ماهیت کتابخانهها و کتابداری با استفاده از تکنولوژی الکترونیک به سرعت به سوی مدرنیزه شدن میرود. مسلماً در طرحهای معمول کتابخانههای آینده، خدمات و تکنولوژی جدید توسط افرادی که کتابدار نامیده میشوند، اداره و کنترل می گردد. متاءسفانه در این میان، رقابت موجود بین کتابداران و سایر افرادی که برای کنترل و مدیریت منابع اطلاعاتی و ارائه خدمات، خود را محق می دانند، نادیده انگاشته شده است. در برنامههای آموزش کتابداری، بایستی افرادی برای کتابخانههای جدید تربیت شوند. در این کتابخانهها کتابداران، نیازمند انجام کار با سایر گروهها و افرادی هستند که مایل اند خدمات اطلاعاتی را به تمام استفاده کنندگان ارائه دهند. بحث بر سر این است که علاوه بر رقابتی که امروزه بین مسائل سنتی و مدرن کتابخانهها وجود دارد، کتابداران به کسب مهارتها برای ایجاد ارتباط صحیح و حل مسائل و نیز درک کاملی از مسایل مدیریتی احتیاج دارند. این مسئله معمولا در برنامه های آموزشی کتابداران و اطلاع رسانی مورد تاءئید قرار نگرفته است.
آمار یکی از ابزارهای مهم پژوهشگران به شمار می رود و فهمیدن اصطلاحات ، روشها و منطق آماری برای کسانی که از مطالب تحقیقی استفاده می کنند ، اهمیت زیادی دارد. در هر حال ، در کاربرد روشهای آماری و نتیجه گیری از شواهد آن محدودیتهای وجود دارد که باید آنها را شناخت . یک روش آماری را نباید در تحلیل داده ها به کار برد مگر اینکه پیش فرض ها و محدودیتهای اساسی که زیر بنای کاربرد آن را تشکیل می دهد به روشنی فهمیده شود. نتایج حاصل از تحلیلهای آماری از داده های اصلی دقیقتر و معتبرتر نخواهند بود. هرگاه داده های آماری از داده های اصلی دقیقتر و معتبرتر نخواهند بود . هرگاه داده های آماری نتیجه اندازه گیریهای ناپخته و غیر واقعی باشد حتی به کاربران تمامی فنون و مهارتهای لازم در مراحل بعدی موجب نخواهد شد که به نتایج واقعی و درست بینجامد . تردیدی نیست که روشها و قواعد آماری را می توان برای اثبات تقریباً هر آنچه شخص می خواهد ثابت کند مورد استناد قرار داد. پژوهشگری که جهتگیری خاصی دارد با شروع کردن از فرضیه های غلط ، به کاربردن روشهای نامناسب یا با حذف داده های مربوط می تواند به نتایج غلطی برسد. این نتیجه گیریها بویژه خطرناکند زیرا مطالعات آماری غالباً به عنوان سند مورد استفاده قرار می گیرند . نباید از روشهای اماری در یک تحقیق استفاده شود مگر اینکه تحلیل داده ها را با معناتر و روشن تر سازد. هرگز نباید از امار به عنوان پرده پشت پنجره برای تحت تأثیر قرار دادن خواننده استفاده کرد. آمار خدمتگزار منطق است نه ارباب آن ؛ وسیله تحقیق است نه هدف آن . آمار برای صحت و درستی یک تحقیق هیچ کمکی نمی کند مگر اینکه فرضیه های اساسی آن معتبر ، داده های آن به درستی جمع آوری ، ثبت و تنظیم شده و بالاخره تحلیل و تعبیر و تفسیر آن منطقی باشد. بدین جهت است که محقق رفتاری هیچ گاه نتایج تحقیق را برای تعیین میزان پایایی تحقیق خود آزمون نمی کند بلکه داده های جمع اوری شده را برای تعیین اعتبار تحقیق خود مورد استفاده قرار می دهد. به منظور بررسی میزان اعتبار تحقیقات از نوع پرسشنامه و مصاحبه ، تحقیقی توسط نگارنده ، انجام گرفته است که نشان می دهد متوسط اعتبار برای نگارنده انجام گرفته ست که نشان می دهد متوسط اعتبار برای یک نمونه 20 تایی از تحقیقات پرسشنامه ای 87% بوده است در حالی که متوسط اعتبار برای همین تعداد تحقیق مصاحبه ای 6/75% بوده است . نتایج این تحقیق نشان می دهد که در ایران احتمالاً استفاده از پرسشنامه برای تحقیقات از مصاحبه مفیدتر است . علت آن شاید عدم مهارت کافی مصاحبه کنندگان باشد . البته نباید فراموش کرد که این توصیه در خصوص آن دسته از تحقیقات صادق است که قابل انجام به هر دو شیوه هستند و گرنه استفاده از مصاحبه در برخی از تحقیقات منحصر بفرد است . فرضیات پژوهشی در مدیریت به دو دسته تقسیم می گردند : دسته اول ؛ فرضیاتی هستند که به کمک فنونی غیر از آمار آزمون می گردند ؛ به عناون مثال ، اگر فرضیه ای در مورد چگونگی کاهش هزینه در سازمان باشد و این فرضیه به کمک یک تکنیک تحقیق در عملیات ( مثل برنامه ریزی خطی ) صحت یا سقم آن آزمون گرد، یک فرضیه غیر آماری است. دسته دوم ؛ فرضیاتی را شامل می گردد که صرفاً آزمون آنها به کمک فنون آماری امکانپذیر است. ما این دسته از فرضیات را فرضیات را فرضیات رفتاری واین گونه تحقیقات را پژوهشهای رفتاری می نامیم. قصد ما در این مقاله آن است که به بررسی این فرضیات و چگونگی تبدیل آنها به فرضیات آماری بپردازیم. تبدیل آنها به فرضیات آماری بپردازیم. تبدیل فرضیه پژوهشی به فرضیات آماری به عنوان یک گلوگاه در روش تحقیق مطرح است . واقعیت این است که تبدیل فرضیه پژوهشی به فرضیات آماری به اندازه تعریف خود فرضیه پژوهشی اهمیت دارد. خطای در تبدبل فرضیات ممکن است محقق را در انتخاب تکنیک مناسب آماری و یا تحلیل نتایج تحقیق به بیراهه بکشاند . آنچه اهمیت طرح این موضوع را دو چندان می سازد، ناتوان و نارسا بودن روشهای جاری برای تبدیل فرضیات است . در این مقاله سعی خواهد شد ، ضمن بیان مشکلات روشهای فعلی ، قاعده ای برای طرف کردن این گلوگاه ارائه گردد. در نهایت فنون مناسب آمار استنباطی برای استفاده محققان رفتاری معرفی خواهند شد. شاید بدین وسیله پژوهشکران مدیریتی – رفتاری در استفاده از آمار و جنگل فنون آن مطمئن تر گام بردارند.
« مبداء پیدایش فلسفی عقاید بازاریابی و مطالب آرشیوی و بایگانی شده مرتبط با آن به طور وسیعی در دو مرکز ظهور اولیه این افکار ، یعنی مدرسه بازرگانی هاروارد و دانشگاه ویسکانسین مورد بررسی قرار گرفته اند . شواهد امر نشان دهنده آن است ، که دانشکده تاریخی اقتصاد در آلمان ، پایه گذار و بوجود آورنده بسیاری از مبانی فلسفی اصول بازاریابی و بوجود آورنده بسیاری از مبانی فلسفی اصول بازاریابی بوده است. در این مقاله به منظور تبیین و یافتن مبداء پیدایش مبانی فلسفی ، سعی بر این است که بعضی از عقاید جاری بازاریابی را در قرن بیستم مورد توجه قرار داده و ازمون نمائیم . اولین مجموعه کتب و مقالات بازاریابی را مورخین عقاید بازاریابی مشخص کرده اند . کیفیت مبانی بازاریابی آنگونه که شکل گرفته نشان داده شده است . در جستجوی اینکه اولین گروه دانشجویان بازاریابی چه کسانی بوده اند؟ اولین ادبیات بازاریابی از چه چیزهایی تشکیل شده است ؟ و یا در کدام عصر دانشگاهی اولین درس بازاریابی برگزار شده است نمی باشیم . به طوری که از آغاز نیز به نظر می رسد سعی بر تعریف مجدد بازاریابی نداریم . بنابراین ، عقاید به خودی خود پیدا نشده اند ، ما در جستجوی ماورای ضای پیوستگی حقایق و تعیین حلقه اتصال عمومی آنها هستیم. به سخن بهتر ، هدف مقاله پیدایش مبانی فلسفی اصول بازاریابی است.
در حین طراحی برنامه ، مختصاتی ایجاد می شود که برنامه نویسان را در ساختن برنامه برای سیستم ،و در حین مرحله استقرار آن هدایت خواهد کرد. روشن است که مختصات خوب به مجموعه ای برنامه خواهد انجامید که خواسته های کاربر از سیستم را برآورده ساخته و نگهداری آن نیز آسان خواهد بود. طراحی برنامه نظام یافته مجموعه ای از فنون ، خط مشی ها و روشی برای کدگذاری و ازمایش برنامه است و نگهداری سیستم را با کاهش پیچیدگی برنامه آن آسانتر می سازد. طراحی نظام یافته پیچیدگی برنامه ها را با شکستن آنها به اجزای کوچکی به نام سلول کاهش می دهد . درحالت مطلوب هر سلول برنامه باید وظیفه یا فعالیت متفاوتی را انجام دهد و آن وظیفه را مستقل از سایر سلولهای نسبتاً ساده که کد گذاری ، آزمایش و نگهداری آنها ساده تر از چند برنامه بزرگ و پیچیده در طراحی سیستم معمولی است به انجام برساند . فنونی که برای طراحی برنامه نظام یافته بکار گرفته می شود ، نمودار ساخت و زبان تعریف برنامه است . نمودار ساخت این امکان را فراهم می سازد که فهرستی از رئوس مطالب برنامه با ذکر سلولها و چگونگی اتصال آنها با یکدیگر ایجاد شود . زبان تعریف برنامه قوانینی برای ارزیابی پیچیدگی مدلها به عنوان نمودار ساخت و زبان تعریف برنامه برای هر یک از برنامه ها فراهم می آورد. شکل شماره یک فرایند طراحی برنامه را به طور خلاصه نشان می دهد . ورودیهای فرایند طراحی نمودار جریان اطلاعات (DFD) ، رویه های کاربر ، مشخصات پایگاه اطلاعات و تعامل و ذخیره طراحی یا فرهنگ اطلاعات است و خروجیهای آن نیز عبارت است از فرهنگ اطلاعات و مشخصات برنامه برای هر سلول ، نمودارهای جریان شغل ، سلولهای بار ، استراتژی کد گذاری و ازمایش برای سلولهای برنامه . ممکن است این سؤال به ذهن شما خطور کند که چرا کدگذاری و ازمایش برنامه ها به طور مستقیم از روی نمودار جریان اطلاعات صورت نمی پذیرد تا بدینوسیله نیاز به استفاده از نمودار ساخت و زبان تعریف برنامه پیش نیاید. در پاسخباید گفت نمودار جریان اطلاعات ، شرحی از سیستم را ارائه می دهد که کاربران بتوانند بر اساس آن میزان شناخت خواسته های خود را به وسیله طراحان سیستم مورد ارزیابی قرار دهند. نمودار جریان اطلاعات ، اطلاعاتی را تشریح می کند که مربوط به ورودی سیستم ، خروجی سیستم و چگونگی فرایند تبدیل ورودی به خروجی است . به هر حال شرح اطلاعات شامل اطللاعاتی که برای کنترل فرایند برنامه های کامپیوتری ضروری است نمی شود. اطلاعات تفضیلی طراحی مانند ویژگیهای پایگاه اطلاعاتی ، خطاهای پیام و شرایط پایانی هر پرونده در نمودار جریان اطلاعات ذکر نمی شود. « نمودار ساخت » و « زبان تعریف برنامه » راه هایی را بیان اطلاعات فراهم می اورند و بنابراین برای طراحی برنامه بکار می رود. شکل شماره 2 فرایند طراحی برنامه برای سیستم پیگیری سفارش شرکت عدالت گستر را نشان می دهد . به عنوان نخستین گام ، برنامه « ایجاد صورتحساب » با استفاده از نمودار جریان اطلاعات آن فراهم می شود ( شکل شماره 3 ) و نخستین پیش بینی « نمودار ساخت » ایجاد برنامه در شکل شماره 4 آمده است .
در ادبیات مدیریت ، کلمه استراتژی ( Strategy) از نظر ریشه به دو منشأ ربط داده می شود . اول به کلمه لاین " Stratum" که نام یک ژنرال قدیمی یونان است و به دلیل دانش و هنر نظامی وی مورد استفاده قرار گرفته است . در زبان فارسی ، استراتژی با راهبرد ، رهیافت ، راهبری ، راه کار اصولی برای رسیدن به هدف ، لشکرکشی و از نظر مفهوم ، روش با سیاستی برای دستیابی به هدفهای معین مترادف است. استراتژی که به عنوان یک گرایش علمی امروزی ، در ادبیات مدیریت و تئوریهای تصمیم گیری ، جایگاهی خاص و همه را برای خود به دست آورده است ، توسعه خود را مدیون اهمیتی می داند که در زمینه های نظامیگری دارا بوده است . در طول تاریخ ، تحقق مؤثر و بهره ور اهداف نظامی در جنگ و دفاع ، نشانگر نیروی استراتژیک ارتشها بوده است . استراتژی در مفهوم نظامی ، هنر آرایش ( طراحی ) و رهبری ( فرماندهی ) عملیاتی است که ارتش ( نیروها ) در یک جنگ ، بدانها مبادرت خواهد کرد. بدین ترتیب ، استراتژی طرحی کلی برای جنگ ، ایجاد یک طرح نظام مند و به دیگر سخن ، قرار دادن ارتش در یک نظام جنگی به صورت عملیات ذهنی ، به جای اقدام به عملیات بالفعل و جنگیدن است.