در این مقاله مدل جدیدی برای مسئله تخصیص افزونگی با ساختار سری- موازی و زیر سیستم های k-out-of-n با در نظر گرفتن هزینه ای جهت کاهش نرخ خرابی ارائه شده که در آن دو سیاست افزونگی آماده به کار سرد و فعال به عنوان متغیر تصمیم برای هر یک از زیر سیستم ها در نظر گرفته شده است. هدف از حل مدل ارائه شده، تعیین سیاست افزونگی، نوع و تعداد اجزاء مازاد تخصیص یافته و نیزضریب کاهش نرخ خرابی هر زیر سیستم برای حداکثر کردن قابلیت اطمینان کل سیستم تحت محدودیت های هزینه و وزن می باشد. ازآنجایی که مسئله تخصیص افزونگی در رسته مسائلNP-hard قرار می گیرد از یک الگوریتم فرا ابتکاری به نام الگوریتم ژنتیک (GA) برای حل مدل استفاده شده و به منظور تنظیم پارامترهای موثر بر این الگوریتم روش سطح پاسخ (RSM) به کار گرفته شده است. در انتها نتایج ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است.
در این مقاله تلاش شدهاست با توجه به پیشینة نظری تحقیق و با استفاده از مدل عدالت سازمانی که شامل ابعاد مراودهای(تعاملی)، توزیعی و رویهای است، حدود ده سازه طراحی و برای سازههای طرح شده، با توجه به مبانی نظری و استنادات نهجالبلاغه و همگنی آنها باهم در مدل عدالت سازمانی، حدود 32 متغیر استخراج شود. سپس، متغیرها با مدل عدالت سازمانی با توجه به منابع و مصادر تطبیق داده شد. بر اساس متغیرهای استخراج شده و تطبیق آنها، مدل پیشنهادی طرح شد. جامعة آماری این تحقیق اساتید مدیریت و علوم قرآنی بودند، که نمونهای به روش تصادفی و با توجه به جدول مورگان از بین آنها انتخاب شد و به ترتیب، برای اعتباربخشی ساختاری و محتوایی به سؤال های پرسشنامه پاسخ دادند. نتایج به دست آمده از تحلیل آمار استنباطی در نرم افزار SPSSمدل را با درصد بالایی تأیید کرد. در نهایت، پس از انجام اصلاحات لازم، مدل نهایی ایجاد شد.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر فرسودگی شغلی و اعتیاد به کار با تعهد سازمانی در بین پرستاران بیمارستان شهرستان زهک -در نیمه اول سال 139۳- پرداخته است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی بوده و با توجه به نحوه گردآوری داده ها یک تحقیق پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری 195 نفر از پرستاران بودند که با توجه به جدول مورگان تعداد 131 نفر به روش تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه جداگانه فرسودگی شغلی، اعتیاد به کار و تعهد سازمانی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار lisrel ورژن 8.5 و با روش های تحلیل مسیر و نمودار T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ﻧﺘﺎیﺞ نشان داد که فرسودگی شغلی بر تعهد سازمانی تأثیر معناداری ندارد. همچنین اعتیاد به کار فقط بر تعهد عاطفی و هنجاری تأثیر معناداری دارد و بر تعهد مستمر پرستاران تأثیر معناداری نداشت.
شرکت های کوچک و متوسط نقش عمده ای در اقتصاد ملی دارند. برخورداری از فرایندهای الکترونیکی فرصت های زیادی را برای این شرکت¬ها برای مشارکت در بازارهای منطقه ای و بین المللی فراهم می¬آورد. هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر پیاده سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط است. بدین منظور پس از بررسی پیشینه پژوهش و استخراج 61 شاخص در قالب 10بعد به عنوان عوامل موثر بر پیاده سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط، وضعیت شرکت های مورد مطالعه بررسی گردید و در ادامه، درجه اهمیت هر یک از عوامل با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی مشخص و در نهایت، مهم ترین شاخص ها با استفاده از تاپسیس فازی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهد وجود آدرس اینترنتی، بالا بودن سیستم های ارتباطی در سازمان، مدیریت منابع فیزیکی و مالی، آماده¬سازی برای تولید، اندازه و سطح تولید کالا، حمایت از مصرف کننده، وجود تعرفه¬های گمرکی، سیستم حمل و نقل، توسعه کارت-های اعتباری و فرهنگ سازمانی، مهم ترین مولفه¬های موثر بر پیاده¬سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط است.
هر سازمانی برای رفع نیازی خاص شکل می گیرد. در واقع پاسخگویی به نیازی خاص تبدیل به ماموریت و هدف اصلی سازمان شده و فلسفه وجودی آنرا شکل می بخشد. این امر خصوصا در سازمان های بخش دولتی کاملا متبلور و مشهود است. هرچه سازمان بهتر بتواند به این نیاز پاسخ گوید از اثر بخشی بالاتری برخوردار می باشد. اما این سئوال که یک سازمان چگونه می تواند اثربخش باشد مدت نسبتا مدیدی است که ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. در این مدت تلاشهای مستمر اندیشمندان منجر به شناسایی راهکارهای مختلفی جهت اثربخش ساختن ...
ییکی از مهمترین چالش های پیش روی شرکت ها، تأمین مالی وجوه مورد نیاز برای فعالیت های جاری و سرمایه گذاری می باشد. نحوه تأمین مالی شرکت ها تحت تأثیر عوامل بسیار زیاد و متفاوت درون و برون سازمانی قرار دارد. از سویی دیگر تحقیقات مختلفی نشان داده است که با توجه به مشکلات تئوری های سنتی ساختار سرمایه، یکی از عوامل تأثیرگذار بر مسائل تأمین مالی شرکت ها، انعطاف پذیری مالی است. این مطالعه به بررسی رابطه بین انعطاف پذیری مالی و نوع تأمین مالی (بدهی یا انتشار سهام) می پردازد. برای این منظور از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، 108 شرکت انتخاب و اطلاعات مالی مربوط به سال های1382 تا 1392 آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این مطالعه، ابتدا با استفاده از مدل فالکندر و وانگ (2006)، ارزش نهایی وجه نقد که شاخصی برای تعیین انعطاف پذیری مالی است، محاسبه شده و سپس با استفاده از رگرسیون لجستیک ساده و چند گانه، به بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی بر تأمین مالی از طریق سهام یا بدهی یا ترکیبی از آنها پرداخته شده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی با انتشار بدهی های موقت شرکت ها دارای رابطه مثبت و معناداری بوده ولی با انتشار سهام دارای رابطه معناداری نمی باشد. در این مطالعه منظور از بدهی های موقت، بدهی های بالاتر از اهرم بهینه برآوردی می باشد.
فرهنگ به عنوان شیوه زندگی مردم در جامعه و فرهنگ سازمان به عنوان شیوه کار کارکنان یک سازمان نقش بنیادی و زیربنایی در ارتقای سطح پویایی سازمان دارد. فرهنگ صنعتی با کار مفید و سازنده در سازمان شروع و از طریق کار کیفی و نظام دار تقویت و پایدار می شود ، آنچه در سازمانهای تولیدی به فرهنگ صنعتی مشروعیت می بخشد نظم پذیری جمعی ، کار دلسوزانه و باورهای عملی به ارزش کار فکری ، یدی و سازگار شدن با شرایط ، قواعد و رفتارهای صنعت و تولید است...
حفظ و بقای سازمان ها در محیط رقابتی مدرن راهی به غیراز کسب مزیت رقابتی پایدار برای آن ها باقی نمی گذارد. نظر به اینکه مزیت رقابتی مبتنی بر خلاقیت از کلیدی ترین عوامل بقای سازمان های عصر حاضر است، لازم است عواملی که در شکل گیری فرایند خلاقیت سازمانی مؤثرند در تصمیم گیری های سازمانی موردتوجه قرار گیرند. با توجه به اینکه افراد و عوامل بسیاری درگیر فرایند خلاقیت سازمانی اند تصمیم گیری در این خصوص ازجمله مسائل پیچیده و ساخت نیافته دنیای واقعی محسوب می شود که توسط خواص سیستم های آشوبناک اداره می شود و روش های تحقیق در عملیات سخت قادر به بازنمایی و حل آن نخواهند بود. متدلوژی سیستم های نرم ازجمله روش های تحقیق در عملیات است که به منظور بازنمایی، ساختاردهی و حل مسائل پیچیده به کار می رود. لذا در پژوهش حاضر که بخشی از رساله دکتری می باشد ضمن تشریح و بیان مراحل متدلوژی سیستم های نرم، از چهار مرحله اول متدلوژی سیستم های نرم چک لند جهت بازنمایی و ساختاردهی مسئله خلاقیت پایدارسازمانی استفاده شده است. در این پژوهش به منظور دستیابی به داده ها و همچنین دستیابی به اطلاعاتی که برای طراحی مدل مفهومی موردنیاز بود، پس از بررسی پژوهش های انتشاریافته در حوزه خلاقیت و نوآوری فردی، گروهی، سازمانی از طریق جلسات هدایت و تسهیل شده و مصاحبه عمیق نظر خبرگان و متخصصان جمع آوری شد. در پایان این جلسات و مصاحبه ها ، تصویر غنی، تعریف ریشه ای و تحلیل CATWOE و مدل مفهومی خلاقیت سازمانی طراحی و توسعه داده شد.
صنایع خودروسازی به دلیل داشتن زنجیره تأمین طولانی و شبکه ارتباطات گسترده میان عناصر متشکله آن با ریسک های بسیاری مواجه اند. شرکت سایپا (یکی از مهم ترین قطب های خودروسازی کشور) در سال های اخیر درزمینه چگونگی شناسایی، اولویت بندی و مدیریت ریسک های موجود در زنجیره تأمین خود با چالش های بسیاری مواجه بوده است؛ به طوری که همواره مقابله با این چالش از اولویت های اصلی پژوهش های این مجموعه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی و ارزیابی ریسک های موجود در زنجیره تأمین شرکت خودروسازی سایپا برای تعیین ریسک های بحرانی و اتخاذ تصمیم مناسب برای هریک از دسته های تعیین شده است. مدل های موجود ارزیابی ریسک، هر ریسک و اثر و اهمیت آن در عملکرد شرکت را به صورت مجرد و بدون توجه به شبکه ارتباطی میان ریسک های مختلف موجود در سیستم بررسی می کنند. ازطرفی این روش ها درصورتی به کار گرفته می شوند که تعداد ریسک های شناسایی شده محدود باشند. در این پژوهش تلاش شده است با تعبیه رویکرد تحلیل شبکه های اجتماعی درقالب گام های مدل ارزیابی ریسک کوزو، رویکرد جدیدی در ارزیابی ریسک ها استفاده شود. بدین منظور، نخست باتوجه به اسناد و مدارک شرکت و مصاحبه با خبرگان و بهره گیری از روش تحلیل تم، ریسک های زنجیره تأمین شرکت سایپا شناسایی شده است. در مرحله دوم، رویکرد تحلیل شبکه های اجتماعی در گام های مدل کوزو پیشنهاد شده است و با استفاده از این رویکرد، کلیدی ترین ریسک ها شناسایی شده اند. درنهایت نتایج حاصل با بهره گیری از ماتریس اهمیت - عملکرد تجزیه و تحلیل و تصمیمات لازم ارائه شده است. باتوجه به نتایج تحلیل، 48 درصد از کل ریسک ها در دسته های مالی- اقتصادی، تأمین کنندگان، اطلاعاتی، و حمل و نقل قرار دارند.
هدف این پژوهش ارائه برنامه ای منظم به منظور آموزش و توسعه کارشناسان و مدیران آموزش در شرکت ملی نفت ایران با رویکرد حرفه گرایی می باشد. این پژوهش از حیث رویکرد، کیفی و تکنیک مورد استفاده، دلفی می باشد؛ به این شکل که ضمن مطالعه اسناد بالادستی و شرح مشاغل، با خبرگان آموزش نیز مصاحبه (با سؤالات نیمه ساختارمند) به عمل آمده است. جامعه مورد مطالعه شامل خبرگان آموزش آشنا با صنعت نفت و نمونه 10 نفر از آنان را شامل شده است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات تحلیل محتوا است. جهت اعتباربخشی نتایج نیز از دو روش بازبینی اعضا و ممیزی خارجی استفاده شده است. نتایج این پژوهش حاکی از این است که به منظور توسعه و بهسازی شاغلین فعال در حوزه آموزش صنعت نفت، بایستی آموزش ها را در سه سطح متصدی آموزش، کارشناس آموزش و مدیر آموزش ارائه نمود و در هر یک از این سطوح دوره های آموزشی مناسب را در نظر گرفت. برای مثال در سطح متصدی آموزش دوره های آموزش بزرگسالان، مدیریت منابع انسانی، تاریخچه آموزش در صنعت نفت و ...، در سطح کارشناس آموزش دوره های نیازسنجی، طراحی آموزش، راهبردهای اجرایی آموزش و...، همچنین در سطح مدیر آموزش دوره های مدیریت پروژه، مدیریت دانش، سازمان یادگیرنده، سیاست گذاری آموزشی و .... مد نظر قرار گرفته اند.
مدیریت به عنوان شاخص ترین عامل انسانی ، نقش بسیار مهمی را در تأمین اهداف سازمان ایفا می کند. مدیران سازمان متناسب با رشد تکنولوژی و تغییر و تحولات بوجود آمد همواره با وضعیت ها و شرایط جدیدی مواجه می شوند که به منظور هماهنگی با آن ، نیازمند کسب معلومات و تخصص های ویژه ای می باشند. بنابراین تقویت و غنی سازی دانش حرفه ای و تجارب مدیران با اهمیت است. باید توجه داشت که توسعه و تحولات سازمان ها و نیز اثر بخشی مدیریت به دور از حمایت های آموزشی نیست و آموزش به عنوان وسیله تأمین و بازسازی ساختار این تجارب وظیفه پر کردن خلاء معلومات فنی – تخصصی و مهارت های لازم برای اجرای صحیح مسئوولیت ها بر دوش دارد.محققین و صاحبنظران علم سازمان براین باورند که برای افزایش کارایی و عملکرد مدیران و بهسازی مدیریت سازمان ها باید به اموزش های مدیریتی متوسل شد. هرچند که در کشورهای در حال رشد به دلیل حاکم بودن نظام سنتی بر سازمان ها و نبود برنامه های دراز مدت ، به امر آموزش کمتر بها داده می شود، اما با گذشت زمان و توسعه نظام های اجتماعی ، سازمان ها دست کم به منظور ادامه حیات یا تأمین حداقل منافع خود مجبورند نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران و نتایج تصمیمات آنان را مورد مداقه و بررسی قرار داده و جهت تقویت یا مرتفع ساختن آن اقدامات لازم را به عمل آورند. جامه عمل پوشاندن چنین جریانی یازمند اجرای فرایند آموزش است؛ این فرایند از بررسی ابتدایی ترین مرحله یعنی مصاحبه با مدیران و ارزیابی ویژگی ها و عملکرد های آنان شروع شده و به عملیات آموزشی( تعیین نیاز آموزشی، برنامه ریزی آموزشی ، اجرا ، ارزشیابی ) منتهی می شود. این مقاله نتیجه می گیرد که بالندگی و نیاز آموزشی مدیران در به هنگام کردن دانستنی ها امری نیست که با اجرای یک یا چند دوره آموزشی خاتمه یافته تلقی شود، اهذا طراحی یک نظام مداوم آموزشی برای ارتقاء کیفیت عملکرد مدیریت سازمان ها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.