محمد سالاری، مدیر دپارتمان بازاریابی حسی و میدانی شرکتTMBA، مدرس، مؤلف و مترجم کتابهای بازاریابی بدون تبلیغات، مدلهای مدیریتی برای راه اندازی و ادارهی یک کسب و کار (از تئوری تا عمل)، کسب و کار دیجیتالی، و کتاب در حال انتشار بازاریابی حسی (با همکاری پرویز درگی) است.
سالاری پیشینهی اجرایی از مسئول تدارکات خارجی و صادرات تا رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شرکتهای حمل و نقل بین المللی را در کارنامهی حرفه ایاش دارد. اکنون در سالهای اخیر وی با تلفیقی از دانش نظری و دستاوردهای تجربی فعالیتهای حرفه ای، مشاورهی بازاریابی سازمانها و شرکتها را برعهده دارد.
گفتگوی ما با محمد سالاری دربارهی بازاریابی حسی است که او با انقلابی در بازاریابی و تبلیغات سنتی از آن یاد میکند. این گفتگو ناظر بر پرسشهایی است که بویژه در حاشیهی کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی (تهران؛ 1 و 2 تیرماه 1389) مراجعان از او داشتند.
تا زمان انتشار کتاب بازاریابی حسی، مطالعهی صفحات این شمارهی نشریه دربارهی بازاریابی حسی، بازاریابی میدانی، و مطالعات موردی که شرکتهای بزرگ دنیا نظیر هوندا، ایی بی، بنز اجرا کردند، همچنین مراجعه به دو سایت به نشانی www.experientialmarketing.ir و www.fieldmarketing.ir پیشنهاد میشود. شماره تلفنهای 4-66028401 (021) دپارتمان بازاریابی حسی و میدانی نیز پاسخگوی پرسشهای خوانندگان است.
با امید به آنکه در شماره های آیندهی این فصلنامه، همچنان به زوایای دیگری از بازاریابی حسی بپردازیم، این گفتگو را بخوانید.
وقوع انواع بحران ها در جوامع امروزی و لطمات و آسیب های فراوان آن ها باعث شده در چند دههی اخیر مدل های گوناگونی در حوزهی مدیریت بحران ارائه گردد، اما معمولاً مرحلهی پیش از بحران در این مدل ها مغفول واقع می شود. هدف این مقاله بررسی نقش رسانه های جمعی به عنوان قدرتمند ترین ابزار مدیریت افکار عمومی در مدیریت مرحلهی پیش از بحران و رسیدن به مدلی در این خصوص است. برای رسیدن به مؤلفه های این مدل افرادی که در حوزهی رسانه و مدیریت بحران هم خبر گی آکادمیک و هم خبرگی تجربی داشتند، برگزیده شدند و با آن ها مصاحبهی عمیق شد. با تجزیه و تحلیل این مصاحبه ها به روش تئوری سازی داده بنیاد، «مدل پروانه ای نقش رسانه ها در مدیریت مرحله پیش از بحران» طراحی شد. بر اساس این مدل، رسانه ها در مدیریت مرحلهی پیش از بحران پنج کارکرد اصلی رصد و پایش محیط، آموزش، هدایت افکار عمومی، اطلاع رسانی و ایجاد همبستگی عمومی دارند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رسانه ها می توانند در مدیریت مرحلهی پیش از بحران نقش به سزایی داشته باشند و لذا توصیه می شود با عمل بر اساس مدل ارائه شده به پیش بینی به موقع بحران، پیش گیری از آن و آمادگی برای مقابله با آن بپردازند
فیلمهای تبلیغاتی غرب با حضور هنرپیشگان سوپراستار در پی هدفهای افزایش فروش کالا و محصول، برندسازی، وپدیدآیی تصویر جدید برای مشتریان هستند؛ پروژه ای که اتومبیل ساز معروف جهانی یعنی بی ام دبیلیو در سال 2000 آغاز کرد و به موفقیتهای عینی درخشانی دست یافت.
اثر حاضر که به صورت موردی (case study)، فعالیت تبلیغاتی بی ام دبیلیو را در حوزه ی تولید و پخش فیلمها ی تبلیغاتی بررسی می کند، درسهایی برای اتومبیل سازان داخلی دارد از جمله آنکه در پی اجرای هر پروژه ی تبلیغاتی باید اثربخشی تبلیغات با معیارهای عینی و سنجشی ارزیابی شود و از آن مهمتر بازگشت سرمایه گذاریهای انجام شده محاسبه و قابل توجیه باشد. این هم وظیفه ی صاحبان کالا و محصولات است که بار هزینه های سنگین تبلیغاتی را برای رسیدن به سودای فروش، درآمدزایی، برندسازی و پدیدآیی تصویر جدید برای مخاطبان و مشتریان تازه متحمل می شوند، و هم وظیفه ی مؤسسات تبلیغات و کارگزاران تبلیغاتی است که باید در قبال دریافت پول، پاسخگو باشند؛ اتفاقی که در ایران از هر دو سو کمتر جدی گرفته می شود و عمدتاً معیارهای کیفی و کلی مبنای داوریها قرار می گیرد.
امتیاز برجسته ی مقاله ی حاضر در آن است که نگرانیهای سفارش دهندگان تیزرهای تلویزیونی، دغدغه های بی ام دبیلیو برای بهره بردای از اینترنت را با ذکر جزئیات فیلمها، مدت زمان آن، نام بازیگران سرشناس و دلایل انتخاب آنان و در نهایت استراتژی تبلیغاتی اتومبیل ساز معروف را بازگو میکند.