پژوهش حاضر به بررسی تاثیر تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی بانک مسکن از طریق نقش حاکمیت شرکتی می پردازد. روش تحقیق مورد استفاده از نوع توصیفی، پیمایشی و همبستگی می باشد. همچنین جامعه آماری تحقیق حاضر شامل، کلیه مدیران شعبات مرکزی بانک مسکن در شهر تهران می باشند. حجم نمونه بااستفاده از فرمول کوکران 105 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری پژوهش حاضر تصادفی ساده می باشد. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده است. روایی ابزار تحقیق با استفاده نظرجمعی از صاحب نظران و متخصصان مورد تایید قرار گرفت و پایایی تحقیق 0.881 تایید شد. داده ها نیز با بهره مندی از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار SMARTPLS تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که سرمایه فکری بر عملکرد مالی و حاکمیت شرکتی تاثیر معناداری داشته است. همچنین تاثیر حاکمیت شرکتی بر عملکرد مالی مثبت بوده است. همچنین نتیجه فرضیه میانجی نشان میدهد متغیر حاکمیت شرکتی با ضریب تاثیر 0.209 رابطه ی بین متغیر سرمایه فکری و عملکرد مالی بانک را به طور معنی داری میانجی گری (افزایشی) میکند. در نتیجه فرضیه مورد نظر تایید می شود.
بسیاری از تحولات بخش عمومی نظیر بکارگیری حسابداری تعهدی، تحولات بودجه بندی، ارتقای پاسخگویی و راهبری بهتر تحت لوای مدیریت عمومی نوین و مدیریت مالی عمومی نوین رخ داده است. در این راستا ارائه خدمات با کیفیت مناسب به شهروندان در مبادلات برای منابع مالی دریافتی، نیز نیازمند ایجاد محیطی برای مدیریت مالی عمومی پیشرفته و حرفه ای است. پاسخ گویی برای مدیریت بهتر دارایی های عمومی به وجود یک سیستم حسابداری و گزارشگری که اطلاعات مربوطی برای اهداف مسئولیت پذیری و پاسخگویی تهیه می کند، بستگی دارد. لیکن علیرغم تلاش های انجام شده در طی سه دهه گذشته، همچنان پرسش ها و بحث های حل نشده ای در رابطه با حسابداری دارایی های سرمایه ای دولتی وجود دارد. اغلب مطالعات بر شناخت برخی از دارایی های خاص نظیر دارایی های میراث ملی و دارایی های نظامی تمرکز نموده اند، برخی دیگر، رویکردی جامع برای رفتار با دارایی های سرمایه ای اتخاذ کرده اند. مطالعه حاضر به روش کتابخانه ای انجام شده است، لذا از طریق مطالعه و بررسی نوشتارهای تخصصی موجود اقدام به بررسی ابعاد موضوع نموده است. بر این اساس ضمن مرور طبقه بندی دارایی های سرمایه ای دولتی و ضرورت و اهمیت شناخت آنها و انجام مطالعه تطبیقی دارایی های سرمایه ای دولتی در کشورهای منتخب، رویکرد جامع حسابداری دارایی های سرمایه ای کریستینز و هم پژوهان(2012) و نهایتا رویکرد جامع عملی آئودا (2016) را در این زمینه مطرح و مرور می کند.
مقدمه: بیماران مبتلابه سرطان روده بزرگ، ناتوانی ها و عوارضی را تجربه می کنند که منجر به کاهش کیفیت زندگی می شود. به منظور کاهش علائم و عوارض بیماری، کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت زندگی، بیماران باید آگاهی خود را نسبت به بیماری افزایش داده و بیماری را مدیریت و کنترل نمایند. هدف این مطالعه شناسایی الزامات برنامه های کاربردی برای خودمدیریتی بیماران مبتلابه سرطان روده بزرگ بود. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی بود که با روش توصیفی در سال 1399-1398 انجام شد. الزامات برنامه های کاربردی سرطان روده بزرگ شامل محتوای آموزشی، عناصر داده ها و قابلیت ها بود که نیازسنجی از بیماران، پزشکان و پرستاران انجام شد. پرسشنامه ها بین 114 نفر در انستیتوکانسر و بیمارستان فیروزگر تهران توزیع شد. داده های به دست آمده (88 مورد) با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل و مؤلفه های ضروری شناسایی شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد به جز نیاز به آموزش در زمینه خستگی، سایر نیازهای آموزشی ضروری قلمداد شدند. در قسمت عناصر داده ضروری، داده بالینی نسبت به داده جمعیت شناختی از دیدگاه بیماران، پزشکان و پرستاران ضروری تر تشخیص داده شد. در نهایت، از 79 قابلیت مورد سؤال، 39 قابلیت در 10 حیطه مدیریت مصرف دارو، تغذیه و رژیم غذایی، درد، خستگی، کاهش و کنترل استرس، اضطراب و افسردگی، خواب، ورزش و فعالیت بدنی، ترک سیگار و الکل، برقراری ارتباط و ابزارهای جانبی ضروری تشخیص داده شد. نتیجه گیری: به کارگیری الزامات موجود در مطالعه حاضر می تواند خودمدیریتی بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ را بهبود بخشد. مؤلفه های ارائه شده می توانند به عنوان الگویی برای طراحی نرم افزار، سیستم یا برنامه کاربردی در دسترس کاربران قرار گیرد.
در سال های اخیر و با توجه به تغییر الگوها و پارادایم های حوزه مدیریت دولتی و نیز به دلیل اقتضائات و شرایط نوظهور دنیای معاصر، نواقص، ضعف ها، کاستی ها و تبعات ناشی از منحصر نمودن امر نظارت در بخش عمومی، صرفاً به نهادهای رسمی و دولتی متولی آن، بیش از پیش آشکار گردیده است. در این راستا، اقبال به مقوله نظارت همگانی در سازمان های دولتی به عنوان یکی از رویکردهای کارآمد نظارتی، به شکل چشمگیری نسبت به گذشته افزایش یافته و به تبع آن گرایش محققان و پژوهشگران حوزه حکمرانی، علوم سیاسی و مدیریت دولتی نیز به حوزه مطالعاتی نظارت همگانی به شکل قابل توجهی روبه فزونی نهاده است. در کشور ما نیز پژوهشگران این حوزه مطالعاتی هریک از منظر و دیدگاه خاص خود به این زمینه پژوهشی روی آورده و یافته های خود را ارائه نموده اند. پژوهش حاضر با رویکردی آسیب شناسانه، به تجزیه و تحلیل مقالات داخلی انجام شده در حوزه نظارت همگانی در یک بازه پانزده ساله (از سال 1385 تا سال 1399) با استفاده از روش فراترکیب پرداخته و ضمن شناسایی مهم ترین نقاط ضعف و خلاءهای مطالعاتی و ارائه راهکار، مهم ترین مفاهیم و مقوله های این حوزه را از خلال این مطالعات استخراج نموده است. بنا به نتایج تحقیق، عدم استفاده از روش های پژوهشی متنوع، حمایت ضعیف از پژوهش های این حوزه، عدم مطالعه روی متغیرهای متنوع، تمرکز بیشتر روی اجزاء شناخته شده تر نظارت همگانی و ضعف مطالعاتی در شناخت ابعاد و جنبه های کمتر شناخته شده آن، از مهم ترین نقاط ضعف مطالعات داخلی انجام شده در حوزه نظارت همگانی هستند که ضمن ارائه پیشنهادهای کاربردی در جهت رفع آنها، یک چارچوب مطالعاتی نیز برای پژوهش های آتی در این زمینه ارائه گردیده است.
این مقاله با هدف تشریح و تبیین مدیریت اسلامی، برای کاربرد در سازمان های جوامع اسلامی، به مقایسه رویکرد سنتی، به عنوان اولین اصول مدیریتی معرفی شده به جهان و رویکرد اسلامی، به عنوان رویکردی مدیریتی معرفی شده در منابع اسلامی، با تأکید بر نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر، می پردازد. این پژوهش، با روش تحلیل محتوای مضمونی انجام گرفته است و نتایج حاصل از تحقیق، نشان داد که در رهیافت سنتی به مدیریت، توجه به بُعد مادی و نیازهای فیزیولوژیکی و عدم توجه به نیازهای روحی و معنوی افراد ، موجب بی ثباتی در جوامع غرب شده است. در حالی که رویکرد اسلامی به تمامی ابعاد وجودی و نیازهای انسان در سازمان، عنایت خاص داشته است و مؤلفه های از جمله محوریت قرار دادن اخلاق، توجه به ابعاد گوناگون نظارت، تعیین شاخص های ارزیابی، اجتناب از عصیان در سلسله مراتب سازمانی، اجتناب از خودشیفتگی و فزونی خواهی، اجتناب از رفتارهای مذموم، پرهیز از ویژه خواری و رعایت انصاف، رهیافت اسلامی را به عنوان کامل ترین و مناسب ترین رویکرد به مدیریت برمی گزیند.
باتوجه به رشد و توسعه کارخانه ها و همچنین آلاینده های مرتبط با آن ها، حسابداری محیط زیست در سال های اخیر توجه بسیاری از محققان رشته حسابداری و حامیان محیط زیست را به خود جلب کرده است. مدیریت بهینه هزینه های زیست محیطی باعث اجرای بهتر سیستم مدیریت محیط زیست شده و مزایای مهمی برای جامعه و موفقیت واحد تجاری دارد. حسابداری محیط زیست به عنوان یکی از زیرمجموعه های حسابداری در طول سال های گذشته توسعه پبدا کرد و با افزایش تمرکز جامعه پیرامون مباحث زیست محیطی، حسابداری نقش ویژه ای در راستای اندازه گیری عملکرد شرکت بر عهده خواهد داشت.در این تحقیق به بررسی مفاهیم، اهداف، کاربرد، گزارشگری و حسابداری محیط زیست و مزایا و معایب حسابداری زیست محیطی پرداخت خواهد شد.
تحقیق حاضر به تحلیل حساب های دریافتنی از دیدگاه حسابرس و شبیه سازی آن پرداخته است. جامعه آماری تحقیق حاضر دو گروه از دانشجویان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد که درس حسابرسی را گذرانده بودند، می باشد که در نهایت نظرات حدود 20 دانشجو در هر دو گروه کارشناسی و کارشناسی ارشد طی دوره تحصیلی سال 1399-1398 مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روش استفاده شده در این تحقیق، روش پیمایشی (یکی از متداول ترین روش های تحقیق کمی) از نوع کاربردی است که به این منظور پرسشنامه باز (مصاحبه) تهیه و تنظیم شده و توزیع گردیده است. در ادامه مصاحبه ها تحلیل گردید و با استفاده از تحلیل داده های کیفی (داده های کیفی به معنای داده هایی است که از پرسشنامه های باز استخراج می گردد) اطلاعات بررسی شد. شبیه سازی بررسی شده در پژوهش حاضر با بررسی سؤالاتی انجام گردید و می تواند به دانشجویان این یاری را برساند که بتوانند مفاهیمی از قبیل 1. فرآیند تأییدیه؛ 2. رویه های جایگزین برای حساب های دریافتنی؛ 3. ارزیابی شواهد حسابرسی؛ 4. تهیه کاربرگ؛ و 5. نمونه گیری آماری به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک، را درک نمایند.
هدف : هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر رهبری خدمت گذار بر توانمندسازی کارکنان با نقش میانجی اعتماد ( مطالعه موردی بندر فریدونکنار )بوده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی/ پیمایشی و همبستگی انجام شد. جامعه آماری آن کلیه کارکنان بندر فریدونکنار بودند که تعداد آنها 230 نفر بود که با بهره گیری از جدول کرجسی و مورگان، 144 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید و روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده است. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار «دنیس»، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی «اسپریتزر» و پرسشنامه استاندارد اعتماد سازمانی ««پاین» بوده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه رهبری خدمتگزار 0.857 و پرسشنامه توانمندسازی 0.734 و پرسشنامه اعتماد سازمانی 0.849 محاسبه شد و روایی ابزار با روش روایی محتوایی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها : تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار لیزرل انجام پذیرفت که نتایج تحقیق حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین رهبری خدمتگزار با توانمندسازی کارکنان است و اعتماد سازمانی نقش میانجی را در رابطه میان رهبری خدمتگزار با توانمندسازی کارکنان ایفا می کند. نتیجه گیری : اعتماد در رابطه میان رهبری خدمتگزار با توانمندسازی کارکنان نقش میانجی را ایفا می کند.
اشتغال زنان یکی از اهرم های مؤثر در توسعه و مشارکت اجتماعی آن ها به شمار می رود اما وجود برخی موانع که بر سر راه اشتغال زنان و فعالیت اقتصادی آن ها خارج از محیط خانواده، برای اشتغال آنان محدودیت ایجاد کرده است. هدف این پژوهش شناسایی چالش های پیش روی زنان شاغل در حوزه صنعت در شهرک های صنعتی شهرستان آران و بیدگل است. به عبارت دیگر سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چالش ها و موانع پیش روی زنان شاغل در حوزه صنعت، کدم اند؟ رویکرد حاکم بر این تحقیق کیفی ، روش تحلیل محتوا، تکنیک جمع آوری اطلاعات مصاحبه عمیق و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته است.جامعه آماری این تحقیق کلیه ی زنان شاغل در شهرک های صنعتی شهرستان آران و بیدگل است که تعدادشان ۳۴۰۷۸ است و حجم نمونه با روش گلوله برفی و نیز بر مبنای قاعده اشباع اتخاذشده که درنهایت 32 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد.داده های تحقیق، به وسیله روش تحلیل محتوا تحلیل شد.یافته های تحقیق: مهم ترین موانع در پاسخ مصاحبه شوندگان، موانع فردی، موانع خانوادگی و موانع اجتماعی شناخته شدند که این مضامین هرکدام دارای زیر مضمون هایی هستند.الف) موانع فردی 1.عدم رضایت از شغل 2. مشکلات روانی.ب) موانع خانوادگی ، 1. ارتباط با همسر 2. ارتباط با فرزندان 3. ارتباط با اطرافیان.پ) موانع اجتماعی1. مشکلات آموزشی. 2. مشکلات محیط کار 3. مشکلات محیط جامعه.
هدف از این پژوهش مطالعه حمایت سازمانی ادراک شده با کیفیت زندگی کاری از طریق توانمندسازی روانشناختی معلمان تربیت بدنی شهرستان های ممسنی و رستم بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان تربیت بدنی شهرستان های ممسنی و رستم به تعداد 94 نفر بود. از این تعداد 83 نفر با روش نمونه گیری کل شمار با محقق همکاری کردند. جهت گردآوری داده ها از یک پرسشنامه مشخصات فردی و سه پرسشنامه استاندارد حمایت سازمانی ادراک شده(ایسنبرگر و همکاران، 1990) ، کیفیت زندگی کاری (کاری والتون، 1975) و توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر ، 1995) استفاده گردید. به منظور توصیف داده ها از روشهای آمار توصیفی و برای تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها از روش های آماری آزمون کلموگروف -اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزارهای SPSS استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان داد که بین حمایت سازمانی ادراک شده با کیفیت زندگی کاری از طریق توانمندسازی روانشناختی آزمودنی ها ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد(01/0P ≤).
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین باورهای هوشی و سازگاری فردی اجتماعی با استناد به نقش واسطه ای سبک رهبری مدیران انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر، از نوع کاربردی می باشد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر قزوین می باشد که تعداد آنها 28661 نفر بوده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 378 نفر انتخاب شد. روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت طبقه ای تصادفی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شد که دارای روایی محتوایی بوده و پایایی ان از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزارهای Spss و PLS صورت گرفت. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که آماره معنی داری بین متغیر سبک رهبری مدیران و سازگاری فردی-اجتماعی دانش آموزان برابر (657/4) می باشد و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (369/0) است، همچنین آماره معنی داری بین متغیر سبک رهبری مدیران و باورهای هوشی برابر (339/20) می باشد و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (725/0) است و میزان تاثیر مثبت متغیر سبک رهبری مدیران بر باورهای هوشی را نشان می دهد. آماره معنی داری بین متغیر باورهای هوشی و سازگاری فردی-اجتماعی دانش آموزان برابر (242/3) می باشد و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (263/0) است و بررسی ضرایب غیر مستقیم نشان می دهد که سبک رهبری مدیران بر سازگاری فردی-اجتماعی دانش آموزان با توجه به نقش میانجیگری باورهای هوشی تاثیر دارد. براین اساس کلیه فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار می گیرد.
با افزایش رقابت در عرضه تجارت، شرکت ها برای بقاء خود، نیاز به انجام سرمایه گذاری های مناسب و به موقع دارند. با توجه به تحولات جهان امروز، خصوصاً کشورهای در حال توسعه، این کشورها برای حل مشکلات اقتصادی نیازمند راهکارهایی مناسب جهت استفاده بهتر از امکانات خود می باشند. در این راستا یکی از راهکارهای مهم، بسط و توسعه سرمایه گذاری است. با توجه به محدودیت منابع، علاوه بر مسأله سرمایه گذاری، افزایش کارایی سرمایه گذاری از جمله مسائل بسیار مهم می باشد که از طریق اطلاعات حسابداری با کیفیت بالا تحقق می یابد. گزارشگری مالی یکی از منابع اطلاعاتی در دسترس بازارهای سرمایه است که انتظار می رود نقش مؤثری در توسعه سرمایه گذاری و افزایش کارایی آن ایفا نماید. ترکیب سهامداری یا ساختار مالکیت از موضوعات مهم حاکمیت شرکتی است که بر انگیزه مدیران تأثیر می گذارد و بدین ترتیب می تواند در کارایی شرکت تأثیر قابل توجهی داشته باشد. عضویت اعضای خانواده در هیأت مدیره، درصد مالکیت سهام از سوی اعضای خانواده از عواملی هستند که شرکت های خانوادگی به وسیله آن تعریف می شود. کیفیت گزارشگری مالی با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و تأمین کننده پول، باعث افزایش کارایی سرمایه گذاری می شود. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری و همچنین نقش تعدیلگری مالکیت خانوادگی در این رابطه می پردازد. در همین راستا نمونه ای مشتمل بر 131 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1396 1391 انتخاب و مورد آزمون قرار گرفت. به همین منظور، برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری از مدل پیشنهادی بیدل و همکاران استفاده شده است. همچنین برای اندازه گیری کیفیت گزارشگری مالی از مدل کاسزینک بهره گرفته شده است. نتایج با استفاده از روش رگرسیون چندگانه حاکی از این است که رابطه مثبتی بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری برقرار است؛ علاوه براین، نتایج فرضیه دوم نشان دهنده تأثیر مثبت مالکیت خانوادگی بر رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری می باشد.
هدف از انجام این پژوهش، اول توصیف ویژگی های فروشگاه پاپ آپ در یک بستر بین المللی، دوم بررسی عوامل برانگیزاننده ی انتخاب آن و سوم تحلیل و بررسی نقش آن در روند بین المللی سازی خرده فروشی است. نتایج اصلی جنبه های دیگری از فروشگاه پاپ آپ بین المللی را پوشش می دهند که تفاوت های بین انتخاب FOM و سایر قالب های فروشگاهی را نمایان می سازند. مشخصه های اصلی شامل مکان استقرار، طراحی و جو، آمیخته بازارپردازی و رویدادهای فروشگاهی هستند که برای جلب توجه مصرف کننده خارجی بسیار خلاقانه هستند. انگیزه های انتخاب عبارت اند از: (1) آزمایش و تطبیق مفهوم با مصرف کنندگان خارجی ناآشنا با این مفهوم فروشگاهی، (2) افزایش و پایدارسازی نمایه بین المللی برند خرده فروشی و (3) توسعه شبکه های ارتباطی با ذینفعان در بازارهای خارجی. نقش پردازی در فرآیند بین المللی سازی خرده فروشی رویکرد پویایی است که با تغییر نقش از جایگزینی سبک در مرحله ورود به ترکیب سبک در مرحله بعدی توسعه اتخاذ می شود. نتایج حاصل از این تحقیق مشخصاً در ارتباط با نحوه تکوین مفهوم فروشگاه پاپ آپ بین المللی طی زمان خط مشی هایی را برای تحقیقات آتی پیشنهاد می دهند. این پژوهش برای مدیران خرده فروشی بین المللی که مایل به انتخاب فروشگاه پاپ آپ به عنوان یک سبک عملیات بین المللی سازی هستند رهنمودهایی را ارائه می دهد.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین رضایت شغلی کارکنان فروش و رضایت مندی مشتریان فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش در شرق گلستان انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش در شرق گلستان می باشند که تعداد 384 نفر از مشتریان و 147 نفر از کارکنان فروش با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده های تحقیق، پرسشنامه های استاندارد می باشد. جهت تعیین روایی صوری و محتوایی، پرسشنامه ها به رویت 5 نفر از اساتید رشته مدیریت رسید. جهت تجزیه و تحلیل، از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که که تعارض و ابهام نقش بر رضایت شغلی کارکنان تاثیرگذار است، رضایت شغلی بر تعهد درک شده کارکنان اثرگذار است و تعهد درک شده کارکنان نیز بر رضایت مشتریان اثرگذار است.
هدف این تحقیق بررسی رابطه مشوق های مالی و سوابق شغلی و سواد مالی اعضای هیات مدیره بر ریسک غیر سیستماتیک شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. از این رو، تعداد 157 شرکت در طی سال های 1394 الی 1398 از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به روش غربال انتخاب شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که ارتباط منفی و معناداری بین مالکیت مدیریتی، حق الزحمه هیات مدیره با ریسک غیر سیستماتیک شرکت ها وجود دارد. همچنین بین سوابق شغلی اعضای هیات مدیره با ریسک غیر سیستماتیک رابطه منفی و معناداری وجود دارد ولی رابطه معناداری بین سواد مالی اعضای هیئت مدیره و ریسک ویژه یافت نشد. لذا در این تحقیق بر آنیم متغیرهای گفته شده را از طریق آزمون مورد بررسی قرار دهیم.