با ظهور عصر جدید کسب و کار که تغییر را به عنوان یکی از خصوصیات اصلی با خود دارد، تضمین
موفقیت و بقای سیستم های تولید، سخت تر می شود. در تقابل با این شرایط متغیر، سیستم تولید چابک
به عنوان پیشرفته ترین سیستم یا به عبارتی پارادایم تولید، امروزه در حال ارائة خود به دنیای تولید
است و در این راستا توسعة متدهای ارزیابی چابکی بنگاه ها نیز اهمیت ویژه ای یافته است.
شیوه های سنجش چابکی اساساً دارای یک نقص کلی هستند و آن عدم توجه به میزان نیازمندی به
چابکی، برای ارزیابی و مقایسة چابکی بنگاه ها با بنگاه های دیگر می باشد. در واقع شدت تغییرات
محیطی و تلاطم نیازمندی های مشتریان، تعیین کنندة میزان نیاز به چابکی برای بنگاه ها می باشد و با
توجه به ماهیت و اندازة متفاوت این تغییرات برای سازمان های مختلف، سطح مطلوب چابکی برای
آن ها متفاوت خواهد بود. بنابراین شیوه های ارزیابی باید میزان چابکی را به صورت قدرت پاسخگویی
مناسب به این تغییرات مورد سنجش قرار دهند. در این مقاله با هدف رفع این نقیصه، تکنیک تحلیل
پوششی داده ها با تعریف ورودی ها و خروجی های چابکی، برای اررزیابی چابکی بنگاه های تولیدی
تعدیل شده است. در پایان این مدل اندازه گیری برای ارزیابی چابکی 20 بنگاه تولیدی از 5 صنعت
مختلف به کار گرفته شد و چابکی نسبی بنگاه ها و نیز میزان بهبود در خروجی ها به منظور رسیدن به
مرز کارایی سازمان های مختلف از نظر چابکی، تعیین و مسیر بهبود برای آن ها ترسیم شد.
تصمیم به سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی، یکی از دغدغه های مدیران است. عدم قطعیت از یک سو
و وجود اهداف و معیار های گوناگون، کیفیت تصمیم های مدیران را تحت تأثیر قرار می دهد. با تغییر
شرایط محیطی و پارادایم های حاکم بر فضای رقابتی، تصمیم های سرمایه گذاری که بدون توجه به عدم
قطعیت ها اتخاذ شده باشند، جذابیت خود را از دست می دهند. تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری درون
سیستم های اطلاعاتی نیازمند توجه به معیارهای مختلفی مانند بازگشت سرمایه گذاری، رقابت پذیری
استراتژیک و رضایت مندی کاربر است و رویکردهای تصمیم گیری چند معیاره نقش مهمی را برای در
نظرگرفتن این معیارها به وجود می آورند.
این تحقیق با تلفیق ابزارهای برنامه ریزی سناریو (ابزار مدلسازی عدم قطعیت محیط)، طراحی بدیهی
(رویکرد ارزیابی چند معیاره) و روش دلفی فازی (رویکرد اخذ نظرات متخصصان) در قالب مدل
هیبریدی، روش شناسی برای ارزیابی سرمایه گذاری در پروژه های سیستم های اطلاعاتی در قالب
برون سپاری یا درون سپاری تأمین این سیستم ها پیشنهاد می دهد. روش شناسی پیشنهادی در مطالعه
موردی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی در شرکت ملی نفت ایران مورد آزمایش قرار می گیرد.
تبلور یافتن گردشگری به عنوان یک نیاز، تبدیل شدن آن به عنوان بزرگترین صنعت خدماتی دنیا و تخصصی شدن گردشگری این فرصت را فراهم کرده تا هر مقصدی جهت بهره جستن از منافع حاصل از گردشگری امیدوار باشد. اما مسلماً این کار بدون شناسایی عوامل تاثیر گذار، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک امکان پذیر نخواهد بود. بر این اساس در این پژوهش سعی داریم، با توجه به قابلیت های بالقوه استان کردستان در زمینه گردشگری( 1234 اثر باستانی که 500 اثر در فهرست آثار ملی ثبت شده است، توانایی بالقوه در زمینه اکوتوریسم و گردشگری خرید)، با استفاده از مدل سوات نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی گردشگری کردستان را مورد بررسی قرار دهیم و جهت توسعه هر چه بیشتر آن راهکارهای استراتژیک ارائه دهیم.این پژوهش از نظر روش کتابخانه ای و پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه است. در این راستا جهت انجام پژوهش 63 نفر از کارشناسان سازمان های که به نحوی در تصمیم گیری یا فعالیت های گردشگری استان ذی نفع بودند به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند، سپس پرسشنامه های طراحی شده بین آن ها توزیع شد. بر اساس نظر این کارشناسان، تحلیل های حاصل از سوات نشان می دهد که به رغم پتانسیل گسترده کردستان در زمینه گردشگری، کمبود زیرساخت های کافی، ضعف فعالیت های بازاریابی، ضعف مدیریت گردشگری، مهمترین موانع اساسی بر سر را توسعه گردشگری کردستان به حساب می آیند. از طرف دیگر، و جود جاذبه های طبیعی زیبا، بازارچه های مرزی و تمایل عمومی نسبت به توسعه گردشگری به ترتیب با امتیاز وزنی48% ، 38% و 28% به عنوان مهمترین نقاط قوت و افزایش تمایل به گردشگری خرید، افزایش تمایل به فعالیت های گردشگری و به ویژه فعالیت های اکوتوریستی و پیوندهای فرهنگی نزدیک کردهای اقلیم خودمختار کردستان عراق با کردهای کردستان ایران و افزایش تمایل آنها جهت بازدید از استان کردستان به دلیل داشتن طیف مختلف جاذبه ها به ترتیب با امتیاز وزنی 50% ، 50% و 32% به عنوان مهمترین فرصت های گردشگری استان شناخته شد. همچنین هدفمند کردن یارانه ها،افزایش قیمت مواد سوختی و تاثیر سوء آن بر جریان سفر و گردشگری ، افزایش تمایل به سفرهای خارجی و از بین رفتن فرهنگ سنتی و محلی نیز از دید کارشناسان به عنوان مهمترین تهدیدهای پیش روی گردشگری کردستان شناخته شدند
در راهبرد منابع انسانی، هم آهنگی راهبرد در سامانه ی منابع انسانی امری مهم و قابل بررسی است. بدین منظور، هم آهنگی بیرونی راهبرد منابع انسانی با راهبرد سازمان و هم آهنگی درونی سامانه ی منابع انسانی و رابطه ی آن با عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. جامعه ی آماری این تحقیق، بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری کشور هستند که از میان آن ها، اطلاعات 18 بانک به عنوان نمونه ی تحقیق، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روش شناسی تحقیق، مبتنی بر روش کیفی است و برای تحلیل پاسخ های 66 نفر از مدیران و اعضای هیأت مدیره ی بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل واریانس چندعاملی، نشان می دهد که هم آهنگی بیرونی و درونی و اثر تعاملی آن ها، بر عملکرد بانک ها (مؤسسات مالی و اعتباری) مؤثر است. علاوه بر این، دو متغیر هم آهنگی بیرونی و درونی، 77 درصد از واریانس عملکرد بانک ها را تبیین می کند و مابقی مربوط به متغیرهایی است که اثر آن ها در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است.
تا کنون تحقیقات زیادی، اعم از داخلی و خارجی، رابطه بین متغیرهای مختلف حسابداری با بازده یا قیمت سهام را مورد توجه و بررسی قرار داده اند. با انجام این تحقیقات می توان به اهمیت حسابداری و اطلاعات حاصل از این فرایند پی برد، با این حال تعداد تحقیقاتی که به بررسی روابط غیرخطی بین این متغیرها بپردازند، اندک می باشد. تحقیق حاضر به دنبال این موضوع، یعنی بررسی و مقایسه روابط خطی و غیرخطی بین این متغیرها می باشد. به همین منظور تعداد 80 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1386 انتخاب شدند. متغیرهای مستقل این تحقیق سود عملیاتی، سود خالص، جریانات نقدی عملیاتی، جریانات نقدی سرمایه گذاری و جریانات نقدی تامین مالی و متغیر وابسته تغییرات قیمت سهام می باشد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که روابط غیرخطی بین متغیرهای تحقیق قوی تر ازروابط خطی است.
همسانی و یکنواختی جهانی سامانه های مالی، مقرون به صرفه شدن تجارت و امنیت بیشتر مردم را به ارمغان می آورد. مردم حق دارند تا مطمئن باشند که صرف نظر از محل انجام فعالیت تجاری، استانداردهایی با کیفیت یکسان بکارگرفته شده اند. این مطلب اثبات شده است که سرمایه گذاران در صورت کسب اطمینان از یکسان بودن مجموعه استانداردهای زیر بنای اطلاعاتی که در دست دارند، مشتاقانه خواستار انجام سرمایه گذاری های متفاوت و ورای مرزها هستند. بنابراین تبعیت از استانداردهای بین المللی همانند استانداردهای تدوین شده توسط هیئت استانداردهای حسابداری بین المللی (IASB) و هیئت استانداردهای حسابرسی و بیمه بین المللی (IAASB) می تواند در نهایت به توسعه اقتصادی بیشتر بیانجامد. اما رویه حسابداری به عنوان یک فعالیت انسانی تحت تاثیر تفسیر و قضاوت حسابداران در بکارگیری مفاهیم و اصول حسابداری قرار می گیرد. عنصر انسانی حسابداری توسط عوامل محیطی و به خصوص فرهنگ متاثر می گردد. فرهنگ به عنوان عاملی که از طریق هنجارها و ارزش های حاکم بر حسابداران، رویه حسابداری را تحت تاثیر قرار می دهد، تشریح شده است. از این رو هدف این پژوهش آزمودن تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری از طریق به کارگیری ساختار جهانی ارزش های انگیزه ای انسانی سطح فرد شوارتز (1992)، در حوزه حسابداری می باشد. دلیل انتخاب ساختار یاد شده این است که ساختار مذکور، در بازنمایی خرده فرهنگ حسابداری از جامعیت و اعتبار نظری بیشتری در مقایسه با چارچوب هافستد-گری، برخوردار است. در این راستا سه فرضیه در نظر گرفته شده است. به منظور دستیابی به نگرش، عقاید و اندیشه های حسابداران ایرانی درباره اهداف انگیزه ای آنها و تفسیر آنها درمورد گزارشگری مالی از پرسشنامه استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که روابط چشمگیری بین ارزش های انگیزه ای حسابداران و تفسیر و برداشت آنها از گزارشگری مالی وجود دارد. همچنین شواهد تجربی در حمایت از وجود تنوع فرهنگی در خرده فرهنگ حسابداری بدست آمد. وجود تنوع فرهنگی در خرده فرهنگ حسابداری شواهدی مبنی بر اهمیت تفاوت های فرهنگی موجود در یک کشور را رائه می نماید. بنابراین شناخت ارزش های انگیزه ای حسابداری و تاثیر آن بر قضاوت ها و تصمیم های حسابداران از کاربردهای با اهمیتی در مورد ایجاد همگرایی جهانی در رویه های حسابداری و حسابرسی برخوردار است.
در این مطالعه رابطه میان مدیریت جریان های نقدی و هزینه های بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تحقیق، از جریان نقدی غیر منتظره، به عنوان متغیر مستقل و از متغیرهای نرخ رشد فروش، درصد مالکیت دولت، اهرم مالی و اندازه شرکت، به عنوان متغیرهای کنترلی استفاده شده است، تا بتوان رابطه آن ها را با هزینه های بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی یک دوره زمانی نه ساله از سال 1378 تا 1386، مورد مطالعه قرار داد. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی است. برای آزمون فرضیه ها نیز از روش رگرسیون چند متغیره و روش گام به گام استفاده شد. نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که متغیرهای اهرم مالی، اندازه شرکت و جریان های نقدی غیرمنتظره با هزینه های بدهی، دارای رابطه معناداری می باشند و متغیرهای رشد فروش و درصد مالکیت دولت، نیز هیچ گونه رابطه معناداری با هزینه های بدهی ندارند. در این تحقیق، جریان های نقدی غیرمنتظره به عنوان شاخص مدیریت جریان های نقدی است، که با هزینه های بدهی شرکت رابطه مستقیم دارد.
هدف اصلی از انجام این تحقیق، مقایسه تأثیر سه معیار بهره وری فراگیر، سیستم نسبت یابی دوپان و نسبت Q توبین که از سه رویکرد به ترتیب اقتصادی، مدیریت مالی و تلفیقی درسنجش میزان کارایی مدیریت شرکت ها ناشی می گردد، بر پایداری سود و جریان های نقدی، که از رویکرد حسابداری نشأت می گیرند، می باشد. جهت رسیدن به این هدف، تأثیر هریک از سه روش مدل بهره-وری فراگیر، سیستم نسبت یابی دوپان و نسبت Qتوبین در قالب دو مدل رگرسیونی طراحی شده برای این منظور مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفته است. به عبارت دیگر، هدف از این تحقیق، پیدا کردن معیارهای جایگزین مناسب برای معیار پایداری سود و جریان های نقدی، در جهت سنجش میزان کارایی مدیریت است. جامعه آماری این تحقیق تعداد 55 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1375 الی 1387بوده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تأثیر مدل بهره وری فراگیر سومانث بر پایداری سود و جریان های نقدی شرکت از سیستم نسبت یابی دوپان و نسبتQ توبین بیشتر نیست و نمی تواند به تنهایی به عنوان یک روش جامع در سنجش کارایی مدیریت مورد استفاده قرار گیرد و بکارگیری هریک از این روش ها به تنهایی منجر به تصمیمات متفاوتی خواهد شد.
دلیل عدم موفقیت بخش عمده ای از شرکت های ورشکسته، وضعیت نامطلوب و مدیریت نامناسب سرمایه در گردش است، حال آن که این شرکت ها در بلندمدت وضعیت مالی خوبی دارند، اما به دلیل عدم کفایت سرمایه در گردش، توانایی رقابت خود را از دست داده و از دور خارج می-گردند. واحدهای تجاری با بکارگیری سیاست های گوناگون در ارتباط با مدیریت سرمایه در گردش می توانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این راهبردها می تواند بر میزان خطر و بازده آن ها اثر گذار باشد. تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیر سیاست های سرمایه در گردش شرکت ها بر میزان ریسک شرکت ها می باشد. جامعه آماری این تحقیق صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تجزیه و تحلیل پانلی و تجزیه و تحلیل ANOVA استفاده شده است. برای اندازه گیری ریسک شرکت از معیار بتا استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آنست که بین سیاست سرمایه در گردش و ریسک شرکت رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. دیگر یافته های تحقیق نیز حاکی از آنست، که بین اندازه شرکت و ریسک، یک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد