازمانها در راستای دستیابی به رقابت پذیری پیوسته در حال اعمال تغییرات اساسی و افزایش خردمندی در ساختار و تکنولوژی عملکردی خود می باشند لذا بحث مدیریت تغییر در عرصه کنونی سازمان ها از اهمیت شایان توجهی برخوردار خواهد شد. بسیاری از برنامه های بهبود سازمانی مانند مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار با وجود ساختار مناسب تکنولوژیک به دلایل مختلف دچار شکست می شوند که از جمله مهم ترین دلایل شکست برنامه های سازمانها، مقاومت کارکنان می باشد. به نظر می رسد که امروزه همه ...
امروزه از خصوصیات یک سازمان موفق، خلاق و کارآمد آن است که از خواسته های مشتریان خود اطلاع یافته و با در نظر گرفتن آنها در بهبود کیفیت کالاها یا خدمات خود، در جهت رضایتمندی مشتریان خود گام بردارد. یکی از روشهایی که می تواند به این منظور مورد استفاده قرار گیرد، تکنیک QFD 1 است که مبنای این مقاله است. در این مقاله برای جمع آوری خواسته های مسافران قطارهای ویژه شرکت رجاء از مصاحبه ساخت یافته و پرسشنامه، که روایی و پایایی آن سنجیده شده، استفاده شده است. پس از جمع آوری خواسته های مسافران، این خواسته ها در 7 دسته گروه بندی شده و سپس بر اساس درجه اهمیت و میزان رضایتمندی اختصاص یافته به هر یک از آنها از طرف مسافران، تعدادی از آنها برای بررسی و تحلیل انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل خواسته ها و الزامات مسافران و تعیین خدمات و الزامات عملیاتی مربوط به آنها از رویکرد 3 ماتریسی سازگار شده QFD استفاده شده و در نهایت الزامات عملیاتی مورد نیاز برای اجرای خدمات برآورده کننده خواسته های مسافر در داخل قطارهای شرکت استخراج و ارایه شده است.
در بازارهای پر رقابت با نیازهای متفاوت مشتریان، ادامه حیات سودآور و موفق یک سازمان پیشرو، منوط به عملکرد یکپارچه کلیه زیر سیستم ها و واحدهای سازمانی، می باشد. عدم انطباق استراتژیک در خروجی فرایند واحدهای مختلف در بلند مدت سازمان را از دستیابی به یک موقعیت رقابتی پایدار، باز می دارد. واحدهای بازاریابی و تولید از جمله کلیدی ترین اجزا تشکیل دهنده سازمان می باشند که انطباق استراتژیک آنها، پیشرفت و تعالی سازمان را تضمین می کند. در این مقاله مدلی کمی بر اساس عوامل «خلق ارزش بری مشتریان» و «نتایج کلیدی عملکرد» و متغیرهای مربوطه جهت سنجش یکپارچگی استراتژیک فرایندهای تولید و بازاریابی در سازمان ارایه می شود و با استفاده از تکنیک برنامه ریزی آماری روشی برای هدف گذاری کمی این انطباق استراتژیک، معرفی می شود.