امروزه با تنگ تر شدن عرصه رقابت در فاکتورهای وفاداری مشتری، سازمان ها به دنبال راهی برای جذب و حفظ مشتریان هستند. هدف پژوهش حاضر، رتبه بندی عوامل مؤثر بر جذب و حفظ مشتریان در زنجیره تأمین محصول شرکت پتروشیمی استان ایلام با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP می باشد. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شد و برای تحلیل داده ها از نرم افزار Expert choice v11، Lisrel v10.20 و Excel v2016 استفاده شده است. هدف این پژوهش کاربردی است و از لحاظ ماهیت توصیفی پیمایشی میباشد. نتایج حاکی از آن است که با توجه به نتایج تحلیل عاملی نشان داده شده که عملکرد بازار، عملکرد مالی، کیفیت محصولات، ارزش ریالی و بازاریابی از عوامل مؤثر بر جذب مشتری در شرکت پتروشیمی ایلام می باشد. همچنین مؤلفه های همدلی، برآورده کردن انتظارات، قابل اعتماد بودن، پاسخگو بودن و بازخورد مشتری جزو عوامل مؤثر بر حفظ مشتری در شرکت پتروشیمی ایلام می باشند. نتایج رتبه بندی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی نشان داده شد که در بین مؤلفه های جذب مشتری، مؤلفه عملکرد بازار در رتبه اول و مؤلفه بازاریابی در رتبه پنجم قرار گرفته است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های بهسازی منابع انسانی با تأکید بر نظام شایسته سالاری در اداره های دولتی ایران انجام شد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش جزو پژوهش های کیفی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش، گروه تصمیم شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی است که به شیوه غیرتصافی (هدفمند) و روش گلوله برفی به تعداد 35 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختار یافته است که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد. یافته های پژوهش: طبق یافته ها 23 شاخص با 7 مؤلفه شایسته خواهی، شایسته سنجی، شایسته گزینی، شایسته گیری، شایسته گماری، شایسته داری و شایسته پروری برای مدل شایسته سالاری شناسایی و تأیید شد. 18 شاخص با 5 مؤلفه آموزش، کارراهه شغلی، ارزیابی عملکرد، انضباط و نظام پاداش برای بهسازی منابع انسانی شناسایی و تأیید شد. محدودیت ها و پیامدها: متغیرهای مختلف مزاحم، مانند آموزش منابع انسانی، در این پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفته و در پژوهش های بعدی باید شایسته سالاری و بهسازی منابع انسانی از این نظر مورد مطالعه قرار گیرد. پیامدهای عملی: شناخت مؤلفه های بهسازی منابع انسانی با رویکرد شایسته سالاری به سازمان های دولتی کمک می کند تا با توجه به نیاز و بر اساس عملکرد بهتر، افراد را به سمت های مختلف منتصب کنند. ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش به روش کیفی صورت گرفت و به همین دلیل با خبرگان دانشگاهی و سازمانی مصاحبه شد و مؤلفه ها به طور جامع بررسی شدند؛ بنابراین از این نظر دارای نوآوری است؛ زیرا پژوهشی که به طور جامع به این موضوع پرداخته باشد، پیدا نشد.
دانشگاهها به عنوان موتور محرک در دستیابی جوامع به ابعاد گوناگون توسعه نقش کلیدی ایفا میکنند. مهمترین سرمایه و مزیت رقابتی هر سازمانی نیروی انسانی آن است و در دانشگاه نیز کارکنان نقش اثرگذاری در چگونگی عملکرد دانشگاه دارند. هدف پژوهش حاضر، تبیین روابط بین سکوت سازمانی و تعهد سازمانی بر مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان است که با توزیع 132 پرسشنامه میان کارمندان دانشگاه، نتایج ما مبتنی بر روش معادلههای ساختاری نشان میدهد که سکوت سازمانی بر مسئولیتپذیری اجتماعی، و مسئولیتپذیری اجتماعی بر تعهد سازمانی اثر مثبت و معناداری دارند. همچنین نتایج بیانگر این است که سکوت سازمانی بر تعهد سازمانی از طریق متغیر میانجی مسئولیتپذیری اجتماعی اثر منفی و معناداری دارد. در پایان پژوهش پیشنهادهای پژوهشی و اجرایی بیان میشود.
سود پیش بینی شده یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی در بازار سرمایه است. ادبیات خاطر نشان ساخته که بیش اطمینانی مدیران از عوامل مؤثر بر دقت این پیش بینی ها است. به دلیل اتکای استفاده کنندگان به اطلاعات پیش بینی شده، بررسی آثار بیش اطمینانی بر دقت این پیش بینی ها دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با بکارگیری یک مدل نوین برای سنجش بیش اطمینانی مدیران عامل و از طریق تحلیل داده های مربوط به شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1386 تا 1395 به روش گشتاورهای تعمیم یافته ( GMM ) به بررسی اثر این سوگیری مدیریتی بر خطای پیش بینی سود می پردازد. نتایج حاکی از آن است که بیش اطمینانی مدیران عامل شرکت ها اثر مثبت و معناداری بر خطای پیش بینی سود دارد، به نحوی که مدیران بیش مطمئن سود پیش بینی شده را بیشتر از سود واقعی برآورد می نمایند. نتایج حاصل تائیدی بر یافته های پژوهش های پیشین است و خاطر نشان می سازد که بهتر است استفاده کنندگان اطلاعات به آثار منفی بیش اطمینانی مدیران بر قابلیت اتکای پیش بینی ها توجه نمایند.
هدف این پژوهش، تفکیک فعالیت های خلق ارزش مشترک از مسئولیت اجتماعی شرکت ها در بنگاه های ایرانی است. از طریق بررسی تجارب فعالیت های اجتماعی بنگاه های ایرانی، با تمرکز به اقداماتی که دارای ویژگی های خلق ارزش مشترک هستند، اقدام به بررسی نوع فعالیت های اجتماعی بنگاه های ایرانی گردید. به علت عدم وجود مدل مشابه، از نظریه داده بنیاد استفاده گردید تا با استفاده از تجارب عملی، به کشف مسیر پیموده شده در انجام اقدامات اجتماعی شرکت های ایرانی بپردازیم. تعداد 37 مصاحبه با مدیران و خبرگان مرتبط انجام گردید. مدل به دست آمده در این پژوهش، فعالیت های اجتماعی بنگاه های ایرانی را به شش دسته تقسیم می کند، که نشان دهنده اقدامات خلق ارزش مشترک بنگاه های ایرانی در یک طیف هستند. دو دسته اول، قابلیت خلق ارزش مشترک ندارند. چهار دسته دیگر، می توانند ارزش مشترک را با شدت و قابلیت اثرگذاری متفاوتی خلق نمایند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شرکت های ایرانی از چهار مسیر (بهبود وجهه عمومی از طریق اقدامات اجتماعی، کاهش ریسک ها و هزینه ها از طریق اقدامات محافظت از محیط زیست، افزایش درآمد از طریق خلق فرصت های کسب وکاری ناشی از حل مشکلات اجتماعی، و از طریق افزایش درآمد از طریق بهبود منافع انتقال یافته به یک گروه از ذی نفعان) به انجام اقدامات خلق ارزش مشترک می پردازند.
شرکتها همواره از طرف محیطشان تحت تاثیر عدم اطمینان های تحمیل شده قرار می گیرند. این عدم اطمینان ها، فعالیت های عملیاتی و گزارشگری آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر عدم اطمینان محیطی بر رابطه ترکیب موجودی مواد و کالا با سیاستهای اعتبار تجاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از بعد روش شناسی از نوع تحقیق های توصیفی- همبستگی است. بدین منظور داده های مورد نیاز از 80 شرکت عضو در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1387 تا 1396 جمع آوری گردیده است. روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه ها با استفاده از داده های تابلویی، رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته می باشد. عدم اطمینان در بازار محصول و کار مدیریت رابطه ترکیب موجودی کالا با اعتبار تجاری اعطایی را تضعیف می کند با توجه به اینکه سیستم اطلاعاتی باز است یعنی هم از محیط تاثیر می پذیرد و هم بر محیط تاثیر می گذارد عدم اطمینان محیطی نقش اساسی در ترکیب موجودی شرکت ها دارد.
هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین پیشران های مؤثر در برندسازی تجاری است. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نوع روش، تحقیق توصیفی پیمایشی است. این پژوهش ازنظر فلسفه، یک پژوهش قیاسی استقرایی و براساس رویکرد، کمّی و کیفی است. جامعه آماری پژوهش کلیه فعالان اقتصادی، سرمایه گذاران، مدیران، متخصصان و صاحب نظرانِ استان در بخش های صنعت و معدن و استادان دانشگاه استان لرستان هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در بخش کیفی، از مصاحبه برای شناسایی پیشران های برندسازی تجاری محصولات استان لرستان استفاده شده است. گفتنی است پس از تدوین مصاحبه و گردآوری اطلاعات آن، روایی و پایایی مصاحبه با استفاده از شاخص روایی محتوای نسبی CVR و شاخص پایایی کاپای کوهن آزمون شد. در بخش کمّی نیز ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. بدین شکل که پیشران های شناسایی شده در مصاحبه، در قالب پرسشنامه برای استفاده در روش دلفی فازی در اختیار اعضای نمونه قرار گرفت. برای سنجش روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش، از روش روایی محتوا و پایایی براساس میزان ناسازگاری استفاده شده که مقدار آن برابر با 038/0 بوده است. در خصوص شیوه تجزیه و تحلیل داده ها باید گفت در بخش کیفی پژوهش، از نرم افزار Atlas.ti و در بخش کمّی از روش Delphi Fuzzy استفاده شده است. نتایج پژوهش مشتمل بر شناسایی و اولویت یابی مهم ترین پیشران های برندسازی تجاری محصولات صنعتی استان لرستان است که درنهایت 20 عامل تعیین کننده در حوزه برندسازی محصولات صنعتی شناسایی شد.
سود گزارششده ازجمله اطلاعات مالی مهم است که در هنگام تصمیمگیری توسط افراد در نظر گرفته میشود. تحلیل گران مالی عموماً سود گزارششده را بهعنوان یک عامل برجسته در بررسیها و قضاوتهای خود مدنظر قرار میدهند. هدف این پژوهش مطالعه اثر مدیریت ریسک و حاکمیت شرکتی بر نوسان سود شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. پژوهش انجامشده از حیث هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی میباشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیهوتحلیل فرضیه ها از تحلیل پانلی کمک گرفتهشده است. بر اساس اطلاعات گردآوریشده از 157 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1388 الی 1394 فرضیه ها مورد آزمون قرار گرفت نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها حاکی از وجود رابطهی معنیدار و مثبت بین عدم اطمینان محیطی و نوسان بازده بود ولی بین حاکمیت شرکتی و نوسان بازده رابطهای وجود ندارد. همچنین عدم اطمینان محیطی بر رابطهای حاکمیت شرکتی و نوسان بازده اثر میگذارد.
هدف این تحقیق بررسی شناسایی رابطه بین نگهداشت وجه نقد و محافظه کاری حسابداری با تاکید بر نقش تعدیلگر سهامداران کنترلی می باشد. برای رسیدن به هدف می بایستی مبانی نظری و پژوهش های انجام شده در مورد نگهداشت وجه نقد و محافظه کاری حسابداری مورد بررسی قرار می گرفت تا اطلاعات مورد نیاز را به دست دهد. در این راستای مستند به مرور ادبیات موضوعی مربوط، چهارچوب ها و رویکردهای مختلفی برای سنجش مولفه محافظه کاری حسابداری و تطبیق آنها با مباحث موجود در شرکت های مورد مطالعه جهت سنجش سهامداران کنترلی شرکت ها مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد؛ که تعداد 121 نمونه شرکت در طی سالهای 1392-1396 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان می دهد که محافظه کاری حسابداری بر نگهداشت وجه نقدشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اثر داردو سهامداران کنترلی بر رابطه بین محافظه کاری حسابداری و نگهداشت وجه نقدشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اثر گذار است.
امروزه موضوع عملکرد تجاری از آن دسته مباحثی است که طی سالهای اخیر به شدت مورد توجه پژوهشگران و محققان اقتصادی قرار گرفته است و بدن شک مهمترین معیار سنجش موفقیت در شرکتهای تجاری به حساب میآید. در نتیجه، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوآوری در فناوری اطلاعات و شبکه دانشی بر عملکرد تجاری از طریق مدیریت استعدادها میباشد. جامعه آماری در این پژوهش شرکتهای صادرکننده برتر محصولات صنایع غذایی بود. برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و فرمول کوکران استفاده گردید و برای جمعآوری دادهها نیز پرسشنامه استاندارد بکار برده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم-افزار LISREL استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که نوآوری در فناوریاطلاعات و شبکه دانشی در این شرکتها از طریق مدیریت استعدادها تاثیر قابل توجه و معناداری بر عملکرد تجاری دارد. در حالی که تأثیر نوآوری در فناوری و شبکه دانش بر عملکرد به طور مستقیم بسیار ناچیز میباشد. شبکه دانش نیز تأثیر مثبت معناداری بر نوآوری در فناوری اطلاعات دارد. با تقویت نوآوری در فناوری اطلاعات و شبکه دانشی و همچنین مدیریت صحیح استعدادها میتوان به ارتقای عملکرد تجاری کمک نموده و از مزایای حاصل از آن استفاده نمود.
در این تحقیق رابطه بین نسبت سود به قیمت هر سهم (نسبت E/P) با رشد فروش آتی و ریسک سیستماتیک سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. هدف از تحقیق، تعیین این موضوع است که آیا سرمایه گذاران به کیفیت اطلاعات ارایه شده (سود هر سهم) توجه می کنند و انعکاس این موضوع در رشد فروش آتی شرکت و ریسک سیستماتیک سهام تجلی می یابد یا خیر؟ همچنین بررسی این مطلب است که آیا بین نسبت سود به قیمت هر سهم (E/P ) و رشد فروش آتی ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. نمونه این تحقیق شامل 146 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1395 می باشد و جهت آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون خطی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین سود به قیمت هر سهم (E/P) و رشد فروش آتی رابطه منفی وجود دارد. در حقیقت، شرکت هایی که نسبت سود به قیمت هر سهم (E/P ) بالاتری دارند، رشد فروش کمتری داشته اند. همچنین، نتایج تحقیق نشان می دهد که بین سود به قیمت هر سهم (E/P) و ریسک سیستماتیک (β) رابطه معکوس وجود دارد. در واقع، درشرکت هایی که نسبت E/P بالاتر بود، ریسک سیستماتیک (β) کمتری ملاحظه گردید. سایر یافته های تحقیق نشان می دهد که بین سود هر سهم (EPS) و رشد فروش آتی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج نمایانگر وجود یک رابطه معکوس بین سود هر سهم (EPS) و ریسک سیستماتیک (β) است.
توسعه فنّاوری اطلاعات ظرفیت های جدیدی را برای حوزه آموزش عالی فراهم آورده است، یکی از این ظرفیت ها «یادگیری الکترونیکی» است به طوری که پیاده سازی نظام های یادگیری الکترونیکی به یکی از مهمترین روندهای سرمایه گذاری کشورهای مختلف تبدیل شده است. پیاده سازی موفق این نظام ها زمانی تحقق خواهد یافت که آمادگی لازم در دانشگاه از نظر ابعاد مختلف انسانی، زیرساختی و محتوایی فراهم گردد. در این مقاله آمادگی منابع انسانی دانشگاه ها شامل یاددهندگان (استادان) و یادگیرندگان (دانشجویان) به عنوان یکی از مهمترین ارکان آمادگی یادگیری الکترونیکی در دانشگاه های کشور مورد بررسی قرار گرفته است. به همین دلیل، با بهره گیری از مطالعات اسنادی و نظر خبرگان، معیارها و سنجه های ارزیابی آمادگی منابع انسانی تعیین و وزن هر یک از معیارها محاسبه شده است و سپس بر اساس مدل حاصل میزان آمادگی منابع انسانی در 8 دانشگاه جامع کشور بررسی شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که در بیش از 25 درصد معیارهای مربوط به آمادگی دانشجویان و حدود 40 درصد از معیارهای مربوط به آمادگی استادان، امتیاز حاصل کمتر از حد متوسط بدست آمده است در عین حال میانگین آمادگی هر دو گروه در حد متوسط ارزیابی شده است. علاوه براین یافته های پژوهش عدم توازن میزان آمادگی در معیارهای مختلف را تأیید می کند، به همین دلیل ضرورت توجه جدی مدیران دانشگاه ها در برنامه ریزی برای افزایش آگاهی از مزایای نظام های یادگیری الکترونیکی، ایجاد سازوکارهای توانمندسازی مهارتی و ارتقای سطح دسترسی یادگیرندگان و یاددهندگان به امکانات شبکه ای مهم ترین برنامه های نظام دانشگاهی در افزایش میزان آمادگی منابع انسانی برای تحقق یادگیری الکترونیکی است.
ﻫﺪف ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و تبیین زمینهﻫﺎی علی و مداخلهای در توسعهی برند سازمانی اﺳﺖ. روششناسی: این پژوهش از نظر ﺷﯿﻮه ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ از ﻧﻮع آﻣﯿﺨﺘﻪ است. بدین منظور با مطالعات کتابخانهای و مصاحبههای دلفی با گروه نخبگان مرتبط با موضوع زمینهﻫﺎی علی و مداخلهای در توسعهی برند سازمانی شناسایی شد و ﺑﺎ ﺗﻨﻈﯿﻢ و اراﺋﻪ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪی محقق ساخته در یک مقیاس ۱ تا۱۰ درجهای جهت تعیین اﻫﻤﯿﺖ ﻫﺮ ﯾﮏ از ابعاد و گویهها در ﺟﺎﻣﻌﻪای از ﺧﺒﺮﮔﺎن و اساتید دانشگاهی در ﺣﻮزهی برند سازمانی ارزشدﻫﯽ ﺷﺪه و اوﻟﻮﯾﺖ ﻫﺮ ﮐﺪام از آنها ﺑﺮ اﺳﺎس آزﻣﻮن ﺗﺤﻠﯿﻞ وارﯾﺎﻧﺲ ﻓﺮﯾﺪﻣﻦ با کمک نرمافزار آماری « SPSS » ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪ. یافتهها: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎنداد که به ترتیب ابعاد در زمینهﻫﺎی علی: 1) مدیریت و رهبری، 2) شرایط سازمانی، 3) منابع انسانی و 4) شرایط فیزیکی سازمان؛ و همچنین در زمینهﻫﺎی مداخلهای:1) اقتصادی، 2) تولیدات علمی، 3) مزیت رقابتی، 4) مشتریمداری، 5) فرهنگی و اجتماعی، 6) ارتباطات و تبلیغات، 7) سیاسی، 8) ارزش جهانشمولی و 9) ورزشی و تفریحی؛ در هر کدام از ابعاد مذکور نیز گویههای شناسایی شده نیز اولویتبندی شدند.
اهمیت بیش ازپیش مشتری منجر به توجه روزافزون به مقوله ی مرتبط به آن شده است. یکی از مهم ترین این موارد سهم خرید مشتری است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر شخصیت برند بر سهم خرید مشتریان با نقش میانجی سازه های ارتباطی در صنعت خرده فروشی زنجیره ای است. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی به شمار می رود. جامعه ی آماری پژوهش شامل مشتریان فروشگاه زنجیره ای رفاه در شهر تهران هستند که با توجه به فرض نامحدود بودن جامعه آماری 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه در میانشان توزیع شده بود. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه استاندارد با طیف پنج گزینه ای لیکرت است که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی محتوا و تحلیل عاملی تائیدی مورد تائید قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که شخصیت برند فعال و مسئول بر رضایت و وفاداری مشتریان تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج نشان داد رضایت و وفاداری مشتریان بر سهم خرید مشتریان تأثیر مثبتی دارند؛ اما متغیر تعدیل گر سن بر رابطه ی رضایت مشتری و سهم خرید تأثیر نداشت. ازجمله مهم ترین پیشنهادهای پژوهش حاضر توجه به نوستالژی و قدمت برند و ایجاد بخش محصولات جدید و نوآور برای تداعی شخصیت مسئول و فعال است
تروریسم بی شک یکی از مسائل و مشکلات مهم جامعه کنونی است. با توجه به رابطه بین اقدامات تروریستی و دولت های مورد هدف واقع شده، می توانیم از نظریه بازی ها به عنوان روشی مناسب برای بررسی عملیات تروریستی و ضد تروریستی استفاده کنیم. در این پژوهش نشان می دهیم چگونه نظریه بازی ها به فهم ما از سیاست های تروریستی و ضدتروریستی کمک می کند. سپس با استفاده از نظریه بازی ها به مدلی از گروگان گیری می پردازیم. در آخر نیز باتوجه به وجود عدم اطلاع کامل میان دولت ها و تروریست ها با یک بازی اطلاعات نامتقارن مواجه هستیم. در این وضعیت با استفاده از بازی علامت دهی، بازی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
یکی از شاخص هایی که کیفیت سود را بهبود می بخشد، دوره تصدی حسابرس است، بنابراین هدف این پژوهش بررسی تأثیر دوره تصدی حسابرس بر کیفیت سود و همچنین بررسی نقش تعدیلی عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین دوره تصدی حسابرس و کیفیت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به همین منظور دو فرضیه تدوین و داده های مربوط به 128 شرکت عضو سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1389 الی 1394 مورد استفاده قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از روش داده های تابلویی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دوره تصدی حسابرس بر کیفیت سود تأثیر مثبت و معناداری دارد. به عبارتی، با افزایش دوره تصدی حسابرس، کیفیت سود نیز افزایش می یابد. همچنین نتایج این پژوهش نشان دادکه عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین دوره تصدی حسابرس و کیفیت سود تأثیر مثبت و معناداری دارد و با افزایش عدم تقارن اطلاعاتی، تأثیرمثبت دوره تصدی حسابرسی بر کیفیت سود تقویت می شود.
The purpose of this research was to identify and rank the factors influencing the design of the native model for assessing the effectiveness of the advertisement. Firstly, according to the research literature, the criteria and sub-criteria influencing the effectiveness of advertising have been extracted, then the Delphi triple stages were used that the panel included 20 professors and marketing experts and 30 experts from the banking industry as well as clients It is used to extract the final indexes. Then, using the Fuzzy AHP method, the ranking of the criteria is considered. The extracted criteria are: demographic characteristics, individual feelings and attitudes of the audience, apparent features of the message, message content, market characteristics, cultural, economic, design and nature of the service, advertising methods. The results of the ranking of the results showed that the methods of advertisement, the design and nature of the service, the apparent features of the message, the emotions and attitudes of the audience, the demographic characteristics, the content of the message, the economic, market characteristics, cultural, respectively ranked first to ninth dedicated.