موضوع و هدف پژوهش- هدف اصلی این پژوهش بررسی تجربی رابطه سرمایه فکری و اجزای آن با خطر ورشکستگی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش پژوهش- به منظور دستیابی به اهداف پژوهش چهار فرضیه تدوین و برای آزمون آن ها، روش آماری رگرسیون خطی چند متغیره به کار رفته است. اطلاعات 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1383 تا 1390 گردآوری شده است. هم چنین برای اندازه گیری ریسک ورشکستگی از مدل آلتمن؛ و برای اندازه گیری سرمایه فکری و اجزای آن از مدل پالیک استفاده شد. یافته های پژوهش- یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش حاضر نشان می دهد که رابطه منفی معناداری بین سرمایه فکری و ریسک ورشکستگی شرکت ها وجود دارد؛ هم چنین اجزای سرمایه فکری در مدل پالیک (شامل کارایی سرمایه به کار گرفته شده، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری) بر ریسک ورشکستگی به گونه ای منفی تأثیرگذارند. نتیجه گیری و اصالت و افزوده پژوهش به دانش- با توجه به رابطه منفی بین سرمایه فکری و اجزای آن با ریسک ورشکستگی شرکت ها نتیجه گیری می شود که سرمایه فکری می تواند ضمن بهبود عملکرد شرکت ها، از ورشکستگی آن ها نیز جلوگیری کند و بدین ترتیب از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این رویداد ناگوار بکاهد
پژوهش حاضر با هدف سنجش تأثیر پایبندی یا التزام به وظایف دینی بر تعهد سازمانی در آموزش و پرورش شهرستان شهریار انجام شد. برای گردآوری دادهها از دو پرسشنامه استفاده شد. ضریب پایایی آنها بر حسب آلفای کرونباخ، به ترتیب، برابر مقدار قابل قبول 917/.و 798/. به دست آمد. به منظور تحلیل دادهها از آزمونهای تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون، مدلسازی معادلات ساختاری و رتبهبندی فریدمن استفاده شد و از دو نرمافزار آماری SPSSوLISREL بکار گرفته شد.
نتایج نشان دادند که پایبندی به وظایف دینی و تعهد سازمانی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معنیداری دارند و در این سطح اطمینان، پایبندی به وظایف دینی تأثیر مثبت و مستقیمی بر تعهد سازمانی کارکنان آموزش و پرورش دارد. در نهایت، نتایج آزمون رتبهبندی فریدمن نشان داد که کارکنان آموزش و پرورش به دو بعد «اخلاق تعامل با طبیعت» و «عبادت فردی» از ابعاد پایبندی به وظایف دینی، توجه بیشتری نسبت به سایر ابعاد دارند.
این پژوهش درصد شناسایی نقش آموزش عالی در تبادلات فرهنگی ملل مختلف می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی می باشد. نمونه مورد پژوهش شامل کلیه متخصصان و صاحبنظران و اساتید عرصه فرهنگ و آموزش عالی می باشد که با توجه به وسعت جامعه مورد پژوهش با روش سرشماری نمونه گیری صورت پذیرفت و 67 نفر به عنوان نمونه مورد پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه 30 گویه ای) استفاده شده است. مهمترین مولفه های شناسایی شده بر اساس مطالعه ادبیات پژوهش شامل: ایجاد فضای فکری، پذیرش تکثر فرهنگی، تصحیح محیط ادراکی- روانشناختی ملتها، پرهیز از سلطه جویی، رفع موانع سیاسی و دیپلماتیک، خلق معانی مشترک، دستیابی به فهم و استنباط مشترک، جلوگیری از تحجر، رقابت بین کلیه فرهنگها، توازن میان اولویتهای داخلی و خارجی می باشند که در این میان مولفه جلوگیری از تحجر در جایگاه نخست و مولفه های ایجاد فضای فکری و تصحیح محیط ادراکی- روانشناختی ملتها در جایگاه دوم و سوم اهمیت نقش و جایگاه آموزش عالی در تبادل فرهنگی میان کشورها قرار دارند.
هدف این مقاله، شناسایی عوامل اثرگذار بر بهکارگیری موفق تجارت الکترونیک در بنگاه های کوچک و متوسط در ایران است. بدین منظور ابتدا با بررسی پیشینهی تحقیق شاخص های اثرگذار، استخراج و در قالب پرسش نامه ای از صاحب نظران علمی این حوزه در سطح شهر تهران و مدیران بنگاه های کوچک و متوسط مستقر در شهرکهای صنعتی شهر تهران سوال شد. طبق محاسبه های فرمولی با توجه به نامحدود بودن حجم جامعهی آماری، نمونهی آماری این تحقیق شامل 150 نفر بوده است که 102 نفر از آن ها پرسش نامه های تحقیق را پاسخ دادند (نرخ بازگشت 68?). روش نمونه گیری استفاده شده برای انتخاب این افراد ""نمونه گیری هدف مند قضاوتی"" بوده است. پس از دسته بندی شاخص ها با تحلیل عاملی اکتشافی، با استفاده از تکنیک الگوسازی معادله های ساختاری، روابط ساختاری این الگو آزمون شد. طبق یافته ها، کلیهی شاخص های برازش الگو در دامنهی قابل قبول بوده و تایید شدند. نتایج نشان داد که بلوغ بازارهای برخط (آنلاین) و زیرساخت فناوری شرکت دارای بیش ترین میزان اثرگذاری و هم بستگی هستند. در بخش پایانی، کاربردهای این الگو همراه با پیشنهادهای علمی و اجرایی بحث شده است.
در این مقاله مهمترین معیارهای اندازه گیری کیفیت حسابرسی و نقاط ضعف و قوت هر یک اشاره شده و میزان به کارگیری معیارهای مزبور در نشریه های تخصصی حسابداری در ایران ارزیابی گردیده است. به این منظور، ابتدا مروری بر مقاله های حسابرسی منتشر شده در کش ور انج ام ش ده و پ س از دسته بن دی معیارها، می زان استفاده از ه ر معیار و نتای ج حاص ل از ب ه کارگیری آن ها بیان شده است. سپس، مقاله های یاد شده بر اساس پدیدآورنده، نوع نشریه، سال انتشار و ... طبقه بندی و تحلیل شده اند. در این مقاله، از اطلاعات 12 نش ریه ی علمی پژوهشی طی دوره ی زمانی 5 ساله ی 1389 تا 1393 استفاده شده است. نتایج حاصل از بررسی معیارهای اندازه گیری کیفیت حسابرسی نشان داد که در دوره ی مزبور، معیارهای 10 گانه ی کیفیت حسابرسی 72 مرتبه در 59 مقاله ب ه کار گرفته شده اند. این تع داد فقط کمتر از 4 درص د کل مقاله های منتشر شده را شامل می شود. همچنین در بسیاری از موارد، به کارگیری معیارهای مشابه، منجر به نتایج متفاوت و متناقض شده است. به نظر می رسد اجرای پژوهش هایی به منظور ارائه ی معیارهای مناسب برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی با توجه به شرایط ایران ضروری است. امید است با ارائه ی این مقاله و توجه به نقاط ضعف و قوت معیارهای اندازه گیری کیفیت حسابرسی، کیفیت پژوهش های تجربی در این زمینه افزایش یابد.
هدف این تحقیق، بررسی تاثیر بعد اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکت بر پایداری سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش اطلاعات مربوط به 71 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سالهای 1390 تا 1393 گردآوری شده است. بعد اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکت بر اساس شاخص پایداری داوجونز و به ترتیب با دو شاخص سود پرداختی به سهامداران و بهره پرداختی به اعتبار دهندگان و پایداری سود شرکت ها نیز از طریق الگوی رگرسیونی دچو و دیچو (2002 ) اندازه گیری شده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق، اطلاعات مورد نیاز با روش پیمایشی، از نمونه ای با حجم 71 شرکت که به روش حذف سیستماتیک از جمعیت آماری 142 شرکت عضو در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده اند، جمع آوری گردیده است. نتایج کلی حاصل از تحقیق نشان داد که بین بعد اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکت و پایداری سود رابطه معنی داری وجود دارد. بدین معنی که افزایش وثبات درسودآوری میتواند با ایفای جنبه اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکت تسهیل شود.
دهه های گذشته تاریخ حسابداری، گویای پژوهشهای گسترده علمی به منظور یافتن جایگاه واقعی حسابداری در میان علوم مختلف بوده است. رویکرد فراگیر در پژوهشهای اخیر، پرداختن هرچه بیشتر به تاریخ حسابداری و چگونگی تدوین نظریه آن و انتخاب دیدگاههایی بوده است که توانسته مطلوبیت لازم را ایجاد کند...
در سال های اخیر، کسب درآمد از صادرات غیر نفتی بیش ازپیش اهمیت یافته است. به طور سنتی، صادرات کالاهای کشاورزی، نقش اصلی را در تامین درآمد حاصل از صادرات غیر نفتی ایفا نموده اند. خرما و کشمش دو کالای عمده صادراتی در بین کالاهای کشاورزی می باشند. از این رو، آگاهی در مورد تقاضا و کشش پذیری های مربوطه در کشورهای وارد کننده این دو کالا، به منظور موفقیت در تحصیل ارز خارجی، بسیار مهم است. برای تخمین پارامترهای توابع تقاضا در سه کشور عمده وارد کننده این کالاها یعنی انگلستان، آلمان و فرانسه در اتحادیه اروپا، از «تقریب خطی سیستم تقاضای تقریبا ایده آل»، استفاده شده است. سپس تخمین پارامترهای توابع تقاضا در بازار هر یک از کشورهای بالا جهت محاسبه کشش پذیری های خودقیمتی، درآمدی (مخارجی) و جانشینی تقاضا بکار بسته شده اند. نتایج نشان می دهند که تقاضای واردات خرما و کشمش در هر سه بازار نسبت به قیمت آنها کشش ناپذیر می باشد و نیز کشش درآمدی (مخارجی) آنها مثبت، اما کمتر از یک است. بر اساس نتایج حاصل از کشش پذیری های خودقیمتی این کالاها روشن می شود که ایران از طریق کاهش قیمت صادراتی آنها نمی تواند درآمد ارزی بیشتری کسب کند. کشش های جانشینی، وجود رابطه جانشینی یا مکملی ثابتی را بین این کالاها تایید نمی نمایند.
"این مقاله که خلاصه ای از یک طرح پژوهشی است، جنبه های حقوقی واگذاری بیمه اجتماعی به بخش خصوصی را موردبررسی قرار می دهد. در این چارچوب، نخست، اصطلاحات به کار رفته در عنوان تبیین می شود. سپس اهمیت و ضرورت تحقیق موردتوجه قرار می گیرد. در ادامه، مقاله به توصیف تقسیم بندی اعمال دولت به دو گروه اعمال حاکمیت و اعمال تصدی پرداخته است؛ این تقسیم بندی از جمله تقسیمات مهم وظایف حکومت ارزیابی می شود. سپس تشکیلات کلان دولت (قوه مجریه) برای اجرای وظایف محوله اعم از عمل حاکمیت و عمل تصدی ـ معرفی می گردد.
در بخش سوم مقاله، ماهیت بیمه اجتماعی از حیث انطباق آن با عمل حاکمیت یا عمل تصدی موردبررسی قرار گرفته ، نتیجه گیری راجع به امکان واگذاری آن به بخش خصوصی به عمل می آید. در این قسمت از مقاله ضمن مقایسه بیمه اجتاعی یا بیمه تجاری، این نکته تبیین می شود که بیمه اجتماعی در زمره اعمال حاکمیت است و قابل واگذاری به بخش خصوصی نیست.
در بخش چهارم مقاله، سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین نهاد متولی بیمه اجتماعی در ایران مورد توجه قرار گرفته، به این مفهوم پرداخته می شود که در چارچوب حقوق موجود تا چه حد می توان از مزایای موردانتظار از واگذاری بیمه خصوصی برخوردار شد و تا چه حد می توان از عیوب احتمالی عملکرد سازمان از این جهت که یک نهاد عمومی و حاکمیتی و قهراً انحصاری است، دوری گزید. مقاله در بررسی مقوله واگذاری اجزای وظایف سازمان به بخش خصوصی، واگذاری وظیفه های درمان، به کارگیری اندوخته بیمه شدگان و اجزای وظایف حوزه فنی و درآمد را به بخش خصوصی به تفکیک شرح می دهد.
در بررسی موضوع نظارت بر سازمان تأمین اجتماعی نیز مقاله تأکید می کند که رویکرد مناسب در مواجهه با نهادهای مستعد نظارتی، حفظ و تقویت نظارت توأم با تلاش در زدودن اندیشه هایی است که وصف غیردولتی سازمان و همچنین وظیفه سازمان به عنوان یک نهاد بیمه ای را نادیده می گیرد. اهم نهادهای نظارتی دیوان عدالت اداری و سازمان بررسی کل کشور معرفی می شوند که اوصاف و آثار هریک در انتهای مقاله بررسی می شود.
"
هر چند، فقرزدایی در نواحی روستایی از برجسته ترین اهداف بیشتر برنامه های تعدیل اقتصادی به شمار می رفت، اما مطالعات انجام شده حاکی از افزایش تدریجی فقر روستایی به دلیل شیوه های نامناسب مطالعه و اجراست. پرسش اصلی این است که «آیا با تغییر شیوه مطالعه و اجرای برنامه ها، می توان میزان فقر مناطق روستایی را کاهش داد؟». در بیشتر موارد، این گونه برنامه ها با مشارکت حداقلی افراد و آن هم گروه های صاحب قدرت در نقاط روستایی به اجرا درآمده است. مطالعه حاضر، با بهره گیری از روش ساپ در منطقه حسین آباد شهرستان سربیشه، و با تعیین اهمیت و جایگاه برنامه های عمرانی و اجتماعی در تامین معاش فقرا، به بررسی شیوه های مدیریت و مداخله در این گونه مناطق می پردازد. نتایج بررسی نشان دهنده کاهش چشمگیر میزان فقر در پی اجرای برنامه هایی است که پس از تهیه و تدوین با روش های اصولی و مبتنی بر نظر ساکنان این مناطق اجرا شده اند، کاهشی که تحقق آن بیشتر مرهون تنوع بخشی به شیوه های تامین معاش بوده است. همچنین، این بررسی نشان می دهد که گذشته از تامین درآمد، باید فراهم سازی امکانات رفاهی و بهداشتی این مناطق نیز مورد توجه قرار گیرد.
دو دهة اخیر، صاحب نظران به شفافیت سازمانی توجه کرده اند. در مطالعات پیشین در زمینة شفافیت سازمانی، بیشتر به جنبة افشاگری اطلاعات توجه شده است و به روابط مفاهیم شفافیت سازمانی، عملکرد و فرهنگ سازمانی، به طور مطرح شده در این مقاله توجه نشده است. بنابراین، تحقیق حاضر تأثیر شفافیت سازمانی بر عملکرد سازمان با میانجیگری فرهنگ سازمان را در سطح مدیران و کارشناسان ارشد 32 شرکت فعال در حوزة صنعت مواد غذایی، و به طور خاص مواد لبنی بررسی می کند. روش نمونه گیری در این تحقیق، نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای بوده است. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی از شاخة همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. برای جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد راولینز، هاگیز و مورگان و دنیسون به کار گرفته شد. نتایج آزمون نشان داد تأثیر شفافیت سازمانی بر عملکرد سازمان مثبت و معنادار است و فرهنگ سازمان نیز به عنوان متغیر واسطه بر این رابطه اثر می گذارد. نکته حائز توجه این است که تأثیر شفافیت سازمانی بر عملکرد از طریق فرهنگ سازمانی قویتر از تأثیر مستقیم شفافیت سازمانی بر عملکرد سازمان است.
عصر حاضر عصر تحولات و تغییرات شکرف در فناوری هاست. عصری که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشارکت نیروی انسانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملکردی است. از این رو مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید این امر مستلزم آن است که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری آن را به عنوان یک نیاز استراتژیک و ضروری...
"مقدمه: فن آوری اطلاعات امکانات فراوانی در عرصه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد نموده است که دسترسی به اینترنت از شاخص های مهم این فن آوری محسوب می گردد. با توجه به رشد روزافزون کاربردهای آن، استفاده از پورتال ها برای آموزش سلامت جامعه و ارائه ی خدمات زنده، کم هزینه و قابل دسترس در هر مکان و زمان شناخته شده است. در این مقاله سعی شد معیارهای ارزش گذاری یک سایت پورتال مورد بررسی قرار گیرد، چرا که تدوین و گردآوری معیارها کمک به سزایی در طراحی، پیاده سازی، ارزش گذاری و انتخاب درست مدیران و کاربران خواهد نمود.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر به روش توصیفی انجام گرفته است وجامعه ی آماری آن 53 نفر از کارشناسان و صاحب نظران انفورماتیک بودند که در زمینه ی برنامه نویسی در محیط های تحت وب تجربه داشتند. به منظور انجام پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. جمع آوری اطلاعات پژوهش با جستجو درسایت های اینترنتی، مصاحبه با کارشناسان و صاحبنظران مربوط و تهیه ی پرسشنامه با مقیاس پنج درجه ای Likert بر اساس استانداردهای مهندسی نرم افزار و اینترنت و تجربیات نگارنده انجام شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه تنظیم شده از طریق مصاحبه با تعدادی از صاحب نظران و کارشناسان انفورماتیک صورت گرفت و پایایی پرسشنامه نیز پس ازاجرای مقدماتی بر روی 20 نفر از آزمودنی های همان جامعه (پایلوت) با Cronbach Alfa، 78/0 درصد به تأیید رسید. نتایج به وسیله ی نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که از نظر کارشناسان مربوط از بین ده گروه پارامتر مورد بررسی، در بخش مدیریت «عامل هزینه در انتخاب و خرید یک پورتال» با 96 درصد بالاترین میزان اهمیت را نسبت به سایر عوامل به خود اختصاص داد. به عبارت دیگر این عامل می تواند تا حد زیادی فارغ از امکانات فنی سایت و یا سیاست های در نظر گرفته شده برای آن مؤثر واقع گردد، از سوی دیگر، در مقایسه با نرم افزار استاندارد موجود، نسبت هزینه های نگهداشت و به روز رسانی این گونه سایت ها به هزینه ی تولید آنها افزایش یافته است.
نتیجه گیری: فن آوری اطلاعات و ارتباطات، شناخت وآگاهی مدیران نسبت به انتخاب یک پورتال برای سیستم های مراکز بهداشتی درمانی و مراکز تحقیقاتی در حوزه ی سلامت و همچنین معیارها و عوامل ارزش یابی آن را ضروری ساخته است. این امر در بهبود هر چه بیشترکیفیت سایت های پورتال برای ارائه ی خدمات، مؤثر خواهد بود و در نتیجه طراحان امر به نحوی مطلوب نسبت به طراحی این گونه سایت ها اقدام خواهند کرد.
"
اجتناب مالیاتی، نوعی استفاده از خلأهای قانونی در قوانین مالیاتی به منظور کاهش مالیات است که می تواند از طریق انتقال درآمد به یک منطقه با مالیات کم و یا قیمت گذاری انتقالی انجام شود. در اغلب پژوهش هایی که تاکنون با هدف تبیین عوامل مؤثر بر اجتناب مالیاتی صورت گرفته، تأکید بر ویژگی های خاص شرکت ها بوده است؛ این در حالی است که پژوهش های اخیر، ویژگی های شخصیتی مدیران را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده اجتناب مالیاتی بررسی می کند. نتایج پژوهش های پیشین نشان می دهد یکی از عوامل تعیین کننده اجتناب مالیاتی، مفهوم توانایی مدیریت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر اجتناب مالیاتی است. جامعة آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1386 تا 1393 تشکیل می دهد. در این پژوهش برای اندازه گیری اجتناب مالیاتی از دو سنجة نرخ مؤثر مالیات نقدی و تفاوت سود حسابداری و سود مشمول مالیات استفاده شده است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، دو فرضیه تدوین و برای آزمون آنها، روش های آماری رگرسیون خطی چند متغیره به کار رفته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد توانایی مدیریت، تأثیر مثبت معناداری بر اجتناب مالیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد. همچنین یافته ها نشان دهنده تأثیر غیرمستقیم اندازه شرکت و اهرم مالی بر اجتناب مالیاتی است.
عملکرد سازمان ها را نمی توان صرفاً بر اساس معیارهای مالی مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد؛ زیرا پژوهش ها نشان داده است، ارزش بازاری شرکت ها و مؤسسات مالی را عمدتاً دارایی های غیرمالی که به آن ها دارایی های نامشهود یا سرمایه های فکری اطلاق می شود، تعیین می کند. بر این اساس تحقیقِ حاضر با هدف شناسایی تأثیرِ ابعاد سرمایه فکری و مدیریت دانش و تأثیر آن ها بر عملکرد سازمانی در شرکت پایانه های نفتی ایران انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظِ روش، توصیفی تحلیلی و از لحاظِ هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، رؤسا و سرپرستان (رتبه های بالای 17) و پرسنل ستادی می باشد که در زمان تحقیق 214 نفر بوده اند و به روش سرشماری انجام گرفته است. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مدل اصلی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این مدل سرمایه انسانی و ساختاری و رابطه ای بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته و از سوی دیگر این اجزاء به طور غیرمستقیم با نقش میانجی مدیریت دانش بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت دارند، که با نتایج به دست آمده میزان تأثیر هر یک از عوامل، مشخص و رتبه بندی شده و بر این اساس پیشنهاداتی مطرح شدند.
زمینه و هدف: نهادخدمات اجتماعی در سال های اخیر به علت افزایش رقابت و به منظور حفظ بقا و افزایش سودآوری خویش مجبور به ارائه خدماتی متنوع تر و با کیفیت تر شده اند. به دلیل اهمیت کیفیت خدمات متعالی، همواره این سئوال مطرح است که چگونه می توان کیفیت خدمات انتظامی را مورد ارزیابی قرار داد. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، در سطح نیروی انتظامی انجام شد.
روش: با مطالعه گسترده در ادبیات تحقیق، عوامل موثر بر کیفیت خدمات انتظامی شناسایی شدند. سپس وجود اختلاف نظر میان دیدگاه های مردم و مدیریت پلیس+10 نیروی انتظامی با استفاده از آزمون های آماری متعدد T، بررسی شد. در ادامه از مدل سروکوال به منظور ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، استفاده گردید.
یافته ها: بین دیدگاه مدیریت پلیس+10 و مردم در مورد کیفیت خدمات ارائه شده در نیروی انتظامی، تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: عامل «سرعت در ارائه خدمات مورد نیاز مردم» به عنوان اولویت دارترین مولفه جهت انجام اقدامات اصلاحی، شناسایی گردید.