بدون شک برنامه ریزی و جهت گیری های آینده صنعت برق در کشور مستلزم بررسی و امعان نظر در مورد تحقیقات صورت گرفته می باشد.بررسی تحقیقات انجام یافته در حوزه دانش مدیریت در این صنعت، جهت تعیین استراتژی های لازم برای توسعه سازمان ها و رشد کارکنان آنها مفید خواهد بود. لذا، هدف از این مقاله بررسی اهداف و ویژگی های پایان نامه هایی است که در حیطه دانش مدیریت، مسائل مربوط به حوزه برق را در کشور مورد تحلیل قرار داده اند. برای رسیدن به این هدف، پایان نامه هایی که در مقطع کارشناسی ارشد طی سال های 1376 لغایت 1385 در موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت به نگارش درآمده است، شناسایی شده و پس از بررسی شاخص های مورد نظر، موضوعات آنها دسته بندی، کدگذاری و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. کنکاش و پژوهش در سئوالات و یافته های این پایان نامه ها که از دل سازمانها و موسسات تابعه و وابسته به صنعت برق برخواسته است، مسائل اصلی این صنعت را در سه حوزه شامل بررسی عملکرد سازمان ها، خصوصی سازی و سیستم های اطلاعات مدیریت، معرفی کرده است. بررسی جامع تر این اطلاعات، زوایای دیگری را مشخص نموده که در تصمیم گیری های کلان مدیران این صنعت راه گشا خواهد بود.
به نظر می رسد با تمام دشواریهای حاصل از فضای کلان کشور که به بنگاههای اقتصادی وارد می شود، ستاره اقبال علم و هنر بازاریابی با گسترش رقابت، درخشیدن بیشتری گرفته است و نشانه های آن را در سال 87 تا حدی شاهد هستیم که در این نوشتار به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
الف) شکل گیری انجمن علمی بازاریابی ایران
ب) دومین هیأت مدیره انجمن تحقیقات بازار ایران
ج) تشکیل اولین دوره کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازاریابی
د) استقبال کم نظیر از سایت تخصصی TMBA
ه) استقبال شایسته از دومین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی و دومین کنفرانس بین المللی برند شاهد هستیم که تعداد کنفرانسها و سمینارها نیز بخصوص با دعوت از سخنرانان خارجی با سرعت رو به افزایش است . شایسته است مواظب به کار بردن عبارت کنفرانس باشیم که چارچوب تعریف شده دارد و فقط با حضور دو یا سه سخنران ، جلسات یا سمینارها ، معنی کنفرانس بین المللی را به خود نمی تواند اختصاص دهد. و همچنین فراگیران نیز باید مواظب باشند که جذابیت سخنران خارجی اثر هاله ای بر محتوای سخنرانی نداشته باشد.
با شتاب روز افزون علم و آگاهی در دنیای امروز، شرکت ها به منظور تطابق با شرایط متغیر محیطی مجبور به استفاده از داده ها و اطلاعات این نوع متغیر ها می باشند. تورم نیز از جمله متغیرهای محیطی است که بر روی تصمیم گیری مالی شرکت ها تاثیر بسزایی دارد.بحث قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران و دامنه تغییرات آن امروزه یکی از جدی ترین و محوری ترین مباحث بازار سرمایه را تشکیل می دهد و به علت عدم شناخت کافی از نحوه کاربرد آن، بی دلیل موجب دلسردی و یا دلگرمی گروهی از سرمایه گذاران بالقوه، مدیران اقتصادی کشور و دست اندرکاران بازار سرمایه می شود.نکته قابل توجه این است که در شرایط کنونی محاسبه اکثر شاخص های قیمت، بر عهده بورس اوراق بهادار تهران است. امروزه نیاز جدی به ایجاد شرکت هایی که فعالیت اصلی آن ها پردازش اطلاعات بازار سرمایه و تهیه شاخص های موردنیاز سرمایه گذران باشد، محسوس است.میزان تاثیر تورم بر قیمت سهام، در پژوهش های بسیاری بررسی گردیده است که نتایج یکسانی در آن ها حاصل نشده است. در این پژوهش نیز به منظور بررسی رابطه تورم و قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 7 ساله (1386-1380)، از مدل های آزمون کولموگروف – اسمیرنوف، آزمونF ، مدل رگرسیون خطی و مدل همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج، مبین این است که تورم، با قیمت سهام و شاخص قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه معنی دار و معکوس و با شاخص کل قیمت بورس تهران، رابطه معنی دار و مستقیم دارد.
در شرکت ها/کارخانجات چنان چه منابع و امکانات مادی دچار حادثه شوند تجدیدپذیرند در حالی که اگر منابع انسانی دچار حادثه شوند تجدیدناپذیرند لذا توجه به سلامت سرمایه انسانی موجود در شرکت ها/کارخانجات به طور خاص و البته سایر منابع مادی به طور عام، به منظور حذف و یا کم کردن حوادث شغلی، موضوع مهمی است که باید بدان توجه ویژه شود. مستند به بررسی ها و مشاهدات انجام شده در قلمرو جامعه آماری تحقیق حاضر یعنی کارخانجات منطقه غرب استان مازندران مشخص شده است که علی رغم تاکید و توجه مسئولین، پرسنل، رغبت چندانی به رعایت توصیه های ایمنی به منظور جلوگیری از حوادث احتمالی مرتبط با شغل از خود نشان نمیدهند. لذا مساله تحقیق حاضر بررسی و تعیین وجود و یا عدم وجود رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در قلمرو جامعه آماری است. بر این اساس، در مقاله حاضر، با هدف دستیابی به راهکارهایی به منظور کاهش حوادث ناشی از کار، ضمن مروری مختصر بر ادبیات موضوعی مربوط به ایمنی و حفاظت صنعتی، از میان جامعه آماری 215 موردی تحقیق، تعداد 46 مورد به عنوان نمونه آماری انتخاب، سپس با جمع آوری داده ها و اطلاعات (با استفاده از ابزارهای مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسشنامه) لازم در قالب روش تحقیق کتابخانه ای و میدانی، و استفاده از نرم افزار آماری SPSS، به بررسی رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در سطح جامعه آماری مذکور پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشان داده است که بین این دو متغیر رابطه ای وجود نداشته و همبستگی بین آن ها بسیار ضعیف است. لذا یکی از بحثها و چالش های جدی در مورد نتایج تحقیق حاضر احتمال عدم صحت و درستی مواد مربوط به توصیه های ایمنی با توجه به شرایط موجود در جامعه آماری مورد مطالعه بیان شده و دیگر این که ممکن است آموزش و تفهیم موارد ایمنی به کارکنان به درستی انجام نشده باشد. در پایان مقاله، ضمن بیان نتیجه مذکور و جمع بندی، پیشنهادات مرتبط با آن و نیز ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارائه شده است.
توجه به عوامل فردی وسازمانی مؤثر بر عدم کشف پرونده های قتل می تواند راهگشای معماهای پیچیده پلیسی در کشف قتل باشد. بررسی این عوامل در شهرستان ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد و براساس نظرسنجی از جامعه آماری به تعداد 60 نفر شامل خبرگان (کارآگاهان پی جویی قتل، دادستان، بازپرسان ویژه قتل، حقوقدانان و وکلای دادگستری) و قاتلین ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 با استفاده از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه به مرحله اجرا در آمد. و از طرفی نیز کلیه پرونده های قتل در محدوده زمانی نیز مورد بررسی اسنادی قرار گرفته و موانع و مشکلات و نواقص تحقیق احصاء گردید. این پژوهش به بررسی میزان تأثیر عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه و تحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان در پرونده های قتل بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل می باشد. نتایج حاصل از مصاحبه ها و اسناد پرونده ها با روش تحلیل محتوا و سؤالات پرسشنامه و با آزمون های آماری(توصیفی و خی دو) ارزیابی شدند. نتایج نشان می دهدکه: عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه وتحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان و عدم مدیریت زمان در پرونده های قتل از عوامل فردی و سازمانی هستند که تأثیر فوق العاده و معناداری بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل دارند. براین اساس و با توجه به بررسی نتایج حاصله از مصاحبه و آزمون های آماری انجام شده تمامی سؤالات در عدم کشف پرونده های قتل مؤثر بوده اند.
این گزارش بخشی از ترجمه کتاب با عنوان « عصر جدید مدیریت و نظارت در سازمان پلیس» نوشته مایکل ای. پتریلو و دانیل دلباگنو می باشد. هدف از این ترجمه ارائه چارچوبی برای مطالعه رفتار فردی، گروهی و روشهای مدیریت و نظارت کاربردی به ناظران و مدیران پلیس است. رهبری، نظارت و مدیریت اموری ناملموس و توصیف و ارزیابی آنها دشوار است. با این حال، ناظر با درک و به کارگرفتن مطالب این کتاب می تواند دریابد چگونه به زیردستانش انگیزه بدهد و به چارچوبی شخصی برای نظارت و مدیریت برسد. درک رفتار افراد لازمه روشهای نظارت و مدیریت است. در این کتاب اصول دیرین نظارت با دیدی انتقادی تحلیل و بررسی شده و نشان می دهد، اصول نظارت همچنان معتبر و ارزشمنداند. این نتایج همچنین یادآوری می کند بهتر است به ناظران در حوزه علوم رفتاری و انگیزه آموزش دهیم، چگونه این اصول را مؤثرتر به کار برند. درک صحیح اصول نظارت و علت رفتارهای افراد، همراه با استفاده مؤثرتر از روشهای نظارت، مدیران را در رسیدن به معیارهای نظارت مورد نیاز امروز یاری می دهد. این کتاب بر اساس این مفهوم شکل گرفته که هر ناظری می تواند با مطالعه و یادگیری به ناظر بهتری تبدیل شود و بر رفتار و ضوابط فردی که از ناظر انتظار می رود تأکید دارد.
از آنجا که دانشگاه ها به عنوان متولیان اصلی تربیت و پرورش منابع انسانی متخصص در جامعه، نقش اساسی دارند، توجه به مقوله کارآفرینی دانشگاهی به توسعه بهتر این امر کمک می کند. شاید تغییر رویکرد دانشجویان و دانش آموختگان از کارجویی به کارآفرینی به سبب درک این مطلب است که در دنیای امروز دانش آموخته ای نسبت به سایرین دارای مزیت رقابتی است که پا را از حوزه دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسایل عملی آن محدوده تخصص، مهارت داشته و موفق عمل کند. به همین دلیل است که آموزش کارآفرینی در دو حالت ساخت یافته با برنامه های آموزشی گوناگون و گاهی با صرف وقت زیاد یا کارگاه ها و سمینارهای آموزشی کوتاه مدت مورد توجه بیشتری قرار می گیرد. دانشگاه می تواند و انتظار می رود که با تکیه بر رسالت اصلی خود یعنی آموزش و پژوهش، مسیر کاربری نمودن و بهره برداری از قابلیت های ایجاد شده در دانش آموختگان را از طریق ایجاد SME های دانش بنیان هموار و رشد مداوم دانشگاه، صنعت، دولت و سایر بخش های جامعه را در همه زمینه ها عینیت بخشد. برای دست یابی به این منظور به نظر می رسد باید تغییراتی در نوع و روش آموزش و نحوه تعامل دانشگاه با صنعت انجام شود.