زمینه و هدف:ظهور بانک های خصوصی در کنار بانک های دولتی و افزایش شدت رقابت میان آنها، موجب شده است که بانک ها، انرژی و توان بسیاری برای بهبود عملکرد و بهره وری خود صرف کنند؛ اما با افزایش فعالیت های مربیگری مدیریت می توان به این هدف دست یافت. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مربیگری مدیران در صنعت بانکداری اجرا شده است. روش: این پژوهش از نظر ماهیت داده، از نوع کیفی و روش تحلیل مضمون است. استادان (بیش از 10 سال سابقه خدمت و حداقل مدرک دکتری) و متخصصان نظام بانکی (بیش از 10 سال سابقه خدمت و حداقل مدرک کارشناسی ارشد)، مشارکت کنندگان این پژوهش بودند. حجم نمونه پس از اشباع نظری، 15 نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری شدند و تجزیه وتحلیل اطلاعات، به روش فن مضمون و با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام گرفت. یافته ها: مقوله های مربیگری در عرصه بانکداری خصوصی، عبارت اند از: «دانش و تخصص، اخلاق، ویژگی های شخصیتی، ارزش های مشترک، رهبری، فنون مربیگری، مهارت های مدیریت». از این رو مدل مربیگری به دست آمده، توانایی پیاده سازی در عرصه بانکداری را دارد. نتیجه گیری: استفاده از یافته های این پژوهش، می تواند استعدادهای کارکنان را شکوفا کند و ضعف های منابع انسانی را به قوت هایی برای سازمان تبدیل سازد. همچنین، این مسئله، توانایی جانشین پروری در سازمان افزایش می دهد و در بلندمدت بهره وری را در سازمان افزایش خواهد داد
هدف پژوهش: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مدیریت دانش با هوش سازمانی و چابکی سازمان در مدیران دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده است.
روش پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف از نوع کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از گروه پیمایشی، همبستگی می باشد.
جامعه آماری: جامعه آماری آن، کلیه مدیران دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده است که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 86 نفر انتخاب شدند.
روش انجام پژوهش: در پژوهش حاضر، برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در روش کتابخانه ای (شامل حضوری و دیجیتالی) با استفاده از ابزار فیش برداری و در روش میدانی با استفاده از پرسشنامه های استاندارد نسبت به گردآوری داده ها اقدام شده است.
یافته و نتیجه پژوهش: آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون پیرسون و تحلیل رگرسیون، با به کارگیری نرم افزار SPSS انجام شد وبرای بررسی وضعیت موجود متغیرهای تحقیق از آزمون t تک نمونه ای استفاده شده است. در نهایت، دو فرضیه تحقیق تائید شد. یافته های تحقیق نشان می دهد بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد هم چنین نشان داده شد از دیدگاه مدیران، بین مدیریت دانش و هوش سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و 30 درصد تغییرات متغیر ملاک (هوش سازمانی) توسط متغیر پیش بین (مدیریت دانش) تعیین می شود ولی رابطه بین مدیریت دانش و چابکی سازمان معنی دار نمی باشد .
هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر رهبری دانش محور و شایستگی های رهبر بر وفاداری کارکنان با میانجی گری متغیرهای اشتراک گذاری دانش و عملکرد شغلی (مورد بررسی: بیمه گزاران شرکت بیمه ایران استان گیلان) می باشد. روش تحقیق بکار گرفته شده، توصیفی از نوع علی بوده و از حیث هدف یک تحقیق کاربردی است. جامعه آماری تحقیق بیمه گزاران شرکت بیمه ایران استان گیلان که تعداد آنها 2340 نفر (با توجه به استعلامی که گرفته شده) می باشد و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 269 نفر برآورد گردید و از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس استفاده گردید. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه استاندارد گرداوری شد و بوسیله نرم افزارهای Spss و Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بدست امده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که شایستگی رهبر در سازمان تأثیر مثبتی بر اشتراک دانش داشته، رهبری دانش محور تأثیر مثبتی بر عملکرد شغلی بیمه گزاران دارد. شایستگی در شخص رهبر بر عملکرد شغلی کارکنان، اشتراک دانش بر عملکرد شغلی کارکنان، اشتراک دانش بر وفاداری کارکنان و عملکرد شغلی بر وفاداری بیمه گزاران تاثیر مثبتی دارد. همچنین اشتراک دانش نقش واسطه ای بین روابط شایستگی رهبر در سازمان و عملکرد شغلی کارکنان، عملکرد شغلی نقش واسطه ای بین روابط رهبری دانش محور و وفاداری کارکنان و عملکرد شغلی نقش واسطه ای بین روابط شایستگی در شخص رهبر و وفاداری بیمه گزاران شرکت بیمه ایران استان گیلان دارند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد. سیاست تقسیم سود همواره یکی از بحث برانگیزترین مباحث مالی بوده و همواره مورد توجه محققان قرار گرفته است. از جمله موارد عدم شفافیت اطلاعاتی بازار، مشخص نبودن خط مشی تقسیم سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس میباشد که به نظر می رسد در بورس به آن توجه خاصی نشده است. جامعه آماری پژوهش 132 شرکت در دوره زمانی 1385 تا 1390 انتخاب شده است. برای بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و سیاست تقسیم سود از مدل رگرسیون خطی ساده استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین عدم تقارن اطلاعاتی و سیاست تقسیم سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد و همبستگی بین آنها مثبت است به این معنا که به ازای هر واحد افزایش در عدم تقارن اطلاعاتی، شرکتها با افزایشی معادل 0.136 واحد در نسبت پرداخت سود خود روبرو خواهند شد. همچنین نتایج پژوهش بیانگر این است که متغیرهای فرصتهای سرمایه گذاری و تمرکز مالکیت بر سیاست تقسیم سود تاثیری معناداری دارد اما تاثیر متغیرهای نقدینگی، گردش سهام، اندازه شرکت، حجم معاملات، ارزش معاملات و نقدشوندگی بر سیاست تقسیم سود معنادار نمی باشد.
مقدمه: فرهنگ ایمنی بیمار یک عامل مهم در تلاش برای کاهش حوادث ناخواسته در بیمارستان و ارتقای ایمنی بیمار است. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین فرهنگ ایمنی بیمار و حوادث ناخواسته در بیمارستان های شهر همدان بود. روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود که در سال 1397 در بیمارستان های همدان انجام شد. جامعه پژوهش پرستاران شاغل در بیمارستان ها بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه فرهنگ ایمنی بیمار و چک لیست بروز حوادث ناخواسته استفاده شد. پرسش نامه ها توسط 650 پرستار تکمیل شد. برای بررسی رابطه بین متغیرها از رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد. یافته ها: بالاترین میانگین فرهنگ ایمنی بیمار مربوط به بعد یادگیری سازمانی (74/0±45/3) و پایین ترین میانگین مربوط به بعد تبادل و انتقال اطلاعات (86/0±45/2) بود. 4/35 درصد پرستاران در طول یک سال گذشته حداقل یک مورد سقوط بیمار مشاهده کرده اند (کمترین حادثه ناخواسته). همچنین، 9/51 درصد پرستاران در طول یک سال گذشته با حداقل یک مورد زخم بستر و یا شکایت بیمار و خانواده آن ها (بیشترین حادثه ناخواسته) در محل کار خود مواجه بودند. علاوه برآن، میانگین امتیاز فرهنگ ایمنی بیمار با بروز حوادث ناخواسته رابطه معنی دار آماری داشت (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر فرهنگ ایمنی بیمار را به عنوان پیش بینی کننده حوادث ناخواسته تائید می کند. ازاین رو متولیان سلامت و مدیران بیمارستان ها باید از طریق روش هایی مانند آموزش کارکنان بیمارستان و همچنین، تشویق گزارش حوادث ناخواسته، زمینه را برای ارتقای فرهنگ ایمنی بیمار و کاهش حوادث ناخواسته فراهم کنند.
مقدمه و هدف پژوهش: ا ین پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها و پسایندهای سیاست گذاری در رسانه ملی بر مبنای مدیریت استراتژیک نوین انجام شدکه از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات جزء پژوهش های آمیخته است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش خبرگان علمی و تجربی در حوزه رسانه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند و اصل اشباع 30 نفر حجم نمونه انتخاب شد. جامعه آماری در بخش کمی مدیران و کارشناسان رسانه ملی می باشد که براساس فرمول کوکران 246 نفر حجم نمونه برآورد شد. روایی ﻫﻤﮕﺮا پرسشنامه از طریق محاسبه ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ وارﯾﺎﻧﺲ و روایی واﮔﺮا از طریق محاسبه جذر به تایید رسید. پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 968/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آلفای کرونباخ، ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ وارﯾﺎﻧﺲ اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه (AVE)، ماتریس جذر AVE، کولموگروف اسمیرنف، تحلیل عاملی تاییدی و t تک نمونه ای استفاده شد .
یافته ها و نتایج: نتایج به دست آمده به شناسایی 18 مولفه و 70 شاخص منجر شد که 14 مؤلفه به عنوان پیشایند شامل آموزش، پیام، سیستم و روش، انسجام، قالب و ساختار، مدیریت دانش، تکنولوژی، ویژگی های شخصیتی، اعتمادسازی، منابع مالی (اقتصادی)، منابع انسانی (سرمایه فکری)، ارتباطات، یادگیری استراتژیک و تفکر استراتژیک و 4 مؤلفه به عنوان پسایند شامل فرهنگ، جذب مخاطب، خلاقیت و مدیریت تغییر بر سیاست گذاری در رسانه ملی بر مبنای مدیریت استراتژیک نوین تأثیر دارند. علاوه بر این، مدلی پژوهش متشکل از پیشایند و پسایندهای موثر جهت سیاست گذاری بر مبنای مدیریت استراتژیک نوین ارائه شد.
زمینه و هدف: توجه مدیران به پیامدها و جوانب اخلاقی تصمیم گیری های سازمانی می تواند به ارتقای وجهه و اعتبار اجتماعی سازمان یاری رساند. در این راستا پژوهش حاضر به شناسایی و تعیین روابط میان عوامل مؤثر بر تصمیم گیری اخلاقی پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته متوالی (کیفی کمی) است. شناسایی عوامل مورد نظر با روش فراترکیب و تعیین روابط میان آن ها به کمک مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش اول شامل پژوهش های موجود و قابل دسترس در پایگاه های علمی معتبر کشور در زمینه تصمیم گیری اخلاقی و در بخش دوم مدیران و کارکنان شرکت دانا سرمایه شهر شیراز که درگیر مسائل مالی هستند بوده است. نمونه گیری با روش هدفمند انجام شده است. یافته ها: مهم ترین عوامل مؤثر بر تصمیم گیری اخلاقی شامل 15 عامل فردی، سازمانی، اجتماعی و محیطی بوده است که روابط آن ها در قالب شش سطح تأثیرگذاری ارائه شده است. نتیجه گیری: ترویج تصمیم گیری اخلاقی در میان مدیران نیازمند تقویت پیشایندهای آن است و در اولویت قرار دادن عوامل دارای بیشترین اثرگذاری به ارتقای اثربخشی این تلاش ها کمک خواهد کرد.
زمینه و هدف: برخورداری از آگاهی نسبت به خود نوعی هنر زندگی و بودن است و فرد را در شکوفاسازی استعدادهای خود و تلاش برای شدن یاری می رساند. پژوهش حاضر بر آن است تا عوامل مؤثر بر خودکاوی منابع انسانی را شناسایی و اولویت بندی کند. روش شناسی: این مطالعه بر اساس هدف، کاربردی و از منظر نحوه جمع آوری داده ها در حوزه مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. روش پژوهش آمیخته متوالی (کیفی-کمی) است. استخراج الگوی نمایانگر عوامل تعیین کننده خودکاوی به روش تحلیل مضمون و اولویت بندی این آن ها نیز با روش دلفی فازی مثلثی انجام شده است. داده های مرحله کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه منابع انسانی، رفتار سازمانی و روانشناسی گردآوری شده است. در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه از 50 نفر از مدیران سازمان های دولتی شهر خرم آباد نظرسنجی شده است. یافته ها: 24 مقوله اصلی به عنوان عوامل تعیین کننده خودکاوی استخراج و در قالب عوامل فردی و سازمانی دسته بندی شدند. اولویت بندی این مقوله ها نیز نشان داد اعتمادبه نفس، خودباوری، هدف نگاری، توانمندی فردی و فرهنگ سازمانی مهم ترین پیشایندها به شمار می روند. نتیجه گیری: مدیران منابع انسانی برای تسهیل خودکاوی کارکنان لازم است با نگاهی فراگیر پیشایندهای فردی و سازمانی مورد نیاز آن را تقویت کنند و در این راه بر اولویت اثرگذاری این عوامل توجه داشته باشند.
وجود رابطه حسابداری میان رشد نقدینگی و تورم از طریق معادله مقداری پول پدیده ای پذیرفته شده و قابل درک است. اینکه ضریب همبستگی میان رشد نقدینگی و تورم به چه میزان است به شرایط تولید در اقتصاد دارد. آنچه مسلم است رشد نقدینگی چنانچه در مسیر تولید قرار نگیرد از طریق سرعت گردش پول و تغییر در نرخ تورم، در اقتصاد تخلیه می شود. وجود موانع وتنگناها در تولید و رتبه ضعیف ایران در شاخص های سهولت کسب و کار در عرصه جهانی، دلیلی متقن برای تبیین ضریب هبستگی بالا میان رشد نقدینگی و تورم در کشور است. این مقاله قصد دارد تأثیر قانون تسهیل فضای کسب و کار بر شبکه بانکی کشور را بررسی نماید.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین حمایت سازمانی و استقلال شغلی با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان در سال 1397 به تعداد 623 نفر تشکیل داده اند که تعداد 244 نفر از این کارکنان به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های تحقیق، از پرسشنامه های حمایت سازمانی یاواس و باباکوس (2009)، استقلال شغلی لانگفرد (2005) و درگیر شدن در شغل اسکس (2006) استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین حمایت مدیریت با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد و همچنین بین آموزش با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین ارائه پاداش با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین توانمندسازی با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین فناوری ارائه خدمات با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین استقلال شغلی با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. پس بین حمایت سازمانی و استقلال شغلی با درگیرشدن در شغل کارکنان اداره کل امور مالیاتی شرق استان گلستان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
هدف: علم مدیریت دولتی، مدعی ارائه طریق برای دولت و حکومت است و سرگشتگی دانشمندان آن، خسارتی مضاعف را برای جامعه به ارمغان می آورد. بر این اساس، لزوم راهبری صحیح علم مدیریت دولتی دوچندان است؛ یکی از نشانگرهای ناظر به راه طی شده یک رشته یا حوزه تخصصی، نشریه های تخصصی آن حوزه هستند که تجمع نویسندگان و عناوین پژوهشی در اطراف یک حوزه پژوهشی جدید را نشان می دهند. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر با نظرداشت اهمیت این موضوع، در یکی از سرچشمه های علم مدیریت دولتی در ایران (فصلنامه چشم انداز مدیریت دولتی دانشگاه شهید بهشتی) از طریق کاوش داده های کتاب سنجی، انجام شده است؛ به این صورت که بر مبنای قضاوت حاصل از حساسیت نظری مؤلفان در یک مسیر پژوهشی رفت و برگشتی با استفاده از دو روش آمیخته (تحلیل محتوای کمّی و کیفی) و با رویکرد علم سنجی، تحلیل داده ها انجام شده است. جامعه پژوهش، سابقه نشر هشت ساله (از ابتدای انتشار تا پایان سال 1397) فصلنامه چشم انداز مدیریت دولتی «دانشگاه شهید بهشتی» است که به صورت سرشماری انتخاب شده اند. یافته های پژوهش: یافته ها حاکی از این است که از مجموع 247 مقاله منتشرشده، اغلب نویسندگان، مرد و از دانشگاه شهید بهشتی بوده اند. در حوزه طرح پژوهش، روش های گردآوری، اغلب پرسشنامه و رویکرد عمده پژوهش ها، کمّی و نوع اغلب پژوهش ها، کاربردی بوده است. در حوزه موضوعی، عمده تمرکز بر مدیریت دانش، فناوری اطلاعات و منابع انسانی و سطح پژوهش ها، اغلب در سطح سازمانی و فردی بوده است. بر این مبنا، راهکارهایی برای ارتقای کیفی تولیدات علمی مبتنی بر رعایت عدالت جنسیتی، جغرافیایی و روش شناختی ارائه شده است.
هدف: در مالی کلاسیک جایگاهی برای بروز احساسات معامله گران وجود ندارد؛ اما پارادایم مالی رفتاری نشان می دهد در برخی مواقع، تغییرات قیمت اوراق بهادار هیچ دلیل بنیادی ندارد و گرایش احساسی سرمایه گذار نقش مهمی در تعیین قیمت ها بازی می کند. روش: احساسات سرمایه گذار، گرایش فعالان بازار برای بورس بازی تعریف شده است و این گرایش ممکن است به وضعیت روان شناختی ذهن سرمایه گذاران مرتبط باشد. با توجه به اینکه معامله گران اختلال زا با تأثیرگرفتن از احساسات و هیجانات بازار تصمیم گیری می کنند، برای تبیین رفتار این نوع معامله گران، از شاخص گرایش احساسی استفاده می شود. شاخص های گرایش احساسی به دو روش مستقیم (به روش پیمایشی) و غیرمستقیم (ازطریق تحلیل آمار و داده های بازار) استخراج می شوند. نتایج: این پژوهش با توجه به پژوهش های گذشته و شرایط بازار سهام ایران، به روش تحلیل مؤلفه های اساسی، متغیرها و نماگرهای احساسی مختلفی را برای استخراج شاخص ترکیبی احساسی برای معامله گران اختلال زا در بورس اوراق بهادار تهران بررسی و تحلیل کرده است که درنهایت، با توجه به مقدار ویژه مؤلفه مشترک اول و بار عاملی (ضرایب) متغیرها، از سه متغیر در شاخص نهایی استفاده شد. این سه متغیر عبارت اند از: حجم ماهانه معاملات خرد به حجم کل معاملات سهام، حجم ماهانه معاملات آنلاین به حجم کل معاملات سهام و حجم ماهانه معاملات سهام به وسیله صندوق ها و شرکت های سبدگردان به حجم کل معاملات بازار.
جهانی شدن و ارتباطات مداوم سازمان ها و افراد در دنیای امروز سبب گردیده تا سبک رهبری گذشته دیگر کارآیی خود را به منظور رشد و بقای سازمانی از دست دهند و سازمان ها مستلزم سبک رهبری متفاوت و جدیدی هستند که به تخصیص درست منابع و دارایی های مادی و انسانی، در راستای تحقق اهداف سازمان بپردازد و با توسعه ظرفیت ها و بستر را برای استفاده بهینه از آن ها فراهم سازد. در این پژوهش برای دست یابی به بررسی رابطه دوجهی رهبری- مدیریت با اقتصاد نوآوری دبیرخانه هیأت موسس دانشگاه آزاد اسلامی را به عنوان جامعه آماری انتخاب گردیده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی می باشد. بررسی موضوع مورد نظر در ابتدا به جمع آوری داده ها و اطلاعات از روش کتابخانه ای و به صورت اسنادی استفاده گردید وسپس زیر نظر اساتید پرسش نامه تدوین گردیده و از روش پیمایشی برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. سپس با استفاده از نرم افزار Spss به تجزیه و تحلیل آماری پرداخته شد. دبیرخانه هیأت امناء و موسس دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان جامعه آماری دارای 66 نفر کارمند است که از روش سرشماری برای جمع آوری اطلاعات مورد پژوهش استفاده گردید.
حفظ موقعیت رقابتی و بقاء یکی از مهمترین چالش های شرکت ها در شرایط عدم اطمینان محیطی بالاست. در چنین شرایطی تحلیل و پیش بینی پویایی همکاری و رقابت برای شرکت ها بسیار مشکل است . این در حالی است که هم رقابتی راهبردی است که در دو دهه اخیر به منظور کسب ، حفظ و ارتقا جایگاه رقابتی مورد توجه بسیاری از شرکت ها قرار گرفته است. با توجه به شرایط عدم اطمینان ناشی از تحریم ها در محیط تجاری کشور، استراتژی هم رقابتی برای بسیاری از شرکت ها برای عبور از این شرایط سودمند است. اما بررسی های انجام گرفته نشان دهنده آن است که تاکنون الگویی از استراتژی هم رقابتی در شرایط عدم اطمینان بالا ارائه نشده است. در این راستا هدف این پژوهش ارائه مدل جامعی از استراتژی هم رقابتی براساس رویکرد سیستمی در شرایط تحریم می باشد. در این پژوهش به منظور تبیین یک مدل جامع هم رقابتی، با مرور سیستماتیک ادبیات و به کمک روش پژوهش کیفی فراترکیب (متاسنتز)، کلیۀ ابعاد استراتژی هم رقابتی، شامل 13 بعد و 80 شاخص، شناسایی شده است که شامل سه بخش پیشران، فرایند و پیامد می باشد. براساس مدل پیشران ها شامل عوامل درون سازمانی (فردی و سازمانی) و برون سازمانی (محیطی و صنعتی)، فرایندها شامل مدیریت انتخاب، مدیریت ارتباطات، مدیریت عملیات، مدیریت پایداری و مدیریت تنش، و پیامدهای همرقابتی نیز شامل پیامدهای خرد (مشتری و سازمان) و کلان (بین سازمانی و صنعت) می باشد. مدل پیشنهادی می تواند به عنوان مبنایی برای برنامه ریزی از سوی مدیران و سیاست-گذاران در شرایط عدم اطمینان محیطی بالا باشد.