فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۴۱ تا ۸٬۲۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
ارائة راهکارهای مدیریت منابع انسانی در حوزة بکارگیری مجریان در صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید، مجریان یکی از عوامل مهم ایجاد پیوند بین مخاطبان با صداوسیما هستند. مجری در حقیقت آخرین حلقة تکمیل فرایند ارتباطی صداوسیما با مخاطب است. به همین سبب نیاز است طرح و برنامه مدون و از پیش طراحی شده ای برای مدیریت به کارگیری آنها در سازمان صداوسیما وجود داشته باشد. این پژوهش با انتخاب گزارة «ارائة راهکارهای مدیریت منابع انسانی در حوزة به کارگیری مجریان صداوسیما» به عنوان هدف اصلی تحقیق به دنبال بررسی وضعیت فعلی مدیریت به کارگیری مجریان و آسیب شناسی و بهبود آن با هدف دستیابی به راهکارهای نحوة تعامل مطلوب سازمان صداوسیما با مجریان خود و بالعکس، دستیابی به هنجارها و مقرراتی برای انضباط بخشیدن به کار مجریان، دستیابی به راهکارهای نحوة ارزیابی عملکرد مجریان و دستیابی به راهکارهای نحوة تشویق و تنبیه مجریان صداوسیما به عنوان اهداف فرعی پژوهش بود. مقاله حاضر، کیفی و از نوع اکتشافی و روش آن مصاحبه عمیق بوده و نمونه گیری نیز روش هدفمند انجام شده است. به همین منظور با 26 نفر از استادان و کارشناسان حوزه های مدیریت رسانه و ارتباطات، مدیران منابع انسانی، تهیه کننده ها و مجریان صداوسیما مصاحبه شد تا درنهایت نتایج این تحقیق در قالب سه بخش ارائه شود. جریان شناسی تلاش های صداوسیما برای دستیابی به راهکارهایی در مسیر مدیریت منابع انسانی در حوزه به کارگیری مجریان، ارائه راهکارهای پیشنهادی برای این مهم و درنهایت طراحی الگو به کارگیری مجریان در صداوسیما، یافته های این پژوهش را تشکیل می دهند.
رابطه ی فرهنگ سازمانى با بهره ورى کارکنان: بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران – 1386(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانى عاملى موثر بر عملکرد سازمان است.هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ى فرهنگ سازمانى با بهره ورى کارکنان در بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مطالعات همبستگى ست و جامعه آمارى را کارکنان بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران(1244N=) تشکیل مى دهد. تعداد 96 نفر با روش نمونه گیرى طبقه اى انتخاب شدند. ابزار گردآورى داده ها، پرسشنامه اى مشتمل بر سه بخش اطَلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانى و بهره ورى ست که با مقیاس پنج گزینه اى لیکرت (1= بسیارکم وتا 5= خیلى زیاد) نمره دهى شد. داده ها به روش خودپاسخگویى گرداورى ؛ و با استفاده از شاخص هاى آمار توصیفى و آزمون آمارى مجذورکاى تحلیل شد.
یافته ها: بین فرهنگ سازمانى و بهره ورى رابطه معنى دارى وجود دارد 01/0 P< و57 X2= ؛ در بین شاخص هاى فرهنگ سازمانى جامعه ى مورد مطالعه، کنترل و خلاقیَت فردى (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهترى نسبت به سایر شاخص هاى فرهنگ سازمانى داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهره ورى کارکنان نیز مربوط به مؤلَفه هاى وضوح و شناخت نقش(35/69 از 130) و توانایى (68/57) بود.
نتیجه گیری: با توجَه به رابطه ى مثبت فرهنگ سازمانى و بهره ورى کارکنان ، تغییر فرهنگ سازمانى حاکم بر بیمارستانها ى مورد مطالعه (با اقداماتى از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب براى افراد خلَاق و ارتقاى آگاهى پرسنل در زمینه ى ارزش کار)مطلوب خواهد بود. "
برخی ویژگیهای رفتاری در ارتباطات سازمانی از دیدگاه اسلام
منبع:
تحول اداری ۱۳۷۶شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری ریسک فراگیر با رویکرد CoVaR و MES در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریسک فراگیر بیانگر احتمال سقوط کل سیستم مالی در شرایط بحران است. در اکثر موارد، سرمایه گذاران نگران از دست دادن ارزش یک سهم و یا کالا هستند درحالی که در ریسک فراگیر، تمرکز روی کل بازار است. این سقوط اغلب زمانی رخ می دهد که یک شرکت کلیدی در کل سیستم شروع به ورشکستگی می کند، ترس حاصل شده موج وار روی سایر شرکت ها اثر منفی می گذارد و آنها نیز دچار افت می شوند. این واکنش های زنجیره ای باعث می شود بازار دچار استرس شود و در معرض بحران قرار گیرد.
درکل می توان اندازه های ریسک فراگیر را به دو نوع تقسیم بندی کرد؛ نوع اول، اندازه هایی که ریسک کل سیستم را در حالتی که یک نهاد کلیدی در معرض خطر قرارگرفته است موردسنجش قرار می دهند و نوع دوم، اندازه هایی هستند که ریسک یک نهاد را موقعی که کل سیستم در بحران قرار دارند محاسبه می کنند. در همین رابطه اندازه های بسیاری از سوی محققان و فعالان بازار پیشنهادشده است. این مقاله ریسک فراگیر مربوط به 20 شرکت معتبر در بورس اوراق بهادار تهران را با استفاده از دو رویکرد MES و CoVaR بررسی و با استفاده از قابلیت اندازه CoVaR اثر بحران شرکت ها را یکدیگر را اندازه گیری می کند.
حسابرسی مبتنی بر ریسک
منبع:
حسابدار ۱۳۸۱ شماره ۱۵۰
حوزههای تخصصی:
راههای افزایش کارایی
منبع:
تدبیر ۱۳۸۱ شماره ۱۲۶
حوزههای تخصصی:
بررسی عدالت و سنجش نابرابری ها در پرداخت های بیمه های بهداشتی و درمانی خانوارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایجاد عدالت در بخش سلامت، باتوجه به ارتباط مستقیم آن با قابلیت های افراد، نسبت به سایر بخش های اقتصاد، اهمیت مضاعفی دارد و ازاین رو توجه و بررسی ابعاد آن ضروری به نظرمی رسد. هزینه های بهداشتی و درمانی، به جهت غیرقابل پیش بینی بودن و سرسام آوربودن بخش مهمی از آن، از اهمیت ویژه ای برای خانوارها برخوردار است. این بخش از هزینه های خانوارها، چالش های زیادی از جهت عدالت و برابری در مشارکت مالی آن دارد. در این مقاله ابتدا به بررسی نابرابری ها در پرداخت های بیمه های بهداشتی و درمانی در مقایسه با هزینه های کل خانوارها، طی دوره 1383-1389 با استفاده از شاخص نابرابری جینی و شاخص نابرابری تایل پرداخت شده و سپس با محاسبه شاخص کاکوانی به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های سنجش عدالت در تأمین مالی بخش سلامت، روند عادلانه بودن این پرداخت ها به تفکیک مناطق شهری و روستایی تحلیل شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که باتوجه به تنازلی بودن شاخص کاکوانی، شاهد توزیع ناعادلانة پرداخت های بیمه ای در دهک های مختلف هزینه ای هستیم.
قانون ها و قانونماهای حسابداری
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ضمن تبیین ماهیت قوانین کلی، اصول و قوانین حاکم بر عملیات حسابداری مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. علاوه بر قوانین اجتماعی (از قبیل قانون مدنی، قانون تجارت و غیره که در هر جامعه ای، نهادهای قانونگذاری آنها را وضع می کنند و آثار آنها در اینجا بدون هر گونه بحثی پذیرفته می شود) دو دسته از اصول و قوانین دیگر نیز بر صحت عملیات حسابداری تأثیر می گذارند. دسته اول قوانین ریاضی یا سنجشی هستند که عملیات ساختاری از قبیل جمع و تفریق و برقراری ارتباط بین ارقام پولی را سامان می بخشند و بر مبنای آنها گزارشهای توصیفی دوره ای درباره آنچه اتفاق افتاده است، تهیه می گردند. دسته دیگر قوانین تجربی هستند که از طرفی اندازه های موضوع عملیات ریاضی را مشخص می سازند و از طرف دیگر نحوه آرایش و روابط میان اندازه های مزبور را در گزارشها تعیین می کنند.
شرکت تأمین سرمایه نقش و کارکردها
حوزههای تخصصی:
بررسی پیشآمدها و پیامدهای سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارائه مدلی به منظور تبیین نقش سرمایه روان شناختی بر کارکنان سازمان (رفتار شهروندی سازمانی، عملکرد و استرس شغلی) و نیز بررسی عوامل اثرگذار بر آن (وجهه بیرونی، حمایت سازمانی و هویت قومی) انجام گرفته است. همچنین نقش سیاست های درون سازمانی، محدودیت منابع و رضایت شغلی بر نتایج حاصل از سرمایه روان شناختی مورد بررسی قرار گرفت و نیز نقش سرمایه روان شناختی در تعدیل رابطه بین این متغیرها ارزیابی شد. برای سنجش متغیرها و بررسی مدل تحقیق، پرسشنامه ای 64 سؤالی طراحی و بین اعضای نمونه آماری (370 نفر) انتخاب شده از کارکنان مجموعه صنعتی گلرنگ، توزیع شد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد هویت قومی، اصلی ترین عامل اثرگذار بر سرمایه روان شناختی و رفتار شهروندی نیز اصلی ترین نتیجه حاصل از آن است؛ اما نقش سرمایه روان شناختی در کاهش استرس ادراک شده شغلی مورد تأیید قرار نگرفت. همچنین نقش سرمایه روان شناختی در تعدیل رابطه بین سیاست های سازمانی و استرس شغلی (به صورت کاهش اثر) و نیز رابطه بین رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی (به صورت افزایش اثر) مورد تأیید قرار گرفت.
فناوری اطلاعات زمینه ساز عصر ظهور
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی پلیس + 10 با استفاده از مدل تحلیل سروکوال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نهادخدمات اجتماعی در سال های اخیر به علت افزایش رقابت و به منظور حفظ بقا و افزایش سودآوری خویش مجبور به ارائه خدماتی متنوع تر و با کیفیت تر شده اند. به دلیل اهمیت کیفیت خدمات متعالی، همواره این سئوال مطرح است که چگونه می توان کیفیت خدمات انتظامی را مورد ارزیابی قرار داد. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، در سطح نیروی انتظامی انجام شد.
روش: با مطالعه گسترده در ادبیات تحقیق، عوامل موثر بر کیفیت خدمات انتظامی شناسایی شدند. سپس وجود اختلاف نظر میان دیدگاه های مردم و مدیریت پلیس+10 نیروی انتظامی با استفاده از آزمون های آماری متعدد T، بررسی شد. در ادامه از مدل سروکوال به منظور ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، استفاده گردید.
یافته ها: بین دیدگاه مدیریت پلیس+10 و مردم در مورد کیفیت خدمات ارائه شده در نیروی انتظامی، تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: عامل «سرعت در ارائه خدمات مورد نیاز مردم» به عنوان اولویت دارترین مولفه جهت انجام اقدامات اصلاحی، شناسایی گردید.
طراحی سیستم پشتیبان تصمیم سلسله مراتبى برنامه ریزى تولید
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سعى شده است تا با طراحى یک سیستم پشتیبان تصمیم برنامه ریزى تولید در " شرکت کارخانجات کابلسازى ایران" بهاى تمام شده محصولات را از طریق کاهش هزینه تأخیرات تولبد، اضافه کاری، هزینه راه اندازى و همچنین زمان تأخیر تحوبل محصولات به مشتریان را حداقل سازیم، در نهایت هم به یک طراحى مناسب جهت پیاده سازى سیستم پشتیبان تصمیم که بتواند تصمیم گیرى در موارد مذکور را پشتیبانى کند برسیم. براى رسیدن به این اهداف ما ابتدا وضعبت فعلى برنامه ربزى و زمانبدى شرکت را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم و در مرحله بعد به واسطه نتایج این تجزبه و تحلیل، سلسله مراتب مورد نیاز براى ساخت مدلهاى ریاضى را تشریح نمودیم و یس از آن یک مدل سلسله مراتبى سه سطحى براى برنامه ریزى تولید این شرکت ارائه مى نماییم. با استفاده از نمودارهاى زبان یکپارچه مدلسازى سیستم (uml) موردهای کاربرد و نمودار کلاس برای طراحی سیستم پشتیبان تصمیم سلسله مراتبی برنامه ریزی تولید را مدل نموده و در نهایت هم معماری مورد نیاز جهت پیاده سازی این سیستم را پیشنهاد خواهیم کرد.
تحلیل اثر سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در شرکت پایانه های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد سازمان ها را نمی توان صرفاً بر اساس معیارهای مالی مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد؛ زیرا پژوهش ها نشان داده است، ارزش بازاری شرکت ها و مؤسسات مالی را عمدتاً دارایی های غیرمالی که به آن ها دارایی های نامشهود یا سرمایه های فکری اطلاق می شود، تعیین می کند. بر این اساس تحقیقِ حاضر با هدف شناسایی تأثیرِ ابعاد سرمایه فکری و مدیریت دانش و تأثیر آن ها بر عملکرد سازمانی در شرکت پایانه های نفتی ایران انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظِ روش، توصیفی تحلیلی و از لحاظِ هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، رؤسا و سرپرستان (رتبه های بالای 17) و پرسنل ستادی می باشد که در زمان تحقیق 214 نفر بوده اند و به روش سرشماری انجام گرفته است. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مدل اصلی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این مدل سرمایه انسانی و ساختاری و رابطه ای بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته و از سوی دیگر این اجزاء به طور غیرمستقیم با نقش میانجی مدیریت دانش بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت دارند، که با نتایج به دست آمده میزان تأثیر هر یک از عوامل، مشخص و رتبه بندی شده و بر این اساس پیشنهاداتی مطرح شدند.