ما در حال ورود به مقطعی از مدیریت هستیم که نیروی محرکه آن فناوری، انرژی آن اطلاعات و هدایت کننده آن دانش و آگاهی است و دراین راستا مدیریت خاصی لازم است که این زنجیره را رهبری نماید که از آن بعنوان مدیریت اطلاعات نام برده شده می شود – در این مقاله پیرامون این مدیریت به بحث پرداخته شده است.
جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست بلکه فرایندی است که همگام با افزایش آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی، از آغاز تاریخ وجود داشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد با رشد تجارت جهانی، افزایش تحرک سرمایه در سطح بین المللی، مهاجرت نیروی کار و ک اهش موانع تجاری براساس قراردادهای بین المللی، شکل دیگر و سرعت بیشتر پیدا کرد. در سالهای اخیر هم با سرعت فزاینده دانش و فناوری و فروپاشی ابرقدرت شرق و پایان دوران جنگ سرد، شتاب بی سابقه ای گرفته است. رشد تجارت جهانی در سالهای 1950 تا 1994 و فزونی چشمگیر آن بر رشد تولید جهانی، واحدهای تولیدی کشورها را به بخشی از شبکه جهانی تولید وتجارت تبدیل کرده است. در چنین اقتصادی نظام سرمایه داری برای تضمین فروش مازاد تولید خود به بازاری نیازمند است که پی وسته درحال گسترش باشد و درنهایت گستره ای به وسعت تمام گیتی پیدا کند. دراین جریان، کشورهای توسعه یافته از برتری فناوری و از نفوذ خود در سازمانهای مالی بین المللی و شرکتهای عظیم فراملیتی سودجسته و شیوه تولید، مناسبات تولیدی، چگونگی بهره برداری از امکانات و منابع در کشورهای جهان سوم را به سود خود سازمان دهی و جریان امور را به بستر منافع و مطامع خود هدایت می کنند. در این مقاله، بخشی از این ترفندها و بازیگریها موردبررسی قرار گرفته است.
تقاضای جهانی انواع انرژی هر ساله در حالی افزایش می یابد که گاز طبیعی نقش بسیار حیاتی و استراتژیکی در تامین این تقاضا بر عهده دارد . طبق پیش بینی های موسسات معتبر بین المللی ، طی سه دهه آینده وابستگی اروپا به گاز طبیعی وارداتی ، از 47 درصد در سال 2004 به 70 درصد در سال 2030 خواهد رسید . بنابراین روی آوردن اروپا به منابع جدید گاز طبیعی اجتناب ناپذیر بوده و ایران به عنوان دومین دارنده ذخایر گازی جهان می تواند یکی از منابع اصلی تامین گاز طبیعی قاره اروپا باشد ...