صورت های مالی تجدید ارائه شده به صورت شفاف و صریح، پیام و علامتی درباره مطمئن نبودن صورت های مالی دوره های گذشته به استفاده کنندگان ارسال می کنند. از این رو تجدید ارائه صورت های مالی اثرهای مخربی دارد. این پژوهش به بررسی رابطه بین تجدید ارائه صورت های مالی و رشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به همین منظور 70 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1384 تا 1392 بررسی شد. از تحلیل آماری رگرسیون خطی چند متغیره برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. با توجه به نتایج آزمون فرضیه ها، بین تجدید ارائه صورت های مالی و رشد فروش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه منفی معناداری وجود دارد؛ اما شواهدی از وجود رابطه بین تجدید ارائه صورت های مالی و رشد سود خالص، رشد دارایی ها و رشد قابل تحمل مشاهده نشده است. همچنین نتایج فرضیه ها نشان می دهد که اندازه و سودآوری شرکت با شاخص های رشد رابطه مستقیمی دارند؛ اما سود تقسیمی شرکت با اکثر شاخص های رشد رابطه معکوسی دارند.
از مهم ترین مباحث جدی در بازار بورس، شاخص های بورس می باشد. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی عوامل موثر بر شاخص قیمت سهام، شاخص قیمت و بازده نقدی بورس، شاخص مالی و شاخص صنعت در بورس اوراق بهادار ایران است. بدین منظور، از اطلاعات 112 متغیر کلان اقتصادی و بورس طی سالهای 1376 تا 1393 استفاده شده است که مدل سازی با روش الگوریتم تقریب تابع ژنتیک صورت گرفته است. با استفاده از نرم افزار MSmodeling مدل سازی برای عوامل موثر بر شاخص قیمت سهام، شاخص قیمت و بازده نقدی بورس، شاخص مالی، شاخص صنعت صورت گرفت تا مشخص گردد که از 108 متغیرمستقل چه متغیرهایی برانواع شاخص بورس موثر می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد تسهیلات اعطایی بانکها منجر به افزایش شاخص صنعت در بازار بورس می شود. پایه پولی و تسهیلات اعطایی بانکها و سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت نیز بر شاخص قیمت سهام موثر می باشد. همچنین متغیرهای تعداد سهام معامله شده، ارزش معاملات و تعداد خریداران باعث افزایش شاخص صنعت و شاخص قیمت سهام شده است. با توجه به یافته ها پیشنهاد می شود که تسهیلات اعطایی بانکها به بخشهای دولتی و غیر دولتی و موسسات اعتباری غیر بانکی باعث افزایش شاخص صنعت و شاخص قیمت سهام می شود که دولت، در مورد برخی از شرکتهای بورس وارد عمل شود و بنگاه های ورشکسته را با اعطای تسهیلات مدیریت کند و وضعیت آنها را در بازار بورس بهبود بخشد. همچنین با توجه به یافته های پژوهش رشد صنعت خودرو منجر به رشد شاخص مالی می شود و بدین منظور سیاست گذاران بایستی به صنعت خودرو توجه ویژه ای نمایند.
هدف اصلی این پژوهش مطالعه رابطه ی مدیریت دانش با قابلیت نوآوری در یک هلدینگ ایرانی بود. همچنین، با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر جهت گیری های استراتژیک سعی شد پیشنهاداتی کاربردی به مدیریت هلدینگ و شرکت های تابعه برای افزایش سطح قابلیت نوآوری از مجرای ایجاد ترکیب مناسبی از مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک در شرکت های مذکور ارایه شود. جهت تعریف مدیریت دانش چهار مؤلفه ی اجتماعی سازی، بیرونی سازی، درونی سازی و ترکیب، برای قابلیت نوآوری سه مؤلفه اداری، فرآیندی و تولیدی و برای جهت گیری استراتژیک سه شکل کارآفرینانه، فناورانه و مشتری گرایانه حاصل شدند. با پیروی از فسلفه ی اثبات گرایی و روش پیمایش، از ابزار سنجش پرسش نامه(مشتمل بر 55 پرسش) جهت گردآوری داده های میدانی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در سطح تحلیل نخست(سازمان) شامل کلیه شرکت های زیرمجموعه(78 مورد) و در سطح تحلیل دوم(فرد) کلیه کارکنان شرکت ها(حدود 11000 نفر) بود. نمونه گیری در سطح سازمان به شیوه تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران(65 سازمان مشتمل بر 8200 نفر) و در سطح فرد نیز به شیوه تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران(367 نفر) صورت گرفت. نرمال بودن داده ها از مجرای آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و روابط بین متغیرها و برازش مدل مفهومی پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری تأیید شدند. در نهایت مشخص شد که مدیریت دانش با قابلیت نوآوری و تمامی ابعاد آن در شرکت های با جهت گیری های استراتژیک کارآفرینانه و مشتری گرایانه رابطه ی مثبت و معنادار دارد، اما در شرکت های با گرایش فناورانه این رابطه معنادار نبود.
طراحی سیستم مدیریت یکپارچه شکایات به سازمان ها این امکان را می دهد که از بازخورد مشتریان اطلاعات بگیرند و از این اطلاعات به منظور کاهش نقاط ضعف عملکرد کسب و کار،استفاده بهینه از منابع سازمان وپایه گذاری رضایت و حفظ رابطه بلند مدت با مشتریان استفاده کنند. به همین منظور در این مقاله مدلی ارائه شده است که اولا بتواند نقاط ضعف سازمان را شفاف کند، به عبارت دیگر به کشف و شناخت الگوهای کاری و عوامل موثر بر آن بپردازد. ثانیا بتواند برای این مشکل راه حل ارایه دهد.به عنوان مطالعه موردی، داده های واحد مدیریت ارتباط با مشتریان بانک خصوصی آینده مورد استفاده قرار گرفته است. این داده ها مربوط به شکایات مشتریان به یکی از مراکز تماس تهران می باشد.در مدل پیشنهادی ایتدا به منظور ارائه یک روش توصیفی، اطلاعات با استفاده از روش کای میانگین خوشه بندی شده، خوشه های بهینه بر مبنای شاخص دیویس- بولدین تعیین و بر اساس تحلیل های به دست آمده ساختار سیستم پاسخگویی طراحی می شود. در مرحله بعد به منظور ارائه راه حل برای مشکل سازمان از روش ماشین بردار پشتیبان استفاده شده است. نتایج به دست آمده اعتبارسنجی شده و پیشنهاداتی به منظور بهبود سیستم مدیریت شکایات ارائه شده است.
کارکنان با ادراک از رفتار مدیران، نحو ة رفتار خود را تنظیم می کنند. از طرفی، فهم ماهیت ادراک کارکنان از رفتار مدیران منبع بی بدیلی برای مدیران به شمار می آید؛ زیرا از این طریق می توانند به بهبود رفتار خود کمک کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف کشف و فهم مؤلفه های رفتاری مدیران که تقویت کنندة رفتارهای فرانقش مددکاران در کمیته امداد امام خمینی(ره) است و با استفاده از روش کلایزی و استراتژی پدیدارشناسی انجام شده است؛ به منظور دستیابی به داده های کیفی از نمونه گیری هدفمند بهره گرفته شد. این داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 31 نفر از مددکاران تا رسیدن به اشباع نظری حاصل گردید و با استفاده از مراحل هفت گانه روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت، 9 مضمون استخراج شد که رفتارهای حمایت گرایانه مدیر از اولویت بالاتری نسبت به سایر مضامین برخوردار بود. به منظور اعتبارسنجی داده های کیفی علاوه بر مرحله نهایی روش کلایزی، از معیارهای گوبا و لینکلن نیز استفاده شد. به جز مضامین احصاء شده مشخص گردید که افراد فقط از رفتار مثبت مدیرانشان تحت تأثیر قرار نمی گیرند بلکه گاهی به واسطه خودمدیریتی که در افراد وجود دارد و یا آرمان ها و اعتقاداتی که دارند رفتارهای فرانقش در آنان بروز می کند. یافته های حاصل شده در تحقیق حاضر ضمن کمک به توسعه و پیاده سازی برنامه های بهبود مدیریت، می تواند به ارتقای عملکرد کاری و رفتارهای فرانقش مددکاران در ارتباط با مددجویان این نهاد یاری رساند.
موفقیت کامل یک پروژه، به ثمر رسیدن ایده ها و ابتکارات ایجاد یک کسب و کار و یا راه اندازی یک طرح صنعتی منوط به امکان سنجی صحیح و همه جانبه آن طرح ها پیش از اجراست. رویکرد سنتی به امکان سنجی پروژه های صنعتی متمرکز بر حوزه های مالی طرح و سودآوری آن و همچنین، در نظر گرفتن توجیه پذیری پروژه در ابعاد فنی و بازار است. طرح موضوع سبز بودن پروژه ها و الزام پروژه ها مبنی بر برخورداری از پیوستار محیط زیستی در دهة اخیر موجب بازنگری در رویة توجیه پذیری پروژه ها شده است. مدیریت سبز و به تبع آن، به کارگیری رویکرد سبز در توسعة پروژه های صنعتی از پارادایم های جدید مدیریت است که تضمین کننده تحقق شاخص های محیط زیستی در توسعة طرح ها و پروژه های صنعتی است. هدف از این پژوهش ارائة یک سیستم خبرة فازی برای امکان سنجی پروژه های صنعتی با رویکرد جامع بوده و شامل امکان سنجی پروژه ها در پنج بعد مالی، اقتصادی، فنی، بازار و محیط زیستی می شود. پس از احصای شاخص های امکان سنجی جامع پروژه ها و تعریف قواعد دانشی مبتنی بر روش شناسی سیستم های خبرة فازی با استفاده از دیدگاه خبرگان، برای اعتبارسنجی مدل توسعه یافته، پروژة ساخت تصفیه خانه فاضلاب جنوب تهران انتخاب و داده های این پروژه در سیستم مذکور تغذیه گردید و با تعیین میزان توجیه پذیری کل پروژه، خروجی سیستم در ابعاد پنجگانه مذکور از منظر خبرگان مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج حاصل حاکی از تأیید خروجی سیستم توسط خبرگان است.
آموزش عالی مانند سایر نهاد های اجتماعی تابع ساز وکار های اقتصادی و کسب و کار بوده و اصول سنجش و ارزیابی کارایی و اثر بخشی این نهاد در دو بعد درآمد ها و هزینه ها همواره مدنظر تمامی سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزش عالی است و از اولویت های اول هر جامعه بشمار می رود . امادر خصوص حفظ و نگهداشت آموزش عالی و نیز توسعه آن منابع بسیار محدود است. بحث تأمین مالی و یافتن روش های مناسب آن در دانشگاه ها به یکی از دغدغه های اصلی سیاست گذاران در حوزه های تأمین مالی دانشگاه ها تبدیل شده است ؛ از این رو شناخت و بررسی ابزارهای نوین تأمین مالی اجتناب ناپذیر است . ابزار مالی مانند صکوک ، اوراق بهادار به پشتوانه دارایی ها و اوراق رهنی از مهم ترین ابزار های نوین تأمین مالی است . با در نظر گرفتن تمامی جوانب از جمله شرایط کنونی اقتصاد ایران ، اوراق صکوک می تواند یکی از بهترین گزینه های تأمین مالی برای آموزش عالی کشور به حساب آید. در این مقاله به بررسی این ابزارهای مالی پرداخته می شود
هدف این پژوهش، بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی بانک ها بر ادراک مشتریان از تصویر برند آن ها است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل افرادی می باشد که از خدمات شعب بانک ملت در شهر بوشهر استفاده می کنند. حجم نمونه پژوهش 384 نفر می باشد که از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوا و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری، به کمک نرم افزار پی ال اس استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که مسئولیت خیرخواهانه و مسئولیت اخلاقی، بر هر سه بُعد ادراک از تصویر برند (ادراک شناختی، ادراک عاطفی و ادراک حسی) تاثیر مثبت دارند. از طرف دیگر، مسئولیت اقتصادی فقط بر یک بُعد ادراک از تصویر برند (ادراک حسی) تاثیر مثبت دارد و مسئولیت قانونی نیز فقط بر یک بُعد ادراک از تصویر برند (ادراک عاطفی) تاثیر مثبت دارد.
پژوهش حاضر در ارتباط با مکانیابی دستگاههای خودپرداز میباشد. هدف آغازین این پژوهش، شناسایی عوامل موثر برای انتخاب مکان مناسب برای دستگاههای خودپرداز میباشد. سپس با تعیین نقاط بالقوه جهت استقرار این دستگاهها با استفاده از مدلسازی ریاضی، مکان بهینه این دستگاه تعیین میگردد. همچنین در رویکرد پیشنهاد شده این پژوهش، بمنظور تعیین مهمترین عوامل موثر برای تعیین مکان دستگاههای خودپرداز استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی فازی اقدام به وزندهی این عوامل میشود. نهایتا با بکارگیری فن تخصیص خطی با رویکرد چند هدفه اقدام به تعیین مکان این دستگاهها در سطح شهر بوشهر میگردد. در این پژوهش 49 عامل برای تعیین مکان برای دستگاههای خودپرداز بر اساس پیشینه پژوهش و در نهایت بر اساس نظر کارشناسان به شش گروه عوامل جمعیتی، عوامل اقتصادی اجتماعی، عوامل رقابتی تجاری، – – عوامل مطلوبیت عمومی )زیرساخت و مجاورت(، عوامل سرمایه گذاری و عوامل سیاسی قانونی دستهبندی – شد. همچنین بر اساس وزنهای بدست آمده از تحلیل سلسله مراتبی فازی، عوامل جمعیتی به عنوان مهمترین عامل شناسایی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که هرکدام از عوامل ششگانه تعیین شده، میتواند اثرات متفاوتی بر روی تصمیم گیرندگان داشته باشد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی و تحلیل پارادایم مقاله های انتشار یافته حوزه حسابداری مدیریت در مجله های علمی و پژوهشی تخصصی و غیر تخصصی در سه دهه اخیر می باشد. پژوهش جاری با بهره گیری از تکنیک فرا تحلیل محتوا از نوع کمی و تجزیه و تحلیل آماری و اقتصادسنجی، پارادایم مقاله ها را در چهار حوزه موضوع، روش، بافت (محیط) و تئوری در بیست مجله علمی پژوهشی حسابداری و مالی از سال 1371 تا تابستان سال 1394مورد بررسی قرار می دهد. به منظور دستیابی به اهداف این پژوهش، دوره زمانی به دو دوره فرعی قبل و بعد از ظهور مجله تخصصی حسابداری مدیریت طبقه بندی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد تفاوت معناداری در روش پژوهش و تئوری مورد استفاده بین مجله های تخصصی با غیر تخصصی و مجله های حرفه ای با دانشگاهی وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش، تفاوت معناداری در دو حوزه تئوری و بافت پژوهش را بین دو مجله تخصصی حسابداری مدیریت موردتائید قرار می دهد. از طرفی دیگر هیچ تفاوت معناداری بین اجزای پارادایم مقاله ها در دو دوره فرعی پژوهش مشاهده نمی گردد. بهره گیری پژوهشگران از نتایج این پژوهش می تواند کمک مساعدی به دانش افزایی بهتر مقاله های انتشار یافته آتی در هر یک از چهار حوزه مورد اشاره پارادایم، داشته باشد.
سند راهبردی توسعه فناوری نانوی ایران که خط مشی گذاری این حوزه را در افق چشم انداز 1404 در بر دارد، با تلاش های ستاد ویژه توسعه فناوری نانودر س ال 1384تص ویب ش د. ای ن س ند ش امل 53 برنامه اجرایی است که سازمان های مختلف به عنوان متولی، مس ئولیت اج رای ه ر برنام ه را برعه ده دارند. از طرفی مسئله خط مشی گذاری تجاری سازی فناوری نانو جزء مسائل پیچیده و غیر ساختار یافته است و ذی نفعان مختلفی در آن دخالت دارند. با توجه به پیچیدگی مسئله خط مشی گذاری تجاری سازی فناوری نانو و همچنین نقش عامل انسانی درآن، از رویکرد متدولوژی سیستم های نرم استفاده شده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد مذکور، مسئله ساختار نیافته یعنی خط مشی گذاری تجاری سازی فناوری نانو تبیین شده و سپس با تعیین حدود آن، تصویر گویای بازیگران مختلف سیستم و منافع آن ها ترسیم شده است. در مرحله سوم جهت تبیین تعریف ریشه ای خط مشی گذاری تجاری سازی فناوری نانو از رویکرد CATWOE استفاده شده و در مرحله چهارم، یک مدل مفهومی از فعالیت ها، با استفاده از تعریف ریشه ای ارائه شده است. در مرحله پنجم، مدل توسعه داده شده با دنیای واقعی مقایسه گردیده است. در مرحله ششم، تغییرات مطلوب و امکان پذیر جهت بهبود و توسعه سیستم واقعی شناسایی شده و در نهایت در مرحله هفتم، برنامه هایی جهت عملیاتی سازی تغییرات پیشنهاد شده، به مسئولین و ذی نفعان درگیر در شرایط مسئله ارائه شده است تا موجب بهبود کارکرد سیستم و درنهایت افزایش اثربخشی فرآیند خط مشی گذاری تجاری سازی فناوری نانو شود.
هدف از این تحقیق بررسی نقش فرهنگ سازمانی در ارتقای تفکر انتقادی است تا با بررسی و تحلیل ارتباط بین این متغیرها بتوان مدل مناسب را در جهت ارتقای تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی ارائه کرد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش ترکیبی از روش کیفی و کمی استفاده شده است. از نظر نوع داده ها توصیفی و روش گردآوری داده ها دلفی/ پیمایشی می باشد که در جامعه آماری سی نفره از خبرگان دانشگاه های کشور و 320 نفری اعضای هیئت علمی شمال غرب کشور، صورت گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده با استفاده از مبانی نظری تحقیق و نظرات خبرگان، فرهنگ سازمانی مناسب جهت ارتقای تفکر انتقادی از 9 بعد، 42 مؤلفه و 75 گویه تشکیل می شود. نتایج تحقیق بیانگر آن است که بعد فرهنگ برنامه ریزی تأثیر معکوس در ارتقای تفکر انتقادی دارد، همچنین نتایج تحقیق بیانگر این است که فرهنگ غالب سازمانی در دانشگاهها فرهنگ علمی می باشد ولی فرهنگ فوق در وضعیت فعلی اثر معکوس در ارتقای تفکر انتقادی دارد. این نتیجه با در نظر گرفتن این موضوع که نمره تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی پایین تر از حالت متوسط می باشد، دارای همخوانی می باشد.
پژوهش حاضر با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری، به دنبال بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بوروکراتیک بر اینرسی سازمانی با توجه به نقش میانجی تنبلی اجتماعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 210 نفر از کارکنان استانداری ایلام است که 140 نفر برای نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش، از سه پرسشنامه استاندارد فرهنگ بوروکراتیک، اینرسی سازمانی و تنبلی اجتماعی استفاده شده است. تحلیل داده ها به کمک مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی و از طریق نرم افزار PLS انجام شد. نتایج نشان داد علاوه بر تأیید مدل پیشنهاد شده، مؤلفه فرهنگ بوروکراتیک بر اینرسی شناختی، رفتاری، شناختی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأثیر مثبت و معناداری دارد و متغیرهای ویژگی های کار، ویژگی های گروه و ادراک فرد نیز در رابطه بین فرهنگ بوروکراتیک و اینرسی سازمانی نقش میانجی را ایفا می کنند. پیشنهاد می شود به منظور مشارکت بهتر کارکنان در امور سازمان و افزایش تعهد و تلاش آنها برای دستیابی به اهداف سازمان، فرهنگ مشارکتی در استانداری ایلام تشویق و ترغیب شود. همچنین مدیران با افزایش مشارکت کارکنان و دخالت آنها در تصمیم گیری های مهم سازمانی زمینه کاهش تنبلی اجتماعی و اینرسی سازمانی را فراهم کنند.
در این مقاله ضمن تشریح مدل تجزیه و تحلیل چندمعیاره رضایت، به سنجش رضایت مسافران از خطوط ویژه اتوبوس شهر شیراز با استفاده از این مدل پرداخته می شود. این مدل از جمله تکنیک های تحلیل رضایت است که بر ضعف های موجود در روش های پیشین غلبه می کند و با تبدیل نظرها و قضاوت های بیان شده مشتریان (در پرسشنامه) به مدل های برنامه ریزی خطی و حل آنها، میزان رضایت و اهمیت هریک از ابعاد رضایت را در سازمان که نتیجه ادغام قضاوت های تک تک مشتریان است، اندازه گیری می کند. نتایج نشان می دهد معیارهای ظاهر، امکانات رفاهی و قابلیت اطمینان، از دیدگاه مسافران به ترتیب با مقادیر 5859/0 و 4140/0 بیشترین اهمیت را دارند و کمترین میانگین سطح رضایت 1 درصد بوده است. از طرفی زیرمعیارهای امنیت در اتوبوس، ایمنی در ایستگاه ها، ارائه خدمات مناسب در ساعات آخر شب، دسترسی به پایانه ها، ازدحام مسافر درون اتوبوس، وجود مسیرهای کافی خطوط ویژه اتوبوس در سطح شهر، بیشترین تأثیر را بر میزان رضایت مسافران را داشته است.
اخیرا نظام بودجه ریزی کشورها با حرکت به سوی بودجه ریزی بر مبنای عملکرد اصلاح شده است. این پژوهش در سال ۱۳۹۵ با هدف بهینه سازی بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در دانشگاه سیستان و بلوچستان انجام شد. داده های موردنیاز از واحد برنامه و بودجه دانشگاه گردآوری شد. سپس با توجه به نیازهای بودجه ای هر دایره در دانشگاه، مدل بهینه با استفاده از الگوریتم تراکم ذرات در نرم افزار Matlab پیاده سازی شد. پژوهش مذکور از نوع اکتشافی و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و تطبیقی است. نتایج نشان می دهد حوزه های پژوهشی، توسعه فناوری، پشتیبانی، فرهنگی و طرح و توسعه دانشگاه 18/1% از حجم کل بودجه را به خود اختصاص دادند و از کارایی لازم برخوردار بودند اما حوزه های آموزشی و دانشجویی که به میزان 81/9% از بودجه را داشتند از کارایی لازم برخوردار نبودند. بر اساس این نتایج می توان گفت که نحوه هزینه کرد بودجه درون دانشگاه ناکارا است.
مقدمه: یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی یکی از راهکارهای تحقق برنامه یکپارچه سازی فرآیندهای کاری در نقشه جامع علمی نظام سلامت است که بسیار مورد تأکید وزارت بهداشت می باشد. هدف این پژوهش شناسایی عوامل راهبردی مؤثر بر یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی و تعیین میزان تأثیرگذاری آنها می باشد. روش کار: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی پیمایشی است. نخست، با مرور پیشینه پژوهش عوامل راهبردی شناسایی و با نظرسنجی از 15 نفر از متخصصان کتابخانه های دیجیتالی که با روش گلوله برفی تعیین شدند، عوامل ارزیابی، تکمیل و با روش تاپسیس فازی رتبه بندی شدند. در نهایت، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته میزان تأثیرگذاری عوامل با نظر مدیران کتابخانه های علوم پزشکی تعیین شدند. مدل اندازه گیری عوامل راهبردی با روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار آموس ترسیم شد. یافته ها: تعیین ضریب تأثیرگذاری عوامل راهبردی بر یکپارچه سازی، توسط مسئولان کتابخانه ها با رتبه های اعلام شده به وسیله خبرگان پانل دلفی یکسان نمی باشند، اما همبستگی مثبت، با ضریب 6/0، بین آنها مشاهده می شود. از دید خبرگان شاخص تمرکز بر برنامه ریزی با وزن نرمالایز شده 150/0 بالاترین رتبه و از دیدگاه مسئولان کتابخانه ها شاخص سیاست های سازمان مادر با بار عاملی 97/0 تأثیرگذارترین شاخص می باشد. نتیجه گیری: عوامل راهبردی بر فرآیند یکپارچه سازی کتابخانه های دیحیتالی تأثیرگذارند. این عوامل عبارتند از: سیاست ها، راهبردها، الزامات، برنامه ریزی، اهداف و چشم اندازهای وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی کشور.
مقدمه: امروزه در مدیریت معاصر، مفهوم کیفیت زندگی کاری به موضوع اجتماعی عمده ای در سراسر دنیا مبدل شده است پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه هوش معنوی و سرمایه اجتماعی به عنوان دو متغیر مهم با کیفیت زندگی کاری کارکنان انجام گردید. روش کار: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر کنترل متغیرها غیر آزمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری 284 نفراز کارکنان دانشگاه آزاد واحد علوم پزشکی بودند. با توجه به جدول کرجسی مورگان، حجم نمونه 162 نفر و با نمونه گیری تصادفی طبقه ای، بر حسب جنس انتخاب شدند. ابزار گردآوری، پرسشنامه های استاندارد هوش معنوی کینگ و کیفیت زندگی کاری والتون، سرمایه اجتماعی ناهپیت و گوشال بود که روایی محتوایی داشته و پایایی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 89 درصد و82 درصد و 86 درصد محاسبه شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین مولفه های هوش معنوی و کیفیت زندگی کاری کارکنان(70/0r= و سطح معناداری000/0=p) وبین سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی کاری(83/0 r=و سطح معناداری 000/0p=) رابطه معنادار وجود داشت و این دو متغیر می توانند پیش بینی کننده کیفیت زندگی کارکنان باشند. نتیجه گیری: سهم هوش معنوی و سرمایه اجتماعی در پیش بینی کیفیت زندگی کارکنان متفاوت است. سرمایه اجتماعی64 درصد از تغییرات کیفیت زندگی کاری و هوش معنوی 40 درصد از تغییرات کیفیت زندگی کاری را پیش بینی می کنند.
مقدمه و هدف پژوهش : هدف از این پژوهش بررسی رابطه هوش فرهنگی و تعارضات سازمانی در میان کارکنان شبکه بهداشت و درمان دره شهر است.
روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی است که به شیوه میدانی انجام شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه تعارضات سازمانی دوبرین و پرسشنامه هوش فرهنگی آنک استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کارمندان شبکه بهداشت و درمان دره شهر در سال 1395 بود که بر اساس آمار اخذ شده 350 نفر بود. بر اساس جدول مورگان 184 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین، جداول فراوانی و نمودار و در سطح استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد بین هوش فرهنگی با تعارضات سازمانی با ضریب همبستگی 772/0- در سطح 01/0 α =، بین عامل فراشناختی با تعارضات سازمانی با ضریب همبستگی 729/0-، بین عامل شناختی با تعارضات سازمانی با ضریب همبستگی 712/0-، بین عامل انگیزشی با تعارضات سازمانی با ضریب همبستگی 717/0- و بین عامل رفتاری با تعارضات سازمانی با ضریب همبستگی 744/0- رابطه منفی معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گرفت با توجه به رابطه منفی و معنا دار بین هوش فرهنگی و تعارضات سازمانی لازم است که بستر فرهنگی لازم جهت کاهش تعارضات سازمانی کارکنان فراهم شود.
یکی از چالش های مهم سازمان ها، شکاف مشارکت در محیط کار و نحوه ایجاد انگیزش در کارکنانی است که کم ترین مشارکت و انگیزه را ذاتاً در فعالیت های کاریشان دارند. طبق بررسی هایی که در انجمن نرم افزارهای سرگرمی سال 2014 انجام شده، نزدیک به 71% بازیکنان بیشتر از 18 سال دارند. با توجه به این آمار می توان در سازمان ها از انواع خاص تر بازی ها، به نام بازی سازی رفتاری استفاده کرد. این فناوری نوعی فعالیت واقعی است که از طریق یک سیستم بازی مهارت-محور تعیین می گردد. بازی سازی رفتاری برجسته ترین پیشرفت برآمده از تحولات بازی و سرگرمی می باشد که به افزایش همگرایی معتقد است. این سازوکار معمولاً به فرآیند بهبود خدمات و سیستم به طوری که باعث افزایش انگیزش درونی، استفاده لذت بخش به همراه پشتیبانی تغییر رفتار با به کارگیری عناصر ویژه بازی ها، اشاره دارد. این ابزار یک مفهوم جدید است که از عناصر بازی های دیجیتال در برنامه کاربردی غیر بازی استفاده و راه حلی برای درگیر شدن کارکنان در رفتارهای فردی و اجتماعی پایدار، پیامدهای رفتاری مرتبط با تغییر رفتار کارکنان، توسعه مهارت ها و ارتقاء نوآوری می باشد. نتایج نشان می دهد که بازی سازی رفتاری موجب انگیزش کارکنان شده و مشارکت شخصی آن ها را تقویت می کند و اگر به صورت هدفمند طراحی گردد منجر به پیامدهای رفتاری اصولی در کارکنان می شود.