"اطلاعات مالى، اساس ارزشیابى را در بورس اوراق بهادار تشکیل مىدهد.صورتهاى مالى، در بردارنده اطلاعات بسیار مهمى است که سهامداران در تصمیمگیرىهاى مربوط به سرمایهگذارى در سهام، از آن استفاده مىکنند.با توجه به اینکه وجه نقد در اغلب روشهاى تصمیمگیرى به کار مىرود، پس مطالعه پیوند بین محتواى اطلاعاتى گردش وجوه نقد و بازده سهام از اهمیت ویژهاى برخوردار است.
چنانچه تغییر در قیمت و بازده سهام، نشان دهنده اطلاعات ناشى از گردشهاى نقدى باشد، پس روشن است که هرگونه تغییر در بازده سهام را مىتوان از بررسى ارتباط بین گردشهاى نقدى و بازده سهام استنتاج کرد.فرضیه اصلى، روابط بین تغییرات اجزاى اصلى صورت گردش وجه نقد با تغییرات بازده سهام را مورد رسیدگى قرار مىدهد.فرضیه اصلى خود به سه فرضیه فرعى تقسیم مىشود و به بررسى روابط بین تغییرات گردشهاى نقدى اجزاى صورت گردش وجوه نقد یا تغییرات بازده سهام مىپردازد.
دوره زمانى این تحقیق، مربوط به سالهاى 1375 تا 1379 و جامعه آمارى را شرکتهاى پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل مىدهد که تا سال 1375 در بورس پذیرفته شده باشند.روش جمعآورى اطلاعات نیز کتابخانهاى است و بهطور عمده از صورتهاى مالى شرکتهاى نمونه، سالنامههاى بورس اوراق بهادار و سیستم رایانهاى بورس استفاده شده است.
براى محاسبه بازده سهم و تغییرات متغیرهاى مستقل و وابسته از برنامه اکسل استفاده شده است.جهت آزمونهاى آمارى.برآورد ضرایب و به دست آوردن مقدارهاى لازم براى تجزیه و تحلیلهاى آمارى، از روش رگرسیون و آمارههاى تى و اف و نرمافزار اس.پى.اس.اس بهره گرفته شده است.
آزمون فرضیه نشان مىدهد که فرضیه اصلى در کلیه سالها، به غیر از سال 1379، تأیید نگردیده و یا در سطح ضعیف تایید گردیده است.بررسى اجزاى گردشهاى نقدى نشان مىدهد که دلایل اصلى عدم تایید فرضیات، ناشى از خنثى شده اثرات اجزاء توسط یکدیگر بوده است."
مقاله حاضر به مدل سازی پالایشگاه های نفت کشور به صورت تفکیک شده در سطح فرآیندهای پالایشگاه در مجموعه شبکه انرژی کشور می پردازد. هدف از تهیه این مدل تعیین الگوی بهینه پالایش نفت خام در کشور از دید کلان و برای افق زمانی 1383 لغایت 1408 شمسی است. بهینه سازی برای سناریوهای مختلف از متغیرهای برونزا شامل بازارهای جهانی انرژی، تقاضای داخلی و شاخص های اقتصاد کلان تکرار شده است. نتایج حاصل از بهینه سازی غالب سناریوها مؤید این نکته هـتند که با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های موجود، صادرات نفت خام بایستی به حداقل ممکن کاهش یافته و در مقابل با افزایش ظرفیت های پالایشگاهی، کشور به سمت صادرات سبک و میان تقطیر روی آورد. توسعه ظرفیت واحدهای تبدیل فرآورده های سنگین به سبک بخصوص واحدهای کراکینگ کاتالیستی از دیگر نتایج مهم این مطالعه است.
"پیشبینى سود و ارزیابى فایدهمندى سودهاى گزارش شده براى سرمایهگذاران، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده، بهطورى که هماهنگترین تلاش پژوهشى در تاریخ حسابدارى در این زمینه صورت گرفته است.مهمترین پرسش استفادهکنندگان اطلاعات مالى، فایدهمندى سود گزارش شده در صورتهاى مالى است.نظریههاى اقتصادى، نقش اصلى سود شرکت را کمک به تخصیص منابع در بازار سرمایه مىدانند.بیشتر الگوهاى ارزیابى، سهام سود مورد انتظار را به عنوان یک متغیر توضیحى در نظر مىگیرند(لیو، 1989).باوجوداین، نتایج تحقیقات انجام شده حمایت قطعى از فایدهمندى سودهاى گزارش شده یعنى آسانى پیشبینى بازده سهام را ارایه نمىدهند.بنابر این تحقیقات بیشتر ضرورت مىیابد.
هدف اصلى این پژوهش، بررسى توانایى پیشبینى سود در سطح صنعت، با به کارگیرى الگوهاى سرى زمانى است.یافتههاى این تحقیق که از تجزیه و تحلیل دادههاى مربوط به 103 شرکت، در ده رشته صنعتى به دست آمده است دلالت موارد زیر دارد:
1.براى پیشبینى سود شرکتها الگوى خود بازنگر با میانگین متحرک (AMRA) با وقفه دو، نسبت به وقفه چهار برترى دارد.
2.مقایسه الگوى AMRA با وقفه دو الگوى گام تصادفى؛نشان مىدهد الگوى گام تصادفى، براى پیشبینى سود در صنعت محصولات غذایى، لاستیک و پلاستیک، محصولات کانى غیرفلزى و وسایط نقلیه موتورى بر الگوى AMRA با وقفه دو، برترى دارد.
3.فرآیند تولید سود شرکتهاى فعال در صنعت وسایط نقیله موتورى، ماشین آلات و دستگاههاى برقى و شرکتهاى دارویى مشابه مىباشد.در سایر صنایع نیز فرآیند تولید سود براى بیش از 3/2 شرکتهاى هر صنعت مشابه مىباشد.
"
سرمایه گذاران . اعتبار دهندگان و تحلیل گران مالی علاقمندند اطلاعات بیشتری راجع به هموارسازی سود در شرکت های سرمایه پذیر داشته باشند. بخصوص اینکه اگر این عمل بر ریسک و بازده شرکت موثر باشد. تحقیقات پیرامون هموارسازی سود توسط محققین مختلف (1966. Dapouch & Drick - ) صورت گرفته است. یکی از این تحقیقات پیرامون تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام توسط میچلسون و همکارانش است (Michelson ، Wagner & Wooton، 1999) تحقیق آنها نشان می دهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت ها تاثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان می دهد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات این تحقیق نشان می دهد که هموارسازی اثری بر بازده های غیر عادی شرکت ها ندارد ولیکن عامل صنعت توام با هموارسازی بر بازده های غیر عادی شرکت ها موثر است. هموارسازی و اندازه تواما بر بازده های غیر عادی بی اثر بوده ولی هموارسازی و افزایش سرمایه را تواما می توان عاملی موثر بر بازده های غیر عادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دانست. و نهایتا اینکه تاثیر هموار سازی سود بر بازده های غیر عادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ضعیف است.
در این مقاله ارتباط بین نرخ ارزو بازده سهام در ایران، در یک الگوى نظرى و یک الگوى تجربى مورد بررسى قرار مى گیرد. الگوى نظرى طراحى شده در این مقاله نشان مى دهد که نرخ ارز با سودآورى بنگاه،و بنابراین با بازده سهام بنگاه اقتصادى در شرایط رقابت ناقص (وجود قدرت بازار) ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر میزان صادرات بنگاه بیشتر باشد با افزایش نرخ ارز سود بنگاه بیشتر افزایش خواهد یافت. با استفاده از اطلاعات چهل و چهار شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران فرضیات فوق آزمون گردید. نتایج بدست آمده نشان مى دهد که تغییرات نرخ ارز با بازده سهام شرکت در ایران با یک وقفه زمانى (شش ماهه) ارتباط مستقیم دارد. براى شرکت هاى صادراتى نسبت به شرکت های غیرصادراتى ارتباط قوى تر بین نرخ ارز، بازده سهام مشاهده مى شود.
"این مقاله ابتدا با تشریح دارایی ها و تعهدات مالی صندوق بازنشستگی و مازاد (کسری) صندوق، تداوم فعالیت موفق یک نظام بازنشستگی بر پایه محاسبات علمی را مورد تأکید قرار می دهد. داده ها و اطلاعات مهم مورد نیاز برای محاسبات اکچوئری نیز به شرح ذیل، فهرست و تبیین می شوند:
1. تعداد کارکنان شاغل و بازنشسته، حقوق و مزایای مشمول کسور بازنشستگی، حقوق و مزایای قابل پرداخت به بازنشسته ها؛
2. پرداخت منظم و به موقع کسور بازنشستگی؛
3. سن بازنشستگی؛
4. درصد کسور بازنشستگی و مدت پرداخت آن؛
5. اختلاف امید به زندگی در مردان و زنان (این مورد، به طور مفصل، در نقاط مختلف جهان، بررسی و یافته ها و در جداول متعدد خلاصه شده است؛
6. نحوه برقراری حقوق بازنشستگی که در توضیح آن دو شیوه محاسبه حقوق بازنشستگی بر مبنای مستمری معین و محاسبه حقوق بازنشستگی بر مبنای ذخیره معین تبیین می شوند.
7. نحوه سرمایه گذاری از وجوه صندوق.
سپس با بررسی نقش سرمایه گذاری در تأمین منابع صندوق، نتیجه گیری می شود که:
1. نرخ بازدهی سرمایه گذاری همواره باید بیش تر از درصد افزایش حقوق زمان اشتغال و حقوق مستمری لحاظ شود؛
2. در یک نظام بازنشستگی خودکفا، بیش از 80 درصد منابع صندوق از طریق سرمایه گذاری تأمین می شود؛
3. باآن جام سرمایه گذاری مناسب، می توان سن بازنشستگی را کاهش داد؛
4. در سرمایه گذاری از وجوه ذخایر صندوق با نرخ پایین، سن بازنشستگی نقش بسیار مهمی ایفا می کند؛
5. در صورت عدمآن جام سرمایه گذاری از وجوه ذخایر، صندوق بازنشستگی با کسری بودجه هنگفت مواجه می شود."
این مقاله با اشاره به معانی گوناگون و تعاریف متفاوتی که از واژه فقر در زبان های مختلف ارائه شده و همچنین با تشریح و تأکید بر دو مفهوم فقر مطلق و فقر نسبی، بر این باور است که گسترش روزافزون اندیشه «نسبی» بودن مفهوم فقر – و بنابراین، گسترش فزاینده تعاریف و روش های سنجش فقر – نه فقط مقایسه های بین المللی را دشوار می کند بلکه اجماع کارشناسان در زمینه فقرزدایی را نیز تعلیق به محال می سازد.در مقاله، مسأله «نیازهای فیزیولوژیکی پایه» نیز مورد توجه قرار گرفته و ضمن بیان. همچنین تعریف کلاسیک بانک جهانی در مورد پدیده فقر، به عنوان «نقطه شروع» و تعریف دقیقی برای «فقر مطلق»، تصریح می گردد که نیازهای فیزیولوژیک برای هر فرد، حتی اگر کاملاً یکسان نباشد، دست کم قابل تشخیص و سنجش است.«ابهامات سنجش پولی فقر» از دیگر مقوله های مورد بحث در مقاله است چنین به نظر می رسد که چه در مورد عرضه مفهوم واحدی از فقر، و چه در مورد ابزارهای سنجش فقر، هنوز با چندگانگی و رویکردهای متنوعی سروکار داریم که هر یک از آن ها، ویژگی ها، مزایا و نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارد.در ادامه، شاخص «ضریب جینی» تشریح و یکی از موارد استفاده از آن در سطح اقتصاد کلان- با استفاده از یک بررسی موردی در ایالات متحده – تبیین می شود.این نوشتار در انتها، استاندارد نیازهای فیزیولوژیکی پایه را برای تعیین و تعریف خط فقر توضیح می دهد و می پرسد: «نیازهای فیزیولوژیکی» آدمیان، به عنوان موجوداتی طبیعی، در زمینه هایی چون پزشکی، داروسازی، بهداشت و درمان و حتی روان شناسی بالینی با اجماع جهانی مواجه شده، پس مباحث مقاله تشریح می شود. چرا در مورد فقر زدایی و مبارزه بر محرومیت و آسیب پذیری چنین می باشد ?
هدف از تهیه این گزارش ، ارائه چارچوبی راهبردی برای برنامه ریزی و بستر سازی به منظور تسهیل فرایند دستیابی به اهداف کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به عنوان یک «بنگاه دانش» است . برای نیل به این هدف ، ضرورت داشتن فرایندهای تعیین راهبردها ، سازماندهی ، بکارگیری منابع انسانی ، رهبری و انگیزش ، پایگاه داده ها و اطلاع رسانی ، کنترل و ارزیابی متناسب با بازنگری در ماموریت و ساختار مرکز تعریف و اجرا شود . تدوین و اجرای چنین برنامه ای مستلزم نگرش راهبردی است .
این مقاله اساسا به توسعه ی راهبردی منابع انسانی می پردازد و سعی دارد بر این نکته تاکید ورزد که اقدامات پراکنده سازمانها در زمینه ی توسعه ی منابع انسانی می تواند به گونه ی منظومه ای در راستای ماموریت و هدفهای آنها گرد هم آید. پس از تشریح قلمرو توسعه ی منابع انسانی، شامل فرد، سازمان، ملی و فراملی، به ضرورتهای جو سازمانی مطلوب برای یادگیری پرداخته ایم تا بستر برنامه ریزی راهبردی برای توسعه ی منابع انسانی فراهم آید. در بخش اصلی مقاله، با اشاره ای مختصر به اصول بنیادی مدیریت راهبردی فرایند برنامه ریزی راهبردی برای توسعه ی منابع انسانی مطرح و در پی آن، الزامات و سیاستهایی که در این گونه برنامه ریزی دخالت دارند ارائه شده است.....
در این مقاله مسئله زمانبندی n کار مستقل بر روی m ماشین در محیط کارگاه گردش کاری جایگشتی با زمانهای پردازش و موعد تحویل دلخواه بررسی و یک مدل با هدف کمینه کردن مجموع دیرکردها و زودکردها با استفاده از تکنیک الگوریتمهای ژنتیک ارائه می شود. این مسئله از نوع مسایل ایستاست و بجز محدودیت ماشین آلات (به عنوان منابع) محدودیت دیگری بر آن حاکم نیست. همچنین مسئله موردنظر از لحاظ اطلاعات در دسترس معین است. مدل ارائه شده به لحاظ بهینگی جواب نهایی و زمان حل مسئله ارزیابی و جوابهای آن با یکی از مدلهای موجود مقایسه می شود.