ساده لوح"" و ""احمق"" واژه ای است با بار معنایی نه چندان منفی. گاه افراد به دلایلی نظیر اطلاعات کم، تحصیلات اندک، کلامی می گویند یا رفتاریانجام می دهند که به آنها ""احمق"" یا ""ساده لوح"" می گویند.
گاه افراد در دنیای پر ازدحام و شلوغ روزمره ی زندگی، قدرت پردازش خود را در عصر دیجیتالیسم از دست می دهند، و آنچه را شنیده اند، باور می کنند. این افراد نیز در جمع ""ساده لوحان"" و ""احمقها"" قرار می گیرند. هر چه هست، شرکتها از این فرصت، حداکثر استفاده را می برند تا بتوانند برندسازی کنند به امید آنکه در آینده ای نزدیک، میزان فروش کالا ومحصولاتشان را افزایش دهند، و مشتریان رقبا را بربایند.
روز ""احمقها"" یا ""ساده لوحان"" روزی است که شرکتها با همین ترفند، سر به سر مشتریان می گذارند و شادی می پراکنند. ""شادی"" و ""سر کار رفتن"" عنصر اصلی جذب مشتریان است که سودهای فراوانی نصیب شرکتها می کند.
تحقیقات مختلف بیانگر آن است که تغییر در سود حسابداری گزارش شده منجر به تغییر در قیمت سهام
میشود زیرا سود جاری به دلیل توانایی پیش بینی عایدات آتی و در نهایت سود سهام آتی، دارای محتوای
اطلاعاتی است. در چنین ساختاری، سود حسابداری به طور غیرمستقیم بر ارزش گذاری سهم اثرگذار است.
هدف از این پژوهش مقایسه ارتباط ارزشی رقم کلی سود عملیاتی و اجزای نقدی و غیر نقدی آن در
شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. منظور از ارتباط ارزشی، ارتباط متغیرهای
حسابداری نظیر سود و اجزای آن با ارزش سهام شرکت است. در راستای دستیابی به هدف مذکور تعداد
1386 ) در - 91 شرکت ا ز بین جامعه آماری که اطلاعات مور د نیاز برای دوره 5 ساله تحقیق ( 1390
خصوص آنها قابل دسترسی بود، انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های تحقیق از رگرسیون ترکیبی استفاده
صورت گرفته است. یافته های t و F شده است. آزمون معنادار بودن مدل پژوهش با استفاده از آماره های
پژوهش نشان می دهد که ارتباط ارزشی اجزاء نقدی و تعهدی سود در مقایسه با رقم کلی سود، بیشتر
است. همچنین جزء نقدی سود در قیاس با جزء تعهدی سود با ارزش شرکت ارتباط بیشتری دارد و ارتباط
ارزشی اقلام تعهدی جاری سود بیشتر از ارتباط ارزشی اقلام تعهدی غیر جاری سود می باشد.
هرچند تفکر استراتژیک مفهومی ناشناخته در حوزه مدیریت استراتژیک نیست، لیکن مرور پیشینه نشان داد در خصوص چیستی آن اجماع نظری مشخصی وجود نداشته و همچنین در پژوهش هایی که به تبیین پیامدها و عوامل تاثیر گذار بر توسعه این نوع از تفکر پرداخته اند، نیز نگاه چندجانبه ای حاکم نبوده است. لذا در مطالعه حاضر تلاش شد تا با بکارگیری استراتژی نظریه داده بنیاد چندگانه(MGT) که به نوعی روش تکمیلی و توسعه یافته نظریه داده بنیاد (GT) بوده و با ترکیب رویکردهای قیاسی و استقرایی، چارچوب جامعی برای توسعه نظریه فراهم می آورد؛ به پیکربندی و آزمون مدلی یکپارچه برای تبیین پیشران ها، عناصر و پیامدهای تفکراستراتژیک پرداخته شود. تحلیل داده های حاصل از مرور نظام مند 171 مطالعه در بازه زمانی 40 سال اخیر و مصاحبه با 27 نفر از خبرگان که با ترکیب روش های نمونه گیری هدفمند قضاوتی و روش گلوله برفی انتخاب شدند؛ منجر به تدوین مدلی شد که ضمن تبیین تفکر استراتژیک در قالب ویژگی های «دوراندیشی چشم انداز محور»، «ذینفع محوری»، «تحول گرایی خلاقانه»، «راه حل جویی نظام مند»، «الگویابی» و «تصمیم گیری هوشمندانه»؛ پیشران های این نوع از تفکر را در سه گروه عوامل سازمانی ، عوامل فردی و عوامل محیطی فرموله نموده و نشان می دهد حاکمیت تفکر استراتژیک در سازمان ها منجر به «توسعه ظرفیت های سازمان»، «کسب نتایج مالی پایدار» و «بهبود جایگاه سازمان در محیط» خواهد شد. همچنین به منظور تعیین اعتبار نتایج و ارزیابی مدل از منظر «قابل فهم بودن»، «جامع بودن»، «کاربردی بودن» و «نوآوری»؛ در مرحله مجزایی به نظرسنجی از خبرگان پرداخته شد که نتایج آن نشان از اعتبار نتایج و مناسب ارزیابی شدن مدل با توجه به چهار معیار مذکور دارد .
شرکتهای بزرگ و پیشرو جهانی در پرتو مطالعات بازاریابی حسی دریافتند که بو بهتر و بیشتر از صدا و تصویر در ذهن می ماند.
این دستاورد بزرگ به این شرکتها آموخت که با انتشار بوهای متنوع می توانند فروش خود را به نحو چشمگیری افزایش دهند؛ نظیر آنچه مک دونالد با انتشار بوی خوش سیب زمینی بسیاری از رانندگان خودرو را به درون شعب مک دونالد انتقال می دهد! نایک با انتشار عطر گلها، مشتریان را به سمت کفشهای گرانقیمت هدایت می کند و مشتری حاضر است پولِ بیشتر بپردازد و...
رفتارهای سازمانی مخرب در شکل های مختلف در حال بروز و ظهور است. قلدری سازمانی که همراه با اثرات منفی در محیط های کاری رخ می دهد مستقیم و منفی بر سلامت افراد تأثیر گذاشته و هزینه های زیادی را بر سازمان تحمیل کرده و منجر به کاهش بهره وری می گردد؛ بنابراین هدف اصلی تحقیق بررسی نقش قلدری سازمانی در ویژگی های روان شناختی شغلی (درگیری شغلی، استرس شغلی و عدم امنیت شغلی) کارکنان است. تحقیق حاضر کاربردی بوده و به روش توصیفی – همبستگی اجرا شد. جامعه آماری کارکنان صف پنج سطح بانک به تعداد 800 نفر بوده که براساس جدول مورگان و روش نمونه گیری مرحله ای 261 نفر به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار گرد آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ برای بررسی پرسش نامه 849/0 به دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد قلدری سازمانی درک شده در ایجاد استرس شغلی و احساس عدم امنیت شغلی در کارکنان تأثیر مثبت دارد. همچنین نتایج نشان داد قلدری سازمانی سبب کاهش درگیری شغلی کارکنان می شود.
بیمه درمان انفرادی، انتخاب زیان دهی نسبت به بیمه درمان گروهی است و از هزینه اجرایی خیلی بالایی برخوردار است (به خصوص در اشخاص کم درآمد پرریسک). در این مقاله اشاره میشود که بازار بیمه درمان انفرادی در بلندمدت با شکست مواجه می شود، ولی درصورتی که اعتبار مالیاتی برای این قبیل بیمه ها درنظرگرفته شود، تحریک خواهد شد. مخالفان اصلی معتقدند در این بازار افرادی را باید تحت پوشش قرار داد که حق بیمه بالایی نسبت به دیگران پرداخت می کنند (براساس ریسک بیماری) و تأثیر حق بیمه، به پوشش ریسک و شانس خرید بیمه در سطوح درآمدی مختلف بستگی دارد. در واقع آنها از ارائه این نوع بیمه نامه با حق بیمه پایین و ریسک بالا احساس نگرانی می کنند. درنهایت به این نتیجه گیری می رسیم که بازار این قبیل بیمه برای حدود 80% از خریداران بالقوه قابل قبول و به خوبی اجرا خواهد شد، ولی برای 20% باقیمانده با درآمد پایین و ریسک بالا خیلی بحث انگیز است.
یافتن یک ایده و راه اندازی یک کسب وکار بر پایه آن را فرصت کارآفرینانه می گویند. در واقع فرصت، مرکز ثقل و پایه تمام فعالیت های کارآفرینی می باشد. فعالیت های کارآفرینی با فرصت شروع می شود. انجام پژوهش های مرتبط با تشخیص فرصت های کارآفرینی در رشته ها، جوامع و محورهای مختلف کسب وکار نیز موجب بازاریابی و جهت دهی به فعالیت های کارآفرینی می شود. در این پژوهش که به صورت مروری و با استفاده از منابع مکتوب کتابخانه ای و سایت های اینترنتی تهیه شده، مسأله کارآفرینی، فرصت کارآفرینی، اشتغال و تشخیص فرصت های کارآفرینانه بررسی و راهکارهایی در پایان ارائه می شود.
پژوهش درباره تصمیم گیری، مدل های مبتنی بر «عقلانیتِ محدود» را تأیید و از طریق ارائه مدل های عقلانی −شهودی تلاش می شود تا شهود به عنوان ابزاری متمم یا مکمل برای عقل معرفی گردد. مفهوم شهود در غرب نزدیک است به بداهت و بینشی موقتی که راه و روش مشخص نداشته و متفاوت با علم حضوری است. براساس نظریه تصویر، نگرش ها، اخلاقیات و ایده آل های فردی بر تصمیم گیری شهودی مؤثر است و مذهب نیز مرجعی است که عوامل فوق را شکل می دهد. بنابراین با هدف تبیین جایگاه وحی در تصمیم گیری عقلانی −شهودی، مجموعه تعالیم و آموزه های اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت که فرایند 9 مرحله ای تصمیم گیری عقلانی را تحت تأثیر قرار داده و بر تصمیم گیری شهودی مؤثر هستند، استخراج گردید. برای این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع تلخیصی و جهت دار، در منابع مختلف جستجو گردید که 130 گزاره مرتبط استخراج و براساس سه مقوله اعتقادات، احکام و ارزش های اخلاقی طبقه بندی گردیدند. شهود اگر تنها در نتیجه و انتخاب راه حل بتواند عقل را حمایت کند، براساس یافته های این تحقیق، فرد در هنگام تصمیم گیری عقلانی در تمامی مراحل آن از طریق اعتقادات، احکام و ارزش های اسلامی هدایت می شود. تعالیم وحی همپای عقل و در نقش مصباح آن در فرایند تصمیم گیری حضور دارد و تجارب قضاوتی افراد، ارزش ها و ایده آل های آنان را تحت تأثیر قرار می دهد .
بر اساس آموزه های اسلامی، شیوه رهبری دارای دو عنصر «نرمش حداکثری» و «شدّت عمل حداقلی» است. این شیوه رهبری با نظریه های رفتاری شباهت هایی دارد، در مکتب نئوکلاسیک ها «کارکنان» کانون توجه بوده و تلاش می شود تا از طریق کارمندمداری، خروجی بیشتری عاید سازمان شود. این دیدگاه به چه میزان با آموزه های اسلامی قرابت دارد، آیا نرمش و رفق حداکثری همان کارمندمداری است؟ شاخص های نرمش و رفق کدامند؟ بر اساس آموزه های اسلامی، هیچ یک از کارمداری و کارمندمداری پذیرفتنی نیست، زیرا که هر دو در جهت گیری افزایش سودآوری و نگاه ابزاری به انسان مشترک هستند. اما در منابع اسلامی، از آن رو که انسان دارای کرامت ذاتی است، کانون توجه بوده و به همین جهت به نرمش و رفق در باره او سفارش شده است. مهمترین شاخص های نرمش و رفق در مواجه با کارکنان عبارتند از: تفقد، گذشت و تغافل، مشورت، در دسترس بودن، انتقاد پذیری، گوش دادن مؤثّر، گشاده رویی و احترام، تحمل و مدارا، خیرخواهی و امانتداری و رعایت ظرفیت ها. در این تحقیق میزان نرمش و رفق بودن هریک از شاخص ها و نیز تاثیر گذاری هر شاخص بر مطلوبیت رهبری مشخص می شود. نکته جالب آن که حذف و یا کاهش میزان رفتار منفی، تأثیری بیش از ایجاد و افزایش رفتار مثبت در مطوبیت رهبری دارد. هدف این پژوهش استخراج شاخص های نرمش و رفق و اولویت گذاری میان آنهاست. روش پژوهش، آمیخته از اجتهاد حوزوی و روش میدانی است قلمرو پژوهش عمدتاً فرمایشات حضرت علی(ع) می باشد.